نمایش رویاهای ناصر عصار پس از ۶۰ سال در ایران

حق نشر عکس Other

مجموعه ای از آثار ناصر عصار نقاش فقید ایرانی پس از ۶۰ سال در گالری شهریور به نمایش در آمده است.

این نمایشگاه فرصتی است استثنایی برای شناخت و دیدن آثار هنرمند مطرحی که کمتر در ایران شناخته شده است.

ناصر عصار در چهارم مهرماه سال ۱۳۰۷ در تهران به دنیا آمد. پدرش استاد و صاحب کرسی فلسفه شرق در دانشگاه تهران بود. از‌‌ همان کودکی با شعر شاعرانی چون حافظ و سعدی و سهروردی مأنوس شد. این انس و الفت همیشگی بود و بعد‌ها در کار‌هایش نمودی محسوس یافت.

او در سال ۱۳۲۹ وارد دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران شد و در سال ۱۳۳۳ بعد از فارغ‌التحصیلی به هامبورگ رفت، اما آنجا ماندگار نشد و کمی بعد به پاریس رفت.

ناصر عصار در سال ۱۳۳۴ اولین نمایشگاهش را در پاریس برپا کرد و سپس در سال ۱۳۴۰ آثارش را در گالری لینکلن لندن به نمایش گذاشت. در فاصله دو سال چند نمایشگاه دیگر در لندن و بروکسل برگزار کرد. عصار از هنگامی که ایران را ترک کرد جز دو بار، آن هم برای اقامتی کوتاه به ایران بازنگشت و چندان هم در ایران شناخته شده نبود.

حق نشر عکس Other
Image caption ناصر عصار (۱۳۸۰-۱۳۰۷)

در آن زمان بهترین دوستش سهراب سپهری بود و کاظم تهرانی، نویسنده‌ای که بیشتر با امضای ک. تینا می‌نوشت. این هر سه تحت تأثیر هوشنگ ایرانی بودند.

دوستی عصار با سپهری و شیوه نگاه و درک مشترکشان از نقاشی، موجب شده بود که دست‌کم در آغاز، بسیاری از جمله جلال آل احمد، او را متأثر و یا حتی مقلد سهراب سپهری بینگارند.

ناصر عصار، که در ابتدا تحت تأثیر هوشنگ ایرانی، شرق‌شناس و هنرمند نوگرای ایرانی بود، در اوایل دهه ۱۳۵۰ با هانری کربن، شرق‌شناس و ایران‌شناس نامدار فرانسوی آشنا شد. این آشنایی خیلی زود به یک دوستی عمیق بدل گشت و تا پایان زندگی کربن ادامه یافت.

عصار در آغاز، نقاشی طبیعت‌گرا بود و درختان و مناظر را تحت تأثیر نقاشی ژاپنی و چینی بر روی بوم به تصویر می‌کشید و هم‌زمان از خط نیز در کار‌هایش بهره می‌جست. بعد‌ها او بیشتر به طبیعت بی‌جان روی آورد.

حق نشر عکس Other

آیدین آغداشلو نقاش و منتقد در کاتولوگ این نمایشگاه نوشته است: "عصار نگاهش را از فرمالیسم نقاشى مدرن دهه پنجاه پاریس به سمت شرق دور چرخاند کارى که بسیارى از همدوره هایش هم دنبال کردند. در ایران ، هم زمان با او، سهراب سپهرى هم این نگاه را بر گزید ؛ گیرم سپهرى محلى تر ماند، اما آبشخور هر دو یکى بود: مکالمه میان رنگ هاى رقیق وغلیظ، تقلیل یافتن رنگ آمیزى به یکى دو رنگ ، تماشاى طبیعت سحر آمیز، و شگفت زده مهارت ونرمى پر پیچ و تاب قلم موى استادان چینى ماندن. هیچ کدامشان اما به تماشا وتحسین طبیعت اکتفا نکردند."

آغداشلو در ادامه این متن نوشته است :"درختان انبوه عصار بر پس زمینه هاى در پایین کمرنگ شونده خوشرنگ و ملایم مى نشینند و وقت هایى که بهانه درختان را کنار مى گذارد، فقط چند خط نرم و رها را – به شیوه خوشنویسى سهل نماى چینى – برسطح صفحه مى دواند. عصار موفق می شود بى هیچ ادایى دو جهان شرقى وغربى را در هم بیامیزد و با روانى خارق العاده اى، نگاه صوفیانه مشرقى اش را با ذات خالص و برهنه شده نقاشى تجریدى غربى ادغام کند. نقاشى هاى بسیار خوشرنگ و خوش ساخت عصار، در هر قطعى که باشند ، پنجره هایى اند رو به منظره هاى مه آلود وهم آلود آرام و مستقر ، اما نه ؛ پنجره هایى اند به سو و به درون روحى پالایش یافته که می تواند بر فراز و ماوراى خشم و حرص و اضطراب دورانى چقر و پیچیده بلغزد و جارى شود و پرواز کند. همین قدر است و اما بسیار بیش از این قدر است. بسیار بیشتر."

حق نشر عکس Other

با این حال با آنکه موزه‌های فرانسه، نقاشی‌های عصار را بیش از هر نقاش ایرانی دیگری دارند، اطلاع زیادی از نمایش کار‌هایش در ایران در دست نیست.

ناصر عصار با ایرانیان کمتر دمخور بود و کار‌هایش هم نشانی از ایرانی بودن نقاش نداشتند. تحت تأثیر هنر خاور دور در پاریس نقش می‌زد و شرق را در غرب و یا شاید در درون خود جست‌و‌جو می‌کرد.

ابوالقاسم سعیدی نقاش شناخته شده، دوست و همدوره ای ناصر عصار در نشستی که در گالری شهریور برپاشده بود، در باره او گفت:"ناصر بین ما آدم باشعوری بود. فرهنگ و زبان غرب را می‌شناخت. آشنایی من با نقاشی او عجیب بود. برای بازدید از نمایشگاه تعدادی از هنرمندان به گالری‌ دو فرانس پاریس رفته بودم که در بین آن تابلوها، نقاشی کوچکی دیدم که هنرمندش را نمی‌شناختم. نقاشی او انتزاعی و آبستره بود و با من حرف می‌زد. این گالری یکی از فعال ترین گالری های آن دوره بود و از آثار هنرمندان بنام نمایشگاه برپا می کرد همین امر من را ترغیب کرد که به دیدار نقاشی بروم که او را نمی شناختم."

حق نشر عکس Other

آقای سعیدی به آثار شسته رفته و کامل او اشاره کرد و گفت:" با حسین زنده‌رودی به دیدار او رفتیم. آتلیه و کارگاه عصار در یکی ار محله‌های شناخته‌شده پاریس بود. آنجا بود که فهمیدم با نقاش پر و پا قرصی سر و کار داریم که از ما جلوتر بود."

ناصر عصار که آثارش سرشار از حس و حالی شرقی است، در نقاشی و استقاده از قلم تکنیک خاص خود را داشت و از خط و رنگ در کارهایش بهره می گرفت.

اما بعدها در آثار متأخرش بیشتر و بیشتر به رنگ متکی شد. از خطوط و لکه‌های رنگی که درختی و شاخه‌ای، یا کوهی و افقی را ترسیم می‌کردند بیشتر فاصله گرفت و به رنگ یا جوهره رنگ رسید. او در آثارش به اوج مینیمالیسم خود رسیده بود.

هنگامی که سپهری در ژاپن بود، در نامه‌ای از پاریس به او نوشت: "متأسفم که در ژاپن چندان خوش نیستی (گو اینکه به هر صورت از تهران بهتر است)، ولی به ‌نظرم آن شرقی را که من و تو می‌خواهیم، می‌بایست در جای دیگر جست‌وجو کرد. کجا؟ نمی‌دانم. باید مثل هسه به درون گرایید… گمگشتگی و هراس هم، با وجودی که جزء اصلی سرنوشت من و توست، هرگز از تأثیرشان نخواهند کاست."

ناصر عصار روز چهارم مرداد ۱۳۹۰ در هشتاد و سه‌سالگی در پاریس درگذشت.

حق نشر عکس Other