BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 16:40 گرينويچ - شنبه 20 دسامبر 2003
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
روز هفتم
 

 
.

و اما نوش آفرین .

بنده که بهزاد باشم وقتی که بچه بودم یعنی قبل از انقلاب.

یادمه که برادرم پوستر یک دختر خوشگلی رو زد به دیوار اتاقش.

پرسیدم این عکس کیه ؟ گفت : تو بچه ای نمی فهمی!

عکس، عکس نوش آفرین بود که بین نوجونا بخصوص پسرا خیلی طرفدار داشت.

یا عکسش رو مجله بود یا تصویرش تو برنامه موسيقی "رنگارنگ" بود یا تو سینما بازی میکرد.

ما که عاشقش بودیم و با صداش میرفتیم تو عالم هپروت.

برای اولین بار که نوش آفرین رو از نزدیک تو لندن دیدم واقعأ کیف کردم. و ترانه هاش رو با رقص مخصوص خودش میخوند و کلی محفل رو گرم کرده بود. بعد که چندهفته پیش تو دوبی دیدمش خیلی بیشتر فرصت کردم که باهاش گپ بزنم و در مورد اجرای روی صحنش (که هر چه محفل کوچکتر بهتر) و آلبوم آخرش "شب تو شب من" حرف زدم.

بهزاد و نوش آفرين
بهزاد و نوش آفرين
 

نوش آفرین: " من بعد از آهنگ "سلام" زندگی هنریم زیر و رو شد. بعد از اون آهنگ که شهرام آذر از گروه سندی ساخته بود. نسل جوون به کارهای من علاقمند شد.

بعدش هم که شروع کردم به کنسرت دادن و وقتی که دیدم مردم چقدر به موسيقی رقصی

علاقه دارن دیگه سبک کارم رو به طرف اجرای ترانه های شاد، هدایت کردم ."

آلبوم "شب تو شب من " نوش آفرین عید امسال بیرون آمد ولی هنوز صدر نشین ترانه های درخواستیه.

تو این آلبوم چند تا آهنگ بستکی ( منطقه ای نزدیک بم در جنوب ایران ) یا حداقل به سبک بستکی می بینیم .

نوش آفرین :"آهنگ "کاشکی" از آهنگهائی که گروه سلطانیه که الان در بحرین هستند برای اولین بار اجرا کرد. من این آهنگ رو در خونه بچه های گروه سندی شنیدم و عاشقش شدم و از شهرام آذر خواستم که یک تنظیم جدید روش بزاره.

من عاشق این آهنگم و از گروه سلطانیه بخاطر اینکه این آهنگ رو بمن معرفی کردن متشکرم ."

از آهنگهای معروف این آلبوم جدید نوش آفرین همون آهنگ شب تو شب من هستش که کار شهرام آذره و به سبک بندری تکنوئی اجرا شده . اینهم باز از کارهای بستگی بوده که گروه سلطانیه اولین بار اجراش کرده بودن ولی دراین اجرا بجای شعر محلی شعر پاکسیما رو با صدای نوش آفرین میشنویم.

نوش آفرين
نوش آفرين
 

نوش آفرین و آلبوم هندی !

نوش آفرین :" من بعد از اینکه از ایران خارج شدم به هند رفتم و پنج سال اونجا زندگی کردم. در هند خیلی چیزها یاد گرفتم ، چیزهائی که در زندگی گذشتم بهش توجه نداشتم .

لذت بردن از جزئیات کوچیک زندگی و اینکه قدر اونچه رو که داریم بدونیم .

در هند که بودم زبون اردو رو یاد گرفتم و همیشه دوست داشتم که برای اون مردم آواز بخونم .الان هم بهمراه یک آهنگساز هندی آقای سنگتار. یک آلبوم ضبط کرد که امیدوارم به زودی شرکت پخشی رو براش پیدا کنم تا که این آلبوم در هند به بازار بیاد.

یکی از آهنگهای اون آلبوم رو با شعر فارسی خوندم . آهنگ "تویی تو " و یکی از ترانه ها رو هم به زبون اردو هستش "سوهاتی رات" رو هم می تونین در آلبومم بشنوین ."

نوش آفرین و جیغ بلند

نوش آفرین سالها در کانادا زندگی کرد و الان هم بین آمریکا و کانادا ( محل سکونت خواهرش ) و اروپا در حال سفره.

نوش آفرين در دوبی
نوش آفرين در دوبی
 

با بهزاد پیشرو از گروه سندی یک گروه موسقی تشکیل دادن و قراره که از همین ماه کنسرتهائی رو در اروپا شروع کنن.

نوش آفرین فعلأ خیال ضبط آلبوم جدیدی رو نداره.

ولی یادی هم بکنیم از مجموعه "روزهای آشنا" که بی سرو صدا بیرون آمد.

نوش آفرین:" چند سال پیش خواهرم به من گفت که برات یک هدیه از ایران آوردم .دیدش

که رفتم دیدم که تمام صفحه های قدیمی مو که پیش از انقلاب خونده بودم و پوسترهامو آورده. از خوشحالی یک جیغ کشیدم.

این آهنگهای قدیمی همه ساخته های استادم فریدون خشنوده و یادگار دوران طلائی کار هستش. من از بین اون آهنگها "گریز" " تو نمیتونی بد باشی " و . . . رو دوست دارم ."


مراسم يادبود ويگن در لندن.

همسر ويگن در مراسم بزرگداشت
همسر ويگن در مراسم بزرگداشت
 

به همت آقای توفيق ممتاز که دوست چندين و چند ساله ويگن درلندن هستند و ژيرار يکی از خوانندگان با سابقه لندن و جمشيد رضائی خواننده موسقی اصيل اين مراسم ساعت ۷ بعدازظهر اين چهارشنبه برگزار شد.

محل اجرا سالن اين مراسم محله کنزينگتون لندن بود.

در اين مراسم که سه ساعت ادامه داشت و با سخنرانی و اجرای ترانه های ويگن توسط هنرمندان لندن انجام شد، همسر آمريکائی ويگن خانم کرن و پسرشون هم شرکت داشتند.

خانم کرن درباره ويگن گفت:

"هر بار که هنرمندی يا کسی ترانه ويگن رو زمزمه می کنه و هر بار که در عروسی ها ترانه شادوماد پخش ميشه ، خاطره ويگن زنده خواهد ماند."

در اين مراسم ترانه سرای معاصر، ايرج جنتی عطائی هم درباره ويگن سخنرانی کوتاهی کرد:

" ويگن نمايانگر دوره ای مهم در تحول اجتماعی کشور ما بود. در اون سالها ويگن، حرف تازه ای رو با ترانه هاش می گفت. تصوير ويگن و گيتارش در زمان تار و کمانچه ، برای مردم ما يک تصوير نو بود"

خواننده پيشکسوت، خانم الهه هم از ويگن و کار هنريش تمجيد کردن و گفتن که:" من انتظار داشتم که اين سالن نه تنها پر بشه بلکه جای نشستن نباشه ولی متأسفانه اينطور نشد. اين نشون ميده که مردم ما اونجور که بايد و شايد از هنرمندانشون حمايت نمی کنند.

زندگی برای ويگن در لس آنجلس هم خيلی سخت بود ، من هميشه می گم که اگر ويگن لس آنجلس زندگی نمی کرد شايد عمر طولانی تری ميداشت."

خانم آذر پژوهش( که صداشون رو در برنامه های گلهای رنگارنگ شنيديم) هم از فرانسه به لندن آمده بودن و خاطره ای از ويگن تعريف کردن:

" يکشب در پاريس به همراه ويگن و خانم مرضيه به روی پلی در پاريس رسيديم.

ويگن گفت، آذر اينجا ماشينو نگه دار.

منهم وسط پل کنار زدم. ويگن و مرضيه پياده شدن و يکی در سمت چپ پل و يکی در سمت راست پل ايستاد و با هم با صدای بلند شروع کردن به آواز خواندن .

بردی از يادم ... در هواپيچيد. مردم پاريس هم جمع شدن و با تحسين به هم آوازی اين دو خواننده گوش دادن.

پليس هم از راه رسيد ولی اونها هم ايستادن و اين اجرا رو گوش دادن.

اونشب بهترين خاطره من بود و بهترين اجرائی بود که من از اون دو خواننده ديده بودم."

روی صحنه در کنار پاراوانی که سخنران ها می ايستادن گيتاری بهمراه عکس ويگن و دسته های گل گذاشته شده بود. اين گيتاری بود که وقتی ويگن به لندن می آمد با خودش به روی صحنه می برد . يادش شاد .

و با سپاس از فربد که در تهيه گزارش کمکمون کرد .


کشتی 1300 ساله و دوربین دیجیتال

کشتی بورو بودور
کشتی بورو بودور
 

پوریا که تو دانمارک درس فیلمسازی خونده، بعنوان فیلمبردار برای ساختن يک فيلم مستند از یک سفر تاریخی استخدام شد.

سفر با یک کشتی بادبانی مدل 1300 سال پیش بر روی اقيانوس هند.

کشتی ای که رو دیوار یک معبدی تو اندونزی نقش شده .

سفر با این کشتی چوبی که حتی یک میخ فلزی هم بهش نزدن.

بر پوریا تو این کشتی چه گذشت و چطوری این کشتی از موجهای ویرانگر اقیانوس جون سالم بدر برد و در نهایت پوریا وسط راه چرا قهر کرد موضوع این مصاحبه است.

25 سال پیش یک افسر نيروی دريائی بريتانيا به اسم فیلیپ بیلی موقعی که تو اندونزی ماموریت شغلی داشته، در معبدی به اسم بوروبودور نقش برجسته کشتی ای رو می بینه که مال 1300 سال پیش بوده . کشتی ای که در اون زمان از اندونزی به آفريقا کتون و ادویه میبرده و در ازاش آهن می آورده برای ساختن سلاح .

فیلیپ بیلی که در اون زمان یک ارتشی بوده کارشو ول می کنه و آروزی اینکه این کشتی رو بسازه و جای پای این کشتی باستانی در اقیانوس سفر کنه، 25 سال پول جمع میکنه و در طول چهار ماه این کشتی رو می سازن.

يکی از ملوانان کشتی با ماهی دورادو که تنها غذای تازه کشتی نشينان بود
 

کشتی ای که هیچ چیز مدرن نداره و با بادبان حرکت میکنه و هیچ میخ فلزی درش استفاده نشده و با چسبهای طبیعی و میخ چوبی بهم چسبیده .

فیلیپ داره یک کتاب درباره این سفرش می نويسه و فیلم مستندی رو می سازه که در تلویزیون نشون داده بشه.

فیلمبرداری که با این کشتی سفر کرده و فاصله5500 کيلومتری بین اندونزی تا شرق آفریقا تو این کشتی بود، پوریا ماهرویان همکارمون در بخش اینترنتی بی بی سی هستش.

پوریا :" من تو این چهار پنج هفته ای که تو کشتی بودم زندگیم سیاه شد.

اولا جای خوابم نه تنها خیس بود بلکه دو هفته آخر هم آب از سقف چکه میکرد، اونم رو پیشونی من، موقعی که خواب بودم.

تو این کشتی هر کسی وظیفه داشت که 4 کارهای کشتی رو انجام بده و 4 ساعت استراحت کنه .

تو اون چهارساعت کار باید ديده بانی میکردیم و سکان کشتی رو نگه میداشتیم.

آب تمیز هم فقط برای خوردن بود.

طول اين کشتی 18 متر عرضش بطور متوسط 2.5 متر و وزنش با بار 40 تن است و 15 نفر گنجايش دارد
 

یعنی که با آب شور دریا باید سر میشستیم ، ظرف میشستیم و کشتی رو تمیز میکردیم .

بنابراین تمام قاشق چنگالامون زنگ زده بود و هیچوقت هم صابون کف نمیکرد و همه چیز هم شور بود .

تنها غذای تازه ما یک ماهی بود که تا 20 کیلو وزنش بود که هر دو سه روز يکبار می گرفتيم و اسمش دورادو بود رنگ عوض میکرد ولی بحدی بد مزه بود که وقتی که می پختیمش نمی شد خوردش.

من از اتفاقات تو کشتی و خود کشتی فیلمبرداری کردم و کلی با تکان های کشتی کلنجار رفتم. موجی میزد که آدمو پرت میکرد.

بالاخره به جزایر سی شلز که رسیدم من گفتم بکشینم دیگه تو این کشتی نمیرم.

برای همین بقیه ماموریت رو با یک فیلمبردار دیگه ادامه دادن."


تولد نوستروداموس مبارک ، 500 ساله شد

نوستروداموس
نوستروداموس
 

این ماه پانصدمین سالگرد تولد پیشگو و حکیم فرانسوی نوستراداموس هستش.

اسم کامل این حکیم که بخاطر پیشگوتیهاش در جهان معروف شده مایکل دو نوستروداموس هستش .

او ستاره شناس دربار فرانسه بود در قرن 16 میالدی بود .

تقریبأ همزمان با دوران انقلاب علمی دراروپا که به رونسانس معروف شد .

پیشگوتی های این حکیم بصورت شعر در کتابش نوشته شده .

اشعاری که مثل خیلی از شعرها کلمات و معناهای دو پهلو داره .

بسیاری روی نکات کتابش تحقیق کردند و در تفسیر اشعارش نوشتند که نوستروداموس

از آدولف هیتلر اسم برده و از ترور پرزیدنت آمریکا جان اف کندی حرف زده .

و از همه معروفتتر پیش بینی کرده که در تابستان سال 1999 یعنی چهارسال پیش .

پادشاه وحشت قرار بود از آسمان پائین بیاد و رستاخیز بشه که میدونیم نشد .

البته خانم Dita Wegman که متخصص نوستروداموس هستش معتقده که پیش بینی درست بوده و ما اشتباه کردیم .

ترجمه حرف :

راستشو بخواین دو ماه بعد از تاریخ موعود در دنیا اتفاق بزرگی افتاد.

کسوف کامل که سایه اش روی بسیاری از کشورهای بزرگ افتاد.

والا چه عرض کنم پیش بینی جیز دیگه ای بود و این یک چیز دیگه است .

بهرحال .

در این چهاربیتی ها پیش گوتی های دیگه ای هم شده که بنظر میاد راست در اومده .

خانم Dita Wegman:

والا چیزهائی که در اشعارش میشه تفسیر کرد اتفاقات مهم قرن بیستمه . مثل ترور کندی ، سقوط کمونیسم ، و رفتن انسان به ماه .. اینها واقعأ اتفاق افتاد و نوستروداموس ازشون حرف زده .

اشعار نوستروداموس پر از ایهامه و کلی جای تفسیر داره .

و هیجوقت اسمها و اقعأ به اون شکل امروزی نیامده .

باب کرول که یک سایت اینترنتی داره نسبت به این پیش بینی ها ، بدبینه و می گه که هر کسی می تونه این شعرها رو یکجوری تعبیر کنه با یک حادثه جور در بیاد .

ما این شعر ها رو می تونیم با هر شرایطی جورشون کنیم ،

بهترین نمونش اسم هیتلر.

اسم هیتلر هیچ جای کتاب نیامده ولی اسم هیستر آمده

که بیشتر مورخان معتقدن که این اسم مربوط میشه به منطقه هیستر کنار رود دانوب .

اتفاقا 11 سپتامبر که شد کلی شایعه پخش شد که نوستروداموس این حادثه رو پیش بینی کرده بوده .

و چند بیت شعر هم چاپ کردن که " . . . دو برج در هم فرو میریزند ، برجهای در کنار ساحل

قاره جدید. . " که البته معلوم شد که این ساختگی بوده و هیچ جای کتاب حرفی ازاین بزرگترین حادثه قرن بیست و یکم که به تدریج داره زیربنای تفکر رو در دنیا عوض میکنه ، زده نشده .

ولی خانم دیتا که طرفدار و متخصص پیش گوئی های نوسترداموسه حرف آخر رو از زبان خود نوستروداموس میزنه :

"برای مدتی طولانی هیچ کس کارهای من را نخواهد فهمید و قبول نخواهد کرد .

ولی پانصد سال بعد از من ، همه چیز روشن خواهد شد و آنچه از من به ارث رسیده ، و خشنودی بر بشریت غلبه خواهد کرد .


تاريخچه راک از اردوان

وود ستاک فستيوال 1969
وود ستاک فستيوال 1969
 

Woodstock Festival 1969

۱۹۶۹ وود ستاک فستيوال

فستيوال وود ستاک نزديک نيويورک در روزهای ۱۵، ۱۶، ۱۷ اوت ۱۹۶۹ بر پا شد، و بعد ها سمبل فرهنگ متفابل در ده ۶۰ ميلادی آمريکا شد و نقطه مهمی در تاريخ موسيقی راک.

وقتی فستيوال شروع شد حدس ميزدن که حدود پنجاه تا صد هزار نفر به کنسرت بيان ولی کم کم معلوم شد که تعداد بيشتری خواهند اومد. آخر سر حدود پونصد هزار نفر به اين کنسرت اومدن.

جوری که ديگه نمی شد همه چيز رو کنترل کرد و کنسرت رو مجانی اعلام کردن.

مردم درراه رسيدن به کنسرت
مردم درراه رسيدن به کنسرت
 

وود ستاک بوسيله چهار نفر ترتيب داده شد. مايکل لنگ که مدير يک گروه راک بود. آرتی کرنفلد که يکی از مديران کمپانی موسيقی کپيتال رکورد بود و دو سرمايه گزار به اسمهای جان رابرتز و جول روزنمان.

اول اونها می خواستن که استوديوی ضبط موسيقی در وود ستاک درست کنند. در شهر کوچکی به اسم کت سکيل مانتن که باب ديلان وگروه دبند در آنحا زندگی می کردند.

برای اينکه تبليغ برای فستيوال بکنن فکر کردن که يک کنسرت ترتيب بدن و از اينجا بود که ايده برای فستيوال شروع شد.

خونه وماشين هيپيها
خونه وماشين هيپيها
 

کسانی که به اين فستيوال می رفتند اکثرا هيپيها بودن که بر عليه مادی گرايی و نظام حاکم بودن.

همينطور بر عليه جنگ ويتنام و ازجريان حقوق مدنی ( که همان دفاع از حقوق سياه پوستان بود) حمايت می کردن. موهای بلند داشتن، لباسهای غير عادی می پوشيدن.

در اين سه روز محبوبترين وگمنامترين هنرمندان در کنار هم در اين فستيوال شرکت کردن. کسانی مثل :

The Gratefull Dead , Jimi Hendrix , Jefferson Airplain

Clear Water , Janis Joplin , Nash and Young , Ravi Shankar

Joan Baez , TheWho , Crosby

کسانی مثل Santana و Joe Cocker يک شبه تبديل به ستاره های بزرگ موسيقی راک شدن.

جيمی هندريکس در روز آخر کنسرت
جيمی هندريکس در روز آخر کنسرت
 

اين فستيوال بصورت يک کنسرت کوچکی شروع شد ولی تبديل به چيزی بزرگتر و يک سمبل در اومد.

اهميت اون برای موسيقی راک شايد بيشتر اين باشه که جوانانی اون زمان که از اجتماع دلسرد بودن در وود ستاک صدای خودشون رو پيدا کردن. يعنی در وود ستاک پيوندی بين نسل جوان و موسيقی راک بسته شد. شايد بشه گفت که موسيقی راک موسيقی متن زندگی اون نسل شد.

 
 
مطالب مرتبط
 
 
سايت های مرتبط
 
بی بی سی مسئول محتوای سايت های ديگر نيست
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران