BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 13:01 گرينويچ - جمعه 17 اکتبر 2003
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
کنسرت ابی در لندن
 

 
ابی
ابی از پشت صحنه شروع کرد به خوندن

اولين باری بود که به يک کنسرت پاپ می رفتم، و اونم کی؟ ابی! و به قول اينجايی ها: "مای فيوريت سينگر!"

بليط را از" قنادی رضا" خريديم که اصلا شبيه قنادی نبود و وقتی ميری تو قنادی انتظار داری بوی شيرينی خفه ات کنه ولی خوب، بيشتر شبيه بقالی ها بود.

علاوه بر ۲ تا بليط کنسرت ابی به قيمت هر کدام ۳۲ پوند يک شيشه آب ليمو و يک بسته سبزی کوکو هم خريديم.

يکشنبه ۱۲ اکتبر از راه رسيد و در" لستر اسکوئر"Leicester Square محله پر از ديسکو و سينمای لندن حاضر شديم.

هوا سرد بود و باد سردی هم می وزيد. صف طولانی ايرانی های مشتاق ابی جلوی ديسکوی اکوئيناکس ( Equinox) تشکيل شده بود.

دخترها با لباس های شب و آرايش فراوان و آقايون بعضی با کت و شلوار و کراوات و بعضی ساده تر، آدم را وا می داشت که بگه: واووووووو.....

ضمنا نگهبان جلو در ديسکو که خيال می کرد ناظم مدرسه ابتدايی است در طول صف راه می رفت و همه را به صف می کرد......

بالاخره وارد ديسکو شديم. همه را گشتن که مبادا مشروبی،ا چاقويی يا دوربينی با خود به داخل ببرند.

وارد ديسکو که شديم روبه روی ميز کوچکی که کاست ها و فيلم های ايرنی می فروخت دوباره به صف شديم تا کت و کاپشن هارو تحويل بديم.

صدای موسيقی متفرقه ايرانی از داخل سالن می آمد. همه مشغول رقص و در انتظار ابی بودند که "آقای صدای ايران" با نوازندگان آلمانی خود وارد سالن شد.......

.... و جمعيت يک دفعه منفجر شد!

البته ابی يک کلک هم زد....اونم اينکه قبل از اينکه خودش بياد، صداش اومد.....اول فکر کردم نوارشو يا سی ديشو گذاشتند چون صداش می آمد، اما يک دفعه از پشت پرده اومد بيرون و معلوم شد خودش بود که می خوند، اونم با ميکروفون بی سيم....مرسی کلاس!!!

ابی
ابی از همراهی جمعيت با او احساس رضايت می کرد

ابی همون ابی بود که انتظارشو داشتم.....

با همون صدای گرم و باحال- صدای صاف و جوان.

اما هيکلش نه!!!

موهاش هم خيلی سفيد شده بود.

وقتی آمد جمعيت اختيار از کف داد. او چند آهنگ خوند و همه صفا کردند.

ابی بيشتر آهنگهايش را با همراهی جمعيت اجرا کرد و گويا از اينکه جمعيت آنگونه با او در خواندن ترانه هايش همراهند احساس رضايت می کرد و هراز گاهی ميکروفن خود را جلوی جمعيت می گرفت تا اين همراهی بيشتر خودنمايی کند.

درحالی که مشتاقان ابی ترانه های درخواستی خود را بلند بلند اعلام می کردند، ابی جمعيت را با صحبتهای خود درباره يکی از ترانه های قديمی اش به سکوت دعوت کرد.

ابی اظهار داشت که عده ای از اين ترانه، که يکی از بهترين کارهای اوست، برای به دار آويختن وی استفاده کرده اند.

تا اسم ترانه را که خليج فارس باشه به زبون آورد جمعيت يک بار ديگه منفجر شد.

اما جريان به دار آويختن از قرار معلوم از اين قرار بود که طی کنسرت های متعدد ابی در دوبی وی از خواندن ترانه خليج فارس خودداری کرده بود و برخی از تلويزيون های لس آنجلس بر عليه وی ادعا کردند که وی به خاطر منافع مادی از خواندن اين ترانه خودداری کرده است و جو را عليه ابی بر انگيختند.

ولی ابی در مصاحبه ای در يکی از تلويزيون های لس آنجلس گفت: اين ترانه را به دليل حساسيت شيوخ دوبی نسبت به مسئله خليج فارس و جلوگيری از مغشوش شدن فضا برای برگزاری برنامه برای ايرانيانی که از ايران به دوبی سفر کرده بودند نخوانده است.

خلاصه ابی با کنايه به اين موضوع اشاره کرد و ترانه زيبا و پر محتوای خليج فارس را در لندن اجرا کرد و احساسات حاضرين را بيش از بيش بر انگيخت.

.........خليج هميشگی فارس.....

وقتی رفت برای چند دقيقه استراحت (البته آنقدر طولانی بود که حسابی حوصله ها را سر برد) بعد که برگشت يک يادی از شيرين عبادی (که جايزه نوبل صلح را برنده شده) کرد و يک آهنگ جديدشو به اين خانم که حالا ديگه شده معروف ترين زن ايرانی، اهدا کرد.

ابی گفت آهنگ سياهپوشهای آلبوم شب نيلوفری را از طرف خودم و ايرج جنتی، به خانم شيرين عبادی اولين ايرانی برنده جايزه نوبل صلح تقديم می کنم.

....با اينکه دارن سياپوشا تز توی شط کوچه ها

جمع می کنن ستاره های پر پرو........

.....با اينکه توی پستوی ذهن همه کس رد گيرنده و قفس

هنوزم......

ميشه قربانی اين وحشت منحوس نشد

هنوزم ميشه تسليم شب و اسير کابوس نشد

ميشه باز سنگر و ترانه ساخت و اسير کابوس نشد

هنوزم.......

ميشه عاشق شد و از ستاره مايوس نشد.......

ابی ضمن تشکر و قدردانی از خانم شيرين عبادی اين ترانه را به وی تقديم کرد. مرسی کلاس سياسی!!

گروه ارکستر ابی از آلمان اومده بودند و آلبوم شب نيلوفری تو آمريکا تهيه شده بود و خوب ابی يک بار ديگه احساسات همه را بر انگيخت وقتی که بدون موسيقی آهنگ تحمل کن را خواند .....

کم کم ساعت ۱۲ شد و جمعيت تک و توک برای رفتن آماده شدند، بدون اينکه کتک کاری و يا خشونت بين جمعيتی که بيش از ظرفيت سالن بود رخ دهد (خدا را شکر)....

راستی يک موضوع ديگر زمان نا مناسب برگزاری کنسرت يعنی يکشنبه شب بود چون فردای آن روز همه بايد به سر کار می رفتند ضمن اينکه مترو شبهای يکشنبه زودتر بسته می شود و تاکسی نه تنها سخت تر پيدا می شه، بلکه گران تر هم است.

لاله از لندن

 
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران