'عشق (و سکس) حلال'؛ مشکلات روابط زن و مرد در جوامع مسلمان

حق نشر عکس

"عشق (و سکس) حلال" عنوان فیلم تازه ای است از اسد فولادکار، فیلمساز ایرانی تبار که در لبنان زندگی می کند. این فیلم که در چندین جشنواره جهانی از جمله دبی، ساندنس و روتردام نمایش داشت، مشکلات روابط زن و مرد را در جوامع مسلمان می کاود.

در فیلم چند قصه درباره چند زوج به طور همزمان روایت می شود:

زن و شوهری که با هم اختلاف دارند، طلاق می گیرند، اما بعد که مایلند دوباره ازدواج کنند، نیاز به محلل پیدا می کنند؛ یک زن تنها با یک مرد متاهل ازدواج موقت کرده، اما رابطه آنها دچار مشکل است؛ یک زن سنتی که از پس تقاضاهای جنسی زیاد شوهرش برنمی آید، برای او همسر دومی دست و پا می کند، اما مشکلات بیشتر می شود...

اسد فولادکار درباره جامعه مسلمانی که تصویر می کند، به بی بی سی فارسی می گوید:

"زنان در جهان اسلام حداقل دو شخصیت دارند؛ یکی برای خارج از خانه و برای جامعه (بسیار رسمی، غیر فعال، خجالتی، ضعیف و شکننده) و دیگری که کاملاً متضاد آن است و به داخل خانه، رو در رو با اهل خانواده و میان زنان اختصاص دارد. این دایره بسته زنانه، به روی مردان بسته است اما کودکان در آن جای دارند. بسیاری از داستان هایی که روایت می شود داستان هایی است که از کودکی از زنان قوی اطرافم به خاطر دارم. برایم جذاب بود که چقدر آزاد و قدرتمند هستند و درست برخلاف تصویری که از خود ارائه می کنند. این داستان ها هنوز هم اتفاق می افتند."

حق نشر عکس

با آن که فیلم فضای تلخی دارد، اما فیلمساز زبان کمدی را برای آن برگزیده است:

"بزرگ ترین کمدی ها از درون تاریک ترین لحظات بیرون می آیند، به شرطی که شخص به طور احساسی درگیر آن موقعیت نباشد. یک کسی که یک تشییع جنازه را تماشا می کند بی آن که در آن دخیل باشد، می تواند بخندد. در فیلم شخصیت ها همه بدترین موقعیت زندگی شان را می گذرانند، اما برای تماشاگر می تواند یک کمدی باشد. من این را می خواستم. می خواستم کمی از کلیشه درام های سنگین درباره مسلمانان که غربی ها به آن عادت دارند، فاصله بگیرم. بگذار یک کمدی درباره مسلمانان تماشا کنند."

فیلم به جهت موضوع فیلم های کمدی ایتالیایی دهه شصت به ویژه آثار پیترو جرمی را به یاد می آرود که با موضوعاتی نظیر طلاق شوخی می کرد. اما آقای فولاد کار می گوید:

"مردم مدیترانه خیلی شبیه هم هستند. در بچگی آمارکورد فلینی حیرت زده ام کرد. فکر کردم چقدر شبیه ما هستند، اما با لباس های کمتر. موضوعش هم خیلی جدی بود و هم حیلی بامزه، درست مثل خود زندگی."

فولادکار درباره تبار ایرانی اش می گوید: "پدربزرگم از اصفهان به لبنان آمد و با یک زن لبنانی ازدواج کرد، اما او که در کار فرش بود تمام این مدت به ایران رفت و آمد داشت. جامعه ایرانی ها در لبنان خیلی کوچک است برای همین معمولاً با هم می مانند و دو عمه من در لبنان با ایرانی هایی که آنجا زندگی می کنند ازدواج کردند. من نسل سوم هستم اما هنوز از جهاتی لبنانی به حساب نمی آِیم، چون لبنانی ها نام فامیل عربی آشنایی دارند و نام فامیل من آشکارا عربی نیست. همیشه بعد از شنیدن نام فامیل من می پرسند اهل کجایی و من می گویم ایران، با این که یک کلمه فارسی هم نمی توانم حرف بزنم. بقیه اعضای خانواده بزرگ من فارسی بلدند."

حق نشر عکس

فیلم بیشتر بر نمایش شرایط جامعه تاکید دارد تا شخصیت پردازی، اما فولادکار معتقد است:

"در این فیلم و فیلم قبلی ام، هر دو درباره شرایط جدی ای که زنان مسلمان دارند حرف می زنم. فکر می کنم شخصیت ها را از جامعه شان نمی توانیم جدا کنیم. حال و هوای عمومی جامعه دیوانگی ها و رفتارهای مردمش را دیکته می کند. حرف زدن درباره جامعه می تواند روشن کند که درباره چه شخصیت هایی حرف می زنیم."

اما برخی شخصیت های فیلم به ویژه عروس تازه، بر اساس الگوهای از پیش تعیین شده شکل گرفته اند و بُعد ندارند:

"بله. این سوال اساسی ای بود که موقع نوشتن فیلمنامه با آن مواجه بودم. بعد اما باید بر شخصیت های اصلی ام تمرکز می کردم و سوالاتی از این دست را در ذهن تماشاگر باقی می گذاشتم. او یکی از مالیخولیایی ترین شخصیت هاست. ما چون زیاد به درون او وارد نشدیم، با او زیاد هم نخندیدیم و ما را غمگین باقی می گذارد. این به ما یادآوری می کند که همه چیز فقط کمدی نیست و مسائل جدی ای هم هست."

نمایش فیلم در کشورهای اسلامی ممکن است با مشکلاتی روبرو شود.

آقای فولادکار در این مورد می گوید: " فکر می کنم فیلم در لبه قرار دارد. از ماه آوریل در خاورمیانه اکران می شود و باید دید چه اتفاقی می افتد. پخش کننده فیلم آن را خیلی دوست دارد و معتقد است که موفقیت بزرگی خواهد داشت. من هم امیدوارم. "