http://www.bbcpersian.com

بر پايی کنسرت در فرانسه برای کمک به زلزله زدگان بم

روزهای چهاردهم و پانزدهم ژانويه، دو کنسرت برای جمع آوری کمک به آ سيب ديدگان زلزله بم، در پاريس اجرا شد.

اين برنامه ها را وابستگی فرهنگی جمهوری اسلامی با همکاری شهرداری های محلی، سازمان پزشکان بدون مرز، راديو تلوزيون فرانسه و موئسسات کمک رسانی و خيريه، زير عنوان بم زنده می ماند، ترتيب داده بود.

کنسرت ها يکی در کليسای "سنت سولپيس" وديگری در تالار کنسرواتوار شهرک "ايسی له مولينو" در حاشيه پاريس برگزار شد و قطعاتی به رهبری آهنگساز ايرانی "لوريس چکناواريان" توسط "ارکستر مجلسی رودکی" با بيست و شش نوازنده که از ارمنستان او را همراهی می کردند، اجرا گرديد.

برنامه کليسای سنت سولپيس که بيش از چهار صد سال از تاريخ بنای آن می گذرد، داستان ليلی و مجنون نظامی بود و چکناواريان که سابقه ای طولانی در ساختن موسيقی متن فيلم دارد، با استفاده از آثار موسيقيدانان کلاسيک و همينطور قطعاتی از ساخته های خودش و حسين دهلوی، آن را طوری تنظيم کرده است که همراه با دکلمه اشعار اين اثر مشهورنظامی گنجوی، مجموعه ای شنيدنی و پر احساس شده است.

هر چند اجرای اين اثر در تالار وحدت تهران با دکلمه خانم ژاله صادقيان بسيار موفقيت آميز بوده است، اما به دليل نا مفهوم بودن شعر فارسی برای فرانسويان، که اکثريت حاضران را تشکيل می دادند، به جز قطعه پايانی اثر، آن را بدون کلام اجرا کردند.

لوريس چکناواريان درباره اين اثر و در پاسخ اين سوال من که چرا از ترجمه فرانسه اين اشعار برای اجرای پاريس استفاده نشده است، گفت"درمورد ليلی و مجنون خواستم از آثار آهنگسازان همه جای دنيا استفاده کنم تا بگويم اين هم داستانی است مثل "اتللو" و "رمئو و ژوليت" که به همه جهان تعلق دارد و می شود آهنگسازان مختلفی برای آن آهنگ بسازند."

وی در مورد ترجمه اشعار نظامی گفت"قصد من از اول اين بود که برای ليلی و مجنون- و همينطور برای "خسرو و شيرين" که تمام آهنگهايش را خودم ساختم- به زبان های مختلف اشعار آنها را ترجمه کنيم يا ترجمه های مناسبی پيدا کنيم و در هر کشور به زبان خودشان آن را اجرا کنيم، ولی هنوز ترجمه مناسبی پيدا نکرده ايم."

او افزود هنگامی که متاسفانه زلزله بم اتفاق افتاد، ما انتظار آن را نداشتيم، و می خواستيم حتما کاری بکنيم، و وقتی برای پيدا کردن ترجمه وجود نداشت.

سئوال ديگر من از چکناواريان در باره نوازندگان در کنسرتش بود که از ارمنستان آمده بودند.

او گفت"اين گروه همکاران من هستند و سالی سه تا چهار بار به ايران می روند و کنسرت می دهند. وقتی زلزله اتفاق افتاد، همه گفتند بايد برويم و در کمک رسانی شرکت کنيم."

"آنها گفتند، ايرانيان را دوست داريم و برادران و خواهران دو هزار و پانصد ساله هستيم و بدون هيچ دستمزد و یا چشمداشت ديگری راه افتادند تا دوستی و برادری و همدردی خودشان را نشان دهند."

چکناواريان افزود "من بسيار خوشحال شدم، چون در گذشته ايرانيان به ارامنه بسيار محبت کرده بودند و اين فرصتی بود که هنرمندان ارمنی احساسات خودشان را نشان دهند."

موسيقی پر احساسی که بيانگر ناکامی های اين دو عاشق و معشوق بود، در آن فضای روحانی کليسا و با آن اجرای خوب ارکستر، اثر محسوسی روی حاضران گذاشت و به گمان من در جلب کمک های نقدی، تاثيربسيار داشت.

برنامه دوم در شهرک "ليسی له مولينو" که ارامنه بسياری در آن زندگی می کنند، بيشتر به پيوند تاريخی ايرانيان و ارمنيان ارتباط پيدا کرد و ارکستر قطعاتی از آهنگسازان ارمنی از جمله "آرام خاچاطوريان" ، "ادوارد ميرزايان"، "مليک موويساکاليان" و آهنگسازان ايرانی مثل "حشمت سنجری"، "حسين دهلوی" و خود لوريس چکناواريان را اجرا کرد و شور و هيجان بسيار آفريد.

در پايان برنامه، سفيران ارمنستان و جمهوری اسلامی به صحنه آمدند و از دوستی و همبستگی دو ملت و همينطور کمک جهانيان به مصيبت زدگان و آسيب ديدگان زلزله ياد کردند.

ورود مردم به هردو برنامه آزاد و رايگان بود و پاکتهايی در اختيار آنان قرار داده می شد تا کمک های نقدی خود را در آن گذاشته، به صندوق های اعانه بيندازند.