جشنواره گوتنبرگ؛ از 'محمد' مجید مجیدی تا سربازان بی‌گناه آلمانی

حق نشر عکس
Image caption سرزمین مین ساخته مارتین زندولیت محصول دانمارک

سی و نهمین دوره جشنواره جهانی فیلم گوتنبرگ در سوئد که مهمترین و بزرگ ترین جشنواره سینمایی اسکاندیناوی محسوب می شود، دوشنبه، هشتم فوریه به کار خود پایان داد.

جشنواره گوتنبرگ که با جایزه نقدی بزرگش (یک میلیون کرون سوئد، حدود صد هزار یورو) به فیلم های اسکاندیناوی و نمایش فیلم های تازه این کشورها، هر ساله به مهمترین مرکز برای عرضه و تماشای فیلم های این کشورها بدل شده، در عین حال با نمایش حدود چهارصد و پنجاه فیلم از کشورهای مختلف جهان، گلچین جذابی از سینمای سال را با مخاطبان مشتاقش قسمت می کند.

جشنواره گوتنبرگ هر سال فیلم های تازه ای هم از سینمای ایران به نمایش می گذارد که غالباً مورد استقبال سوئدی ها و انبوه ایرانی های ساکن این شهر قرار می گیرد.

پرخرج ترین فیلم تاریخ سینمای ایران

امسال اما نمایش فیلم "محمد رسول الله"، ساخته مجید مجیدی با اعتراض برخی از ایرانیان روبرو شد و در رادیوهای محلی فارسی، به انتخاب و نمایش این فیلم که "فیلم حکومت ایران" خوانده می شد، اعتراض کردند.

"محمد رسول الله" که تهیه کنندگان دولتی آن (موسسه نور تابان متعلق به بنیاد مستضعفان) می گویند چهل میلیون دلار بابت آن هزینه شده، برخلاف تصور سازندگان آن، نه فرصت اکران جهانی یافت و نه حتی نمایش های جشنواره ای قابل توجه ای داشت (این فیلم تنها به عنوان افتتاحیه جشنواره مونترال به نمایش درآمد که برخی افتتاحیه های جشنواره ها هم ربط چندانی به سایر بخش ها ندارند و نمایش افتتاحیه جشنواره ها گاه قابل خرید هستند).

اما خرج میلیون ها دلار با به کارگیری عوامل حرفه ای خارجی، نجات دهنده فیلم محمد رسول الله با فیلمنامه ضعیف و بازی های اغراق شده اش نیست.

فیلم دقیقاً در تضاد با دنیا و فضایی است که مجیدی در فیلم های قبلی در آنها نسبتاً موفق بود: فضای ساده و صمیمی و بازی های بی اغراق جای خودشان را به فضای حماسی و هالیوودی می دهد که مجیدی اساساً با آن بیگانه است.

تنهایی انسان در تهران امروز

مایه تنهایی انسان مورد توجه فیلمساز جوانی است که اولین ساخته اش تصویر جذابی از آدم هایی ارائه می دهد که به طور تصادفی با هم برخورد می کنند: احتمال باران اسیدی ساخته بهتاش صناعی ها.

در فیلمنامه ای نوشته صناعی ها و مریم مقدم- که جایزه بهترین فیلمنامه جشنواره فیلم فجر در بخش فیلم های اول را هم نصیب برد- پیرمرد بازنشسته ای را شاهدیم که به دنبال یک دوست قدیمی به تهران می آید و در آنجا در یک هتل با یک دختر و پسر جوان دوست می شود.

فیلم تلخی زندگی را با سرخوشی می آمیزد و در عین حال در لایه های درونی تر درباره تهران امروز حرف می زند.

سبک و سیاق فیلم بر نوعی با فاصله قرار گرفتن از شخصیت ها استوار است که به شکلی هوشمندانه با دنیای سرد شخصیت ها هماهنگ است. در عین حال این فیلم ساده، از تظاهرهای روشنفکرانه فاصله می گیرد و بیشتر سعی دارد در تصویری رئالیستی واقعیت سرد زندگی شخصیت هایش را با تماشاگر قسمت کند.

حق نشر عکس
Image caption احتمال باران اسیدی

با این حال فیلم رمز و رازی هم دارد( شاید ناشی از سانسور حاکم) که گاه با سرخوشی های کودکانه (مثل صحنه فرار از بیمارستان) ترکیب می شود و حاصل دلچسبی ارائه می کند.

دو تصویر دیگر از تهران

دو فیلم ایرانی دیگر نمایش داده شده در جشنواره گوتنبرگ هم تصویری از تهران امروز ارائه می کنند: چهارشنبه نهم اردیبهشت ساخته وجید جلیلوند و ما در بهشت ساخته سینا عطائیان دنا.

چهارشنبه نهم اردیبهشت داستان عجیبی را روایت می کند تا فقیرترین طبقات شهر را در شرایطی بغرنج تصویر کند اما گاه به اغراق می رسد.

ما در بهشت هم از دید یک معلم زن، به حاشیه شهر تهران سرک می کشد و تصویری انتقادی از سنت ها و فضای یک مدرسه ابتدایی دخترانه ثبت می کند.

سربازان آلمانی بی گناه

جایزه اژدهای جشنواره به مبلغ یک میلیون کرون سوئد که به بهترین فیلم کشورهای اسکاندیناوی اهدا می شود امسال به فیلم سرزمین مین (Land of Mine) ساخته مارتین زندولیت محصول دانمارک اهدا شد؛ یک فیلم تکان دهنده درباره وقایع بعد از جنگ دوم جهانی.

رسم بر این است که در غالب فیلم های مربوط به جنگ جهانی، تصویر منفی ای از آلمان ها ارائه می شود، این بار اما – در یکی از معدود فیلم های ساخته شده از این زاویه- با سربازان نوجوان بی گناه آلمانی روبرو هستیم که بعد از جنگ، برای خنثی کردن مین های کار گذاشته شده در سواحل دانمارک به کار گرفته می شوند و بسیاری شان جان خود را از دست می دهند.

خشونت عریان جاری در فضای فیلم با لایه ظریفی از انسانیت و محبت می آمیزد و تصویری بسیار تکان دهنده ارائه می دهد که ذهن مخاطب را تا مدت ها با خود درگیر می کند.