BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 13:52 گرينويچ - پنج شنبه 02 اکتبر 2003
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
صدای خاموش: تأملی در غزليات شمس
 

 
دکتر محمد علی موحد و دکتر ضيا موحد
دکتر محمد علی موحد (راست) و دکتر ضيا موحد به مولانا و غزليات شمس پرداختند

به مناسبت روز بزرگداشت جلال‏ الدين محمد بلخی، شاعر و عارف بزرگ ايرانی، يکصد و يکمين نشست کتاب ‏ماه ادبيات و فلسفه با عنوان 'صدای خاموش: تأملی در غزليات شمس' هشتم مهر ماه در خانه کتاب برگزار شد.

در ابتدای اين نشست، دکتر محمدعلی موحد، نويسنده، حقوقدان و مصحح مقالات شمس در باب تأثير شمس در آرا و افکار مولانا گفت: "در سراسرديوان شمس ياد و نام شمس موج می‏ زند. پس بايد در مباحث مرتبط با مولانا، حضور شمس نيز در نظر گرفته شود. شمس، آفتابی بود که وقتی در افق معنای مولانا طلوع کرد، ديگر هيچ گاه غروب نکرد. مولانا تا انتهای زندگی‏اش با شمس بود و مرگ او را هرگز باور نکرد. به همين سبب حضور او در تمام غزليات محسوس است".

او در ادامه صحبتهای خود گفت: "در فارسی، ناصرخسرو تنها شاعر بزرگی است که تمام اشعارش قصيده است و در قالب غزل شعر نگفته است. مولانا نيز شاعری است که قصيده نگفته است. اما در ديوان اشعار ديگر شاعران، غزليات و قصايد هر دو به چشم می‏خورند. با اين حال غزل های مولانا صبغه و رنگ خاص دارد. آنچه غزل را از قصيده متمايز می‏ کند، ماده شعر است نه صورت و تعداد ابيات آن. يعنی در قصيده، صلابت، متانت و استحکام اهميت دارد و در غزل رقت، نرمی و سلاست. به همين جهت غزليات مولانا از نوع ديگری است. مولانا بر زبان تسلط دارد و زبان در دست او به هر شکلی در می‏آيد و جالب اين است که اين تغيير شکل مورد قبول ديگران است.

دکتر محمدعلی موحد به تفنن‏ های شعری مولانا در غزليات اشاره کرد که از جمله اين تفنن‏ ها می‏ توان از وصل، استفاده از «واو» در ابتدای بيت، بی ‏توجهی به قواعد عروضی، توجه به آهنگ و موسيقی و توجه به نوشدن، نام برد.

پس از آن دکتر ضياء موحد، شاعر و مترجم با اشاره به طرح مفهومی و نظريات ديويدسن در اين باب گفت: نظريه‏ ای در علم وجود دارد که معتقد است در طرح مفهومی ما با دو عنصر ذهنی و عينی Subjective و Objective روبه ‏رو هستيم: يعنی وقتی يک نظريه علمی ارائه می‏دهيم، اين نظريه در قالب يک رشته مفاهيم بيان می ‏شود که اين مفاهيم در دنيای خارج وجود ندارند. برای مثال، انرژی يا اندازه حرکت به معنايی که در فيزيک به کار می‏روند، ساخته ذهن نظريه ‏پردازان است. اينها مفاهيمی هستند که ما می ‏سازيم تا طرح مفهومی از جهان را ارائه دهيم. بسياری بر اين عقيده ‏‏اند که اين طرح‏ های مفهومی يک جنبه مربوط به نظريه‏ پرداز دارند و يک جنبه‏ ای که به جهان مرتبط است که با نگاه به جهان و از راه تجربه و داده‏ های حسی، اين مفاهيم و آن داده ‏‏ها را به هم گره می‏ زنيم و يک نظريه می‏ سازيم.

 

 تعداد بی ‏شماری از غزليات مولانا در مجلس سماع و در حالت وجد و شور و مستی سروده شده ‏اند. بنابراين، حرکت، پويايی و جانداری را در تک تک واژه‏ ها و کلمات آن می‏توان به خوبی احساس کرد. از رهگذر اين کلمات جاندار و پوياست که خواننده تجلی حقيقت را بيشتر و بهتر درک می ‏‏کند. اگر يکی از شرايط شعر ناب، اصيل و تأثيرگذار، اصالت مضمون و محتوا و ابتکار زبان و بيان باشد، مسلماً اين خصيصه در ديوان شمس به حد کمال يافت می ‏شود

مريم ابوالقاسمی

 

"ديويدسن که يکی از مهم‏ ترين فلاسفه تحليلی است اين نظريه را به عنوان سومين حکم جزمی تجربه ‏گرايی، رد می‏‏کند. او معتقد است که هيچ فرمولی وجود ندارد که سهم فاعل شناسايی و دنيای خارج را، از هم جدا کند. حتی وقتی می ‏خواهم علم به خود داشته باشم بايد از پيش، وجود جهان را فرض بگيرم و وقتی راجع به جهان صحبت می ‏کنم، بايد مفاهيمی که می ‏خواهم به جهان اعمال کنم، از پيش در نظر گرفته شوند. يعنی اينها در ارتباط تنگاتنگی با هم قرار دارند. او در باب نظريه‏ های علمی می ‏گويد که نمی ‏توانيم جنبه مفهومی و جنبه تجربی را کاملاً از هم جدا کنيم. اين مساله را می‏ توان در مورد طرح‏ ها و تجربيات عاطفی نيز بيان کرد. يعنی وقتی با غزليات مولانا روبرو می‏شويم، يکجا زبان هست، مفاهيم عرفانی و يکجا جهان. جدا کردن اينها، مثل جدا کردن محتوا و شکل است که مساله ‏ای کاملاً مردود در هنر به حساب می‏آيد.

او افزود: حال اگر بخواهيم جغرافيای کار او را ترسيم کنيم، بايد به کل آثارش توجه کنيم. کل آثار مولوی، مجسم ‏کننده تجربيات ذهنی و تجربيات جهان خارج هستند و اين دو را چنان به هم گره می ‏زند که جدا کردن آنها از هم ممکن نيست و عينيت کار مولانا نيز به همين دليل است. اينکه هنوز هم در قرن بيستم آثار او را می‏خوانيم و از آنها لذت می‏بريم به اين خاطر است که مسائل ذهنی نيستند، بلکه عينيتی در کار او وجود دارد و اگر تجربياتش به نظر ما حيرت‏انگيز هستند به اين خاطر است که ما آنها را با تجربيات خود می‏سنجيم و می ‏بينيم که سخن او از جنس ديگری است.

دکتر ضياء موحد با بيان اين مطلب که مولانا نيز به هر ترتيب مانند هر شاعر ديگری ناگزير به استفاده از ابزارهای شعری است، از شگردهای شعری مولانا به موسيقی کلام، بهره‏گيری از کلمات پيشين برای اتمام شعر، استفاده از صفات تفضيلی، بازی با کلمات، ترکيب سازی های نو و مضامين و تصاوير غريب اشاره کرد.

دکتر مريم ابوالقاسمی عضو هيأت علمی دانشگاه شهيد بهشتی که پايان نامه دکترايش درباره غزليات شمس است، در جلسه يکصد و يکم کتاب ماه ادبيات و فلسفه در باب پويايی اشعار مولانا گفت: تعداد بی ‏شماری از غزليات مولانا در مجلس سماع و در حالت وجد و شور و مستی سروده شده ‏اند. بنابراين، حرکت، پويايی و جانداری را در تک تک واژه‏ ها و کلمات آن می‏توان به خوبی احساس کرد. از رهگذر اين کلمات جاندار و پوياست که خواننده تجلی حقيقت را بيشتر و بهتر درک می ‏‏کند. اگر يکی از شرايط شعر ناب، اصيل و تأثيرگذار، اصالت مضمون و محتوا و ابتکار زبان و بيان باشد، مسلماً اين خصيصه در ديوان شمس به حد کمال يافت می ‏شود. با وجود اينکه غزليات مولانا فی‏البداهه سروده شده ‏اند و نيز با توجه به بی‏علاقگی‏ مولانا به قافيه ‏انديشی‏ها و توجهات شاعرانه و اديبانه در امر ساختن کلمات و عبارات و الفاظ، باز مشاهده می‏کنيم که قدرت ابتکار و تسلط او بر زبان فارسی به اندازه ‏ای است که واژه‏ ها و کلمات را به خوبی استخدام و بجا و درخور از آنها استفاده می‏ کند.

مريم ابوالقاسمی
دکتر مريم ابوالقاسمی درباره پويايی اشعار مولانا صحبت کرد

او درباره غزليات شمس گفت: غزليات شمس در ميان آثار غزلسرايان ايران از حيث تنوع واژگان و تعدد نحوه بيان کاملاً بی ‏نظير است. ابزار مولانا برای ايجاد تنوع در زبان، صور خيال شاعرانه ‏ای چون تشبيه، استعاره، مجاز و کنايه است و او به خصوص به کمک استعاره و کنايه بسياری از مفاهيم انتزاعی و تجريدی را به گونه ‏ای بسيار زنده و قابل فهم، بيان کرده است. با آنکه محور اصلی موضوعات ديوان شمس را مفاهيم و مباحث عرفانی تشکيل می ‏دهد، اما به دليل استفاده درست و خلاق مولانا از زبان و آفرينش واژه‏های جديد، ديوان او به مانند آثار عرفانی پيش از او، از اصطلاحات عرفانی درجه اول آکنده نشده بلکه او مفاهيم دشوار عرفانی و سير و سلوک را با زبانی شيرين و قابل فهم و با کمک کنايات و استعاراتی بديع و دلنشين بيان کرده است.

دکتر محمدعلی موحد در تبيين ملمعات مولانا و تفاوت آن با ملمعات ديگر شاعران اظهار داشت: مخاطبان مولانا، ايرانی، عرب، يونانی و ترک بودند. او در مکانی می ‏زيست که مردم هنوز به زبان يونانی صحبت می ‏کردند و حکومت در دست ترکان بود. ضمن آنکه مولانا و اطرافيانش، همگی ايرانی بودند و همچنين مبنای فرهنگ آنان ادبيات عرب بود. بنابراين اگرچه شاعری چون سعدی نيز ملمعاتی به عربی دارد، اما تنها در آثار مولاناست که ملمع به زبان ترکی ديده می‏ شود. اگرچه پيش از او در آثار ديگر شاعران، مفردات ترکی به چشم می‏خورد، اما به صورت شعر، بيت يا حتی مصراع نيست. همچنين محققان زبان يونانی کلاسيک در تحقيق خود درباره اين زبان، از آثار مولانا و سلطان ولد بهره‏ می ‏گيرند.

دکتر ضياء موحد در توضيح بهره‏ گيری شعرای معاصر از غزليات شمس و زبان مولوی تصريح کرد: تنها شاعری که به نظر می‏آيد از غزليات شمس تأثير پذيرفته، سهراب سپهری است. در بخش نخست کتاب هشت کتاب سهراب، اشعار به شدت آهنگين و متأثر از غزليات هستند، البته بعدها زبان او تغيير می‏کند و در کتاب هشتم به شدت متأثر از زبان رؤيايی است. احمد شاملو هم در جوانی تحت تأثير مولانا بوده است و شايد فضای روشنی که در اشعار باغ آيينه، هوای تازه و ماهی به چشم می ‏خورد، به همين جهت باشد.

 
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران