BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 15:39 گرينويچ - دوشنبه 12 ژانويه 2004
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
'يک روز با سينمای ايران در تبعيد'
 

 
پوستر فيلم درخت به خاطر می آورد
درخت به ياد می آورد از جمله فيلم هايی بود که در اين برنامه يک روزه نمايش داده شد
 

روز جمعه نهم ژانويه انجمن هنر در تبعيد پاريس، مجموعه ای شامل 9 فيلم کوتاه و بلند از فيلمسازان ايرانی خارج از کشور را به نمايش گذاشت.

نمايش اين فيلم ها که زير عنوان "يک روز با سينمای ايران در تبعيد" انجام گرفت، دومين دوره اين جشنواره بود.

در حالی که اين انجمن سال گذشته نخستين جشنواره خود را به مدت سه روز و با نمايش بيست و هشت فيلم و با جلسات متعدد بحث و گفتگو برگزار کرد و نويد آينده پربارتری را می داد.

جواد دادستان مسوول انجمن هنر در تبعيد دليل اين کاهش برنامه ها را عدم امکانات مالی اعلام کرد.

او گفت:"ما بودجه نداشتيم و من احساس می کردم که اين برنامه بايد حتما اجرا می شد چون حيف بود که اين فيلم ها را که امکان نمايش در فرانسه را ندارند- برای يک سئانس هم که شده، نشان ندهيم."

آقای دادستان گفت حدود بيست و شش فيلم در اختيار انجمن اوست اما چون بعضی از آنها مثلا به زبان آلمانی و زيرنويس انگليسی هستند، برای نمايش در فرانسه در مرحله دوم قرار می گيرند هر چند که فيلم های بسيار جالبی هم هستند مثل فيلمی درباره "ختنه زنان در آفريقا".

او اظهار اميدواری کرد که سال آينده بتواند برنامه شايسته ای عرضه کند.

برخی از فيلم های نمايش داده شده عبارت بودند از درخت به ياد می آورد ساخته مسعود رئوف درباره ايرانيان مهاجری که بعد از سال ها زندان و شکنجه در جمهوری اسلامی اکنون در کانادا به عنوان پناهنده زندگی تازه ای را شروع کرده اند.

عکاس کوچک ساخته شيدا فيروزی، داستان پسر نوجوانی که شيفته تصوير و تصويرگری است و با دوربين عکاسی پدرش در کوچه های شهر به عکاسی می پردازد و با زن ديوانه ای برخورد می کند که موضوع عکس های او می شود اما بعدا در می يابد که دوربينش فيلم نداشته است.

ايران، مقاومت مردم زير خفقان ساخته جمشيد گلمکانی مقيم پاريس که به ماجرای قتل های زنجيره ای می پردازد و سال گذشته در کانال "هيستوار" فرانسه به نمايش درآمد، از ديگر فيلم های اين برنامه بود.

فيلم کارهای هنری با ديدی متفاوت ساخته مشترک ح. پويا و پ. ميرشاهی از انگلستان، درباره سه هنرمند آفريقايی، پاکستانی و ايرانی است که در زندگی در تبعيد توانسته اند خود را با فرهنگ کشور ميزبان تطبيق دهند و اشخاص موفقی در حرفه خود باشند.

هنرمند ايرانی، خانم پروانه سلطانی بازيگر تاتر است.

از مسلم منصوری که در ايران به فيلمسازی و نويسندگی اشتغال داشت و چند سال پيش به کانادا پناهنده شد، سه فيلم محاکمه، سنگ نوشته گور و اوتوپيا نمايش داده شد.

فيلم محاکمه داستان نويسنده و فيلمسازی است که در دهکده ای نزديک تهران زندگی می کند.

او دستنويس داستان هايش را جلد می کند و دست به دست، به خوانندگان آثارش می رساند و با دوربين هشت ميلی متری اش با شرکت اهالی دهکده فيلم می سازد و به خود آنها نشان می دهد.

 

 انجمن هنر در تبعيد در پاريس سال گذشته نخستين جشنواره خود را به مدت سه روز و با نمايش بيست و هشت فيلم و با جلسات متعدد بحث و گفتگو برگزار کرد و نويد آينده پربارتری را می داد

 

او به دليل فيلمسازی و انتشار کتاب بدون مجوز، به تعقيب قانونی تهديد شده و می داند که هر فيلم جديدی که بسازد سر و کارش با دادگاه و محاکمه خواهد بود.

فيلم محاکمه سرشار از احساس و علاقه نسبت به سينماست. صحنه های مختلف فيلمبرداری يا صداگذاری روی فيلم و يا اهدای جوائز به بهترين های سينما، محاکمه را يکی از جذاب ترين فيلم هايی کرده است که درباره سينما ساخته شده است.

از سنگ نوشته گور که داستان "تن فروشی" زنان و دختران جوانی است که در تهران به فحشا اشتغال دارند، پيش از اين در همين صفحه نوشته ايم.

اين فيلم تکان دهنده را بايد ديد و ماجراهای تاسف بار آنها را که اکثرا زنانی تحصيل کرده هستند ولی به دليل عدم تامين اجتماعی و يا جدايی های ناخواسته از خانواده يا از همسر، به فحشا رو آورده اند، از زبان خودشان شنيد، با آن صداقت حيرت انگيز و هشدار دهنده ای که در سخنانشان هست.

فيلم اتوپيا، که داستان زندگی بی سر و سامان جنگ زدگان، دوازده - سيزده سال بعد از پايان آن است به قدرت فيلم سنگ نوشته گور نيست و کارگردان سعی نکرده است تا تصاويری از نابسامانی هايی که جنگ زدگان بيان می کنند بر پرده بياورد و به ارزش فيلمش بيافزايد.

بعضی از سخنان اين افراد را در مقابل دوربين، برايتان نقل می کنيم:

  • (يک زن جوان): لای اين آجرها و اين ديوارها فراموش شده ايم، يعنی دوازده سال است جنگ تمام شده ولی ما هنوز جنگ زده ايم!
  • (يک مرد ميانسال): ما نمونه های عينی مصيبت اين جنگ هستيم.
  • (يک زن جوان): هيچی. خدا شاهده هيچی. شده که هفته به هفته هيچی نخورده ام. همسايه ها همه می دونن.
  • (يک مرد ميانسال): کسانی هستند اينجا که (نمی خواهم بگويم خودم که بگويند از خودش گفته) نان خشک را هفته به هفته آب زده اند و خورده اند.
  • (يک زن ميانسال): اين زندگی نيست که ما داريم. اسيريه. منتها، صاحب نداريم که از اسارت نجاتمون بده.
  • (يک زن جوان): من دو تا از بچه هايم مدرسه نمی روند چون امکانش را ندارم.
  • (يک پسر نوجوان): اينجا روحيه مان خراب شده. ما اصلا نمی تونيم بازی کنيم. پايين که می ريم همه معتاد و موادفروش اند. اين جنگ خراب شده اصلا نبايد به وجود می آمد.

صدای کارگردان می آيد که از افراد يک خانواده می پرسد راه گريز چيست و چه کار می شود کرد.

  • (دختر جوان خانواده): مردن!
  • (پسر جوان خانواده): مردن! بهترين راه مردنه!
 
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران