BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 22:34 گرينويچ - جمعه 04 ژوئن 2004
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
روز هفتم : گانگسترهای آفريقايی به دوچرخه سواران ايرانی حمله کردند
 

 
 
.
.

ماجرا از اين قرار بوده . . .

دوچرخه سواران ايرانی امير و حسن، چند روز پيش از کشور برزيل به شهر ژوهانسبورگ در آفريقای جنوبی پرواز کردند.اما به محض ورود پليس به آنها اخطار داد که مواظب جان و مال خود باشند.

مدتی نگذشت که هشدار پليس آفريقای جنوبی به واقعيت پيوست و اتفاقی براشون افتاد که باعث شد در مورد ادامه مسير در آفريقا ترديد داشته باشند.

ماجرا از اين قرار بود که در پياده رو يکی از خيابانها در شهر چند نفر با چاقو واسلحه به آنها حمله می کنند و همه چيز آنها را غارت کرده و آنها را در حد خفگی در پياده رو خيابان در جلوی چشمان عابران ديگه رها می کنند وکسی هم درصدد کمک به آنها بر نمی آيد حتی به پليس هم اطلاع نمی دهند.
به قول خودشان "شانس آورديم که الآن زنده ايم ."

حالا از زبان خودشان بشنويم که ماجرا چی بوده:

حسن: روز يکشنبه ۱۰ خرداد . حدودای ساعت يک ظهر بود که داشتيم وسط شهر ژوهانسبورگ قدم می زديم که يکدفعه هشت نفر از پشت با چاقو و اسلحه بطرف ما يورش آوردن و ما رو تهديد کردن که می کشنمون . بعد گلومونو بحدی فشار دادن که بيهوش شديم. به هوش که آمديم ديديم که پول و دوربين مون رو بردن.


البته اولش مقاومت کرديم ولی نتيجه ای نداشت و باعث شد که قسمتهايی از بدنمون از جمله گردن، کمر و دستامون آسيب ببينه.

امير: من ديدم يکی يک چاقو داره فرو می کنه به پهلوم . منم فوری با دستم چاقو رو گرفتم که زخميم نکنه و برای همين دستم بريد . خيلی غافلگير شديم . باورم نمی شد که يک عده افتادن به جونمون . بخاطر شوکی که بهم وارد شده بود نتونستيم درست مقاومت کنيم.

بعد چشمام باز شد و ديدم که روی پياده رو افتادم گويا يک نيم ساعتی بيهوش بودم . بلند شدم و ديدم که حسن هم اونورتر روی زمينه .

ولی هيچکس عين خيالش نبود. خيابون پر ازعابر بود اما هيچ کس به ما کمک نکرد. حتی کسی پليس خبر نکرده بود. وقتی پليس به محل آمد مغازه دارها می ترسيدن مشخصات سارقين رو بگن گويا همه تو اون خيابون می دونستن که اون دسته چه کسانی هستند ولی می ترسيدن حرف بزنن .

پليس هم قانونا نمی توانست آنها را تحت فشار بگذاره. اونجا جوريه که حتی خود پليس هم در خطره و با جليقه ضد گلوله تو شهر رفت و آمد می کنه.



حسن:
در اينجا نا امنی همه جا ديده می شه. شبها اغلب صدای گلوله و تيراندازی می شنويم.
البته شانس آورديم که يک دوربين و ۲۰۰ دلارهمراهمان بود و همه دار و ندارمون رو نبردن. حيف شد يکسری عکسهای جالب از جاهای خطرناک گرفته بوديم که همه اش به هدر رفت

امير: البته ۲۰۰ دلار رو برای تهيه ويزای کشور بوتسوانا نگه داشته بود يم. و جالبه که در اينجا هر چی کشورها فقير تر هستند ويزاشون گرونتره.

البته سفر ماجراجويانه اين خطرها رو هم داره ديگه، وبه احتمال زياد ما بايد قيد آفريقا رو به کل بزنيم و سفر را از اروپا ادامه بديم و بعد برگرديم.

 
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران