http://www.bbcpersian.com

سعيد در روز هفتم

سعيد محمدی قد بلندی داره و چشمای نافذ.

متولد اراک هستش ولی بزرگ شده تهرانه، طرفای قلهک.

سعيد در دوران دبيرستان جزو يک گروه موسيقی بوده، گروهی که همراه گروههای نوجوون ديگه تابستون دراردوگاه رامسر برنامه اجرا ميکرده.

سعيد يکسال بهترين خواننده نوجوان تهران شناخته شد.

تو اردوگاه رامسر بود که آهنگ پونه رو شنيد و بعد از ساليان سال تو آلبوم آسمونای آبی اجراش کرد.

سعيد محمدی شعر و آهنگها شو خودش می سازه و يک يادآوری هم بکنم که سعيد برای خواننده های ديگه آهنگهائی ساخته که خيلی هم گل کرده.مثل جونی جونوم ، ليلا فروهر سکوت شکسته ، منصور باورم کن ، شيلا، و بسياری ديگه که اگر روی جلد آلبومها رو بخونين، کشفشون می کنين .

اسم جديدترين آلبوم سعيد آسمونای آبيه که با همين آهنگ هم شروع ميشه.

آسمونای آبی

سعيد :" اين آهنگ آسمونای آبی رو چهارسال پيش ساختم، موقعی که گروه جيپسی کينگز معروف شده بود."

" اولش آسمونای آبی به سبک فلامينگوی جيپسی کينگی بود، سه بار عوض کرديم، بالاخره ديويد بتسامو ( تهيه کننده آهنگهای سعيد که از مسيحيای عراقه) اون رو به شکل امروزش که تو آلبوم می شنوين، ضبط نهائی کرد."

"آسمونای آبی" آسمونای خاطرات من در تهرانه که هميشه يک رنگه: آبی، بخصوص تابستوناش.

زليخا

سعيد : من اول اين آهنگ رو برای شهرام شب پره ساخته بودم . ميدونستم که خيلی گل ميکنه.

شهرام بمن گفت که سعيد اسم اين آهنگ رو عوض کن بجای زليخا بزارسهيلا! چون مارتيک يه آهنگ برای اين اسم خونده. به هرحال در نهايت اين آهنگ رو خودم خوندم .

باغ عشق

من عاشق اين آهنگم . باغ عشق برميگرده به دورانی که زندگيم تو سرازيری بود.

اين يک آهنگ ری گیReggae هستش ( سبک سنتی جامائيکائی ) .

اين آهنگ اولش خيلی فرق می کرد. همش منفی بود همش دلخوری از طرف مقابل بود ولی همش رو عوض کردم چون نمی خواستم آهنگ نااميد کننده تو آلبومم باشه.

گوش کن ببين از توی باغ صدای خنده مياد در حاليکه اصلش اين بود "از توی باغ صدای گريه مياد".

آهنگهای آلبوم بعدی

بعد از کنسرت لندنش که برگشت آمريکا داره روی آلبوم جديدش کار ميکنه .

شعر يکی از آهنگهای آينده اش اينه :

تو مهمونی آب و باد و رودخونه اونجا که بيد مجنون آروم ميخونه

بوسشو رو تن سرد آب ميشنونه .

يادت هست بهم چی گفتی ، وقتی گفتی چی شنفتی .

آسمون اون روز آبی آبی بود شاپرک تو فکر غصه ماهی بود

دل تو بهر لحظه های مهتابی بود . . ."

ولی وقتی که سعيد آهنگ رو با گيتار برام خوند فوری به دلم نشست و مطمئنم که از آهنگهای موفق آلبوم آينده سعيد باشه .

يکی ديگه از آهنگهای جديدش آهنگيه که زمان آشنائی با فريدون فرخزاد ساخته بوده.

شعرش اينه :

"سلام ای وطن که از خون مردان به جوش آمدی

چو در خاک و خون غلتيدی به خون خواهيت در خورش آمدی ،

سراپای تو پر از دشنه هاست ولی ناله هايت غرور صداست."

سعيد : اين سالهای تو آمريکا و اروپا بودم خيلی چيزها ياد گرفتم .

فهميدم که خيلی چيزها هست که ما در خارج از کشور يادگرفتيم و می تونيم با خودمون به ايران برگردونيم.

يک چيزی که من در مورد ايرانيای خارج از کشور ياد گرفتم اينه که بيشتر ايرانيها دچار يک بی حسی ملی شدن .

به مردان و زنانی که براشون قدم بر ميدارن پشت ميکنن ولی برای کسانی که بهشون خيانت ميکنن دست ميزنن، يعنی زود سابقه افراد رو فراموش می کنن .

اين بازده خود تبعيدی ماست!

ما بعنوان ايرانی يک وظيفه مهم داريم اينکه خارج از ايران هوای همو داشته باشيم و دوم اينکه برگرديم ايران."

اگر دوست دارين با سعيد مستقيمأ گپ بزنين می تونين بهش پيک بزنين.

اين آدرسشه :

Mohamadi2001@aol.com

در ضمن سعيد يک سايتی هم داره که می تونين برين ببينين.

يک خلاصه ديگه از زندگی هنری سعيد:

آلبومها : چراغ جادو – آفتاب مهتاب - چشم براه و آسمونای آبی.

زندگی:

۱۸ سالگی با فريدون فرخزاد آشنا ميشه. آهنگهائی رو در خفا می سازن و اجرا ميکنن.

بعد مخفيانه با فرخزاد به آلمان ميره وکارهای مشترکی رو که اکثرأ جنبه سياسی داشتن اجرا ميکنه.

به خاطر اختلاف سليقه کار مشترک نمی کنه. به آمريکا مياد و بعد از اينکه خبر ترور برادرش رو در آلمان ميشنوه ( علی اکبر محمدی، خلبان پروازهای دولتی ايران بعد از انقلاب بود. با هواپيما به عراق پناهنده ميشه.بعد به آلمان ميره و در اونجا جلوی کودکستان دخترش کشته ميشه.

تا پنج سال دست از موسيقی ميکشه و در افسردگی شديدی فروميره . به گفته خودش همسرش نقش مهمی در بازگشتش به دنيای هنر داشته و هنوز هم با همسرش در شهر لس آنجلس آمريکا زندگی ميکنه .

متن و عکس از بهزاد .