BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 21:53 گرينويچ - جمعه 14 مه 2004
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
سیاوش قمیشی به سوالات شما جواب داد:
 

 
 
.
عکس از نويد سهيليان ( کنسرت لاس وگاس)

يکی از بچه ها با نام سياوش که هم اسم شما هم هست ، توی ايران کلی سوال جمع کرده و از اونها يک مجموعه درآورده. يکی از سوالها اينه که چه موسيقی برای جوانهای ايرانی پيشنهاد می کنيد که گوش کنند ؟ آيا بايد شرقی گوش کنند يا غربی ؟

- اينکه شرقی به چی ميگن اينجا من نمی دونم! اگر منظور موسيقی اصيل ايرانی است ، مثل کار با سنتور ، سه تار و قانون ، حتماً موسيقی شرقی گوش کنند. می تونند به موسيقی آقای شهرام ناظری ، شجريان و يا محمد اصفهانی که من فکر می کنم خواننده بسيار خوبی است گوش کنند. اگر می خواهند پاپ کار کنند ، بايد به خواننده های پاپ گوش کنند و اگر می خواهند موسيقی خارجی گوش کنند من Trance رو ترجيح می دهم و دوست دارم! مثل گروههای DJ Tiesto و يا DJ Sammy.


پرسيدند اگر بخواهيم آهنگ سازی کنيم بايد چه کاری انجام بدهيم ؟ شرقی بسازيم يا غربی و يا با هم تلفيق کنيم ؟

- آهنگ ساز اگر از يک طرف گوش بکنه و از قسمتهای مختلف آهنگ های ديگه استفاده بکنه ديگه آهنگ ساز نيست! به نظر من آهنگ جور کنه! که در لس آنجلس هم داريم که مقداری از آهنگهای مختلف و مخصوصاً قسمتهای قشنگ آهنگ ها را سر هم می کنند و ميشه آهنگ! آهنگ های اين افراد شبيه هم هست! اين ميشه آهنگ جور کردن! آهنگ ساختن فقط توی وجود آدم هست ، يعنی آدم با اين استعداد به دنيا مياد و بعدا توی زندگی به اين نتيجه می رسد که يک چيزی توی وجودش هست که نغمه ها و ملودی هايی هستند که می خواهند از وجودش بيايند بيرون. اگر حواسش جمع باشه سازی پيدا می کنه و سازی ميزنه و اين ملودی ها ميايند بيرون. ديگه چه جوری بسازيم نيست!
مثل چوپانی که نه نت بلده ، نه ساز بلده ، نه ساز داره ، نی رو می سازه و می زنه و گوسفند ها با صدای ساز می چرند.


و سوال ديگه اينکه بعد از ۳۰ سال آهنگ سازی به چه نتيجه ای رسيديد ؟

- من ۳۰ ساله که آهنگ سازی می کنم ؟!!! من آهنگ "ای قايقران به کجا می روی" که ضياء خونده رو ۱۴ سالم بود ساختم و الان ۵۸ سالمه که ميشه ۴۴ سال آهنگ سازی! .... به نتيجه خوبی رسيدم. جايی ايستادم که می دونم وقتی آلبوم هام مياد بيرون ملت باهاش حال می کنند و زنگ ميزنند ، جوانها پيغام می گذارند ، E-Mail می زنند ... کيف می کنم که اينها با من هستند و من هم باهاشون هستم.


چرا آهنگ سازی رو انتخاب کرديد و اصلاً چه رشته ای شروع کرديد در خارج از کشور ؟

- آهنگ سازی من رو انتخاب کرده! من Jazz Classical خوندم. در Royal Society of Arts تنوع زياد نبود و بايد اين رشته را انتخاب می کردی ، پيانو که ساز اجباريمان بود و بايد همه می زديم ، ساز انتخابی هم گيتار انتخاب کرده بودم.


چطور شد که اين گيتار يا پيانو توی خانواده اومد دستتون ؟

- يک گيتاری توی ويترين يک کفش فروشی به عنوان دکور آويزان بود ، مغازه کفش فروشی هاليوود در تهران ... و من به پدرم هی می گفتم که اين رو می خواهم ، تا بالاخره شب تولدم اين گيتار به دستم رسيد و بلد هم نبودم که چه جوری کوکش کنم! فقط يک مقداری هر سيم رو انقدر سفت می کردم که صدايی ازش در بياد. تا بعد ها يک گيتاريستی آمد و به من گفت که اين کوکت غلط است و برايم درستش کرد ... که فکر کنم ۱۱ سالگی من بود.


پرسيدند که چی شد اصلاً به خارج از کشور رفتيد ؟

- برادر و خواهر من در لندن بودند و درس می خوانند. برادر بزرگتر من می دونست که من خيلی موسيقی دوست دارم ، هی می گفت پاشو بيا اگر موسيقی دوست داری ، تمامی کسانی که موسيقی هايشان را گوش ميدی خودشون اينجا هستند. مثل گروههای Beatles و آهنگ های Elvis که اون موقع می آمد به اروپا و يک مقداری Band های محلی بودند و گفت بيا اينجا ... رفتم ... ۱۴ سالم هم نشده بود، سال دوم دبيرستان را تا نصفه خونده بودم که اومدم و غرق شدم در اين موسيقی ... در اونجا موسيقی اصلاً به طور کلی يک چيز درست و حسابی بود ، يعنی تلويزيون ها هفته ای چندين ساعت برنامه های موزيکال داشتند مثل Top 20 ... مردم هم فکر و ذهنشون موسيقی بود و من هم خيلی لذت می بردم.


خوبی برادر بزرگ همينه ... پرسيدن با حمايت چه کسی ؟

- يعنی چه کسی حمايت کرد منو در لندن ؟ راستش من دو سال با برادر بزرگم بودم ولی افکارمون زياد در آن زمان با هم جور در نمی آمد و دعوامون ميشد! يعنی سوا شديم و بعد من آنقدر شبها می رفتم Club و انقدر به موزيکها گوش می دادم ، با بچه های ارکسترها دوست بودم! و چون خودم ساز می زدم و اونها می دونستن ، يکی از ارکسترهايی که گيتاريستشون مريض بود و خيلی وقت بود که قرار بود بره و جاش پيدا نمی کردن ، به من پيشنهاد دادن که يکی دو دفعه ای با هم کار کنيم و اين کار را کردم و خيلی هم جالب بود براشون و من از همون زمانها با اين ارکستر که اسمش بود Insects برای سه سال کار کردم و بعد از اون شد Wingers برای چهار سال ديگه.

بعد از اون ديگه ارکستر خودم رو داشتم ، همه انگليسی بودن و من فقط خواننده شون بودم و البته اون موقع گيتار می زدم و بعد ها کيبورد هم می زدم ، اون هم به اين خاطر بود که کيبورديست ارکسترمون رفت و يکی بايد جاش رو پر می کرد که من خودم کردم.


شما پس چطور با کورش يغمايی هم کار می کرديد ، شما که ايران نبوديد و خارج از کشور بوديد ؟

- بودم ، می اومدم و می رفتم. کورش يغمايی دوست زمان بچگی من بود و ما با هم خيلی خيلی زياد دوست بوديم. کلاس هفتم که من در ايران دبيرستان البرز می رفتم کورش دبيرستان هدف می رفت و ما با همديگه همون موقع می زديم و می خونديم. بعد ها هم من باز می رفتم و بر می گشتم.


از خانواده پرسيدن که آيا شما ازدواج کرديد ؟

- قبلها بلی.

شايع است که شما سه تا پسر داريد ؟

- خير. من يک پسر دارم به اسم عليرضا قميشی که گاهی باهاش در تماس هستم که اونم مثل اينکه گرفتار کارهاش است و ظاهراً در کيش می خونه و آهنگ های من رو هم می خونه منتهی به خاطر اينکه هم من گرفتارم و هم اون خيلی در تماس نيستيم و گاهی برام کاغذی می فرسته.

چند سالشون هست ؟

- بايد الان نزديک سی سالی داشته باشه.

پرسيدن هومن ميتونه چه نسبتی با سياوش قميشی داشته باشه ؟

- هومن کيه ؟ من هومن نمی شناسم.


آيا تصميم گرفتی که به ايران برگردی ؟

- من تمام اين مدت نشستم اينجا که ببينم کی بر می گردم ايران! من نه اون چهارده سال انگليس ، انگليسی شدم و نه اين بيست و شش سال آمريکا ، آمريکايی! تصميم من نيست ، مسائل بايد جوری باشه که من بتونم راحت و آسوده ، بدون دغدغه تو ايران کار بکنم. کارم يعنی خوندن ، هم برای CD ها و آلبومها و هم برای کنسرتها. بتونم راحت موسيقی بسازم و راحت کار کنم. مردم من ، ملت ايران و اونهايی که من رو دوست دارند ، من رو تائيد کردند و ديگه احتياجی به تائيد هيچ نوع منشاء و دستگاه و تشکيلاتی ندارم. در نتيجه اگر بگذارند همينجوری که مردم من رو می خواهند باشم ، حتماً فردا می روم ايران!


پرسيدن که مهندس صدای شما کيه ؟

مهندس صدای ما اروين خاچيکيان است ، Pete هم هست و بعضی وقتها که مسائل پيچيده تر است مثل همين "بی سرزمين تر از باد" که ما توی ميکس کردنش به مشکل برخورده بوديم چون بيشتر از پنجاه تا صدا و افکت موازی داشت و ما نمی تونستيم انجام بديم ، در نتيجه از دست اندرکاران استفاده کرديم.


آينده موسيقی پاپ ايران را چه طور پيش بينی می کنيد ؟

- موسيقی پاپ ايرانی رو خيلی خوب پيش بينی نمی کنم ، يعنی قطع نخواهد شد ، ادامه خواهد داشت. ولی اينهايی که دارن ميان جديد و پاپ کار می کنند بهتره يک مقدار قضيه را جدی تر بگيرند! اينکه هر کسی برای خودش داره آهنگ ميسازه مسئله ای نيست ، بسازند. اما خوب بسازند! هم توی لس آنجلس و هم توی ايران. اين مثل از سر باز کردن نباشه که يک ملودی رو سر هم کنيم و براش يک ريتم هم بگذاريم و يک شعر هم براش استفاده کنيم! متاسفانه دارم می بينم ۹۰ درصد اينجوری است که اصلاً خوب و قضيه اميدوار کننده نيست. بيايند و به جای ده تا آهنگ ، يکی بسازند. خيلی از خواننده های معروف هستند که با يک آهنگ معروف شدند و با همان موندند. يعنی يک آهنگ اين قدرت رو داره که اين کار رو بکنه. اونهايی که فکر می کنند اين هم ميشه پيشه آدم باشه ، نکنند اين کار رو بهتره!


پرسيدند در خانواده شما چند تا خواهر و برادر هستيد ؟

- سه برادر و يک خواهر با نامهای سيروس ، سيامک ، سيمين و من کوچکتر از همه سياوش!

و شما واقعاً مال کجای ايران هستيد ؟ قميشی يعنی از جايی با نام قميش ؟

- بلی ، قميش جايی است در دزفول ، يک قطعه زمينی است که پدران من از اونجا می آيند. من متولد ۲۱ خرداد ۱۳۲۴ صادره از اهواز ، شماره شناسنامه ۱۷۳.هشت ماهه بودم که آمدم تهران ، از هشت ماهگی تهران بودم تا چهارده سالگی ، چهارده سالگی رفتم لندن ، بيست و پنج سالگی برگشتم ، سه چهار سال ديگه موندم ، انقلاب شد. از سال ۱۹۷۸ که ميشه بيست و پنج ، بيست و شش سال پيش در لس آنجلس زندگی می کنم و الان توی اين فکر هستم که هر چه زودتر از اين لس آنجلس يک جوری بزنم بيرون !


آهنگی که پيشنهاد می کنيد برای آخر مصاحبه ما ؟

- همون فصل پاييزی باشه که شما خيلی دوست داريد!

 
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران