سربازان فراری آمریکایی که در کره شمالی ستاره سینما شدند

حق نشر عکس Getty Images
Image caption پل آزادی خاک کره جنوبی را به "نوار مرزی حائل" بین دو کشور متصل می کند. عبور از این پل بسیار خطرناک است ولی به یکی از یادگارهای تاریخی منطقه بدل شده است

پنجاه سال پیش چارلز رابرت جنکینز٬ سرباز آمریکایی از کره جنوبی به کره شمالی گریخت و در این کشور منزوی به ستاره سینما بدل شد.

مدار جغرافیایی ۳۸ درجه که به شکل قراردادی خاک شبه جزیره کره را به دو قسمت شمالی و جنوبی تقسیم کرده هنوز هم یکی از نظامی ترین نقاط کره زمین است.

اما در دهه شصت میلادی و اوج جنگ سرد زمانیکه فقط یک دهه از پایان جنگ خونین بین دو کره گذشته بود، این نوار مرزی خط مقدم یک جنگ ایدئولوژیک بین کره شمالی کمونیست (جمهوری دمکراتیک خلق کره) و کره جنوبی مورد حمایت آمریکا بود.

مرز دو کشور که نوار حائل غیرنظامی نام گرفته هیچ شباهتی به یک منطقه غیرنظامی نداشت. تمام اراضی این نوار حائل مین گذاری شده بود و هر از چند گاه بین نیروهای مرزی دو کشور درگیری مسلحانه روی می داد.

در ژانویه ۱۹۶۵ و در اوج تنش بین دو کره، سربازی آمریکایی به نام چارلز رابرت جنکینز اهل کارولینای شمالی ماموریت گشت خود را ترک کرد، یک تفنگ ام ۱۴ خالی را برداشت و شروع کرد به عبور از نوار مرزی حائل بین دو کشور. او نگران بود که ممکن است برای جنگ به ویتنام اعزامش کنند و حدس می زد که در صورت فرار به کره شمالی به زودی او را به آمریکا مسترد خواهند کرد. با چنین ذهنیتی سفر پر مخاطره ای را شروع کرد که زندگی او را برای همیشه دگرگون ساخت.

پس از دستگیر شدن توسط نظامیان کره شمالی او ۳۹ سال بعدی زندگی خود را در آن کشور در حالت نیمه اسارت طی کرد. از سال ۱۹۶۲ سه سرباز آمریکایی دیگر از محل ماموریت خود در مرزهای کره جنوبی گریخته و به شمال رفته بودند. چارلز رابرت جنکینز همراه این سه نفر در یک اتاق کوچک و زیر نظر و کنترل شدید ماموران کره شمالی زندگی می کرد.

زندگی این چهار سرباز آمریکایی در کشور بسته و منزوی کره شمالی گاه لحظات خطرناکی هم داشت ولی در مجموع مملو از یکنواختی های انطباق با زندگی در یک محیط بیگانه بود که تعداد انگشت شماری خارجی آن را تجربه کرده بودند.

چارلز رابرت جنکینز در خاطرات خود از آن دوران که در سال ۲۰۰۹ با عنوان "کمونیست اجباری" منتشر شد، یادآوری می کند که آنها برای فرار از ملالت یکنواختی و برای "تفریح و سرگرم کردن خود" گاه کارهای خطرناکی می کردند: مثل "دزدیدن اموال دولتی، و یا کوهنوردهای کله خرانه و آویزان شدن به صخره های لبه پرتگاه".

او می گوید:"این قبیل کارها تنها راه گریز از آن شرایط بود، چون ما احساس می کردیم که داریم می میریم."

مثل تمام شهروندان کره شمالی برای این آمریکایی ها نیز "راهنما" هایی تعیین شده بود تا جلسات منظم انتقاد از خود را اجرا و از این طریق آنها را کنترل کنند.

چارلز رابرت جنکینز می گوید:"آن حرامزاده های بی رحم چنان از من و بقیه آمریکایی ها متنفر بودند که حاضر نبودند با ما مثل انسان رفتار کنند و زندگی ما را مثل جهنم کرده بودند."

ضرب و شتم و فشارهای روانی متداول بود اما همیشه به این اسرا غذای خوبی داده می شد چون در عکس های پوسترهایی تبلیغاتی که حکومت شمالی برای سربازان دشمن در نوار مرزی پخش می کرد، باید ظاهر خوب و سالمی می داشتند.

حق نشر عکس Chosun Art Film
Image caption کیم جونگ ایل رهبر سابق کره شمالی عاشق سینما بود و دستور داد یک کارگردان مشهور کره جنوبی را بربایند تا به زور برای او فیلم بسازد

اما گذشته از انواع و اقسام فشارها، از جمله بازجویی های مکرر و یا رویارویی با نفرت مردم کره شمالی، عجیب ترین نکته در مورد زندگی اسرای آمریکایی این است که تمام آنها در مقطعی از زندگی خود در کره شمالی ستاره سینمایی بودند.

غریبه هایی در سرزمین غریب

حکومت کیم ایل سونگ اولین بار به فکر استفاده از جیمز جوزف درزناک در تبلیغات نظامی افتاد.

او که مرد رشیدی بود ماه مه ۱۹۶۲ از واحدهای ارتش آمریکا مستقر در نوار مرزی گریخته و به کره شمالی رفته بود. صدای او را ضبط و در بلندگوهای غول پیکری که در حاشیه نوار مرزی حائل وجود داشت برای سربازان آمریکایی در آن سوی مرز پخش می کردند.

او در این سخنرانی ها کره شمالی را به عنوان مدینه فاضله ای توصیف می کرد که سربازان آمریکایی دیگری که از سرمشق او پیروی کنند می توانند در آن زندگی باشکوهی داشته باشند.

کره شمالی مثل سایر کشورهای کمونیستی آن دوران، قدرت سینما به عنوان ابزار تبلیغاتی مهم را می شناخت. به خصوص در سالهای دهه هفتاد میلادی سینما برای کیم جونگ ایل بسیار مهم شد که تلاش می کرد احترام و موقعیتی به اندازه پدرش کیم ایل سونگ به دست بیاورد.

او کارگردان های کره ای را برای تحصیل به کشورهای خارجی فرستاد، در مورد اهمیت سینما در مبارزه انقلابی کتابی نوشت و تعدادی از مهمترین فیلم های تبلیغاتی رژیم کره شمالی را کارگردانی کرد.

او در تولید "آثار کلاسیک و جاودانه" سینمای کره شمالی نقش مهمی داشت. یک نمونه آن "دختر گلفروش" محصول ۱۹۷۲ است که ادعا می شود براساس داستانی به قلم کیم ایل سونگ ساخته شده است.

داستان آن بررسی نقش زمینداران قبل از "آزاد سازی" کره توسط نیروهای کمونیست است. تصویر هونگ یونگ هویی بازیگر اصلی آن تا سال ۲۰۰۹ روی اسکناس های کشور چاپ می شد.

در سال ۱۹۷۸ کار روی یک طرح سینمایی بزرگ که در نهایت به تولید ۲۰ قسمت از یک داستان حماسی - تاریخی انجامید با عنوان "قهرمانان گمنام" شروع شد.

این مجموعه فیلم به خوبی موضع کره شمالی در مورد جنگ سرد را نشان می دهند. با توجه به اینکه در کره شمالی هنرپیشه ای با شکل و شمایل غربی وجود نداشت تصمیم گرفته شد که چهار سرباز اسیر آمریکایی در این مجموعه سینمایی نقش شخصیت های پلید غربی را بازی کنند.

چارلز رابرت جنکینز نقش دکتر لکتون، یک جنگ افروز و کاپیتالیست را بازی می کند که هدفش ادامه دادن به جنگ و سود اندوزی شرکت های اسلحه سازی آمریکایی است.

جوزف درزناک٬ سرباز آمریکایی دیگر، نقش آرتور یک فرمانده بی رحم اردوگاههای اسیران جنگی را بازی می کرد.

Image caption جیمز جوزف درزناک همراه با خانواده ای که در کره شمالی تشکیل داد هنوز در آن کشور زندگی می کند

لری ابشایر، سرباز آمریکایی دیگر، نقش کارل دستیار این دو شخصیت اهریمنی را بازی می کرد. و سرباز چهارم به نام پریش، نقش لویز یک افسر ایرلندی تبار را بازی می کرد که از اشغال کشور مادری اش توسط بریتانیا نفرت داشت.

ایفای این نقش توسط پریش به نفع او تمام شد. شخصیت او در فیلم بالاخره ارتش بریتانیا را رها کرده و به مبارزه مردم کره شمالی می پیوندد. به همین خاطر مردم در خیابانهای پیونگ یانگ با او مثل یک قهرمان کمونیست واقعی رفتار می کردند.

زندگی بازیگر

نکته خنده دار این برنامه ریزی در این بود که هر چهار سرباز آمریکایی که هیچکدام حتی تحصیلات دبیرستانی را تمام نکرده بودند، از موقعیت نیمه اسارت به حضوری پر رنگ و دائمی در سینمای کره شمالی رسیدند.

چارلز رابرت جنکینز در بخش دیگری از خاطراتش می گوید: "پس از اولین فیلم (قهرمانان بی نام) وقتی مردم من را در خیابان می دیدند هیجان زده فریاد می زدند هی دکتر کلتون. و حتی گاهی از من امضا می گرفتند."

او در فیلم های زیادی بازی کرد و آخرین مورد آن فیلمی به نام "پوئبلو" در سال ۲۰۰۰ یعنی آخرین سالهای اقامتش در کره شمالی بود.

ماجرای آن فیلم حمله نیروهای کره شمالی به ناو آمریکایی به نام یو اس اس پوئبلو و تسخیر آن بود که در سال ۱۹۶۸ اتفاق افتاد.

این ناو هنوز هم در موزه جنگ آزادیبخش سرزمین مادری در شهر پیونگ یانگ در معرض نمایش است. ولی در اکثر فیلم های دیگر اگر با دقت نگاه کنیم می بینیم شخصیتی که این سربازان هنرپیشه شده بازی می کنند بیشتر جنبه کمدی دارد.

جوزف درزناک در دوره طولانی زندگی خود در کره شمالی به یکی از چهره های دائمی سینمای آن کشور بدل شد.

یکی از فیلم های مهمی که او در آن نقش یک ژنرال را بازی می کرد "پنج عصر تا پنج صبح" نام دارد. ماجرای فیلم ماموریت دشوار یک واحد نظامی کره شمالی برای نفوذ به منطقه دشمن و قطع ارتباطات نیروهای آمریکایی تحت فرمان ژنرال پلیدی است که درزناک نقش او را بازی می کند.

برای اجرای این ماموریت فقط ۱۲ ساعت وقت هست. در نهایت نیروهای کره شمالی با اتکا به رشادت و قهرمانی سربازان می توانند جلوی پیشروی نیروهای آمریکایی را بگیریند که از روی حماقت قبل از شروع عملیات خبر آن را در رسانه ها منتشر کرده بودند.

سربازان آمریکایی علاوه بر ظاهر شدن در فیلم ها مجبور بودند برای ارضای اعتیاد کیم جونگ ایل به سینما نیز وظایف دیگری هم انجام دهند. رهبر وقت کره شمالی بایگانی بزرگی از فیلم های آمریکایی داشت، در شرایطی که هیچکس در آن کشور حق تماشای آنها را نداشت.

یکی از وظایف این آمریکایی ها پیاده کردن نوار مکالمات فیلم ها به صورت نوشته بود. بعد این نوشته ها ترجمه می شد و به صورت زیرنویس به فیلم های کلکسیون کیم جونگ ایل افزوده می شد.

بخش های مختلف و پراکنده از نوار صوتی هر فیلم به یکی از سربازان داده می شد تا هیچیک نتوانند داستان و مفهوم کامل فیلم ها را متوجه شوند. رابرت جنکینز با علاقه قسمت هایی از مکالمات فیلم "مری پاپینز" را به یاد می آورد ولی به هیچ وجه اطلاع نداشت که مربوط به چیست؟

سرنوشت این چهار سرباز آمریکایی در دوران اسارت یا اقامت در کره شمالی به اشکال گوناگونی رقم خورد.

لری ابشایر در سال ۱۹۸۳ و در سن چهل سالگی بر اثر حمله قلبی در پیونگ یانگ درگذشت. پریش به خاطر بیماری کلیه در سالهای دهه نود مرد. چارلز رابرت جنکینز با یک زن ژاپنی که برای آموزش زبان ژاپنی به جاسوسان کره شمالی ربوده شده بود، ازدواج کرد.

در سال ۲۰۰۴ پس از توافق بین کره شمالی و ژاپن برای آزادی ربوده شدگان ژاپنی، او و همسرش توانستند به ژاپن بروند. او که به خاطر بی لیاقتی از ارتش آمریکا اخراج شده به زندگی در ژاپن ادامه می دهد.

اما جیمز جوزف درزناک همراه با خانواده ای که در کره شمالی تشکیل داد هنوز در آن کشور زندگی می کند و قصد بازگشت به آمریکا را ندارد. زندگی او و مناسبات پیچیده اش با چارلز جنکینز به خوبی در یک فیلم مستند با عنوان "عبور از مرز" به تصویر کشیده شده است.

جوزف درزناک در این مستند می گوید:"اینجا واقعا خانه من است و با هیچ چیز دیگری عوضش نمی کنم."