http://www.bbcpersian.com

روز هفتم

اينهفته:

براتون از برندگان جايزه موسيقی بريت آواردز(Brit Awards) می گيم که اين هفته بود.

عکس پدری که دو قلوهای قربانی شده ش در زلزله بم رو به دوش ميبره برنده جايزه جهانی شد .

عطاالله طاهرکناره برای ما تعريف ميکنه که داستان اين عکس چه بود و چه تأثيری در زندگيش گذاشت.

دربرنامه روزهفتم گريزی هم می زنيم به انتخابات امروز ايران.

اندی در نقش حاکم نيشابور(فيلم خيام)

و در لندن اينهفته چه خبر بود - سبز و صورتی و تنگ و کوتاه بود.

می شنويم از هفته مد لندن و اينکه زمستون آينده با چه لباسهائی خودمونو گرم می کنيم .

و اندی سلطان پاپ و سلطان خراسان مهمان برنامه ماست.

اندی از فيلمی که در ازبکستان بازی کرده می گه .

و در استوديو با اندی می شينيم و می شنويم که آلبوم جديدش رو چطوری ضبط کرده.


اندی

حدود ۱۰ سال پيش بود که من اولين مصاحبه و گزارش موسيقی پاپم رو انجام دادم و در روزهفتم شنيديم .

اون مصاحبه، با اندی بود که بهمراه گروهش آمده بود لندن و کنسرت داشت.

يکی از مشخصات گروهی که با اندی برنامه اجرا می کرد

دخترای نوازنده خارجی بودن که با اندی به زبان فارسی همراهی می کردن.

اونموقع اين خيلی عجيب بود.

آلبوم جديد اندی از شرکت آونگ

اندی بی نهايت با صفا و خونگرم و خاکی بود و کلی تو اين مصاحبه با من راه اومد .

تو اين ده ساله باز هم بارها يا تلفنی يا حضوری با اندی حرف زدم .

ولی فکر نمی کردم که مصاحبه اخيرم باهاش پر خاطره ترين بشه .

وقتی آمريکا رفته بودم ده بار برای اندی پيغام گذاشتم و تلفنش جواب نداد ديگه دو سه روز بيشتر نمونده بوده که برگردم لندن که تلفنو برداشت و گفت دارم آلبومو تموم می کنم اگر می خوای حرف بزنيم بيا استوديوی ضبط که در حال کار مصاحبه کنيم .

من پريدم تو تاکسی و دبرو که رفتيم - توی راه فکر می کردم که اين دو ساله اندی کلی کار بيرون داده يک آلبوم ارمنی ضبط کرده - بالاخره در ازبکستان کنسرت داده واولين خواننده ايرانی هستش که بعد از انقلاب اونجا رفته.

وخبر اينکه داره يک فيلم هم بازی ميکنه کلی هيجان زده ام کرده بود.

رسيدم استوديوش درحالی که داشت صدای گيتار بيس رو آهنگ وقتشه ميگذاشت همديگرو ديديدم . . . .

آلبوم جديد اندی رو شرکت آونگ منتشر کرده.

ادامه داستان ملاقات بهزاد با اندی در پايين صفحه . . .


اينهفته نمايش مد لندن شروع و تموم شد.

London Fashion Week

دو بار در سال "هفته مد لندن" بر پا مي شه . دفعه قبل ۶ ماه پيش . در اون هفته طراحان معروف مد بريتانيائی کارهاشون در غرفه ها و شوهای مد به خريدارای جهانی و مطبوعات نشون دادن .

اونچه که در اين "هقته مد لندن" و يا اصولأ هر هفته مدی در دنيای غرب نمايش داده مي شه ، مد لباس ۹ ماه بعده .

طراحان اصولأ حدود ۶ ماه احتياج دارن که سفارشاتی رو که گرفتن تحويل مغازه دارها بدن .

برای همين طراحا تقريبأ بايد علم غيب داشته باشن تا که حدس بزنن ۹ ماه ديگه حس و حال مردم چيه و چه رنگی و پارچه ای بين مردم محبوب خواهد شد. اصولا شرکتهائی هم هستند که آمار می گيرن و اين آمار در مورد اينه که چه رنگهايی داره از مد می افته و چه رنگهائی جاشون خاليه ، يا که وضع اقتصادی مردم در ۶ ماه بعد چطور خواهد بود و اين در سليقه مردم تأثير می زاره. و اصولأ اين ديگه قانون طبيعت شده که بعد از يقه باريک يقه پهن مياد و بعد از پاچه گشاد پاچه تنگ .

حالا يکی از بچه های لندن(اسمش فرهنگه ) که خودش مغازه لباس داره رفته بود که ببينه چيا قراره که در پائيز و زمستان آينده برای فروش آماده باشه و طراحان بريتانيايی تازه کار و با سابقه چيا دارن .نتيجه اش اين چند سطر بعديه ،. . .

رنگ : رنگی که الان خيلی مده رنگه سبز روشنه که اينجا بهش ميگن نعنائی . و همينطور رنگ صورتی روشن هم رنگ مد پائير و زمستان آينده است.

شلوار : چند سالی بود که پاچه گشاد مد بود ولی الان ديگه شلوارهای پاچه يکراست مد خواهد شد و شلوارهای مدل ارتشی ديگه از دور خارج شده .

شلوارها حتی نسبت به پارسال هم زير ناف تر هستن . چه برای مرد چه برای زن.

پيراهن : پيراهنهای مردونه بخصوص اونهائی که کار طراحان ايتاليائی هستش . کمر کرستيه (تنگ ) با يقه های متفاوت . بعضی ها کوچيکه بعضی ها پهنه .

به نظر فرهنگ ( که در هفته مد لندن پوشاک مد پائيزه و زمستانی سال آينده رو ديده ) طراحان مد که برای مردم لباس طراحی می کنن ( نه اونهائی که تک دوزی انجام ميدن و تو رسانه ها مطرح ميشن) کمتر خودشونو تو خطر ميندازن و لباسهائی درست ميکنن که متفاوت باشه . و امسال اين خيلی مشخص بود . لباسها بيشتر جنبه معمولی داشت تا که فانتزی.

حالا علتش چيه ؟

اين هفته های مد مثل اينی که در لندن برگزار مي شه . در اصل مثل يک نمايشگاه يا بازار هستش که خريدارها رو دعوت مي کنه تا که بيان و اجناس رو انتخاب کنن ولی پوشاکی که ۶ ماه تا يکسال بعد به دست خريدار خواهد رسيد.

بهمين خاطر طراحانی کارشون ميگيره که بلد باشن درست حدس بزنن و پيش بينی هاشون از روحيات مردم درست باشه . برای همين طراحان کمتر خودشونو تو خطر ميندازن و گويا يواش يواش کمتر لباسهائی رو تو اين هفته های مد نشون مي دن که ، احتمالأ خريداراش يا کم باشن يا اصلأ وجود نداشته باشن.

فرهنگ هم الان کلی از لباسهای مدل ارتشی رو دستش مونده.


عطا و عکسش

عطا: "اون روز جمعه که زلزله شد من کشيک بودم . به محض شنيدن خبر زلزله بم خودمو بعد از ۶ ساعت رسوندم اونجا.

عکس برنده عطا

اين عکسو روز دوم بعد از زلزله گرفتم. دوستم منتظر من تو بهشت زهرای بم بود درحالی که ماشين، منو اتفاقی برد يک قبرستون ديگه . اسمش بهشت زهرای بورا بود.

تو ورودی قبرستان کلی جنازه روی زمين گذاشته بودن . من و چند خبرنگار ديگه پياده شديم و عکس گرفتيم .

اونجا بود که اين بچه ها رو روی زمين ديديم عموشون و پدرشون آمده بودن که ببرنشون دفنشون کنن .

عموش می گفت چرا عکس می گيرين ولی پدرش گفت چرا که نه .

اين بچه ها دوقلو بودن و اسمشون علی اکبر و قاسم بود . پدرشون اينا رو گذاشت روی دوششون و می گفت :"من اينا رو تقديم می کنم به پيغمبر، کجاست که ببينه " اينقدر صحنه دلخراشی بود که من خودم چند بار ديگه دست کشيدم و اشکم نمی گذاشت خوب ببينم دارم چيکار می کنم .

من اينا رو دنبال کردم تا اونجائی که اين بچه ها رو توی يک قبر گذاشت و دفنشون کرد.

عطا طاهر

من اين عکسو بصورت يک مجموعه پنج عکسی به خبرگزاری فرانسه دادم و در مجله "پاريماس "! همه عکسها بصورت مجموعه چاپ شد.

ولی خبرگزاری فرانسه اين عکسو انتخاب کرد و بعنوان تک عکس برای مسابقه فرستاد. "

من می خواستم بعد از عکسهای زلزله بم اين کارو کنار بزارم ولی دوستام گفتن که همين عکسها توجه جهانيان رو جلب کرده و باعث شده که ۳۸ کشور به ايران کمک فرستادن و اين يک رسالتيه که بايد ادامه بدم ."

عطاالله طاهرکناره که به اسم عطا کناره در جرايد خارجی عکسهاش چاپ ميشه برنده جايزه دوم بهترين تک عکس خبری جهان، شده.


اندی

بهزاد: رفتم ديدن اندی ، شانسی پيداش کردم

گفت بيا ا ستوديودارم آلبوم جديدمو ضبط می کنم.

منم بعد از ناخن جويدن پشت ترافيک عصر لس آنجلس بالاخره رسيدم استوديو

اتفاقأ راننده تاکسی ارمنی بود ولی مال خود ارمنستان، اندی رو ميشناخت وکمی تاريخچه اندی رو براش ورق زدم و کلی از آمريکا و رسانه هاش نق زد. می گفت اينجا آزادی نيست.من می گفتم هست.

خلاصه تو ۴۰ دقيقه ای که من تو تاکسيش حبس بودم ، چهارتا دولت رو برکنار کرديم و برضد سه تاش قيام کرديم و پشت سر چند تا خواننده وهنرپيشه غيبت کرديم و داشتيم به تفاهم می رسيديم که رسيديم به استوديو راش که تو يک ساختمان سفيد دو طبقه است ومال فرخ آهی که سالهاست کار ضبط و تنظيم مي کنه. به ديوار عکس خواننده های سياهپوست آمريکائی بود و مدالهای طلائی و نقره ای ( يعنی صفحه های طلائی و نقره ای که حکم نشان افتخار داره )

رفتم تو يک اتاق ديگه که ديوارهای سنگ مصنوعی داشت مثل غار و دستگاههای ضبط و پخش يک ميز بزرگ به اندازه يک ميز ناهار خوري ۱۲ نفره ، ميز کنترل بود و روبروش پنجره بود رو به اتاق صدابرداری .

اندی هم بغل و ماچ و بوسه کردو فوری رفت پشت يک کی بورد که صدای گيتار باس يکی از آهنگهاشو عوض کنه .با صدای سرسام آور آهنگ رو پخش می کردن و اندی روش صدای گيتار بم اضافه می کرد.

اندی: هی گفتم به گيتار من کسی دست نزنه آخر سر فيوزش سوخت

بالاخره هم راضی نشد و گيتار رو برداشت و گفت زنده مي زنم.ولی فکر کنم که روز بدی بود چون فيوز گيتارش سوخته بودو خلاصه مجبور شدن که بيفتن به جون گيتار و لحيمش کنن.

اين فرصتی شد که بااندی گپ بزنم.

اندی گفتش که ازبکستان بهش خيلی خوش گذشته. باورش نمی شد اينقدر مردمش که اکثرأ ازبک زبانن بيان استقبالش .

خودش می گه : خيلی از آهنگهامو ازبکها بازخونی کردن. و وقتی که روی صحنه بودم بامن همصدا می شدن.

پرسيدم عجيبه که به فارسی شعرها رو حفظن؟

اندی در ازبکستان

اندی : درست مثل ماها می مونن که آهنگهای ترکی يا جيپسی کينگو حفظ می کنيم.

به هرحال سالن چهار هزار نفره پر شده بوده و آخر کنسرت هم تاجيکا آمده بودن و

قبای سنتيشونو انداختن رو دوش من. ويک قاليچه به من هديه کردن که چشمامو گرد کرد!

ديدم عکس منو بافتن ! خيلی برام عجيب بود که بشينن اينکارو بکنن.

حالا هم تصميم دارم که برم تاجيکستان .چون تاجيکائی که آمده بودن کنسرت ولم نمی کردن می گفتن اندی جان ما شما رو بيشتر دوست داريم.

تقريبأ تمام کارهام انجام شده و به احتمال زياد قبل از عيدنوروز می رم تاجيکستان کنسرت.

اندی با کارگردان فيلم خيام

اندی در ضمن در قسمتی از فيلم عمر خيام که داره در ازبکستان فيلمبرداری می شه هم بازی کرده .

و گويا تو فيلم ريش بلندی هم داره . در ضمن همدم زندگيش شينی هم در اين فيلم نقش بازی مي کنه .

اندی خيلی سال پر کاری رو داشته ، يک آلبوم ارمنی رو بيرون داده وبا کوروس دوباره يک کارمشترک ضبط کردن به اسم دختر بندر.

و شب و روز سفر بوده وکنسرت داده و درعين حال داره آلبوم جديدش رو تموم می کنه .

پلتينوم يا طلای سفيد اسم آلبوم جديدشه با ۱۲ تا آهنگ که يک آهنگش مال فيلم سينمائی هستش که شهره آغداشلو توش بازی می کنه .از آهنگهای ديگه اين آلبوم . آهنگی هستش که در آلبوم ياران خونده بود به اسم وداع . اين آهنگ رو زمانی ساخته که پدرش در بستر بيماری بوده و خاطره تلخ و شيرينی رو براش زنده می کنه . تلخ از بابت فوت پدرو شيرين بخاطر اينکه اين ترانه در اون دوران سخت بهش آرامش می داده .

اندی مثل هميشه خنده رو هستش و برام از اينکه وقتی با منوچهر چشم آذر و پاکسيما موسيقی می سازه گفت:

می رم خونه منوچهر و پاکسيماهم مياد می شنيم چائی می خوريم و حرف می زنيم و شامی می خوريم و منوچهر ميره پشت پيانو و من و پاکسيما هم دورش رو می گيرم و شروع می کنيم زمزمه کردن و فی البداهه ترانه رو می سازيم .

چه خوشگل شدی اينجوری ساخته شدو آهنگ " سلام عاشقانه " هم اينجوری ساخته شد.

به هرحال گيتار اندی لحيم شدو باطری ميکروفن من هم داشت خالی می شد و تاکسی هم از در رسيد و با اندی ماچ و بوسه کردم و رفتم، تا کی بشه که دوباره ببينمش.


جايزه موسيقی بريت آواردز (Brit Awards)

روز هيجده فوريه در لندن درسالن خيلی بزرگ ارلز کورت (Earls Court) که تقريبا به بزرگی يک استاديوم است، برنامه جايزه موسيقی بريت آواردز برگزار شد. اين جايزه تقريبا مثل جايزه گرميز(Grammys) که در آمريکا برگزار می شه می مونه.

Darkness

امسال گروه دارکنس (The Darkness) سه تا جايزه برد. يکی برای بهترين آلبوم، يکی برای بهترين گروه و يکی هم برای بهترين گروه راک. گروه دارکنس از چهار نفر تشکيل ميشه. دو تا برادر به اسم های جاستين و دن هاوکينز، که از اون دو تا جاستين خواننده گروه هست.

موسيقی اين گروه شبيه گروه های هارد راک دهه هفتاد ميلادی و ظاهرشون مثل گروه های گلم راک دهه هفتاد می مونه. از همه مهمتر خواننده اون هاست که خيلی پر انرژی گيتار می زنه و می خونه.

Darkness

جايزه بهترين خواننده مرد به دانييل بدينگفيلد(Daniel Bedingfield) داده شد. دانييل درزلاند نو به دنيا آمده ولی در جنوب لندن بزرگ شده. بيست و چهار ساله است وسه سال پيش با آهنگ "بايد از اين بگذرم"(Gotta get through this) به شهرت رسيد.

جايزه بهترين خواننده زن هم به دايدو(Dido) رسيد. دايدو از شش سالگی پيانو، ويولون و نی می زده و با يک گروه موسيقی کلاسيک هم کار کرده. برادر دايدو خودش دی جی معروفی است به اسم رولو(Rollo) که گروهی داشت به اسم فيت لس(Faithless). دايدو روی چندين آهنگ اين گروه خواند، ولی وقتی خيلی مشهور شد که امينم رپر معروف آمريکايی آهنگ "Thank You" که مال خود دايدو بود رو در يکی از آهنگ هاش به اسم "Stan" استفاده کرد.

Busted

بهترين گروه پاپ باستد(Busted) شد. سه تا پسر جوون که مثل گروه های پسرديگه(Boy Bands) هستند با اين تفاوت که گيتار هم می زنند.

بيسمنت جکس(Basement Jaxx) جايزه بهترين گروه رقص رو بردند. گروه دو نفره که در طول سه سال اخير از گروه های خيلی محبوب رقص شدند.

اين برنده ها در قسمت بهترين های بريتانيا بودند. در قسمت بهترين های بين المللی جاستين تيمبرليک(Justin Timberlake) بهترين خواننده مرد وبهترين آلبوم را برد. بی يانسه (Beyonce) بهترين خواننده زن شد و گروه وايت سترايپس(White Stripes) جايزه بهترين گروه را برد.