BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 13:39 گرينويچ - دوشنبه 19 ژوئيه 2004
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
از رويا تا واقعيت
 

 
 
در جستجوی صبح
روی جلد کتاب در جستجوی صبح نوشته عبدالرحيم جعفری
در اواسط تيرماه دو جلد از خاطرات عبدالرحيم جعفری بنيانگذار انتشارات "اميرکبير" با عنوان "در جستجوی صبح" توسط انتشارات روزبهان منتشر شد.

انتشار اين خاطرات در دنيای نشر ايران را به جرئت می توان يک اتفاق مهم تلقی کرد.
عبدالرحيم يا آنچنان که دوست دارد ناميده شود تقی جعفری يکی از نام آشناترين افراد نشر ايران است. او راه بسيار سختی را ازکارگری چاپخانه در اواخر دهه ده شمسی تا بنيان انتشارات اميرکبيرطی کرد. اما او که می خواست گاليمار و لاروس ايران باشد، فرصت چندانی برای لذت بردن از امپراطوری عظيمش نيافت و پس از انقلاب، انتشارات اميرکبير، توسط رژيم مصادره شد و به قول جعفری "به دست آسانخواران افتاد".

حتی اگر فقط تنها کار مثبت او را در حوزه نشر، سامانمند کردن نشر و پخش کتاب های درسی بدانيم، سه نسل از مردم ايران مديون تدبير و تلاش اويند.

آغازی سخت

جعفری درسال های وبايی و قحطی در ۱۲۹۸ از مادری " تنگ روزی " و " خفته بخت " به نام کبری به دنيا می آيد. پدر او ميرزا علی اکبر دکه سقط فروشی دارد و پيش از تولد او به مشهد می رود و ديگر برنمی گردد و چون مادر مدرک رسمی برای اثبات ازدواج ندارد، شناسنامه جعفری با نام فاميل مادر صادر می شود و او می شود عبدالرحيم استاد محمد جعفر. نامی که از آن بيزاراست. مادر و مادربزرگ با نخ ريسی زندگی بسيار فقيرانه ای را اداره می کنند.

در جستجوی هويت

نشانه انتشارات اميرکبير

پس از درگذشت مادربزرگ به طور کاملا اتفاقی چند سالی تحت سرپرستی خانواده منتخب الملک معاون وقت وزارت امور خارجه قرار می گيرند. در رفاه کامل و محيطی کاملا فرهنگی.

به خواست خانم منتخب الملک او را تقی می نامند و به مدرسه می فرستند. در مدرسه اتفاقی می افتد که با دقت در آن می توان ريشه های بلندپروازی ها و آرزوهای بزرگ جعفری را در آن دريافت. وقتی در مدرسه نام فاميلش را می پرسند او خودش را تقی منتخب الملک معرفی می کند. حال او وقتی که می فهمد فرزند منتخب الملک نيست، دردآور است.

چندسال بعد آقای منتخب الملک به افغانستان منتقل می شود و جعفری و مادرش دوباره تنها و بی سرپرست می مانند وبه خواست مادر که درپی جايی مطمئن و کاری سالم برای اوست، نخست به عنوان پادو و بعد با سمت ورق گير با دستمزد روزی ده شاهی در چاپخانه علمی ها مشغول کار می شود.

علمی ها بعدها از ناشران سرشناس ايران می شوند. پس از چندسال کارگری و پس از گذراندن دوران سربازی، به خواست علی اکبر علمی، جعفری با دختر برادر او ازدواج می کند و در اولين فرصت ممکن نام فاميل خود را از استاد محمد جعفر به جعفری تغيير می دهد.

پس از چندی در سودای استقلال از علمی ها، در دالان مسجد شاه بساط کتابفروشی پهن می کند. مادرش در ۳۸ سالگی و پيش از اينکه رفاه فرزند را ببيند، فوت می کند.

جعفری حال و روز خود را در اين روزها چنين توصيف می کند: "همچنان در دالان مسجد شاه هستم، درآمدم مختصر است، بساطم محقر است، اما مرارت های دلم بزرگند‌‍؛ بيشتر اين مرارتها با خود نفرت می آورند، مثل هر مرارتی، و همين نفرت مرا برمی انگيزاند و به مقابله تشويق می کند؛ اين کشش و کوشش به نوعی " مبارزه " شبيه است؛ بايد بمانم، بايد خودم را سرپا نگه دارم، نبايد بيفتم، بايد موفق شوم.هر روز و هرساعت نفرت می اندوزم و از اين نفرت نيرو می سازم، نفرت به موتور زندگی من بدل شده است..."

گام هايی به سوی استقلال

جعفری با قلمی شيوا و روان بسان نويسنده ای توانمند، خواننده را مجذوب سرگذشت خود می کند.

در ۱۳۲۴ سر و سامان دادن به کتابفروشی اکبرآقا علمی در زير شمس العماره را می پذيرد و به رغم بدخلقی ها و توهين ها تا آبان ۱۳۲۸ در آنجا کار می کند.

جعفری از بی دقتی هايی که در چاپ کتاب ها رخ می دهد، از زيادی غلط های چاپی و از نوع کتاب هايی که منتشر می شود دلخور است، با آروزی ايجاد يک انتشاراتی معتبر و انتشار کتاب های ارزشمند و بدون غلط چاپی، با ده دوازده هزار تومان پس انداز در ۲۸ آبان ۱۳۲۸ تاسيس موسسه اميرکبير را اعلام می کند و در اتاقی در طبقه دوم چاپخانه آفتاب واقع در خيابان ناصر خسرو، انتشارات اميرکبير متولد می شود.

جعفری با قلمی شيوا و روان بسان نويسنده ای توانمند، خواننده را مجذوب سرگذشت خود می کند. او چنان شيرين و پرجذبه ماجراهای زندگيش، آشنائيش با نويسندگان، پژوهشگران و شناخت خود را از آنها بيان می کند و چنان تصوير روشنی از دوره خود، شهر تهران و دنيای نشر آن زمان می دهد، که به سختی می توان از خواندن کتاب دست کشيد.

هرچه دست او خالی است، دلش پر از آرزوهای بزرگ در حوزه نشر است، از همين روست که افتخارچاپ ۱۹۶۱ عنوان کتاب از جمله فرهنگ لغت معين، فرهنگ فارسی عميد، شاهنامه فردوسی، فرهنگ پنج جلدی انگليسی به فارسی و صدها عنوان کتاب در حوزه ادبيات و فرهنگ را در کارنامه اش دارد.

ساماندهی انتشار کتاب های درسی


جعفری که سر نترس، ذهن اقتصادی و دل بزرگی دارد، علاوه بر تاسيس انتشاراتی، چاپخانه و چندين کتابفروشی در دوران وزارت خانلری بر وزارت فرهنگ و هنر و در ۱۳۴۲ و در زمانی که کتاب های درسی سامانی ندارند، با تاسيس شرکتی متشکل از چند ناشر و چاپخانه دار، چاپ و انتشار کتاب های درسی دوره دبيرستان را به عهده می گيرد و در کمتر از يکسال چاپ، پخش و توزيع کتاب های درسی در سراسر کشور را قانونمند می کند.

پس از ۱۲ سال تلاش در حوزه کتاب های درسی به اميرکبير برمی گردد و به زودی شرکت کتاب های جيبی و انتشارات ابن سينا و ... را ضميمه امير کبير می کند.

انتشار شاهنامه فردوسی چاپ اميرکبير با انتشار شاهنامه بايسنقری توسط دربار همزمان می شود. شاهنامه اميرکبير چنان نفيس است که فرح پهلوی خواستار آشنايی با ناشر و هنرمندانی که آن را تهيه کرده اند، می شود.

بعضی از موارد اتهامی

جعفری: در ايامی که به خاطر نشر شاهنامه غرق در شادی و سرافرازی بودم.

جعفری در اين دو جلد چندين بار به بعضی از موارد اتهاميش مانند انتشار کتاب های صادق هدايت و بزرگ علوی، انتشار جلد چهار تاريخ اجتماعی ايران، انتشار کتاب مردان خودساخته که در آن به رضاشاه به عنوان يکی از مردان خودساخته پرداخته شده بود، انتشار کتاب های علی دشتی، انتشار کتاب شاه جنگ ايرانيان، نوشتن نامه به شاه برای دريافت طلب های شرکت طبع و نشر کتاب های درسی ايران، تصويری از او و همکارانی که در تهيه و نشر شاهنامه اميرکبير سهيم بودند در کنار فرح پهلوی، و داشتن سهام شرکت سهامی افست که سهامدار عمده اش سازمان شاهنشاهی بود، اشاره می کند.

اما چنانکه جعفری نوشته مهم ترين دليل بازداشت، زندانی شدن و مصادره اموال او مشکلاتی است که با اسماعيل رائين نويسنده ای که انتشارات اميرکبير کتاب های او را درباره فراماسونری در ايران منتشر کرد، پيدا می کند.

رائين مشکل می آفريند

پرداخت حق التاليف و دستمزد ترجمه به نويسندگان و مترجمان در ايران و رعايت حقوق مولف(کپی رايت) از بدعت های جعفری است. او در چندين قسمت از خاطراتش ازانتشار کتاب های بسياری از نويسندگان به شکل رفاقتی و بدون انعقاد قرار داد می نويسد. اما به دليل پرداخت کامل حق التاليف در قبل و بعد از انتشار اثر، هرگز مشکلی برای او ايجاد نمی شود تا....

به نوشته جعفری، انتشارات اميرکبير پس از مکاتبه با اسماعيل رائين که درآن زمان در انگلستان بود، اجازه انتشار "فراماسونری در ايران" را کسب می کند و در تمام مراحل چاپ کتاب او را در جريان امر قرار می دهد.

رائين که به سختی بيمار است در تابستان ۱۳۵۸ يک سوم از حق التاليف خود را بدون دادن رسيد در چند مرحله از جعفری دريافت می کند. مشکلات از زمانی آغاز می شود که ناشر برای پرداخت های بعدی، رسيد دريافت های قبلی را از رائين طلب می کند و او برمی آشوبد.

پس از چند ماه کشاکش در دادگستری و دادستانی انقلاب، رائين به همراه تعدادی از ماموران دادستانی به امير کبير می رود، کارگران اميرکبير برعليه او شعار می دهند و دقايقی بعد رائين در دفتر انتشارات امير کبير در اثر سکته قلبی درمی گذرد و دردسرهای بزرگی که منجر به زندانی شدن او و مصادره موسسه اميرکبير می شود، آغاز می شود.

جعفری جلد دوم خاطراتش را با شرح آغاز مشکلات و ماجراهايی که به زندانی شدن او و مصادره اميرکبير منجر می شود، پايان می دهد و خواننده مشتاق و چشم به راه انتشار مجلدات بعدی و آگاهی از دنباله ماجرا می ماند.

پرسش های بی پاسخ

چاپ آثار هدايت از جمله موارد اتهام جعفری پس از انقلاب بود

جعفری پرسش های منطقی نيز طرح می کند. مثلا می پرسد "اگر انتشار کتاب های هدايت و علوی جرم است، چرا انتشار اين کتاب ها حالا جرم نيست؛ اگر کتاب هايی که اميرکبير چاپ کرده، ضاله اند پس به چه دليل مصادره کنندگان فيلم و زينک آنها را برای انتشار به ناشران ديگر فروخته اند و..."

او با دقت و بی آنکه خواننده را خسته کند داستان شکل گيری و انتشار کتاب های معتبری را که اميرکبير منتشر کرده، شرح می دهد، تمام دست اندرکاران نشر را اعم از خطاط و صحاف و نويسنده معرفی می کند و شرح حال تمام ناشران تهران را در دهه های بيست و سی توضيح می دهد و جغرافيای تمام کتابفروشی های تهران را در آن سال ها ترسيم می کند.

کتاب در جستجوی صبح نثری پاکيزه و روان دارد. جعفری در فصل مرگ مادر، قلم را می گرياند. او مانند نويسنده ای حرفه ای فراز و فرودهای داستان را رعايت می کند، داستان های فرعی را به سامان می رساند و با ايجاد تعليق در داستان و جابجايی در زمان خواندن خاطراتش را برای خواننده دلپذير می سازد.

در جستجوی صبح با ويراستاری محمدرضا جعفری در ۲۲۰۰ نسخه در دو جلد توسط انتشارات روزبهان منتشر شده است.

 
 
دکتر ممد معينخاطرات
داستان انتشار فرهنگ فارسی معين از زبان بنيانگذار انتشارات اميرکبير
 
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران