جنگ و جن؛ سینمای وحشت ایرانی در گفت‌وگو با کارگردان "زیر سایه"

حق نشر عکس

فیلم "زیر سایه" ساخته بابک انوری، فیلمساز ایرانی ساکن بریتانیا، از فیلم‌های قابل توجه جشنواره سینمایی ساندنس بود که در بخش جنبی میدنایت به نمایش درآمد و توسط شبکه "نت فلیکس" خریداری شد. این فیلم در ماه مارس، درسینماهای آمریکا به نمایش گذاشته خواهد شد.

آقای انوری کار فیلمسازی را با کارگردانی موزیک ویدیو آغاز کرد و درسال ۲۰۱۲ هم برای فیلم کوتاه "دو با دو" که وقایع آن در یک مدرسه ایرانی در بریتانیا اتفاق می افتد نامزد جایزه بفتا ( آکادمی فیلم بریتانیا) شد.

فیلم "دو با دو" هم چون "زیر سایه" به زبان فارسی و با زیرنویس انگلیسی فضای حاکم برجامعه ای تحت فشار را با استفاده از عوامل نمادین به نمایش می گذارد.

بابک انوری در گفت و گو با بی بی سی می گوید: " فیلم با اینکه به زبان فارسی است اما به نظر خودم تم جهانی دارد و علیه زورگویی و تفکر دگماتیک حرف می زند. در کشورهای مختلف از مصر و سوریه گرفته تا آمریکا هم هر کسی برداشت خودش را از این فیلم داشته است."

آقای انوری می گوید موفقیت همین فیلم کوتاه باعث شد تا روی پروژه بعدی اش - یک فیلمنامه داستانی بلند - کار کند: "از لحظه ای که شروع به نوشتن فیلمنامه "زیر سایه" کردم تا کلید خوردن آن سه سال مداوم طول کشید."

قصه "زیر سایه"

وقایع فیلم ژانر وحشت "زیر سایه" در دهه ۱۹۸۰ در اوج دوران جنگ ایران و عراق درتهران رخ می دهد. فیلم، ماجرای مادر جوانی به نام شیده (با بازی نرگس رشیدی) و دختر خردسال او، درسا، (آوین منشادی) است که در غیاب پدر خانواده که پزشک جبهه جنگ است، خانه شان مورد اصابت موشکی قرار می گیرد که عمل نمی کند و منفجر نمی شود.

درسا پس از این واقعه دچار مشکلات شدید روحی می شود و شیده ، پس از مشورت با همسایه ها به این نتیجه می رسد که این موشک عمل نکرده در واقع طلسم نفرین شده ای است که ارواح بدنهاد یا "جن"هایی که با باد سفر می کنند آن را به همراه آورده اند تا روح "درسا" را تسخیر کند.

حق نشر عکس

بابک انوری می گوید زمانی که تصمیم به نوشتن فیلمنامه "زیرسایه" گرفت به نظرش رسید که بازگویی داستانی با مایه های وحشت در زمینه جنگ ایران و عراق که برای او و اغلب ایرانی ها دورانی تاریک و سیاه، پراز دلهره و اضطراب بوده است می تواند موضوع خوبی برای فیلم باشد: "من از بچگی قصه هایی درباره موجود افسانه ای به نام "جن" شنیده بودم. صبح ها دوست داشتم این قصه ها را بشنوم اما شب ها می ترسیدم. زمان جنگ بود و موشک باران و بمباران و آژیر قرمز و از این حرف ها. بنابراین، این دو قضیه همیشه در ذهن من با هم درهم آمیخته بوده است. چند سال پیش هم کتاب اهل هوای ساعدی و اشاراتی که به "جن" کرده بود و پژوهش های ناصر تقوایی در "بادجن" را خواندم. بر اساس نوشته های ساعدی، بومی های جنوب اعتقاد داشتند که "جن" که اصولا یک اسطوره عربی است با باد و طوفان به این طرف و آن طرف می رود. آن ها معتقدند هر بادی جنی دارد که با آن به درون جسم آدم ها می رود و آن ها را تسخیر و "هوایی" می کند."

آقای انوری می گوید از آنجایی که انداختن موشک هم چیز پلیدی است به این نتیجه رسیده که شاید این موشک بتواند "جن" یا مظهر پلیدی ها را هم با خودش بیاورد: "خلاصه فکر فیلمنامه مخلوطی بود از همه این ها. جن هم که درکل پدیده ای خاورمیانه ای است و در هرناحیه ای قصه های خودش را دارد که دهان به دهان گشته تا به اینجا رسیده است. بنابراین قانون خاصی ندارد. همین به قدرت تخیل من فضای بیشتر و بازتری داد."

بابک انوری که درسال های آخر جنگ پنج یا شش ساله بوده می گوید:" به نظر من بچه ها بیشتر مسائل اطرافشان را با تخیل می آمیزند. من برای ساختن فیلم "زیرسایه" همان قصه های بچگی به اضافه ترس های خودم و برادرم که بچه های بدخواب و شاید ترسویی بودیم را روایی و دراماتیزه کرده ام. درواقع تجربه تلخ جنگ و ترس و اضطراب ناشی از آن که خیلی ها دوست دارند فراموش کنند برای من نوعی بازنگری به ترس های درونی ام بوده است."

حق نشر عکس

در فیلم "زیر سایه" می بینیم که شخصیت مادر فیلم ابتدا می کوشد تا در چارچوب خفقان آور فضای آپارتمان زندگی عادی داشته باشد. او که بعد از انقلاب از دانشکده پزشکی اخراج شده اما هنوز آرزوی ادامه تحصیل دارد با ویدیوی جین فوندا ورزش می کند و به اخبار رادیو بی بی سی گوش می دهد. شیده به وجود پدیده ای به نام "جن" و حلول آن در جسم دخترش اعتقادی ندارد و این خرافات را به افسانه های هزار و یکشب تشبیه می کند. همه این ها عواملی است که کارگردان آنها را با مهارتی که بنا بر گفته برخی از منتقدان "گاه یادآور آثار اصغر فرهادی است" درکنار هم قرار داده است.

درفیلم "زیر سایه"، زمانی که همسایه ها کم کم ساختمان جن زده را ترک می کنند و شیده علیرغم تلاش برای رهایی، خود را کاملا تحت سلطه "جن" می یابد، به نظرمی رسد فضای ناشی از جامعه پدرسالار و بیدادگر زمینه فیلم می خواهد به شیوه "بچه رزمری" -اثرکلاسیک رومن پولانسکی - به شیده بفهماند که تنها راه نجات، همانا کنار آمدن با "جن" است.

فیلم تا حدودی هم یادآور فیلم سیاه و سفید خون آشامی "دختری تنها درشب خانه می رود" (محصول ۲۰۱۴) است. اما زمینه سازی ملیتی و حضورنیروهای فوق طبیعی فیلم آن را به "بابادوک" ساخته جنیفر کنت نزدیک تر کرده است. در "بابادوک" هم مادری مجرد شب ها با خواندن کتاب "آقای بابادوک" برای فرزندش باعث می شود هیولایی وارد خانه آن ها بشود.

هرچند برای تماشاگر ژانر وحشت، پرش های ناشی از تلاش های طاقت فرسای مادری که می کوشد فرزندش را از هجوم نیروهای شوم و بدیمن اهریمنی برهاند تازگی ندارد اما ایماژ های فیلم "زیر سایه" این فیلم را از نظر نمایی دررده بندی تجربه نشده و تازه ای از این شیوه خاص فیلمسازی قرار می دهد.

ایماژ هایی چون "چادر" یا حجاب در حال پروازی در راهروهای ساختمان که شیده از ترس آن به خیابان فرار می کند اما در آنجا هم به خاطر بی حجابی مورد بازخواست ماموران انتظامی قرار می گیرد.

با وجود این، فیلم "زیر سایه" در نهایت به مکانی فراسوی هرگونه مسائل سیاسی و اجتماعی، به قلمرو سینمایی "وحشت آفرینی مطلق" می رسد. هرچند در اینجا هم بقایای عوامل ترسناک بومی و فرهنگی همه جا به چشم می خورد و همچنین آن اندیشه مرعوب کننده شرایطی که فرار از آن غیرممکن بنظر می رسد.

حق نشر عکس

آقای انوری می گوید حضور نخستین فیلم بلند داستانی اش در جشنواره ای چون ساندنس باعث افتخار اوست: "وقتی شنیدم فیلمم برای شرکت در جشنواره ساندنس انتخاب شده نمی توانستم باور کنم. از اینکه با اولین فیلمم توانسته ام با تماشاگران غیرفارسی زبان آمریکایی و جهانی ارتباط برقرار کنم و بخصوص از اینکه این فیلم به فستیوال های مختلف جهانی راه یافته بی نهایت خوشحال هستم."

بابک انوری در مورد پروژه های آینده خود می گوید: "به نظر من موفقیت در ساندنس، ساختن فیلم دوم را به سختی همان فیلم قبلی کرده است.هرچند درحال حاضر مشغول کار روی یکی از طرح های خودم هستم اما فیلم نامه های مختلف دیگری هم دریافت کرده ام که فعلا مشغول بررسی آن ها هم هستم. شاید یکی از آن ها را برای فیلم بعدی ام انتخاب کنم و شاید هم فیلمنامه را یکبار دیگر خودم بنویسم. هنوز نمی دانم اما نمی خواهم کارم در محدوده فیلم های ژانر وحشت باقی بماند. دوست دارم روی یک تریلر، یک فیلم علمی تخیلی و یا حتی یک درام خوب و پرکشش کار کنم."