http://www.bbcpersian.com

هنرپيشه نقش دوم از خاطراتش می گويد

نمايشنامه خاطرات هنرپيشه نقش دوم نوشته بهرام بيضايی به کارگردانی هادی مرزبان و با بازی ديدنی ميکائيل شهرستانی از آبان ماه به روی صحنه تالار سنگلج رفته و به دليل استقبال وسيع دوستداران نمايش تا اواخر آذر ماه در اين تالار اجرا خواهد شد .

نمايشنامه خاطرات هنرپيشه نقش دوم در اواسط دهه شصت منتشر شد و برای نخستين بار است که به روی صحنه می رود.

در اين نمايش موهبت و ذوالفقار دو روستايی هستند که در جستجوی کار به تهران می آيند و در اين جستجو با زنی بی خانمان به نام بلقيس آشنا می شوند.

بلقيس مسئول جمع آوری افرادی است که در برابر دريافت دستمزد موظف اند تا وظايف متعددی را به دستور چند مقام نظامی و حزبی که در راس قدرت اند، به عهده بگيرند.

آنها با تعويض لباس و پوشيدن لباس مناسب هر مراسم، گاه بايد در سخنرانی های رسمی سخنران را تشويق و تاييد کنند، گاه بايد در برابر اقشار معترض مانند دانشجويان يا معلم ها، به عنوان دانشجويان و معلم های وفادار به سيستم عمل کنند و گاه بآيد در راه پيمايی ها و گردهمايی ها با چماق حمله، و معترضان را مضروب کنند و کارهايی از اين قبيل.

آنها به دليل دستمزد خوب و سادگی کار به راحتی جذب اين گروه می شوند. به مرور تماشاچيان با تلخکامی ها و تنهايی بلقيس آشنا می شوند.

بلقيس در حلبی آبادی که خود خانه دارد، اتاقی برای موهبت و ذوالفقار می يابد. صاحبخانه مردی است که می گويد قبلا بازيگر تئاتر بوده، از اين جا به بعد درامی عميق شکل می گيرد که با مرگ بلقيس و ذوالفقار و با تحول و خود آگاهی دردبار موهبت به پايان می رسد.

هادی مرزبان کارگردان نمايش خاطرات هنرپيشه نقش دوم سرپرست گروه نمايشی "حرکت" است.

فرزانه کابلی همسر هادی مرزبان که پيش از انقلاب از بالرين های بنام ايران بود، در اين گروه علاوه بر بازی، طراحی و آموزش حرکات موزون را به عهده دارد. ايفای نقش بلقيس يکی از مهم ترين نقش آفرينی او بر صحنه تئاتر است.

در خاطرات هنرپيشه نقش دوم چهل و دو بازيگر بازی می کنند. ميکائيل شهرستانی از پس نقش سخت و پرکار موهبت به خوبی برمی آيد و مانند هميشه با قدرت بازيگری اش تماشاچيان را مسحور می کند و علی عمرانی در نقش ذوالفقار و فرزانه کابلی در نقش بلقيس بده بستان خوبی با شهرستانی دارند.

اين نمايش سال گذشته دو اجرا در جشنواره تئاتر داشت. بازيگران اين نمايش سه ماه برای اجرای جشنواره و سه ماه برای اجرای عمومی تمرين کرده اند.

دقايقی پيش از اجرا، مرزبان درباره انتخاب اين نمايشنامه گفت :"دلم می خواست اين نمايش را سال ۶۵ روی صحنه می بردم که متاسفانه آن موقع چنين امکانی نبود. هر کارگردانی دغدغه های ذهنی خود را دارد. دغدغه ذهنی من فقر و بی عدالتی است."

مرزبان گفت بعد از اينکه موافقت مرکز هنرهای نمايشی را گرفتم، به ديدار آقای بيضايی رفتم و ايشان طی قراردادی اجازه اجرای اين نمايش را دادند.

در دهه چهل و پنجاه بسياری از بهترين نمايش های ايران در تالار سنگلج به روی صحنه رفته است. درسال های اخير بيشتر اوقات اين تالار تعطيل بوده و به ندرت درهای آن به روی دوستداران ئتاتر باز شده است.

در يکی دو سال اخير گاهی درهای بسته را نمايشی جذاب گشوده است. به دليل کوچکی صحنه تالار سنگلج، هيچ کارگردانی به ميل خود اين سالن را برای اجرای نمايش انتخاب نمی کند و در بين اهل تئاتر اين تالار تبعيد گاه ناميده می شود.

مرزبان می گويد:"طراحی من برای تئاتر شهر بود، منتها از اينکه به اينجا آمده ام ناراضی نيستم. طراحی ام را براساس موقعيت اينجا تغيير داده ام و بازی را برده ام توی تماشاچيان."

مرزبان می گويد که به دليل دوری تالار سنگلج انتظار چنين استقبالی را نداشته است. استقبال از نمايش به حدی است که عملا بدون ذخيره تلفنی بليت يا پيش خريد آن، نمی توان به ديدن اين نمايش رفت.

در بخش هايی از نمايش بازيگران در کنار تماشاچيان می نشينند و نقش خود را بازی می کنند.

انتخاب موسيقی و افکت نمايش را جهانسوز فولادی انجام داده است.

تالار سنگلج در خيابان بهشت در جنوب پارک شهر قرار دارد. با توجه به آلودگی شديد هوای تهران به ويژه در مرکزشهر و با توجه به کوچکی صحنه و حضور پرحرکت بازيگران روی صحنه و به دليل روشن نبودن هواکش ها، تنفس نه تنها برای بازيگران، بلکه برای تماشاگران هم کار دشواری است.

درپايان يکی از اجراها بازيگر نقش نخست به دليل کمبود هوا، دچار مشکل شد.