«دست غیب و آسمان تاریخ»

Image caption - رهبر «هایل» آدولف هیتلر در یکی از خودنماییهای دهۀ 1920 که داشت خودش را، با یاری حواریونش، در قالب فرشتۀ نجات و عطوفت، توی قلب مردم می تپاند و شعور انسانیشان را منجمد می کرد.

نمی دانم شما وقتی جملۀ اسمیۀ «اَلمَأمورُ مَعذور» را می شنوید، چه حالی به تان دست می دهد. من که می شنوم، دور از جان شما، مثل پُتک می خورد تو کلّه م! بیاییم، دو کلمۀ این عبارت را معنی کنیم. «مأمور» در لغتنامه: «کسی که به او امر شده است که کار معیّنی را انجام بدهد». امر کننده کیست؟ یک شخص، یا دستگاه، در هر حال رئیس، آقا بالاسر، «معذور» هم در لغتنامه: «کسی که برای کاری که انجام داده است، عذرِ موجّه دارد و بی تقصیر است و از بازخواست معاف» (۱).

این دو تا تعریف را که پهلوی هم بگذاریم و به هم ربط بدهیم، می شود: «مأمور معذور است!» و این جملۀ کوتاه و ساده، در طول تاریخ طولانی انسان در کُرۀ زمین، «آییننامۀ» تمام جنایتهای پلیدی بوده است که به دستِ عدّه ای از انسانها، علیه عدّۀ دیگری از انسانها انجام گرفته است.

شورش را در بیاوریم وُ برای مثال یکراست برویم به سراغ «آدولف هیتلر»، رهبر آلمان «نازی» در۱۹۳۹، چون مای امروز نه، بلکه فقط «هفتاد و هفت سالِ دیگریها» (۲) خواهند توانست از شخصیتها و حکومتهای امروز، بدون درد سر و با خیال راحت مثال بیاورند.

حق نشر عکس AP
Image caption آقاشان هیتلر در سال 1939، آغاز جنگ جهانی دوّم، دارد از سپاهیان آلمان در خاک اشغال شدۀ «لهستان» سان می بیند

ده پانزده سالی بعد از شکستِ دولت آلمان در جنگ جهانی اوّل، که حاصلش برای ملّت آلمان ویرانی و سرشکستگی و فقر و درماندگی بود، دستِ غیب آسمان تاریخ را سوراخ کرد و یک مُنجی تمام عیار، به اسم «هیتلر»، با لقبِ «فورِر»، یعنی «رهبر» انداخت پایین (۳).

و این منجی با سخنرانیهای رعد آسایِ سحر آمیز گوسفند را به گرگ تبدیل کنندۀ امید بخشِ غرور آفرینِ به تلاش اندازِ برو کار، کار، کار می کنِ اقتصاد سازِ، مردم را برای مبارزه با فلسفۀ پوچ انسانیت و از میان برداشتنِ آدم نماهای به درد نخورِ مزاحم، از جمله کولیها، معلولها، یهودیها، کمونیستها، سوسیالیستهای بی ناسیونال، رهبران اتّحادیه های صنفی، و سایر مخالفهایِ خودِ منجی بزرگ، آماده کرد.

خوب، البتّه چون این منجی بزرگ خودش را فرستادۀ خدا می دانست، و اکثریت مردم آلمان خدا پرستِ مسیحی بودند، می توانست در یک سخنرانی تاریخی بگوید: «در این ساعت از خدای تعالی می خواهم که ما را در کار بزرگمان یاری کند و این شجاعت را به ما عطا فرماید که همواره در راه صواب قدم برداریم. من اعتقاد راسخ دارم که انسانها که پروردگار عالم آنها را آفریده است، باید مطابق مشیت خدای قادر متعال زندگی کنند. هیچ انسانی نمی تواند تاریخ جهان را تغییر دهد، مگر آنکه در هدف خود و همۀ تلاشهایش توکّل به خدای بزرگ داشته باشد.»

Image caption عدّه ای از حواریون پشیمان و سرافکندۀ هیتلر در دادگاه بین المللی نورنبرگ، که از هیتلر بت ساختند و بت را ستایش کردند و اوامر او را بی چون و چرا اجرا کردند و حالا نقش «مأموران معذور» را بازی می کنند.

و مردم خدا پرست و خدا دوست آلمان به این فرستادۀ خدا ایمان آوردند و توکّل کردند و هر دستوری که او و حواریونش دادند، سمعآً و طاعتآً، در راه خدا و رضای رهبر انجام دادند و دادند تا جنگ جهانی دوّم هم با شکست آلمان و خودکشی منجی به پایان رسید و محاکمۀ حواریون و کارگزاران منجی بزرگ، به جرم جنایت علیه بشریت آغاز شد.

و حالا بود که ۹۹ در صد اینها (۴) با ابراز ندامت به حکم آیۀ شیطانی «المأمورُ معذور» ادّعای بی گناهی کردند، و بازهم صدای خدا را از عقل خفتۀ خود نشنیدند که هر انسانی به تنهایی مسئول عملی است که به دست او انجام می گیرد، و چون عقل «مأمور» به اندازۀ عقل «آمر» مستقّل و کامل و مسئول است، هیچ مأموری معذور نیست! معذور نیست! معذور نیست!

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.

_______________________________________________________

زیرنویسها:

۱- اگر یک «مأمور» مؤمن به افکار و احکام «آمر» سر یک نفر را با «کارد» ببرد، در موقع بازخواست، برای بی تقصیری و بیگناهی خود دو تا شاهد دارد، یکی شخص امر کننده که بزرگ است و با قدرت است و روزی رسان است و محبوب القلوب و مالک الرّعایا، و دیگری شخص کارد!

۲- حالا که سال ۲۰۱۶ میلادی است، هفتاد و هفت سال از دورۀ گرگ شدگیِ شبان فرشته خوی آلمان نازی و آغاز جنگ جهان دوّم می گذرد. در این هفتاد و هفت سال هیتلرهای ریز و درشت دیگری بوده اند و هستند که هفتاد و هفت سال دیگر رو کردن پروندۀ جنایتهای آنها اشکال و مانعی نخواهد داشت.

۳- در سال ۱۹۳۷، بالاخره «آدولف هیتلر» توانست با سالها سخنرانی منجیانه، و با پیامهای «همسایگان خود را دوست بدارید»، «به فقیران و معلولان و بیماران یاری کنید» و «علیه خشونت و بیرحمی به مقابله برخیزید»، ثابت کند که فرستادۀ خدا و منجی بندگان خوب اوست و صدر اعظم و رهبر ملّت پاک و برتر نژاد آلمان بشود.

۴- یکی از شعارهای با معنی حزب نازی آلمان چیزی بود به این مضمون: «رهبر، فرمان از توست، اطاعت از ما!» حتماً سازندۀ این شعار در دادگاه نورنبرگ، در دفاع از خود گفته بود: «مه هیچکاره بودیم. همه کاره خود هیتلر بود.»

مطالب مرتبط