BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 20:31 گرينويچ - جمعه 27 فوريه 2004
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
روز هفتم
 

 
 
چنين گفت بهزاد :

اينهفته نگذاشتم که سرما خوردگی و سوز قطبی لندن مانع از اين بشه که پشت در کنسرت داريوش تو لندن صف بايستم.

ولی اول روزشمار هفته:

شنبه که من يک کشور بودم و تختخواب پايتختم.

يکشنبه ، با يکی از دوستام رفتم خريد کشو. يک کشوی چوبی پيدا کرديم که حتی ويديو هم توش جا نمی گيره. شبش رفتم سالن اکوئينوکس که داريوش رو ببينم و ديدم .

بی خود قیافه من این شکلی نشده! این صفحه رو ببینین کیف کنین . اردوان تا نصفه شب عکس ها و متنشو میزون کرده. تو این صفحه داریوش داریم . اسکار داریم . سخنرانی داریم و دیگه نمیدونم چی ،خودتون نگاه کنین دیگه .

دوشنبه ساعت ۱ صبح که از در کنسرت آمدم بيرون به خودم گفتم: حالا وقتشه که سرما بخورم.

سه شبنه مصاحبه ای که دوشنبه با داريوش داشتم رو بردم زير ذره بين. و يادم اومد که توی آشپزخونه منزل دوستش که نشسته بوديم از گلدونای پشت پنجره بوی سنبل می اومد.

چهارشنبه يادم رفته چی شد .

پنجشنبه هم با يک قيافه حق به جانب اومدم بی بی سی و افتادم رو کار که جمعه برنامه های ضبط شده و خوش صدا بره رو آنتن.

جمعه : ۷ صبح ، با نور کمرنگ خورشيد و زنگ وق وق صاحاب تلفن بيدار شدم ولی ۴۵ دقيقه بعد، از تخت آمدم پايين و مستقيم رفتم تو لباس و آمدم پشت کامپيوتر که اينو بنويسم .


داريوش و لندن

جمعه پيش داريوش رو تو لندن ديدم . برای کنفرانس سه روزه انجمن پژوهشگران ايران که در لندن برگزار شده بود آمده بود.

داريوش

تو اين سه روزه سخنرانها که از لندن و پاريس آمده بودن در زمنيه های مختلف بخصوص آسيب های اجتماعی در ايران ( پائين اين صفحه ) سخنرانی کردن. داريوش هم از پاريس رسيد و يک ديدار سريعی قبل از اينکه جلسه شروع بشه داشتيم .

داريوش :" من در رابطه با مسئله مواد مخدر و تأثير اون در جامعه ايران و رشد اون در اين بيست و پنج سال و اينکه در آينده چه در انتظار ماست حرف زدم. بنظر من اين آسيب بزرگ نتيجه فشارهای اجتماعيه . خفقان سياسی از طرف دولت و فشارهای خانواده درايران منجر به گرايش يک جوان به مواد مخدر ميشه.

بهزاد و داريوش

آمار نشون ميده که ۱۳ ميليون معتاد در ايران هستند. من نيتم ازاين سخنرانی اين هست که پيام بهبودی خودم رو به ديگران برسونم ، مسئله ترک کردن و ترک موندن برای ما مهمه.

اعتياد بنظر من مثل يک بيماريه و مثل بيماريهای ديگه بايد باهاش رفتار بشه . بايد يک معتاد درمان بشه نه که به زندان بره. يک معتاد بنظر من ديگه خودش نيست و کاملأ در کنترل مواد مخدره. فکرش ، حرفش و کارهاش همه در اختيار ماده مخدره .

من خودم 25 سال درگير اعتياد بودم و ميدونم که اعتياد ۵ درصدش مواده و ۹۵ درصدش افسردگيه که گريبان يک فرد رو ميگيره ."

بهزاد : آيا اين 25 سال اعتياد در ترانه هاتون تأ ثير گذاشته ؟

داريوش

داريوش : آهنگ "آينه" در اوج اين دوران بوده . من اصولا ترانه هائی رو که می خونم گويای احساسات درونمه و با شاعر ميشنيم و مسئله مو ميگم و با هم طرح اون ترانه رو می ريزيم . در زمانی که "آينه" رو خوندم ، واقعأ حسم اين بود که به آينه نگاه ميکردم و خودمو نمی شناختم . اعتياد مثل يک جن وجود من رو تسخير کرده بود."

رو می کنم به آينه، رو به خودم داد می زنم ، ببين چقدر حقير شده اوج بلند بودنم . . . . من جای آينه می شکنم، رو به خودم داد می زنم: اين آينه است يا که منم . . . .( شعر از اردلان سرفراز)

داريوش و کنسرت لندن . . بعد از مطالب بعدی.


آلبوم عکس کنسرتهای ايرانی

اين هفته: منصور در اورنج کانتی



جايزه اسکار

"ارباب حلقه ها" جایزه های اسکار رو درو کرد.

"پيتر جکسون" کارگردان اين فيلم جايزه بهترين کارگردان رو برد.

و شون پن اسکار بهترین بازيگر نقش اول مرد رو برای فيلم رود مرموز گرفت.

البته وقتی که برنده جایزه معرفی شد، بیل موری کمدین میانسال آمریکائی که نامزد همین جایزه بود تا مدتها روی صندلی خشکش زد.

شارليز ترون به خاطر بازی در فيلم هيولا جايزه بهترين بازيگر نقش اول زن را دريافت کرد و از کسی که جایزه طلائی اسکار رو بهش داد ( آدرين برودی هنرپیشه فیلم نوازنده پیانو) یک ماچ جانانه ای گرفت.

حالا برای دیدن عکسهای بیشتر وخبر کامل مراسم اسکار که شامل یک عکس از شهره آغداشلو هستش برین به صفحه مربوطه.


داريوش و صحنه

سالن تقريبأ پرشده بود.دخترا و پسرا با لباسای شيک ( اکثرأ سياه ) ديگه حرفاشونو زده بودن و ديگه برای داريوش بی تابی می کردن که از وسط فضای تاريک صحنه داريوش از داخل نورهای آبی و بنفش بيرون آمد و گفت : سال سقوط سال فرار ، سال گريز و انتظار ، وقت شکفتن فلز ، سال سياه ۲۰۰۰.

مردم شب کنسرت داریوش

داريوش بين آهنگهاش از پناهنده های ايرانی در خارج از کشور می گفت که بعضی هاشون تو کليسایي در بلژيک تحصن کرده بودن و خيلی ها خبردار نشده بودن .

داريوش از ايران و انتخابات گفت و از همبستگی و همدلی و . . . بعضی از تماشاچيا نق ميزدن که پس آهنگ چی شد ؟ ولی بين خودمون باشه، لطف کنسرتهای داريوش به همين فاصله ترانه هاست .

يکجاتو کنسرت خيلی خوش گذشت و اون وقتی بود که داريوش از مردم خواست که "دوباره ميسازمت وطن" رو باهاش همراهی کنن . خيلی خنديديم چون خيلی ها خارج ميخوندن . بعضی ها مطمئن نبودن که همون بيتو بايد تکرار کنن يا که بيت بعدی رو بگن. داريوش هم گفت :

داريوش

اينجوری نميشه که هر کسی ساز خودش رو بزنه ما بايد همآهنگ باشيم. اينجوری چيه ؟ نا همآهنگيه .

اونشب رامين زمانی که خودش آهنگسازه و يکی از آهنگهای معروفش بگو منو گم کردی بلک کتزه متصدی صدای اونشب بود و علی الهی، رهبر ارکستر اجرای يکشنبه شب داريوش در اکوئيناکس بود.

از جمعيت براتون بگم که برخلاف اينکه گفته بودن دوربين فيلمبرداری نيارين تک و توک چراغ دوربينای ويديو تو جمعيت چشمک ميزد و تلفنهای موبايلی هم بود که داشت کنسرت داريوش رو به گوش خانواده ای در ايران می رسوند.

اينبا رتو لندن مردم بيشتر از کنسرتهای قبلی با داريوش هم آواز شده بودن بخصوص موقع خوندن ترانه "چشم من" که ديگه داريوش نخوند و مردم دسته جمعی ترانه رو تا آخرش خوندن.

داريوش : من به خودم گفتم که ۳۰ سال من برای مردم خوندم حالا خودشون بخونن و من گوش کنم .

داريوش

آخر شب بعد از کنسرت ديگه دم صحنه داشت تظاهرات ميشد. همه می خواستن برن داريوش رو ببينن يک دختر دو تا شاخه گل ميخک قرمز داد به من گفت" اگه می بينيش بگو اينو هليا داده " بعد از ده دقيقه دم در خروجی گلو بهش پس دادم ( با لب ورچيده ).

داريوش فرداش قبل از اينکه برگرده به پاريس بهم وقت داد که ببينمش . رفتم خانه يکی از دوستانش در لندن. در حالی که گرم صحبت و گرم ناهار بودن من از راه رسيدم . رفتيم در گوشه ای ساکت د رحالی که بوی سنبل از پشت پنجره می آمد با داريوش گپ زدم.

داريوش برام از ازدواج اخيرش گفت : يکبار يکی تو اين تلويزيونا زنگ زده بود که "اين آقائی که دوباره ميسازمت وطن رو خونده رفته ازدواج کرده" انگار که من جنايت کردم ( بهزاد:دوتائی زديم زير خنده ). بله من دوباره نه بلکه سه باره ازدواج کردم و اينبار ديگه آخريشه. می گن تا سه نشه بازی نشه . ازدواج من تابستان امسال تو پاريس بود .

ونوس و داریوش اقبالی

بهزاد:اسم همسرتون چيه ؟

داريوش : ونوس .

البته داريوش هر چند هفته يکباری برای ديدن دخترش بيتا بر ميگرده آمريکا ولی ديگه اکثرأ تو پاريس زندگی ميکنه.

وقتی که داريوش روی صحنه بود دائمأ بهش کاغذ پرت ميکردن . ازش پرسيدم که تو اين کاغذها چی می نويسن ؟

داريوش : همه چيز می نويسن . شعر می نويسن . تقاضای آهنگ می نويسن . منو دعوت می کنن خونشون . درد و دل می نويسن . حتی بد می نويسن .

بهزاد: تو لندن انگار يکی آرم مجاهدين خلق رو براتون پرت کرد؟

داريوش : آره و من خوشحال شدم . و اينو اعلام کردم چون می خواستم بگم که فرق نداره با چه گروهی هستين ما همه ايرانی هستيم و وقتی که خونه مون آتش گرفته بايد دست به دست بديم و اين آتيش رو با همبستگی خاموش کنيم .

ايران آينده ما جای همه هست . جای سلطنت طلب ، فدائی ، مجاهد ، جمهوری خواه . ما بايد اين مسئله رو تمرين کنيم که بخاطر عقايدمون همديگرو طرد نيکيم . برای همين من اين کاغذ پاره رو اعلام کردم که نشون بدم با اينکه من پيرو مجاهدين نيستم ولی خوشحالم که شما هم د رجمع امشب ما هستين .

بهزاد: آقای داريوش تو کنفرانس انجمن پژوهشگران ايران تو لندن از اعتياد در ايران حرف زدين تا اونجائی که من يادمه در زمان شاه شما رو زندان انداختن و گفتن بعلت حمل هروئين دستگير و زندانی شدين . جريان چی بود ؟

داريوش : نخير اون پاپوش بود. اونموقع من اصلأ معتاد نبودم و طرف اين چيزا نمی رفتم. ما يک گروهی بوديم که آهنگهامون دولت وقت رو به شک انداخته بود . ايرج جنتی عطائی، اسفنديار منفردزاده و شهيار قنبری و اردلان سرفراز و مسعود امينی و فريد زلاند هم زندان افتادن ولی اونها يکهفته تو زندان بودن اما منو ۹ ماه انداختن زندان . علتش هم اين بود که آهنگهای جنگل ، رهائی ، علی کنکوری ، بن بست و بوی خوب گندم رو خونده بودم و ساواک مشکوک شده بود که توطئه ای در کاره .

اينجوری منو دستگير کردن و شماره انداختن گردنم و بردنم اوين. اين زمانی بود که زندانيان سياسی رو می بردن اوين و حمل فقط ۱۰ گرم هروئين اعدام داشت.

من ۶ ماه انفرادی بودم و ديگه داشت ميزد به سرم. هنوزم که هنوزه وقتی که می خوابم ، مچاله می خوابم ، حالت جنينی. و به بازجوهام هم گفتم که وقتی که من آواز می خوندم چشمامو می بستم و تو يک عالم مخصوصی رو برای خودم تصور ميکردم. ولی شما اينو از من گرفتين ولی به من نشون دادين که در چه مملکتی من دارم می خونم . مملکتی که برای آواز خواندن ، آدمو ميندازن زندان .

عکس یادگاری از کنسرت داریوش در لندن . حسن(که اصلأ اهل موسقی پاپ نیست)، صابر(عاشق داریوش)، نادر( با آدامس)، بهزاد(؟)، احمد(دانشجوئی که عکسهای کنسرت روبرامون گرفته )

بهزاد : اين حس رو کردم که شما د راين يکسال اخير بخصوص خيلی سياسی تر شدين و در همايشهاشرکت می کنيد و در راديو ياران برنامه داريد .

داريوش : اين حرفها طبيعتأ از شرايط زندگی در خارج از کشور ريشه گرفته. علتش هم واضحه ما دور از مملکتمون زندگی ميکنيم و منم مثل همه درد ميکشم . منهم در تنهائی خودم رنج ميبرم و وقتی که روی صحنه ميرم نمی خوام يک آدم تقلبی باشم می خوام اون ترانه هائی رو که می خونم و اون حرفهايی رو که روی صحنه می گم واقعی باشه و واقعأ تجربه اش می کنم .

درد مهاجرای ايرانی و رفتاری که با مهاجرای ايرانی در خارج از کشور ميشه منو رنج ميده .درد تفرقه ايرانيا در غربت منو عذاب ميده . برای همين ديگه مصمم هستم که اين پيام همبستگی رو تبليغ کنم و بهش عمل کنم چه تو کنسرتهام و چه با حضورم در سخنرانيها.

من تصميم دارم که برای حمايت از پناهنگده گان ايرانی در بلژيک و هلند روز 22 مارس ، که میشه 3 فروردين. از ساعت 11 تا 1 صبح کنار اين سفارتخانه ها تحسن کنم و از ايرانیيآن دیگه هم تقاضا می کنم که درهر جای دنيا که هستند سر اون ساعت دم سفارتخانه های اين دو کشور جمع بشند و از پناهجوهائی که در اين کشورها تحسن کردن حمايت کنند.

با داريوش حرف بسياره ولی وقت کم . ديگه با داريوش خداحافظی کردم و ديگه بين راه پله تا در خروجی بهم گفت که تصميم داره به جمهوری آذربايجان ، شهر باکو بره و کنسرت بده و شايد شرايطی ايجاد بشه که برای تاجيکها در شهر دوشنبه روی صحنه بره . همينطور حرف از اجرای جديد ترانه های طلائيش شد که شايد يکی از گروههای معروف ايرانی تبار که کارهای الکترونيکی ميکنه بعضی از آهنگهای داريوش رو بازسازی کنه و ما در آينده نزديک بشنويمشون .

در مورد داريوش يک چيزی رو خيلی قدرتمند ديدم ، مثبت بودنش . اينکه از ته دل علاقه داره با جوونا و گمنامها کار کنه و در فعاليتهاشون شرکت کنه.

در آخر، داريوش از من خواست که اين سايت رو بهتون معرفی کنم که اگر مشکلی با اعتياد داريد کمکتون کنه .

http://www.behboudi.com


انجمن پژوهشگران

انجمنيه که ۱۲ سال پيش در پاريس تأسيس شد.

بعد از دو سال در لندن و برلين و زوريخ و واشنگتن دفتر باز کرد.

فعاليتهای اين انجمن برگزاری کنفرانسهائی درباره ايران درکشورهای مختلف در زمينه اجتماعی، سياسی، فرهنگی و اختصاصی بوده و انجمن تابحال ۱۲ جلد کتاب چاپ کرده.

عنوان کنفرانس هست" پی آمدهای ۲۵ سال انقلاب در ايران."

دکتر حسين لاجوردی :

" کار ما گذشته نگری نيست بلکه نگاهيه به امروز و آينده ايران.

مشکلات رو بررسی می کنيم و می خواهيم ببينيم که از چه راهی می تونيم وارد مسائل ايران بشيم، به دنيا اين مسائل رو معرفی کنيم و با کنفراسهائی که در کشورهای مختلف برگزار می کنيم، سعی می کنيم توجه جهانيان رو به اين مشکلات داخل جامعه ايران جلب کنيم و برای رفعشون راههايی رو پيشنهاد کنيم.

در اين کنفرانس بحث آسيبهای اجتماعی که بنظر ما بزرگترين مشکل امروز ايرانه، مطرح ميشه.

در حال حاضر استفاده درستی از انرژی جوونا در ايران نمی شه. در عوض ميزان بيکاری، اعتياد و فحشا بالا رفته.

مسئله ديگری که يک آسيب بزرگ اجتماعی محسوب می شه مهاجرت از ايرانه.

طبق آمار صندوق بين المللی پول، هر سال ۱۵۰ تا ۱۸۰ هزار نفر از ايران فرار می کنن بنابراين حدس زده ميشه که ايران، ساليانه ۹۰ ميليارد دلار مغز به خارج صادر می کنه.

ما الان به سازمان ملل، به اتحاديه اروپا، درباره دستاوردهامون و تحقيقاتمون نامه می نويسيم و پاسخ مشخص می گيريم."

بهزاد : آقای لاجوردی، شما دراين سمينار به چه نتيجه ای می رسيد ؟ در تحقيقات انجمن پژوهشگران ريشه اين مشکلات اجتماعی امروز چيه ؟

دکتر لاجوردی : "در اين کنفرانس ما به اين نتيجه رسيديم که بسته بودن فضای سياسی در ايران، بزرگترين عامل مشکلات اجتماعیه."


جدول بهترين های پاپ

Busted

اين هفته ميريم سراغ جدول بهترين های پاپ. اين هفته چهار تا آهنگ جديد وارد ده آهنگ برتر جدول شدند که يکی از اونها اول شده.

ولی شايد بهتر باشه که بگيم جدول پر فروشترين آهنگ های پاپ. چون در واقع اين جدول فقط از روی فروش اين آهنگ ها درست می شه.

اولين آهنگ جديد کار رقاو(Raghav) جوون هندی-کانادايی است که در کانادا بدنيا اومده. موسيقی کلاسيک هندی رو پيش يکی از استادان این موسيقی ياد گرفته و با معلم صدای مايکل جکسون و مدونا کار کرده. اسم آهنگش "Can't get enough" و شماره ده جدول است.

Raghav

دومين آهنگ تازه وارد، شماره نه جدول است، از گروه "Deepest Blue" به اسم "Give it away" است که کار يک خواننده "Joe Edwards" و "Matt Shwartz" آهنگ ساز سبک موسيقی رقص است.

"Kean" با آهنگ "Somewhere only we know" هم در جدول سومه و هم سومين آهنگ تازه وارد است. اين گروه از سه تا پسر جوون از شهر کوچکی به اسم "Battle" در جنوب انگلستان تشکيل شده و اين آهنگ رو برای اين شهر نوشتن.

Keane

آخرين تازه وارد به جدول گروه "Busted" است که صاف به صدر جدول رسيده اند. اسم آهنگشون "Who's David" است. اين گروه در حال حاضر داغ ترين گروه جوون پسر در انگلستان هستند که تازگی هم جايزه بريت (Brit) برای بهترين گروه پاپ رو بردند.

 
 
مطالب مرتبط
 
 
سايت های مرتبط
 
بی بی سی مسئول محتوای سايت های ديگر نيست
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران