BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده:
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
داريوش مهرجويی و سه دهه فيلمسازی
 

 
صحنه ای از فيلم اجاره نشين ها
صحنه ای از فيلم اجاره نشين ها با بازيگری عزت الله انتظامی (راست) و رضا رويگری

در برنامه "سيمای شهر تهران" که در فروم دزيماژ پاريس با نمايش فيلم و برگزاری نمايشگاه و کنسرت و ميزگرد و جلسات بحث و گفتگو به مسائل اجتماعی و فرهنگی تهران می پردازد، برنامه ای هم به بزرگداشت داريوش مهرجويی اختصاص داشت و در آن هشت فيلم از اين کارگردان 63 ساله که نخستين فيلمش الماس 33 را سال 1346 ساخت، به نمايش درآمد.

مهرجويی، خود در نمايش فيلم هايش - گاو، آقای هالو، دايره مينا، اجاره نشين ها، هامون، سارا، پری، ليلا - شرکت داشت و در پايان هر فيلم به بحث و گفتگو با تماشاچيان می پرداخت.

آقای مهرجويی، در برنامه سيمای شهر تهران از شما تجليل می شود و هشت فيلم شما را نمايش می دهند و اين فرصت خوبی است که آدم مروری بر کارهای شما در سی و پنج سال دوران فيلمسازی تان داشته باشد، خود شما در مرور بر کارهايتان آنها را چگونه طبقه بندی می کنيد؟

اگر بخواهيد خيلی راحت و رک و راست صحبت بکنم، کارهای من هميشه زاده شرايط اجتماعی و تاريخی بوده اند. يعنی هر فيلم من واکنشی بوده نسبت به اينکه هيئت سانسور يا جامعه چگونه با من برخورد کرده و چه واکنشی نشان داده است و بر اساس آن کار من عوض شده است. يعنی آن طور نبوده که خيلی آزاد و راحت و از ته دل خواسته باشم کاری بکنم و بی ريا و بدون هيچ نوع گرفتاری خواسته باشم فيلمی بسازم. آن چيزی که همه اين فيلم ها را به هم ربط می دهد، در واقع اين است.

خسرو شکيبايی در فيلم هامون
خسرو شکيبايی در فيلم هامون. هامون يکی از هشت فيلم مهرجويی بود که در برنامه سيمای شهر تهران در پاريس به نمايش درآمد

در عين حال اين فيلم ها يک نوع بيان ذهنيت خاص قبل از انقلاب است که نسبت به موقعيت تاريخی و اجتماعی خودش چگونه واکنش نشان می داده است، بخصوص در مقابل آن سانسور شديدی که وجود داشت. بعد از انقلاب هم به همين صورت. يعنی اين فيلم ها همه اش زاده موقعيت خاص اجتماعی بوده است.

اين وضعيت اجتماعی و سياسی زمان فيلمسازی که می گوييد، آيا در امر خلاقيت هنری شما هم اثر گذاشته است؟

حتما اثر گذاشته است. منتهی من نمی دانم که اين اثر مثبت بوده است يا منفی. و اگر اين جور نبود، چه جوری می بود؟ آنچه مسلم است، ما به هر حال در اين تاريخ خاص و در اين موقعيت به دنيا آمده ايم و زندگی می کنيم. بنابراين تمام انديشه هايمان، حس هايمان، فکرهايمان و کارهايی که می کنيم زاده اين موقعيت خاصی است که در آن رشد کرده ايم. و ما نمی توانيم يک قاضی درست و خوبی باشيم برای تحليل موقعيتی که در آن قرار گرفته ايم.

به نظر شما در اين بزرگداشت، فيلم ديگری هم لازم بود باشد و نيست؟

بله. اتفاقا من همين را به گردانندگان اين برنامه گفتم. من خيلی دلم می خواست که در اين مجموعه فيلم پستچی بود. فکر می کنم يکی از بهترين کارهای من است و آن را خيلی دوست دارم. همچنين فيلم هايی که اخيرا ساخته ام مثل ميکس، درخت گلابی، و بمانی. جای اين فيلم ها در اين برنامه خالی است.

اين بزرگداشت، فرصتی بود که آدم با نيم ساعت فاصله دو سانس، سی سال را طی کند. من امروز بعد از ديدن فيلم "آقای هالو"، فيلم "ليلا" را ديدم و آن صميميتی را که در "آقای هالو" ديدم، در "ليلا" نديدم.

عزت الله انتظامی در فيلم گاو
عزت الله انتظامی در فيلم گاو

من نمی دانم آن صميميتی که شما دنبالش هستيد، چيست، ولی می توانم حدس بزنم که اساسا آن کارهايی که قبل از انقلاب می شد يک حال و روحيه خاص خودش را داشت، يعنی زاده زمان خاص خودش بود.

بعد از انقلاب، اتفاقات خيلی مهمی در تاريخ زندگی ما رخ داد و اين به هر حال روی ذهن و فکر و نحوه خلاقيت ما اثرگذار بوده است.

ولی در عين حال مساله اين است که شما با يک "روبات" طرف نيستيد. با يک انسان طرف هستيد که دائما در حال تحول و دگرگونی است. و برای خود من هم جالب است که ببينم چگونه می توانم خودم را متحول کنم و به سطوح ديگری برسم و دائما خودم را تکرار نکنم.

ولی حضور آدم های حرفه ای و کاردان را چقدر در بهتر شدن کار يک کارگردان موثر می دانيد؟ وقتی آدم هايی مثل علی نصيريان، عزت الله انتظامی و خانم خوروش و بقيه بر و بچه های اداره تاتر دور و بر آدم باشند به نظر می آيد که دنيای ديگری است.

خب البته! برای اينکه آن موقع مساله بازی و بازيگری و تاتر را خيلی جدی تر می گرفتند و با ذوق بيشتری به طرفش می رفتند، الان ديگر آن روحيه و آن فضا وجود ندارد.

علی نصيريان در فيلم آقای هالو
علی نصيريان در فيلم آقای هالو

از طرف ديگر مشکل امروز ما مشکل بازی و بازيگری و يا استوديو و نورپردازی نيست. ما توانسته ايم اين چيزها را حل کنيم. مشکل ما اينست که الان خود اين هنر يا صنعت در حال سقوط آزاد است. يعنی دارد ورشکست می شود. به خاطر اينکه سينماها دارند می بندند، دارند ضرر می کنند و هيچ کس به فکر اين قضيه نيست. يعنی مشکل ما اين است که الان سنت سينما رفتن و از سينما لذت بردن در مملکت ما دارد يواش يواش از بين می رود. به خاطر اينکه سينماها قديمی هستند، تکنولوژی جديد را نتوانسته اند جذب کنند و تعدادشان کم است و همه شان متمرکز شده اند در يک نقطه خاصی از شهر تهران، شهری که از دو- سه ميليون شده دوازده - پانزده ميليون و آن ده ميليون ديگر نمی توانند در اين ترافيک برانند و سه ساعت وقت تلف کنند و خودشان را به مرکز شهربرسانند که فلان فيلم را ببينند. يعنی اصلا يک وضعيت اسف باری است اين مساله صنعت سينما.

اين يک صنعتی است که سالی چندين ميليارد تومان سرمايه در آن می گردد و مقدار بسيار زيادی اشتغال ايجاد می کند و عده زيادی الان کار و حرفه شان اين است ولی دارند می بينند که چگونه رفته رفته اين صنعت دارد مضمحل می شود و هيچ کار عملی و درست و حسابی هم صورت نمی گيرد که بتواند آن را نجات دهد.

صحنه ای از فيلم دايره مينا
دايره مينا نيز از جمله فيلم هايی بود که در برنامه سيمای شهر تهران پخش شد

الان مشکل ما و آن چيزی که باعث وحشت سينماگران می شود آينده است که بسيار مغشوش و تاريک است و تو به گذشته ات که برمی گردی، يعنی به پنج سال يا ده سال قبل، می بينی که اوضاع بدتر شده است، يعنی که سينماهای بيشتری دارند می بندند و ميل رفتن به سينما دارد کم می شود. تماشاچی دارد کم می شود و کل صنعت دارد از بين می رود در حالی که در تمام کشورهای ديگر سينما مرتبا دارد شکوفا می شود.

مهم تر اينکه مشکلاتی را که کشورهای ديگر دارند، ما اصلا نداريم. يعنی ما رقابت سينمای تجارتی آمريکا را نداريم، هيچ وسيله تفريح ديگری که مردم را جذب کند نداريم و برنامه های ويدئويی و تلويزيونی هم فقط تا اندازه ای می تواند مردم را سرگرم کند.

قضيه اين است که جوانان دلشان می خواهد عصرها بزنند بيرون، بروند خيابان، بروند گردش، بروند سينما، ولی کجا بروند؟ هيچ جا نيست.

به جز عده ای که در مرکز شهر زندگی می کنند، بقيه مردم مثل کسانی که در شهرک قدس يا جنت آباد هستند يا دور از مرکز شهر هستند، اينها همه شان محرومند از لذت رفتن به بيرون، رفتن به سينما، ديدن فيلم و تفريح کردن و با جمع، تجربه ای را سهيم بودن.

 
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران