BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 16:29 گرينويچ - شنبه 16 اکتبر 2004
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
يادی از استاد حنانه
 

 
 
مرتضی حنانه
دست کم هشتاد سالی می شود که موسيقيدانان پيشرو ايران در انديشه آن بوده اند که راهی سازگار برای چند صدايی ساختن موسيقی ملی خود پيدا کنند.

اين که گفتيم "راهی سازگار" برای آن است که موسيقی ايران با توجه به فواصل ويژه "ربع پرده" ای که در خود دارد نمی تواند با راه های تجربه شده غربی کنار بيايد.

يکی از موسيقيدانان ايرانی که تا آخرين روزهای زندگی، در جستجوی اين "راه سازگار" بود، "مرتضی حنانه" بود که بيست و پنجم مهر ماه سال جاری، 15 سال از مرگ او می گذرد.

مرتضی حنانه در سال 1301 در تهران و در خانواده ای اهل فرهنگ زاده شد. پدرش مهندس حنانه و مدير مدرسه "ثروت" بود و با اهل فرهنگ و هنر از جمله با "غلامحسين مين باشيان" رئيس وقت هنرستان عالی موسيقی آشنايی داشت. همين آشنايی سبب شد که فرزند خود را به هنرستان بفرستد تا موسيقی بياموزد.

اين درست زمانی بود که تنی چند از نوازندگان سازهای بادی از چکسلواکی سابق برای تدريس به ايران آمده بودند و شاگرد مستعد می طلبيدند.

مرتضی در اين ميان ساز بزرگ بادی "هورن" را برگزيد ولی آن را به تنهايی برای آينده خود کافی ندانست و بعدها برای فراگيری آهنگسازی، در کلاس ويژه پرويز محمود نام نوشت و به زودی چم و خم آهنگسازی و نيز رهبری ارکستر را از او آموخت.

هنگامی که در سال 1330 "پرويز محمود" و در پی او "روبيک گرگوريان " به آمريکا مهاجرت کردند، مرتضی حنانه، به جانشينی آن دو به رهبری ارکستر سمفونيک تهران برگزيده شد و اين آغاز موفقيت های بعدی او بود.

کنسرتی با همين ارکستر، در مراسم بزرگداشت ابوعلی سينا در تهران که مرتضی حنانه در آن نخستين تجربه آهنگسازی خود سوئيت شهر مرجان را به اجرا در می آورد، بورس تحصيل و مطالعه در ايتاليا را برای او به ارمغان آورد.

راهی رم شد و در مدرسه موسيقی واتيکان به مطالعات خود در زمينه پوليفونی (چند صدايی) و آهنگسازی ادامه داد. بورس هجده ماهه به پايان رسيد، ولی مطالعات او ناتمام مانده بود. با تحمل همه دشواری ها ماند و هزينه معيشت را با کارهای ديگری از جمله دوبلاژ فيلم های ايتاليايی به فارسی تأمين کرد تا سر انجام، زمان بازگشت به وطن فرارسيد.

ارکستر فارابی

مرتضی حنانه پس از بازگشت از اروپا مدت ها بی کار و سرگردان ماند تا آن که از سوی راديو ايران مأمور بنياد ارکستر بزرگ تازه ای شد که بتواند آثار بزرگ موسيقی را برای پخش از راديو فراهم آورد. ارکستری که نام " فارابی" موسيقيدان قرن سوم و چهارم ايران برآن نهاده شد.

پيدايش اين ارکستر و الزام برای آهنگسازی و تنظيم آهنگ های موجود، انديشه چند صدايی ساختن موسيقی ايران را در ذهن حنانه تقويت کرد و او را به تجربه های متعدد رسانيد.

از اين تجربه ها بود که تئوری معروف به "هارمونی زوج" را به ميان آورد. به گفته او هارمونی غربی روی فواصل "فرد" پايه گذاری شده. ازهمين روی با موسيقی ايران که عمدتا روی "زوج" ها حرکت می کند سازگار نيست. او کوشيده است با پژوهش هايی چند ساله، شيوه هارمونی زوج را برای موسيقی ايران تدوين کند، "چيزی که از ذات موسيقی کهن ايران بيرون کشيده شده است."

حنانه بعدها نظريه خود را در کتابی با عنوان گام های گمشده تشريح کرده است و کما بيش همين نظريات را در آفريده های خود از جمله کاکوتی و کاپريس برای پيانو و ارکستر که هردو پيش از انقلاب در جشن هنر شيراز به اجرا در آمده، اعمال کرده است.

موسيقی فيلم و ترانه

ارکستر فارابی، متاسفانه عمر درازی پيدا نکرد و در سال های پايانی دهه چهل منحل شد. حنانه پس از آن - با توجه به پيشينه آشنايی با سينما (در ايتاليا)- بيشتر به "موسيقی فيلم" روی آورد. موسيقی او برای بسياری از فيلم های سينمايی و سريال های تلويزيونی، موفقيت به همراه آورده است. از جمله می توان از فيلم های فرار از تله، گرگ بيزار، قصه ماهان، سلام سرزمين من، موج و گليم و تيرباران ياد کرد.

موسيقی حنانه برای سريال معروف هزار دستان توانايی او را در تنظيم آهنگ های قديمی نشانه می زند. او روی دو تم اصلی از دو پيش در آمد قديمی ( از نی داوود و موسی معروفی) موسيقی برانگيزاننده ای پديد آورده است.

مرتضی حنانه در سال های پيش ار انقلاب گرايشی نيز به کار روی "ترانه های روز" پيدا کرده بود. ملودی های ساده اين ترانه ها را با تکنيک آهنگسازی خود در می آميخت و در واقع آن را تبديل به چيز تازه ای می کرد، بسيار شنيدنی تر از اصل. اين هنگامی بود که او به رياست شورای موسيقی راديو ايران برگزيده شده بود. خود او گفته است:

"تنظيم ترانه های شهری را از آن روی قبول کردم که می خواستم مردم ما از راه آنچه که خيلی دوست دارند با موسيقی "چند صدايی" آشنا شوند. اگر اينها را به صورت آهنگ های کلاسيک يا مدرن غربی عرضه می کرديم کسی گوش نمی کرد و ثمری نداشت و اين بود که گفتيم زير تصنيف ها و ترانه ها "آکورد" بگذاريم يا آنها را به صورت "کنتر پوان" درآوريم، البته در حد گنجايش همان ملودی ها، و ببينيم تأثيرش چيست؟"

حنانه می گفت نشانه های موفقيت اين کار را در همين موسيقی پاپ غربی می توان ديد. چيزی که در غرب و شرق خيلی هواخواه پيدا کرده است و "در واقع نتيجه چند صدايی کردن ملودی هاست. نياز زمان ديگر با يک ملودی تنها برآورده نمی شود. بازی با اصوات تنوع بسيار به موسيقی می بخشد. صدای واحد هر چقدر هم زيبا باشد مهارت و خلاقيت آهنگساز را نشان می دهد."

باورهای ديگر

مرتصی حنانه در زمينه های ديگر موسيقی نيز نظرات يکه و ويژه ای دارد که البته خيلی ها را خوش نمی آيد. مثلا به باور او:

  • نوازنده، هنرمند نيست تنها "مجری موسيقی است. شعر هنر است، نقاشی هنر است، آهنگسازی هنر است، ولی نوازندگی هنر نيست."

  • "موسيقی تا طفيلی شعر است، آن گونه که بايد پيشرفت نمی کند. وقتی از زير بار سنگينی شعر بيرون آمد، آن وقت تازه می شود، موسيقی..."

  • "ايرانی اصولا ذهن "تماتيک" ندارد و به "تم" و "گسترش" و اين چيزها توجه نمی کند. بيش از هر چيز به دنبال " ايجاز" و "تزئينات" است. ببينيد چه طور در شعر با يک جمله می خواهد همه اسرار جهان را فاش کند:" چون پرده برافتد نه تو مانی و نه من" در موسيقی هم همين طور است و شايد از همين جاست که اينقدر به ملودی اهميت می دهد....می خواهد لب کلام را بگويد..."

  • " تقليد از آنچه که از اجدادمان ياد گرفته ايم هنر نيست، "سنت" است. "هدايت" چرا بزرگ است برای اينکه به دنبال "ليلی و مجنون" و "رستم و اسفنديار" و "شيخ اصفهان" نرفته است. امروزه اگر کسی بخواهد مثل حافظ و مولوی شعر بگويد، يک شاهی ارزش ندارد. اگر نيما، نيما می شود برای آن است که فکرش را به کار می اندازد و شيوه خاص خودش را پيدا می کند..."

حرف آخر

با آنکه حرف ها و نظريه های مرتضی حنانه تأييد فراگير همه موسيقيدانان ايران را به دست نياورده، ولی همه آنان کوشش های پيگيرانه او را در يافتن راه هايی که سازگار برای نوسازی موسيقی ملی ستوده اند. مهم تداوم جستجو در راهيابی است. بگذريم که در زمانه ما در همه جای دنيا قواعد نوسازی هنری در هم ريخته است. قاعده ای نيست که نشکسته و جای به قاعده ای ديگر نسپرده باشد.

به جرأت می توان گفت که رفته رفته به تعداد آهنگسازان، روش و شيوه پيدا شده است. معيار اصلی همانگونه که مرتضی حنانه نيز معتقد بود اين است که آنچه آفريده می شود برای احساس آدمی خوشايند باشد.

 
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران