آزاده دواچی: سکوت کردم چون زن بودم

بی‌بی‌سی فارسی مانند سالهای گذشته، امسال هم صفحه ویژه‌ای درباره زنان خواهد داشت با عنوان ۱۰۰ زن. به همین مناسبت از زنان موفق جامعه خواسته‌ایم که مطلبی کوتاه با این عنوان برای‌مان بنویسند: اگر زن نبودم؛ یادداشتی درباره خودشان و اینکه با توجه به جایگاه اجتماعی که اکنون دارند که شاید به دلیل زن بودن برای رسیدن به هدفشان دشواری‌های فراوانی را پشت سرگذاشته که احتمالا همکاران مردشان کاملا از این مشکلات به دور بودند، اگر زن نبودند در چه موقعیتی قرار داشتند.

آزاده دواچی٬ شاعر و فعال حقوق زنان از ترس و احساسات یک زن می‌گوید و اینکه اگر زن نبود، شاید این هراس‌ها را نداشت.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

حق نشر عکس o

نوشتن از تجربه های زنانه کار آسانی نیست، به خصوص وقتی که به عنوان یک زن از کودکی طوری تربیت شده باشی که حتی بیان مسائلی در خصوص جنسیتت و زنانگی ات تابو محسوب شود.

همین امر یعنی ترس از بیان احساسات و عواطف زنانه از یک سو و از سوی دیگر تابو بودن بیان هر نوع رفتاری خلاف میلت که در اجتماع مرسوم است، موجب می شود که بسیاری از زنان در ایران خیلی راحت قربانی خشونت شوند و از طرفی با وجود این تجربه ها باز هم سکوت کنند.

برای نگاهی به این تجربه ها، آن چیزی که از کودکی به عنوان یک زن تجربه کرده ام ترس از حضورم در بسیاری از محیطهای مردانه و معاشرت با مردان بوده است. چرا که تا مدتها در مدرسه به ما آموزش می دادند اگر زنی مورد آزار جنسی و یا هر نوع خشونت دیگری قرار گرفت ایراد از زنهاست.

همین جمله کافی بود تا از همان کودکی اعتماد به نفسم به عنوان یک زن گرفته شود و هر وقت آزاری از کسی می دیدم احساس سرخوردگی کنم چرا که خودم و تنم را مقصر می دانستم.

نگاهم به زندگی ام در گذشته در جامعه ایران به عنوان یک زن برایم یاد آور همین تابوهاست. برای خیلی از زنها چون من خیلی چیزها باید پنهانی انجام می شد. از برقراری اولین روابط عاشقانه در سنین نوجوانی گرفته تا صحبت کردن، ظاهر شدن و حتی حرف زدن در خصوص آن.

این عادت که همراه بسیاری از زنان است به تدریج از کودکی به زنان آموخته می شود و رفته رفته اعتماد به نفس زنان را از همان کودکی در یک سری از مسائل خاص به خصوص در حضورشان در اجتماع می گیرد.

نگاهم به زندگی ام در گذشته در جامعه ایران به عنوان یک زن برایم یاد آور همین تابوهاست. برای خیلی از زنها چون من خیلی چیزها باید پنهانی انجام می شد. از برقراری اولین روابط عاشقانه در سنین نوجوانی گرفته تا صحبت کردن، ظاهر شدن و حتی حرف زدن در خصوص آن. همین امر، یعنی پنهان کردن و ترس از نشان دادن رابطه بعدها درزندگی شخصی زنها هم اثر می گذارد و نهایتا در بسیاری از رابطه ها زنان دچار مشکل می شوند.

به گذشته که بر می گردم می بینم من اگر زن نمی بودم شهامت بیشتری را در برقراری رابطه ام با جنس مخالف داشتم، از حرف زدن از احساساتم به خانواده و اطرافیانم نمی هراسیدم.

اعتماد به نفسم بیشتر تقویت می شد و در محیط های شلوغ در اجتماع احساس ترس و نا امنی نمی کردم. می توانستم راحت تر بدون ترس از مورد آزار قرار گرفتن در اجتماع ظاهر شوم و اتفاقاتی را که در هر محیطی از جمله آزار و اذیت برایم می افتاد با اعتماد به نفس با آن برخورد کنم و از چیزی نهراسم.

اگر زن نبودم از رفتن به خیلی از تفریحات در ایران به دلیل زن بودن منع نمی شدم. اگر زن نبودم راحت تر می توانستم از اولین ارتباطم و احساسم با جنس مخالف حرف بزنم چرا که بیان احساساتم تابو محسوب نمی شد.

راحت تر می توانستم در محیط های اجتماعی، در خیابان، در محیط کار، در مهمانی، در دانشگاه و مدرسه و حتی در محیط خانواده ظاهر شوم و دغدغه اینکه کسی به دلیل لباسم و نوع پوششم من را مورد آزار و اذیت قرار دهد نداشتم . اگر زن نبودم، راحت تر می توانستم در اجتماع به دنبال کار و علایق خودم باشم و مجبور نبودم در بعضی از کارها به دلیل نوع پوششم مؤاخذه شوم.

اگر زن نبودم شاید آن قدر می توانستم اعتماد به نفس پیدا کنم که سکوت نکنم، کاری که به عنوان یک زن برای من زمان زیادی برد و حتی هنوز هم این تابوی سکوت و ترس از شکستنش گاهی همراه من است.