پسر شائول، 'تلاش برای انسان ماندن در هولوکاست'

حق نشر عکس laokoonfilm
Image caption گیزا روریک، شاعر مجارستانی نقش شخصیت اول داستان را ایفا می کند

سابقه ندارد فیلمی که جایزه اسکار، گلدن گلوب و هیئت داوران جشنواره کن را دریافت کرده باشد و منتقدان آن را فیلمی "دلخراش"،"هولناک"و حتی"غیر قابل دیدن" توصیف کرده باشند.

دلیل موفقیت کم نظیر فیلم "پسر شائول" این است که اولین فیلم بلند داستانی لاسلو نمش، کارگردان ۳۹ ساله مجار است.

داستان این فیلم، که جایزه اسکار برای بهترین فیلم به زبان غیرانگلیسی را دریافت کرد، در اردوگاه مرگ آشویتس آلمان نازی در خاک لهستان اشغالی و در سال ۱۹۴۴ اتفاق می افتد.

شائول، یکی از زندانیان یهودی در این اردوگاه "زوندرکوماندو" است، مامورانی که اجساد کشته شدگان را در کوره‌ها می سوزاندند. وقتی جسد کودکی را می بیند فکر می کند پسر خود اوست و با قبول همه مخاطرات تلاش می کند مراسم تدفین درخوری طبق سنت‌های یهودیان برای او ترتیب دهد.

این فیلم موسیقی متن ندارد و تنها صداهایی که در آن شنیده می شوند صداهای طبیعی محیط اردوگاه مثل به هم کوبیدن درها و یا کندن زمین با بیل است. در تمام مدت دوربین روی چهره و حرکات گیزا روریک، شاعر مجارستانی که نقش شخصیت اول داستان را ایفا می کند، تمرکز دارد. پس زمینه مبهم و در سایه است ولی با این همه بیننده از فضای هولناک در اطراف شخصیت اصلی داستان مطلع می شود.

لاسلو نمش می گوید:"می خواستم همه چیز در مصائب یک مرد خلاصه شود، مثل کشیدن پرتره یک نفر. فکر می کردم اگر تماشاچیان بتوانند خود را در تجارب یک نفر غرق کنند، قادر خواهند بود از ته دل او را همراهی کنند. در اکثر موارد مسئله هولوکاست با شرایط یک جمعیت وسیع توصیف می شود و چهره خود را از دست داده است."

این اولین فیلمی است که گیزا روریک در آن بازی کرده و تاثیر آن بر تماشاچیان را مثل "مشتی به گلوی آنها" توصیف می کند.

حق نشر عکس AFP
Image caption نمش اسکار بهترین فیلم خارجی را گرفت

"چالش اصلی من این بود که احساساتم به عنوان یک بازیگر را از احساسات فردی خودم تفکیک کنم. ناچار بودم از هر گونه ترحم و احساس همدردی پرهیز کنم تا به شخصیت شائول تاثیرگذاری لازم را بدهم."

"زوندرکوماندوها درمدت انجام وظیفه در این اردوگاه از اعدام معاف می شدند٬ ولی از میان تمام افرادی که به آشویتس می آمدند آنها تنها کسانی بودند که می دانستند مرگ به سراغشان خواهد آمد."

لاسلو نمش می گوید:"داستان در مورد تلاشهای شائول برای انسان ماندن در شرایطی است که هیچ انسانیتی باقی نمانده است. سئوال من برای بینندگان این است: آیا ممکن است هنوز هم ندای وجدان در درون شما زنده بماند، مثل یک خدای درونی وقتی که در وسط جهنم گیر افتاده اید؟"

فیلم ظرف مدتی کمتر از یک ماه در اطراف شهر بوداپست فیلمبرداری شد. کارگردان از انبارهای کشاورزی برای محیط داستان استفاده کرده است.

"آشویتس یک کارخانه بود، با این تفاوت که کارخانه مرگ بود."

"وقتی مردم وارد اردوگاه می شدند ساختمان ها به نظرشان کاملا معمولی می رسید. به خاطر اهمیت تاریخی این اردوگاه، مردم وضعیت معمولی ساختمان های آن را فراموش کرده اند. ما می خواستیم عادی بودن وضعیت محل در عین حال عادی بودن وحشت روزانه در این اردوگاه را نشان دهیم."

لاسلو نمش در همکاری با کلارا رویر، طی دهه گذشته و براساس مطالعه اسناد و شواهد به جا مانده از زوندرکوماندوها فیلمنامه را نوشته است.

به خاطر اصرار او بر حفظ صحنه های تکان دهنده داستان نتوانست از فرانسه، کشوری که او از سن ۱۲ سالگی به آن مهاجرت کرده، اسرائیل و همینطور آلمان و اتریش حمایت مالی دریافت کند. او بالاخره توانست از یک نهاد مستقل که به قربانیان آلمان نازی کمک مالی می دهد و بنیاد مالی سینمای مجارستان یک میلیون پوندی را که لازم داشت بگیرد.

"پسر شائول" علاوه بر موفقیت های بین المللی موفق ترین فیلم مستقل مجاری در گیشه های سینماها بوده است. ولی همزمان با اکران آن، در شبکه های اجتماعی مورد حملات یهودی ستیزانه قرار گرفت که فیلم را "تبلیغات یهودی" توصیف می کردند.

اجداد کارگردان در میان ۴۰۰ هزار یهودی مجاری بودند که به اردوگاه آشویتس و هر دو در هولوکاست از بین رفتند. او می گوید احساس می کرد باید این فیلم را برای نسل جوانتر بسازد که به خاطر گذشت زمان از واقعیت حوادثی که اتفاق افتاده فاصله گرفته اند.

Image caption کارگردان قصد داشت با حذف تمامی حواشی فیلم را تا حدی که ممکن است واقع گرایانه بسازد.

"این فیلم که اولین بار در سالگرد حملات به دفتر مجله شارلی ابدو اکران شد، نشان می دهد وقتی مردم مدارا خود را از دست بدهند چه فجایعی اتفاق می افتد. اگر به تاریخ معاصر دقت کنیم می بینیم که پس از سقوط آلمان نازی تاریخ ورق نخورده و ما باید این حکایت را بارها و بارها تکرار کنیم. می خواهم که نسل حاضر نیز اهریمنی را که هنوز در وجود ما انسانهاست به خوبی بشناسند."

بسیاری از فیلم هایی که در مورد وقایع هولوکاست ساخته شده اند، از "فهرست شیندلر" به کارگردانی استیون اسپیلبرگ و "زندگی زیباست" اثر موفق روبرتو بنینی در سال ۱۹۹۷ گرفته تا "جاعلان" (Counterfeiters) هم از نظر تجاری و هم از نگاه منتقدان موفق بوده اند.

لاسلو نمش می گوید "برداشت هالیوودی" از اردوگاه های کار اجباری و مرگ را قبول ندارد ولی می افزاید "می فهمم که داستان پردازان معمولا روی کارهای قهرمانانه و یا اراده افراد برای ادامه زندگی تمرکز می کنند. همه ما انسانها می خواهیم سرگذشت افرادی را بشنویم که با وجود همه مشکلات توانسته اند موفق شوند."

"اما شواهد و خاطرات شاهدان عینی که من برای ساختن این فیلم مطالعه کردم مربوط به جان بدربردگان نبود، خاطرات افرادی است که داخل این اردوگاه ها کار می کردند و به هر شکلی می خواستند حکایت آنها به گوش جهان خارج برسد. قانون حاکم بر این اردوگاه ها مرگ بود و در اکثر موارد جان به در بردن کاملا تصادفی بود."