نمایش مهره سرخ؛ نگاهی اسطوره‌ای به سرشت انسان‌ها، در جستجوی انسان ایرانی

  • 7 سپتامبر 2015 - 16 شهریور 1394
حق نشر عکس photo by Jim Carmody

نمایش "مهره سرخ"، نتیجه چند سال پژوهش و همکاری شاهرخ یادگاری آهنگساز، طراح صدا و کارگردان هنری ساکن سن دیگو و شاهرخ مشکین قلم، رقصنده، بازیگر و کارگردان تئاتر ساکن پاریس، آمیزه ای است از موسیقی، رقص، تئاتر، نقالی وپرده داری، برگرفته از داستان "رستم و سهراب" شاهنامه فردوسی با الهام از آخرین اثر حماسی سیاوش کسرایی، خالق منظومه "آرش کمانگیر".

این نمایش چندرسانه ای پس از گشایش در سن دیگو و سه اجرای موفق در جشنواره تیرگان امسال در تورنتو، روز شنبه ۲۹ اوت در"رویس هال" دانشگاه لس آنجلس به زبان فارسی و با زیرنویس انگلیسی به روی صحنه آمد.

نمایش "مهره سرخ" ضمن ارتباط با ریشه های عمیق فرهنگی ایرانی، با نوآوری و درقالبی تازه با تماشاگر مدرن و امروزی ارتباط برقرار می کند.

در این نمایش علاوه بر شاهرخ مشکین قلم بازیگر نقش سهراب، طراح رقص و لباس های نمایش، هنرمندان ارزنده دیگری چون افشین مفید (پسر بیژن مفید) و یکی از ستارگان کمپانی باله نیویورک، در نقش رستم، میریام پرز، رقصنده بین المللی باله فولکلور در نقش تهمینه، آیدا ساکی، از جوان ترین استعدادهای صحنه رقص در نقش گردآفرید نقش آفرینی می کنند.

قصه نمایش مهره سرخ

چراغ ها خاموش می شود. نمایش با نوای موسیقی شبیه به بانگ بیدار باش سازی ناشناخته و هرگزشنیده نشده باستانی آغاز می شود. در صحنه ای که با نور کمرنگی به میدان نبرد ابدی بشریت و سایه روشن های خیر و شر می ماند، درمقابل پرده هایی تو درتو که در زمینه این میدان خیالی آویخته شده، راوی (فاطمه حبیب زاد"گردآفرید") پارسی گوی - فردوسی - این بار درقالب زنی با جامه های فاخر ارغوانی رنگ، "با زیب و زینت و نیکو صورت وآراسته" پدیدار می شود.

حق نشر عکس photo by Jim Carmody

آوای موسیقی که انگار از دوردست قرن هایی برای همیشه ناپیدا به گوش می رسد، با سکوت های شمرده و تداوم ضرب آهنگ های سازهای کوبه ای به صدای نیرومند و درعین حال پرلطافت راوی پیوند می خورد. راوی که "بنام خدواند جان و خرد"نخستین قدم را برداشته، "پژوهنده روزگار نخست" و "بازجوینده سخن های گذشته" است و انگار در جستجوی رمزو راز رفتارو کردار بشری، معمای "راز حیات" و اسرار ازلی و ابدی انسانی قدم به هستی صحنه نمایش گذاشته است.

شاهرخ یادگاری، استاد موسیقی دانشگاه کالیفرنیا در سن دیگو، تحصیلات خود را در انستیتوی پژوهش و هماهنگی آکوستیک و موسیقی پاریس در فرانسه، انستیتوی تکنولوژِی و میدیا لابراتوار ماساچوست، "ام آی تی" و دانشگاه کالیفرنیا درسن دیگو به پایان رسانده است.

او در در رشته موسیقی و صداپردازی برای تئاتر با هنرمندان سرشناسی چون پیترسلارز، رابرت وودراف، آن هامیلتون و کریستین بروئر(خواننده سوپرانو و یکی از معروفترین ووکالیست های جهان) کار کرده است.

آقای یادگاری که از مدت ها پیش با شاهرخ مشکین قلم و کارهای هنری او آشنایی داشته می گوید: "پس از مدتی پژوهش در آثار منظوم ادبیات مدرن ایران، تصمیم گرفتیم نمایش موزیکال و چند رسانه ای را با الهام از آخرین شعر شاعر فقید معاصر - سیاوش کسرایی - برای اجرا آماده کنیم. این شعر توسط بی بی کسرایی (دختر شاعر) پیشنهاد شد و از آنجایی که هردوی ما به هنرهای مدرن با فرم های تازه و تجربه نشده علاقمندیم از این پیشنهاد استقبال کردیم و تصمیم گرفتیم این منظومه را اساس کار خودمان قرار بدهیم."

حق نشر عکس photo by Jim Carmody

آقای یادگاری می گوید شعر بلند کسرایی، از اتفاقات حواشی انقلاب ۵۷ ایران و از مسائلی سخن می گوید که هنوز هم مطرح هستند: "مهره سرخ دشواری های گذشته را از یاد نمی برد ولی با باری از امید و مسئولیت از مخاطب می خواهد که به امروز ایران توجه کند. کسرائی داستان را به گونه ای نوشته که با هر ایرانی که زندگی اش در اثر انقلاب دگرگون شده رابطه برقرار کند. او نگاهی ژرف اندیش و خردمندانه به گذشته خود و گذشته ایران دارد "تا عاشقان مباد کزین پس خطا روند - با این چراغ سرخ به ره آشنا روند". درواقع شاهنامه فردوسی و مهره سرخ هردو خردمندی و خردورزی را چراغی برای آینده می بینند."

موسیقی "مهره سرخ" هم مثل بسیاری دیگر از عوامل این نمایش، آمیزه ای است از عواملی از موسیقی قدیمی و سنتی ایرانی با استفاده از فرم و پرداختی جدید. یعنی نزدیک سازی و ادغام نمادهای وابسته به زیباشناختی و اصول موسیقی سنتی ایرانی و نواهای موسیقی منطقه ای سرزمین پهناور ایران با موسیقی مدرن و الکترونیکی بدون ازدست دادن اصالت و هویت هریک از این دو فرم موسیقی.

"در این راه کوشیده ام با استفاده ازسازهای سنتی و قدیمی چون بالابان، تنبور، سرنا، دف و تمبک درکنار ابزار موسیقی غربی چون ویولن، ویولنسل و اصوات الکترونیکی، به فرم تازه ای از موسیقی و صدا برسم. فرآورد بدست آمده، موسیقی است از یک سوفریبنده و وسوسه انگیز و از سویی دیگرخودکاونده و درون نگر و سرشار از فرازگاه هایی هیجان آور، پرانرژی و شورانگیز که عمدتا جهت خلق زمینه های مناسبی برای روایتگری و رقص ساخته شده است."

هم سویی با "سهراب" نمایش

شاهرخ مشکین قلم می گوید مهره سرخ یکی از پرکارترین و عظیم ترین پروژه هایی است که از لحظه پیش پندار تا آفرینش و بعد هم در مراحل مختلف تکوین و تکمیل آن زحمات زیادی کشیده شده است.

او می‌گوید: "درحقیقت جمع کردن این همه آدم که هرکدام برای خودشان اسم و رسمی دارند کاربسیار مشکلی بوده است. ازجمله افشین مفید که در نقش رستم، بازی بی نهایت زیبایی ارائه می دهد. افشین که یکی از بهترین رقصندگان باله کلاسیک و از شاگردان درجه یک "جورج بالانشین" بوده، بعد از بیست سال سکوت با اصرار ما حاضر شد به صحنه برگردد."

شاهرخ مشکین قلم، تحصیل کرده رشته تئاتر و تاریخ هنردر پاریس و از شاگردان آریان موشکین - یکی از مهم ترین و مطرح ترین کارگردانان تئاتر قرن بیستم- می گوید از طریق تئاتر آموخته که چگونه رقص را از حرکت به پیام و صدا تبدیل کند.

حق نشر عکس photo by Jim Carmody

"من پیش از این هم طراحی هایی روی نقش سهراب شاهنامه کرده بودم اما نگاه سیاوش کسرایی به داستان، دیدگاه های مرا نسبت به این اسطوره عوض کرد. یعنی با سهراب این نمایش یک احساس همسویی پیدا کردم. این که او دادخواهی می کند و می خواهد بداند چطور به چنین سرنوشت شومی محکوم شده است. در این دادخواهی سهراب از فردوسی می پرسد چطور توانسته درشاهنامه اش به این سرعت ازچنین واقعه ای بگذرد؟ چرا نقش سهراب تا این حد کمرنگ است؟ چرا به تراژدی نیرومندی چون این تا این حد ضعیف پرداخت شده؟ چرا هیچکس با خواندن این قصه از شخصت رستم مواخذه نمی کند؟"

قصه مهره سرخ ، تراژدی سوء تفاهم ها

گردآفرید - بازیگر نقش راوی - که در اقتباس و تنظیم متن در بخش هایی که به اشعار فردوسی مربوط می شود با شاهرخ یادگاری همکاری داشته، قصه رستم و سهراب را تراژدی ناشناخته ها وسوء تفاهم ها می داند.

"شاید هم تراژدی ناآگاهی. علیرغم برخی تفسیرها من رستم را به هیچوجه سمبل استبداد نمی بینم. همانطورکه سهراب هم نماینده یک جوان مظلوم و بی دفاع نیست. سهراب شاهنامه درمقابل جوانان مظلومی چون "سیاوش" و حتی "ایرج" بیشتر نقش مهاجم و حتی متجاوزگری به مرزهای ایران را دارد. چون به عقیده من این جوانان دوره ضحاک هستند که جان و روان و اندیشه شان بی رحمانه تباه شده است. این ضحاک است که به صورت حکومت دیکتاتور و جوان کش در شاهنامه خودنمایی می کند."

"به نظر من رستم درحافظه هزاران ساله ملتی باخاطره دلاوری ها و جان فشانی هایش برای حفظ میهن و امنیت جوانان آن مرز و بوم زیسته است. سهراب اما قابل ترحم است. چون او هم مانند رستم یک قربانی و هردو اسیر و قربانی خدعه ها و دسیسه های بیشماری هستند."