نامه ای از لندن: «دیگران یا دشمنان؟»

حق نشر عکس bbc
Image caption تصویر پروفسور آلیس رابرتز (Professor Alice Roberts) استاد دانشگاه بیرمنگام که از مقامات آموزش و پرورش خواست که در مدرسه ها تدریس اعتقاد به «خلقتگرایی» در موازاتِ بحث علمی «تکامل» را ممنوع کنند.

من، بندۀ حقّ هم، مثل بیشتر مردم، تصدیق می کنم که هر زبانی به زبانی دیگر قابل ترجمه هست، امّا در عینِ حال، فکر می کنم که در موردِ بهترین ترجمه ها هم گاهی یک «امّا»هایی پیش می آید که به خودِ کلمه ها ربطی ندارد، و مربوط به بار فرهنگیِ آنهاست.

برای مثال می پرسم: کلمۀ انگلیسی «تالِرِنس» (tolerance) (۱) را در فارسی به چی یا به چیها ترجمه می کنیم؟ در فرهنگهای انگلیسی به فارسی آن را به مدارا، تحمّل، بردباری، سعۀ نظر، و اغماض ترجمه کرده اند. در بسیاری از موردها در ترجمه همان کلمۀ «مدارا» مناسب می افتد.

به یک انگلیسی میانه سالِ مسیحی مؤمن می گویی: «به عقیدۀ من، کتاب مقدّس (۲) کلام خدا نیست، کلام آدمهایی است که خیال کرده اند، یا خواسته اند دیگران خیال کنند، که خدا خودش آن پیغامها را به شخص آنها داده است و از آنها خواسته است که پیغامهایش را عیناً به مردم برسانند تا به راه راست هدایت شوند!»

این را می گویی، و آنوقت، برای اثبات عقیده ات تا می توانی و لازم می دانی، دلیل و برهان می آوری، و وقتی خاطر جمع شدی که برای همصحبتِ انگلیسی «علم» را به جای «ایمان» بر تخت فرمانروایی «فکر» نشانده ای، ساکت می شوی و نفس تازه می کنی.

Image caption تصویر «ریچارد داکینز» (Richard Dawkins)، استاد دانشگاه آکسفورد و نویسندۀ کتاب «خدای موهوم»، که با مذهب «مخالف» است، امّا با هیچکس «دشمن» نیست.

و تازه، همصحبت انگلیسیِ تو، که در تمام این مدّت، ساکت و با دقّت، با همان لبخند گرم همیشگیش به حرفهای تو گوش داده است، با لحن گرم همیشگیش می گوید: «بله، درست است. از زاویه ای که شما به موضوع نگاه می کنید، حرفتان کاملاً دُرُست و منطقی است. امّا چون من از زاویۀ دیگری به موضوع نگاه می کنم، هنوز هم می بینم کتاب مقدّس برایم چیزهایی دارد که حرف هرکس باشد، به من آرامش می دهد، از جمله بعضی از مزمورهای عرفانیِ منسوب به داوود!»(۳)

و حالا تازه همصحبتی شما، که تصادفاً «علم گرا» هستید، و آن انگلیسی که «علم شناس»، و در عینِ حال «ایمان گرا»ست، گرم تر و دلپذیر تر می شود و می نشینید و از زاویه های خودتان دربارۀ عرفان مذهبی و غیر مذهبی حرف می زنید.

حق نشر عکس Getty
Image caption یکی از موردهایی که مشمول خط مشی «مدارا بردار نبودن» (Zero Tolerance) می شود، رفتار نژاد پرستانه در حیطۀ «ورزش» است: «نژاد پرستی را تحمّل نکنید».

و حالا تازه احساس می کنی که کلمۀ «مدارا» برای تو و همصحبت انگلیسی تو در «لفظ» یکسان است، امّا در «معنی» با هم خیلی فرق می کند. و گرنه چه طور است که می بینی یک ایستگاه تلویزیون دارد برنامه ای از یک علم شناسِ علم گرایِ لامذهبِ «مُلحِدِ» نشان می دهد، که می گوید:

«من با مذهب به این دلیل مخالفم که با تعلیماتش می خواهد ما به نشناختنِ عالم هستی و حیات راضی باشیم» (۴)، و یک ایستگاه دیگر برنامه ای دارد از یک «خلقت گرا»ی (۵) متعصّب که مثل اجداد دوسه هزار سال پیشِ خودش، معتقد است که خدا عالم هستی و حیات و انسان را یکجا در ۶۰۱۵ سال پیش (۶) خلق کرد، و از حرفهای کفرآمیزِ اوّلی آسمان به زمین نمی آید و ملّت و مملکت و حکومت، با «مدارا» و اطمینان خاطر، به کارهای خوب و بد خودشان ادامه می دهند.

در «ذهن فرهنگی» یا در «فرهنگ ذهنیِ» من، نمی دانم در کدامیک ، «مدارا» چیزی است که به گفتۀ لسان الغیب «حافظ»(۷)، آدم با «دشمنان» می کند، نه با «دیگران»، و چیزی که آدم با «دوستانِ» لابُد همعقیده و همدینِ خودش می کند، «مروّت» است و مردی و جوانمردی.(۸)

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.

___________________________________________________________ ۱-tolerance) مدارا ): البتّه باید توجّه داشته باشیم که همین انگلیسیهایی که در مورد مذهب، عقاید سیاسی، و حقوق فردی مردم خیلی «مدارایی» هستند، در مورد چیزهایی که تجاوز به حقوق انسانی دیگران باشد، اصلاً ذرّه ای «مدارا» را جایز نمی دانند. در دهۀ آخر قرن بیستم برای جلوگیری قاطعانه از هرگونه چشم پوشی و گذشت در مورد نقض بعضی از مقرّرات اجتماعی خطّ مشیی با عنوان «zero tolerance policy» وضع شد که در فارسی می توانیم به آن «موارد قطعی بودن مجازات» بگوییم، یا هر عنوان جامع تر و بهتری که شما پیشنهاد کنید. ترجمۀ تحت اللفظی آن «خط مشی صفر مدارا»ست!

۲- کتاب مقدّس (The Holy Bible) شامل کتاب «عهد عتیق» یهودیان و کتاب «عهد جدید» مسیحیان است. مهمترین بخش عهد عتیق «اسفار پنجگانۀ» موسی، و صد و پنجاه «مزمور داوود»، و مهمترین بخش عهد جدید «چهار انجیل» است.

۳- در کتابی با عنوان (Everyday Mysticism: Meeting God Face to Face): «عرفان روزمرّه: دیدار رو در رو با خدا»، نوشتۀ «ریچارد گریبل» (Richard Gribble) آمده است که در «مزامیر داوود» نه تنها دربارۀ نزدیکی انسان و خدا سخن گفته می شود، بلکه خواندنِ مزمورها انسان را به خدا نزدیک می کند. خواننده احساس می کند که خودش گویندۀ دعا در مزمورشده است. ولی هستند صاحبنظرانی که معتقدند ذهنیت یهودی به علّت یکتاپرستی، خشک و انعطاف ناپذیراست و تمایل به واقعیت گرایی مادّی و وابستگی به سنّت، نمی تواند خود را به تفکّر عرفانی بسپارد. نمی دانم.

۴- گویندۀ این سخن «ریچارد داکینز» (Richard Dawkins)، استاد دانشگاه آکسفورد، زیست شناس و صاحبنظر در رفتارشناسی حیوانی، و مؤلّف کتاب «خدای موهوم» (Delusion of God) است.

۵- اصطلاح «خلقت گرا» را به معنی «Creationist» به کار برده ام. دیده ام که در فارسی امروز هم اصطلاح «خلقتگرایی» را به کار می برند، هم «آفرینشگرایی» را.

۶- خلقتگرایان بر اساس تاریخهای ذکر شده در کتاب عهد عتیق، از خلقت عالم و آدم تا تولّد حضرت عیسی را این طور محاسبه کرده اند: از حضرت آدم تا سام (Shem) در حدود ۱۰۵۶ سال، از سام تا طارَح (Terah) در حدود ۳۲۰ سال، از طارح تا ابراهیم (Abraham) در حدود ۱۳۰ سال، از ابراهیم تا ورود اسرائیل به مصر در حدود ۲۹۰ سال، دورۀ اقامت در مصر در حود ۴۳۰ سال، از خروج از مصر تا بنای معبد سلیمان در حدود ۴۹۷ سال، جمعاً از خلقت عالم تا بنای معبد سلیمان در حدود ۳۲۰۸ سال، در نتیجه عمر عالم هستی از خلقت تا امروز در حدود ۶۰۱۵ سال.

۷- خواجه حافظ شیرازی در غزلی با مطلع «دل می‌رود ز دستم، صاحب دلان خدا را / دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا» می گوید: «آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است / با دوستان مروّت، با دشمنان مدارا.» به نظر می آید که بعضی از شاعران قدیم معتقد بودند که زردشتیها و مسیحیها (ولابد همۀ پیروان مذهبهای دیگر «دشمن» خدا هستند، و بنابراین دشمنان خدا را دشمن مسلمانان می دانستند. اگر این طور نبود، شاید سعدی شیرازی، استاد سخن فارسی، در مقدّمۀ «گلستان» نمی گفت: «ای کریمی که از خزانه غیب / گبر و ترسا وظیفه خور داری / دوستان را کجا کنی محروم،/ تو که با دشمن این نظر داری!» البتّه سعدی هم نصیحت می کند که با دشمن چنان «مدارا» کن که انگار دوست او هستی، و آنوقت منتظر فرصت باش، و همینکه فرصت پیش آمد، معطّلش نکن و پوستش را بکن! عین سخن او در باب اوّل «بوستان» این است: «عدو را به فرصت توان کند پوست / پس او را مدارا چنان کن که دوست.»

۸- کلمۀ «مُروّت» مأٔخوذ از «مَرء» [یعنی مَرد]عربی است، به معنی مردی، مردانگی، جوانمردی، بزرگواری، انصاف، عیاری، رجولیت، فتوّت. (لغتنامۀ دهخدا).

مطالب مرتبط