http://www.bbcpersian.com

18:34 گرينويچ - چهارشنبه 19 مه 2004

شاهرخ گلستان

نگاهی به فيلم پنج، ساخته عباس کيارستمی

در بخش نمايشهای ويژه فيلم های خارج از مسابقه جشنواره کن، روز شنبه پانزدهم ماه مه فيلم پنج ساخته تازه عباس کيارستمی به نمايش در آمد و با استقبال دوستداران اين کارگردان روبرو شد.

فيلم را يک روز پيش از آن برای منتقدان نشان داده بودند و عکس العمل ها بسيار متفاوت بود تا آنجا که منتقدان برای عنوان مقاله های خود جمله بسيار معروف "هياهوی بسيار برای هيچ" شکسپير را انتخاب کردند.

در گفتگويی که با کيارستمی داشتم، واکنش خود را چنين بيان کرد: "اين فيلمی نيست که تماشاگرش را به هيجان بياورد. به نظرم بهترين واکنش به چنين فيلمی بی تفاوتی است. اما اين بی تفاوتی معنايش الزاما به معنای دريافت نکردن فيلم يا با آن ارتباط برقرار کردن نيست."

"من با روزنامه نگارانی که بعد از تماشای فيلم گفتگو کردم، واکنش خيلی خوبی ديدم. ولی اين هم باز به اين معنی نيست که همه تماشاگران همين واکنش را دارند."

"به هر حال فيلم پنج فيلم خاصی است و بيننده خاص خودش را هم دارد. آنهايی که دوست دارند خيلی دوست دارند و آنهايی که دوست ندارند اصلا دوست ندارند!"

"آنهايی که دوست ندارند نمی دانند چرا اينها دوست دارند و کسانی که دوست دارند نمی دانند چرا بقيه دوست ندارند."

نقش دوربين ديجيتال در فيلمهای کيارستمی

دوربين ديجيتال، در دست او وسيله ای است برای تامل و انديشيدن، فيلم پنج حاصل چنين باوری است.

پنج موضوع ساده که با نگاهی شاعرانه و هنرمندانه ديده شده اند، فيلم پنج را می سازند. فيلمی که نه داستان، نه فيلمنامه، نه بازيگر، نه تدوينگر و نه حتی کارگردان دارد.

هر بخش فيلم تنها يک نمای طولانی ثابت است که حدود ده تا بيست دقيقه طول می کشد و جمعا اين مجموعه يک ساعت و پانزده دقيقه ای را می سازند.

کيارستمی قبل از نمايش فيلم از تماشاگران خواست که اگر خسته شدند، لطفا سالن را ترک کنند، چشمانشان را ببندند و فقط به صدا ها گوش کنند.

"شما اين شانس را داريد که فيلمهای ديگری را در سينماهای ديگر و در زمان های ديگر ببينيد، اما اين فيلم، برای اولين بار، و اميدوارم نه برای آخرين بار به نمايش داده می شود و من مطمئنم که شما موفق به تماشای چنين فيلمی در هيچ سينمايی نخواهيد شد پس تا آخر بنشينيد و تمام آن را ببينيد."

قسمت اول: قطعه چوبی با موج دريا به ساحل می آيد و با موجی ديگر به دريا برمی گردد اين بار حدود چهار - پنج دقيقه ادامه دارد تا اينکه حرکت امواج چوب را دو تکه می کند. تکه کوچکتر در ساحل می ماند و تکه بزرگتر ته دريا برمی گردد تا از کادر خارج شود.

قسمت دوم : در يک پياده روی ساحلی در يک شهر اروپايی، مردمانی در گذرند. گاهی با هم گاهی تنها. دو سه نفری هم می نشينند و با هم صحبت می کنند. و در پس امواج دريا به ساحل می خورند و برمی گردنند.

قسمت سوم: گروهی سگ در کنار دريا جمع شده اند. بعضی لميده اند، بعضی ايستاده اند. گاهی می روند و برمی گردند. گاهی به هم نزديک می شوند. بعضی که نشسته اند بلند می شوند بعضی که ايستاده اند می نشينند، و در پشت سر آنها امواج دريا با کف سفيدش، زير نور خورشيد رنگها و نقش های چشم نوازی می آفريند.

قسمت چهارم: در کنار دريا، اردک ها گاه تک تک، گاه چند تايی با هم، گاه تند، گاه کند به طرزی پايان ناپذير و گاه خنده آور، از طرف چپ پرده وارد می شوند و از طرف راست بيرون می روند. بعد که چند لحظه ای صحنه خالی می ماند ناگهان همه اردک ها برمی گردند و از سمت چپ پرده خارج می شوند. خيزش امواج در پس زمينه ادامه دارد.

قسمت پنجم: در اين قطعه پايانی که ارزش کاملا متفاوت با بقيه قسمت ها دارد، در سياهی شب، تصوير ماه با آسمان ابری بر آب برکه ای افتاده است.

صدای غورباقه ها می آيد و حرکت آنها آب را تکان می دهد و قرص ماه و حرکت ابرها در لرزش آب، اشکالی جادويی می سازند. هوا طوفانی می شود و صدای غورباقه ها پايان می گيرد.

با تمام شدن باران، خروس ها می خوانند و در ميان صدای گنجشک ها سظح برکه روشن می شود،سپيده زده است!