BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 17:47 گرينويچ - دوشنبه 27 اکتبر 2003
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
لذت ديوانگی
 

 
سميرا و حنا مخملباف
سميرا و حنا مخملباف در پشت صحنه فيلم لذت ديوانگی عکس از: ميثم مخملباف
 

اين فيلم مستند بلند بعد از فيلم روزی که خاله ام مريض بود ، دومين فيلم حنا مخملباف دختر 15 ساله محسن مخملباف است.

اين فيلم در دو نوبت در بخش سينمای جهان چهل وهفتمين دوره جشنواره فيلم لندن به نمايش در خواهد آمد.

موضوع اين فيلم مستند، پشت صحنه و پيش توليد فيلم پنج عصر ساخته سميرا خواهر بزرگتر حنا است، که قرار است در افغانستان ساخته شود.

سميرا مخملباف همراه با پدرش برای ساختن فيلم بعدی اش در افغانستان به دنبال بازيگر است. اما بازيگرانی که او انتخاب می کند هر کدام به دليلی از پذيرفتن بازی در فيلم سر باز می زنند.

اما دقيقا مشخص نيست که هدف اين فيلم نشان دادن دشواری های مراحل پيش ساخت يک فيلم است، يا نحوه بازيگريابی يک کارگردان مشهور بين المللی و يا می خواهد به بهانه اين فيلم بخشی از جامعه افغانستان پس از حکومت طالبان را به تصوير بکشد.

لذت ديوانگی
عکس از: ميثم مخملباف
 

در هر صورت اين فيلم قادر نيست هيچکدام از موارد فوق را در طول زمان 75 دقيقه ای اش به خوبی تصوير کند.

اين فيلم سومين فيلم از خانواده مخملباف است که در طول دو سال گذشته در افغانستان ساخته شده است.

ظاهرا توجه جشنواره های جهانی به فيلم سفر قندهار ساخته محسن مخملباف و شهرت سميرا مخملباف در دنيا و اهميت خبری افغانستان در رسانه های غربی، اين خانواده فيلمساز را بر آن کرده است که فيلم لذت ديوانگی را در کنار فيلم پنج عصر در جشنواره های مختلف دنيا به نمايش بگذارند.

اين فيلم، که به سختی می توان اسم فيلم بر آن گذاشت، چيزی بيشتر از فيلمبرداری معمولی پشت صحنه يک فيلم نيست.

اين فيلم فاقد هر گونه کارگردانی و يا تفکری است، مشخص نيست که کارگردان قصد دارد چه چيزی را به تماشاگر نشان دهد.

در اين فيلم نکته ديگری نهفته است و آن اينکه اين فيلم بيش از آنکه موفقيتی برای خانواده مخملباف باشد حيثيت هنری و شخصيت آنها را زير سئوال می برد.

در ابتدای فيلم سميرا مخملباف می گويد که فيلم را برای نجات زنان افغان از زير جور و ستم مردان می سازد. و از اينکه زنان افغان نمی توانند رئيس جمهور شوند به شدت نگران و ناراحت است، و تمام تلاش خود را با ساخت اين فيلم خواهد کرد که زنان افغان به اين مهم دست يابند.

اما اين سئوال برای بيننده ای که خود با مسائل منطقه از جمله ايران آشناست، اين سئوال پيش می آيد آيا شما نجات زنان کشور خودتان را با موفقيت به پايان برده ايد که حالا نگران مسائل اين چنين در همسايه تان هستيد.

فيلمبرداری بسيار بد لذت ديوانگی، که خود حنا مخملباف آن را انجام داده است، بی ارزشی فيلم را دو چندان می کند. نوردهی بيش از اندازه فيلم که مشخص است عمدا صورت گرفته است، نشان می دهد که تنها کودک دنيا که بجای تحصيل در مدرسه معمولی از هشت سالگی به تحصيل در رشته های مختلف هنر و سينما مشغول بوده است، چندان شاگرد خوبی هم نبوده است.

حنا مخملباف
حنا مخملباف
 

سميرا و محسن مخملباف در چند جای فيلم برای راضی کردن مردم برای بازی در فيلم می گويند اين فيلم قرار نيست در افغانستان نشان داده شود.

ذکر اين موضوع همراه با گفته ای از محسن مخلملباف که به دختری می گويد، بعد از بازی در اين فيلم و نمايشش در اروپا، از بازيگران فيلم برای شرکت در جشنواره های اروپائی دعوت خواهد شد، نشان از آن دارد که اين خانواده بدون در نظر گرفتن خواسته های اجتماعی مردم افغانستان و يا ايران و نياز های جامعه اين دو کشور، صرفا در پی ساختن فيلمهائی برای خوشايند خارجيان هستند.

وجود صحنه های رقت آميز در فيلم از جمله راه رفتن يک پسر معلول در خيابان های کابل و يا نمايش فقر و نکبت يک خانواده بدون هيچ دليلی در جا به جای فيلم به چشم می خورد. و فقط می خواهد اشک تماشاگر غربی را در بياورد.

معلوم نيست که آقای مخلمباف از کجا از نتيجه فيلم سميرا و موفقيت آن در جشنواره های غربی مطمئن است. مگر اينکه اين اطمينان را دارد که هر داستان تصويری متحرکی( بخوانيد فيلم) که نام مخملباف را در شناسنامه خود داشته باشد، بدون هيچ چون و چرائی در بهترين سينماها و بهترين زمان به نمايش در خواهد آمد، مانند فيلم لذت ديوانگی.

البته ذوق زدگی برخی از منتقدان و مديران جشنواره های خارجی از اينکه می بينند دختری 15 ساله آن هم از کشوری که آنها فکر می کنند هنوز مردمش چادرنشين اند و زنانش اجازه ندارند از خانه بيرون آيند، فيلمی ساخته است، در شکل گيری اين موضوع بی تاثير نيست.

لحن توهين آميز که يادگار فيلم سلام سينما ست، در اين فيلم نيز جايگاه ويژه ای دارد.

علاوه بر محسن مخملباف که مردم عادی افغانستان را مانند وسيله ای از وسايل صحنه می بيند، سميرا مخملباف هم که تمام رفتار، سخنان و حتا لحن گفتاری اش را از پدر تقليد می کند، با پدرش درکوچک شمردن مردم همراهی می کند.

ولی ای کاش مخملباف پدر در مورد کلاس های فن بيان و بازيگری مدرسه فيلم مخملباف کمی بيشتر وسواس نشان می داد.

هم محسن و هم سميرا مخملباف از اينکه افغان ها می توانند برای خودشان تصميم بگيرند تعجب می کند. به نظر آنها حضور در اين فيلم به معنای رسيدن به قله موفقيت و سعادت است. و رد اين پيشنهاد به هر دليل شخصی ای نشان از جهالت آن شخص دارد.

عدم شناخت مخملباف ها از جامعه افغانستان بعد از دو سال حضور در آن کشور، که چندان هم از جامعه ايران دور نيست، در سراسر فيلم مشهود است.

طرز رفتار و گفتار سميرا مخملباف با مردم به نحوی است که گويا از يک کشور اروپائی آمده است، و برای اولين بار است که با يک جامعه سنتی برخورد می کند.

حضور محسن مخلمباف در تمام مراحل انتخاب بازيگر و کنترل کار به عنوان کارگردان در کنار شلوغ بازيهای سميرا مخملباف و نا آگاهی او در اصول اوليه کارگردانی در لذت ديوانگی، نام سميرا را به عنوان کارگردان مستقل از پدر فيلم های سيب، تخته سياه و پنج عصر زير سئوال می برد، و ديگر کمتر کسی باور خواهد کرد که اين فيلم ها را او خودش به تنهائی ساخته است.

تنها لطف اين فيلم موسيقی زيبای محمدرضا درويشی است که اصلا با کيفيت اين فيلم ويدئوئی خانگی همخوانی ندارد.

 
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران