BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 11:08 گرينويچ - دوشنبه 09 اوت 2004
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
حسين پناهی درگذشت
 

 
 
حسين پناهی
حسين پناهی پيش از هر چيز ديگر کودکی شاعر بود. ساده چون آب روشن و زلال
حسين پناهی هم رفت. معمولا اين اتفاق زياد می افتد. آدم ها، هرکدام به شکلی از ادامه راه بازمی مانند. بعد زمان می گذرد و تبديل به ياد و خاطره می شوند. و احتمالا اين تلخ ترين قسمت موضوع است. اما بعضی خاطره ها مثل نقش های بيستون بر اعماق روح آدمی حک می شود. مثل خاطره حسين پناهی.

حسين پناهی پيش از هر چيز ديگر کودکی شاعر بود. ساده چون آب روشن و زلال. با رفتن او فقط يکی از آدم های روی زمين کم نشد، بلکه چيزی از شاعرانگی جهان کم شد.

شايد تنهايی های بشری بازتاب تنهايی های انسان های است که درک نمی شوند و حسين پناهی در مناسبات روزمره حاکم نمی گنجيد و فهميده نمی شد. از همين رو سروده بود:...
من قطره قطره رفتم از دست...در روز روز زندگانيم"

او هم از درون تنها بود و هم از بيرون. نشان تنهايی بيرونی او همين بس که جسد مچاله شده اش سه روز در انتظار کشف ماند و لابد اگر دختر دل نگرانش به جستجوی او برنيامده بود در خلوت آن خانه می پوسيد.

او سال ها پيش سروده بود: "گفتم می روم / و در مرام ما رفتن مردن بود / و حالا سال هاست که مرده ام" از اين رو بايد گفت حسين پناهی نمرد. رفت. رفت و چيزی از شاعرانگی جهان را با خود برد.

تاريخچه

حسين پناهی دژکوه در ۱۳۳۵ در روستای دژکوه از توابع شهرستان ياسوج در استان کهکيلويه و بويراحمد متولد شد. پس از اتمام تحصيل در بهبهان برای گذراندن تحصيلات حوزوی به مدرسه آيت الله گلپايگانی رفت. پس از انقلاب طلبگی را رها کرد و چهارسال در موسسه آناهيتا دوره بازيگری و نمايشنامه نويسی را گذراند.

پناهی بازيگری را نخست از مجموعه تلويزيونی محله بهداشت آغاز کرد. سپس چند نمايش تلويزيونی با استفاده از نمايشنامه های خودش ساخت که مدت ها در محاق ماند.

با پخش نمايش دو مرغابی درمه از تلويزيون که علاوه بر نوشتن و کارگردانی خودش نيز در آن بازی می کرد، خوش درخشيد و با پخش نمايش های تلويزيونی ديگرش، طرف توجه مخاطبان خاص قرار گرفت.

نمايش های دو مرغابی درمه و يک گل و بهار که پناهی آنها را نوشته و کارگردانی کرده بود، بنا به درخواست مردم به دفعات از تلويزيون پخش شد.

در دهه شصت و اوايل دهه هفتاد او يکی از پرکارترين و خلاق ترين نويسندگان و کارگردانان تلويزيون بود.

به دليل فيزيک کودکانه و شکننده، نحوه خاص سخن گفتن، سادگی و خلوصی که از رفتارش می باريد و طنز تلخش بازيگر نقش های خاصی بود.

پناهی در سال ۶۷ برای بازی در فيلم درمسيرتندباد کانديد جايزه بهترين بازيگر نقش دوم، در سال ۶۹ برای بازی در فيلم سايه خيال که بر مبنای شخصيت او نوشته شده بود، نامزد دريافت جايزه بهترين بازيگر مرد و درسال ۷۱ برای بازی در فيلم مهاجران نامزد دريافت بهترين بازيگر نقش دوم شد و ديپلم افتخار جشنواره نهم فجر را برای بازی در فيلم سايه خيال دريافت کرد.

اما حسين پناهی بيشتر شاعربود. و اين شاعرانگی در ذره ذره جانش نفوذ داشت. نخستين مجموعه شعر او با نام من و نازی در ۱۳۷۶ منتشرشد.

شعری از حسين پناهی

"بيكرانه
در انتهای هر سفر
در آيينه
دار و ندار خويش را مرور می كنم
اين خاك تيره اين زمين
پايوش پای خسته ام
اين سقف كوتاه آسمان
سرپوش چشم بسته ام
اما خدای دل
در آخرين سفر
در آيينه به حز دو بيكرانه كران
به جز زمين و آسمان
چيزی نمانده است
گم گشته ام، كجا
نديده ای مرا ؟"

کارنامه هنری

فيلم ها

گذرگاه ۱۳۶۵
گال ۱۳۶۵
تيرباران ۱۳۶۵
هی جو ۱۳۶۷
نار و نی ۱۳۶۷
در مسير تندباد ۱۳۶۷
ارثيه ۱۳۶۷
راز کوکب ۱۳۶۸
سايه خيال ۱۳۶۹
چاووش ۱۳۶۹
اوينار ۱۳۷۰
هنرپيشه ۱۳۷۱
مهاجران ۱۳۷۱
مرد ناتمام ۱۳۷۱
روز واقعه ۱۳۷۳
آرزوی بزرگ ۱۳۷۳
بلوغ ۱۳۷۷
مريم مقدس ۱۳۷۹
قصه های کيش ( اپيزود اول، کشتی يونانی ) ۱۳۸۰
بابا عزيز ۱۳۸۲

مجموعه های تلويزيونی

محله بهداشت
گرگها
رعنا
آشپزباشی
کوچک جنگلی
روزی روزگاری
مثل يک لبخند
ايوان مدائن
خوابگردها
هشت بهشت
امام علی
همسايه ها
دزدان مادربزرگ
آژانس دوستی
شليک نهايی
آواز مه

کتاب

من و نازی
ستاره
چيزی شبيه زندگی
دو مرغابی درمه
گلدان و آفتاب
پيامبر بی کتاب
دل شير

 
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران