BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 19:09 گرينويچ - چهارشنبه 07 ژانويه 2004
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
فستيوال کيارستمی در پاريس
 

 

در سفری که عباس کيارستمی، دسامبر گذشته برای دريافت دکترای افتخاری دانشسرای عالی پاريس به اين شهر داشت، برنامه های ديگری هم برای او ترتيب داده شده بود.

عباس کيارستمی
 

از جمله آنها نمايش سه فيلم "زندگی و ديگر هيچ" ،"طعم گيلاس" و "ده" بودند که زيرعنوان "فستيوال عباس کيارستمی" برگزار شد.

او درجلسه نمايش فيلم "ده" حضور يافت و به بحث و گفتگو با تماشاچيان، که اکثرا استادان و دانشجويان دانشسرای عالی بودند، پرداخت.

جلسه ويژه ای هم برای ديدار کيارستمی با دانشجويان اين دانشکده و سخنرانی برای آنها ترتيب داده شده بود که در آن کيارستمی دو فيلم از مجموعه پنج فيلم تجربی را که طی سال گذشته ساخته است، نمايش داد و درباره آنها صحبت کرد و به سئوالات دانشجويان پاسخ گفت.

کيارستمی در آغاز سخنانش با اشاره به ماجرای فرستادن بازی شطرنج از جانب مهاراجه هند برای خسرو انوشيروان و پاسخ انوشيروان که بازی "نرد" را برای مهاراجه هند فرستاد، گفت بازی شطرنج بيانگر تفکری است که حاکميت مطلق عقل را در تعيين سرنوشت انسان نشان می دهد، اما بازی "نرد" نشان می دهد که عوامل ديگری هم در تعيين سرنوشت ما دخالت دارد.

شما مختاريد که اين عوامل پنهان را شانس يا قضا و قدر يا حکمت الهی بناميد. من آنها را "عوامل پنهان" می نامم.

کيارستمی گفت که اين عوامل پنهان در ساختار فيلم های او نقشی غير قابل انکار داشته اند.

او در ادامه سخنانش گفت که فيلمهای او بيشتر بر مبنای "نا نوشته ها" ساخته می شوند و نه "نوشته ها" و او آنچه را که بر صحنه خود به خود خلق می شود بيشترمی پسندد، تا آنچه را که قبلا در باره آنها فکر کرده وبرای فيلمبرداری آماده کرده است.

کيارستمی گفت بايد اشاره کنم که نيروهای پنهانی که يک اثر را می سازند، آنقدر زياد است که اگراين فرصت را به آنها ندهيم ، به نظر من گرفتار يک سينمای ساختگی می شويم که من به شدت از آن پرهيز می کنم .

او در باره پنج فيلم تجربی اش گفت از نامگذاری روی اين شيوه کار خودداری می کنم چون که هر سبکی موقتی است.

اما می دانم که اين فيلم ها درتحول همان سينمايی است که برای من از همان آغار شروع شد؛ از سی و دوسال پيش. نخستين فيلم که يک اثر 9 دقيقه ای بود در يک پلان ثابت.

جهت دور بين از روی ماسه های ساحل بطرف دريا بود و موج آرام دريا با قطعه چوبی که بر آن شناور بود، به سوی ما می آمد و برمی گشت. و چه ديدنی بود لحظات تماس آب دريا با ماسه ها.

بعد از حدود چهاردقيقه که اين حرکت ادامه داشت ( وبه هيچ وجه خسته کننده نبود) چوب خود به خود دو قطعه شد. قطعه ای بر روی ماسه های ساحل ماند و قطعه ای همراه موج به دريا برگشت.

کيارستمی توضيح داد که قبلا مقدار بسيار کمی ماده منفجره درميان چوب قرارداده بود و بعدا با کنترل از راه دور آن را ترکاند و چوب را دو تکه کرد.

او در ميان حيرت دانشجويان اضافه کرد که آن تکه ای که به طرف دريا رفت با يک نخ نامرئی از قايقی که خارج از کادر فيلم بود، کشيده می شد!

فيلم ديگر که آن هم فقط يک پلان ثابت بود و هفده دقيقه طول کشيد، اثری جذاب تر بود: در يک هوای گرفته، دوربين کمی دورتر از فيلم قبلی از مرز برخورد دريا با ساحل قرار دارد.

چندين سگ روی ماسه ها کنار هم لميده اند، گاهی يکی دو تا از آنها بر می خيزند، حرکتی می کنند و باز می لمند. يکی دو تا خوابيده اند. دو سه تايی بلند می شوند، به اطراف نگاه می کنند، دور بقيه می گردند و هيچ سگی نميداند چه می خواهد و جه کار می خواهد بکند!

جای دوربين و زاويه ديد آن به گونه ای است که حرکت بر خورد امواج بر ماسه های ساحل، حرکتی مورب و گذراست.

خيز آب از سمت چپ پرده بلند می شود و به طرف راست پرده می رود و با اين حرکت مداوم، موج که نگاه ما رابه دنبال خود می کشد، با کف سفيد و آب آبی بر زمينه آسمان خاکستری، و با جنبش و حرکت سگها در ساحل، هر لحظه اش ترکيبی و حرکتی ديگر دارد و هر لحظه اش با جذابيت و گيرائی ديگری می گذرد تا سرانجام با يک " فيد" طولانی که بر خلاف معمول به جای سياه شدن، سفيد می شود، صحنه در سفيدی پرده محو می گردد.

در پايان جلسه از کيارستمی پرسيدم با آن سابقه فيلم سازی و با چنين کارهای تجربی با ارزش چگونه است که در مدارس سينمای ايران حضور ندارد و تدريس نمی کند؟

کيارستمی گفت برای اينکه نوع سينمای من، لااقل در زمينه آموزش، طرفدار زيادی در ايران ندارد، وتصور عمومی بر اين است که سينمای آمريکا سينمای جدی تری است، ومن هم از آن سينما دور هستم.

به نظر من داتشجويان ترجيح می دهند که اول قواعد فيلمسازی آمريکائی را ياد بگيرند.

آنها البته بعدا اين فرصت را دارند که هرکدام دنبال سينمای شخصی خودشان بروند.

بنابراين من استاد مناسبی برای آموزش آنها نيستم . اين را هم دانشکده ها می دانند، هم دانشجويان وهم خودم.

بيرون از ايران کارگاه و "ورک شاپ" ها دارم ولی در ايران نه!

پرسيدم فکر نمی کنيد دانشجويان ايرانی از اين تجربيات ناب و گرانبهای شما محروم می مانند؟

کيارستمی گفت: " به نظرم آنها که علاقمند هستند به هر حال می توانند يک جوری با ديدن فيلمها يا پيدا کردن خودم مشخصا در ترافيک، در خيابان ، در کوچه، با خوردن چای يک تبادل نظرهايی با هم بکنيم، اما نه خيلی جدی!"

 
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران