http://www.bbcpersian.com

معرفی کتاب: آفتاب و مهتاب و خواب های سربی

نشر گيو به تازگی دو مجموعه داستان از دو زن داستان نويس ايرانی را به فاصله چند ماه تجديد چاپ کرده است.

کتاب خواب های سربی در بردارنده پنج داستان کوتاه به نام های مسلخ، عبور،خواب های سربی ،ماه زده و ازد از بهار صادقی است.

کتاب آفتاب مهتاب با ده داستان کوتاه به نام های يک شب قبل از انتخابات، پرانتزباز، خنده ، پرانتز بسته، برای پيرزن های خودم، تقسيم، تو رگی، غذای چينی، شازده خانم، گدای انگليسی، آفتاب مهتاب و هنوز نه، اما بعد نوشته شيوا ارسطويی است .

شخصيت های داستان های خواب های سربی که نامزد بهترين مجموعه داستان برای جايزه گلشيری است، در فضايی بين خواب و بيداری و وهم و واقعيت به سر می برند، و در پی دريافت چرايی زندگی و مرگ اند.

در داستان عبور پرستاری در حال احيای زندگی کودکی است که قلبش از کار افتاده و پرستار در گير با ذهنييات خود در پی پاسخی برای زندگی پر رنج انسان است. او فقط نيمساعت برای برگرداندن زندگی کودک فرصت دارد و دراين فرصت کوتاه مرگ را بر می گزيند .

در خواب های سربی مردی که اعضای خانواده اش را از دست داده، سر خود را با ماهی های آکواريومش گرم می کند و آشنايی او با کودکی که دچار وهم است، زندگی را به او برمی گرداند.

ماه زده شبی در يک زايشگاه محلی درجزيره ای واقع در جنوب کشور را تصوير می کند . با ماماهائی که از تنهايی می ترسند و گاه اسير توهم هايشان می شوند.

قهرمان داستان دختری محلی است که در حال زايمان فرزند نامشروعی است که از ديوانه جزيره در بطن دارد و ديوانه همچون عاشقی سرگردان در ميان تاريکی شب جزيره، فرزندش مرده اش را می خواهد.

و داستان ازد حکايتگر عشقی ممنوع و بی سامان است. فضاهايی که بهار صادقی می آفريند، فضاهای تلخ و پر از گمگشتگی است. او با ذهنی سرشار از مرگ انديشی به گوشه هايی از روح قهرمان هايش سفر می کند و خواننده را با خود همراه می سازد.

شيوا ارسطويی که شاعر است و در گذشته از اعضای کارگاه قصه دکتر رضا براهنی بوده در داستان های مجموعه آفتاب مهتاب با نگاهی واقع گرايانه به ساخت و پردازش تصاويری از زندگی بعد از انقلاب و جنگ پراخته است.

زنان ارسطويی در آفتاب مهتاب به گونه ای صادقانه درگير زندگی در فضاهايی هستند که از درک آنها عاجز است. زنانی که سعی می کنند به اين زندگی دو گانه عينی و ذهنی خو بگيرند.

آنها به کمک تخيل و خاطره سعی می کنند لايه بيرونی اين زندگی را که در تلاطم سنت، پيش داوری و تعصب شکل می گيرد، برای خود قابل تحمل کنند. زنان شيوا ارسطويی در اين داستان ها به دختران و زنان شهری بعد از انقلاب نزديک ترند.

در داستان يک شب قبل از انتخابات صحبت از زنی است که از شوهرش طلاق گرفته و در انتخابات مجلس نامزد شده. زنی که در پی تحول و تکامل از زندگی روزمره گذشته است.

در داستان تقسيم دختر که بعد از ازدواجش وارد دانشگاه شده، همبازی دوران کودکيش، امير را در دانشگاه می يابد.

تمام داستان در فاصله زمانی که اين دو نفر چند طبقه را بالا می روند، می گذرد. در اين زمان کوتاه ما به عشق کودکی و نوجوانی اين دو پی می بريم. احضار آنها به کميته انضباطی به دليل صحبت با هم ، سرآغاز آشنايی امير با همسر فعلی دختر می شود.

داستان تو رگی در فضای بعد از جنگ می گذرد و دو زن که در زمان جنگ جزو امداد گران بوده اند، در ديداری کوتاه متوجه می شوند که هنوز از نظر ذهنی درگير ماجراهای جنگ اند.

زمان بر آنها گذشته، اما نتوانسته بر خاطرات آنها پرده بکشد و آنها که سعی می کردند بيشترين کمک را به مجروحين جنگ بکنند، هنوز در حسرت ذره ای مهر از سوی رزمندگان هستند.

قهرمان شيوا ارسطويی در داستان غذای چينی آنچنان در درون و ذهنش زندگی می کند که به سختی قادر است تفاوت آن دو را درک کند. قهرمان داستان از فضايی ذهنی و خصوصی اش به سود واقعيت کناره می گيرد.

در داستان آفتاب مهتاب تصاويری گذرا از دو خانواده در قبل و بعد از انقلاب ترسيم می شود. خانواده ای به شدت مذهبی و خانوده ای بی اعتنا به مذهب. دختر و پسر اين دو خانواده در اقدامی غير منتظره با هم فرار می کنند و...

در داستان هنوز نه، اما بعد که يکی از زيباترين داستان های اين مجموعه است، راوی به گذشته ای می انديشد که قادر نيست از آن عبور کند. او خاطرات عشق اش را مرور می کند.

او زمانی امدادگر بوده و حالا بی اعتنا به اعتقاداتی که قبلا داشته، با ياد مردی که حالا دلايل ترک او به نظرش مسخره می رسد، زندگی می کند.

او در فضايی که عشق در آن ممنوع است به مردی می انديشد که روزی در آن سال های دور در اثر تيراندازی کشته شده است .

شيوا ارسطويی در آفتاب مهتاب فضاهای آشنا و ملموسی را به تصوير کشيده و قهرمانان او که امروزی اند در جدال بين خيال و واقعيت، به رغم سختی و تلخی واقعيت رو به سوی آن و زندگی برمی گردانند.