BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 15:06 گرينويچ - شنبه 01 نوامبر 2003
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
نفس عميق
 

 
نفس عميق
سعيد امينی در نقش کامران
 

نفس عميق آخرين فيلم پرويز شهبازی که جوايز متعددی را از جشنواره های بين المللی دريافت کرده است، يکی از پنج فيلم ايرانی حاضر در چهل و هفتمين جشنواره فيلم لندن است که در بخش سينمای جهان اين دوره به نمايش در آمد.

منصور(منصور شهبازی) که در جنوب شهر زندگی می کند و وضع مالی خوبی ندارد با کامران( سعيد امينی) که با خانواده ثروتمندش مشکل دارد و از خانه فرار کرده است دوست می شود.

هر دو سرگردان و نا اميد در شهر پرسه می زنند، و برای تهيه پول کرايه مسافرخانه و يا غذا دست به سرقت های کوچک می زنند.

منصور و کامران اتومبيلی می دزدند، و بعضی از شب ها را در اتومبيل می گذرانند. منصور با دختری به نام آيدا(مريم پاليزبان) که در خوابگاه دانشجويان زندگی می کند، آشنا می شود، و به او دل می بازد.

کامران که چند روزی است غذا نخورده و فقط سيگار کشيده است، بر اثر خونريزی می ميرد. منصور همراه آيدا که حالا به خاطر رفت و آمدهای منصور به خوابگاه از آنجا اخراج شده، به شمال می رود.

نفس عميق
مريم پاليزبان در نقش آيدا
 

نفس عميق آخرين فيلم پرويز شهبازی است، که حول محور جوانان و مشکلاتشان با جامعه می گردد.

شهبازی سعی می کند، با استفاده از شخصيت های متفاوت از طبقات مختلف جامعه و همچنين نشان دادن محل های مختلف تهران و مقايسه آنها با يکديگر، فيلمی بسازد که تمام لايه های اجتماعی را در بر گيرد.

اما نفس عميق را با تمام تلاش کارگردانش برای به تصوير کشيدن مشکلات جوانان و اصولا جامعه امروزی ايران، نمی توان يک فيلم موفق اجتماعی و يا نقدی بر جامعه ايران به حساب آورد.

برای به تصوير کشيدن بخشی از مشکلات جامعه و افراد متعلق به آن جامعه، بايد شخصيت هائی انتخاب شوند که حداقل نماينده بخش عمده ای از يک طبقه اجتماعی باشند، و مشخصاتشان با افراد واقعی اجتماع همخوانی داشته باشند. عاملی که در هر فصل فيلم زير پوست شهر ( رخشان بنی اعتماد 1378) به عنوان يکی بهترين فيلم های موفق اجتماعی سال های اخير به وضوح ديده می شد.

اما ظاهرا شهبازی چندان شناخت جامعی از ويژگی های واقعی بعضی از شخصيت های موجود در فيلمش و جامعه و فرهنگی که آنها به آن تعلق دارند، نداشته است.

از سه شخصيت اصلی فيلم يعنی منصور، کامران و آيدا، تا حدودی می توان برای دو شخصيت آيدا و منصور معادل های واقعی در جامعه يافت.

اما بزرگترين ضعف فيلم، وجود شخصيت خام و غير واقعی کامران است. نقش کامران با آنکه بايد نسبت به دو شخصيت ديگر پر رنگ تر باشد، از آندو بسيار ضعيفتر است، و در طول فيلم نه تنها پخته نمی شود، بلکه کمرنگتر هم می شود.

ظاهرا کامران می خواهد با چيزی بجنگد. اما اصلا برای بيننده مشخص نيست او از چه چيزی رنج می برد. عاملی که او را به نا اميدی کشانده است چيست. و اصولا او نماينده کدام بخش از جامعه است.

نفس عميق
منصور شهبازی در نقش منصور
 

اگر شهبازی قصد داشته است که آندسته از جوانانی که بخاطر رفاه بيش از اندازه و يا بی تفاوتی خانواده نسبت به آنها، بی هدف و سرگردان فقط روزها را می گذرانند، تصوير کند، کامران اصلا نمی تواند نماينده اين طيف از جامعه باشد.

آن عده از جوانانی که احتمالا مورد نظر کارگردان نفس عميق بوده اند، معمولا با وجود تمام بی هدفی و سرگردانی و نا اميدی شان، هنوز درونشان لبريز از انرژی است که آنرا به نوعی ( عموما جهت منفی) تخليه می کنند. شخصيت کامران از داشتن چنين مشخصه ای کاملا تهی است.

اين عده از جوانان به هر حال خواسته ای (چه مثبت و چه منفی) دارند که والدين شان با تمام ثروتشان نمی توانند آنها را بر آورده کنند.

بخشی عظيمی از موج فزاينده اعتياد به مواد مخدر، ازدواج های ناموفق، مهاجرت به خارج از کشور و يا تصادف های مرگبار اتومبيل های مدل بالا بر اثر سرعت زياد، متعلق به همين دسته از جوانان مرفه است.

اما شخصيت کامران کاملا با اين دسته از جوانان در تضاد است. مشخص نيست او چرا از خانه بيرون زده است و دليل اين دشمنی اش با خود و خانواده اش چيست.

مشخص نيست چرا او که حتا از دزديده شدن تلفن همراهش خم به ابرو نمی آورد، از آسيب رساندن به اتومبيل ديگران لذت می برد.

ظاهرا شهبازی از هر نمونه ای از طبقات مختلف جامعه، مشخصه ای در وجود کامران گنجانده، و از او شخصيتی خيالی ساخته است. شايد به همين دليل است که مشابه واقعی اين شخصيت مخلوط را در جامعه واقعی اطرافمان نديده ايم.

در دو سوم انتهائی فيلم ناگهان بار داستان از دوش کامران برداشته می شود و منصور به تنهائی تا پايان داستان را پيش می برد.

نفس عميق

شخصيت منفعل کامران از اين به بعد بی حال تر از پيش می شود و نهايتا کاملا رنگ می بازد. زمانی که کامران می ميرد،( اگر آن حذف نامشخص و نامفهوم کامران از فيلم را مرگ او برداشت کنيم) بيننده حتا بدليل بی رمقی شخصيت او، اصلا مرگ او را حس نمی کند.

در واقع کامران از ابتدای فيلم برای بيننده مرده محسوب می شد. و احتمالا اگر شخصيت کامران کلا از فيلم حذف می شد، به روند فيلم هيچ لطمه وارد نمی شد.

باورپذيری برخی از صحنه ها برای مخاطبان ايرانی به خصوص جوانان بسيار دشوار است. هر چند که کاملا مشخص است شهبازی برای نمايش عمومی فيلمش در داخل ايران مجبور به رعايت بعضی از نکات شده است. ولی حذف کلی اين نماها از فيلم هيچ لطمه ای به ساختار کلی فيلم نمی زد.

برای نمونه می توان از فصل هائی که ماموران نيروی انتظامی برای نداشتن گواهينامه و يا مزاحمت برای دخترهای يک خوابگاه دانشجوئی با منصور برخورد کرده و بلافاصله و براحتی از خلاف او چشم پوشی می کنند، ياد کرد.

در هيچکدام از اين موارد نمی توان ترس را در چهره منصور، با وجود رانندگی اش با يک ماشين دزدی، ديد.

همواره يکی از ترس ها و نگرانی های جوانانی مانند منصور برخورد کردن با ماموران نيروی انتظامی بوده است که شهبازی با بی تفاوتی از کنار اين مسئله نيز می گذرد.

در مجموع نفس عميق چيزی فراتر از فيلم های فرزان دلجو در دهه پنجاه مانند ياران و يا ماهی ها در خاک می ميرند نداشت. با همان ابزار سازنده آن فيلم ها. دو پسر نا اميد و سرگردان، بی پولی آنها و دزديهای کوچک، آمدن يک دختر در زندگی يکی از آنها و مرگ بی صدا و آرام يکی از پسرها و تهايتا وجود صدای گيتار و موسيقی پاپ.

نفس عميق امسال به نمايندگی از سينمای ايران به آکادمی اسکار معرفی شده است.

 
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران