BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 22:00 گرينويچ - جمعه 15 اکتبر 2004
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
روز هفتم : هنگامه
 

 
 

من دو روز قبل از شب کنسرت هنگامه رسيدم دوبی و از شانسم همون هتلی بودم که خانم هنگامه هم مستقر بود. خيلی ذوق کردم چون کارم راحت شد. رومو سفت کردم و صبحونه رفتم سر ميزش و خودمو معرفی کردم.


خوشبختانه بعد از چند جمله بی تعارف شديم و زود جوش خورديم. هنگامه خيلی خون گرم و مهربونه و شب قبل از کنسرت هم همگی دور يک ميز بزرگ نشستيم و شام خورديم ( کامران وهومن و هنگامه و اعضای گروهشون) گهگاهی هنگامه به ساعتش نگاه می کرد.

يکبار هم رفت تو باجه تلفن هتل و ده دقيقه ای با تلفن صحبت کرد. بعد برگشت با يک کمی بغض (بعدا فهميدم که بخاطر سوگند- دخترش- بوده!).

شب کنسرت هنگامه که ۲۶ شهريور بود ( قبل از اينکه معين و شادمهر بيان روی صحنه) رفتم جلوی صحنه و از نزديک اجراشو ديدم. روی صحنه ترانه ها رو با تسلط اجرا کرد جوری که من تعجب کردم که يک خواننده جديد چطور اين تجربه رو داره که فهميدم هنگامه چند سالی می شه که خواننده است و ما خبر نداشتيم.

بعد از اينکه هنگامه از صحنه آمد پائين و در حالی که مهين و شادمهر داشتن پشت صحنه آماده می شدن ، هنگامه رو ديدم. گفتم چطور بود؟ گفت:"من اولين باری بود که با اينهمه جمعيت روبرو شدم. خيلی دلهره داشتم اصلا از کارم راضی نيستم ."

اينو که گفت فهميدم که بدون شک هنگامه جای جديدی رو تو موسيقی پاپ ايرانی باز کرده .


هنگامه خانم سلام ، خوب هستی ؟

سلام بهزاد جان. ممنونم. خيلی خوشحالم که می تونم با شما در اينجا يعنی دوبی صحبت بکنم.

هنگامه جان ، ما توی برنامه هامون خيلی آهنگ های درخواستی از تو داريم و اين خيلی برام عجيب بود که يک خواننده ای به اين سرعت کارش رو شروع بکنه و کارش به اين سرعت بگيره! بنابراين از اين جهت خيلی بهت تبريک می گم ...

من بايد يک چيزی رو اينجا اعتراف بکنم که فکر می کنم من يکی از خوش شانس ترين کسانی بودم که آلبوم اولم انقدر مورد توجه قرار گرفت. تمام اين نوار رو من مديون " رامين زمانی " و شعرهای قشنگ " مريم حيدرزاده " هستم.

البته اين رو بگم که ما وقتی با هم نشسته بوديم و داشتيم شام می خورديم ، افشين خواننده و بچه های گروه سياوش قميشی تو رو شناختن و شنيدم که توی شهر دوبی هم مردم کلی شناختنت!

اين برای من هم يک چيز جالبی بود. من يک شانس کوچيکی می ديدم که شايد يک راه موفقيتی برای من باشه ، ولی توقع نداشتم که به اين صورت باشه. من از همه مردم ممنون هستم.


هنگامه و سوگند

هنگامه يکی از آهنگ هات که ميگی شش هفت سال پيش خوندی به نام " ايران ايرانم " هست .. اين آهنگ دو تا نکته توش داره ، يکی اسم " ايران ايرانم " هست که دوست دارم بدونم کی از ايران اومدی بيرون ، و اينکه شش هفت سال پيش اين آهنگ رو خوندی!

من حدود ۱۲ سال پيش از ايران اومدم بيرون به خاطر اينکه بتونم يک آلبومی برای خودم درست بکنم و يک کار نيمه تمامی رو به قول معروف به سرانجام برسونم. چون اين يک عشقی بوده که از بچگی در من به وجود اومده بود که هميشه دوست داشتم يک خواننده باشم.

خيلی سعی کردم که يک آلبومی تهيه بکنم ، ولی متاسفانه به خاطر اينکه در خارج از کشور تمامی کارهای يک آلبوم رو خود خواننده بايد انجام بده ، کار سختی هست و به همين خاطر کار من طول کشيد.

هنگامه در بچگی ، کجای ايران بزرگ شدی ؟
خانواده من از شمال ايرانه و خودم هم خيلی آدم های شمالی رو دوست دارم. ولی بچگی خودم رو در تهران گذروندم.

قبل از اينکه بيای خارج از کشور ، توی ايران چه کاری می کردی ؟

زمانی که من تحصيل می کردم انقلاب شد و ديگه بهترين سال های زندگيمون رو ما توی جنگ گذرونديم. بعد از اون ازدواج کردم و الان هم يک دختر دارم. شوهرم مرد بسيار نازنينی هست و خيلی در کارهام من رو حمايت می کنه که بتونم به هدفی که دارم برسم.

هنگامه جان ، گفتی که يک دختر داری و دخترت جوری بزرگ شده که هم حمايتت ميکنه و هم شايد ازت ايراد بگيره که " مامان اين آهنگ رو بايد اينجوری بخونی! " ... چند سالش هست ؟

بهزاد جان ، شما می خواهی اينجا سن من رو لو بدی ها .... !!! ولی من يک دختر دارم و دخترم بسيار دختر خوبی هست. دخترم ۱۴ سالش هست و من خيلی هم دوستش دارم.


از آهنگ هات ايراد هم ميگيره ؟

نه بيشتر لذت ميبره! از سن يکی دو سالگی از ايران بيرون اومده ولی خيلی ايرانیه و موسيقی ايرانی رو دوست داره. خيلی هم با نوار مامانش حال ميکنه و خوشش مياد !!!

آيا دخترت روی آهنگ هات تاثير هم داره ؟ چون دختر شما نماينده نسل جديده ... آيا طرز فکرش برای تو مهمه؟

خيلی. من به حرفش گوش می کنم به خاطر اينکه من دوست دارم کاری رو که انجام ميدم در اون همه رو در نظر داشته باشم. من به نظرياتش و حتی دوستانش هم گوش می کنم. البته اولين چيزی رو که من سعی می کنم در نظر بگيرم اين هست که ببينم چه چيزی خود من رو خوشحال می کنه و اون کار اگر به دل من بشينه ، حتماً به دل ديگران هم خواهد نشست!

البته خدا رو شکر می کنم که يک آدمی مثل رامين زمانی رو دارم که سليقه و انتخاب شعر ها ، همه به پای اون بوده. البته هميشه از من نظر می پرسه اما با اون علمی که داره به من خيلی کمک کرد که بتونم اين راه رو خيلی بهتر ببينم و تجربه کسب بکنم.


پرواز

هنگامه جان تو شش هفت سال پيش يک ويدئو دادی به اسم " ايران ايرانم " ... بعد چی شد که انقدر تاخير افتاد و ديگه کاری وارد بازار نکردی و يک دفعه يک آلبوم دادی بيرون ؟ چه اتفاقاتی توی اين مدت افتاد اون هم در کانادا ...

درسته. من در Vancouver کانادا زندگی می کنم. حدود هفت هشت سال پيش ما يک گروهی داشتيم با کامران و فريدون. فريدون خودش يک آلبوم مستقل داد و الان هم در ايران يک آلبوم مستقل درست کرده که خيلی هم موفق بوده ، کامران هم خدا رو شکر با گروه Black Cats شروع کرد و الان هم خودش مستقلاً با برادرش هومن داره کار ميکنه.

ما همگی با هم ، با رامين زمانی در اين گروه کار می کرديم. گروه ما توی کلوپ رستوران های ايرانی و حتی عروسی ها خيلی موفق بود. بعد از اين به خاطر اينکه تهيه يک آلبوم کار مشکليه و مسلتزم هزينه و وقت زيادی هست ، اين کار من يک مقدار طول کشيد و خوشبختانه به ياری رامين زمانی من تونستم اين آلبوم مستقل خودم رو بيرون بدم.


گروهتون توی کانادا اسمی داشت ؟
بله. گروه پرواز.

تو در کانادا با خانواده زندگی می کنی. ولی به خاطر آهنگ هات حتماً به لس آنجلس هم ميری. درسته ؟

درسته. به خاطر اينکه اونجا مرکز تمام کارهای هنری آهنگ ساز ها و شاعر هاست. من تقريباً دو سال گذشته به خاطر کار آلبومم بيشتر وقتم رو در لس آنجلس ، دور از دخترم و شوهرم بودم. به خاطر همين گفتم که اگر پشتيبانی شوهرم نبود به اينجا نمی رسيدم. به خاطر اينکه کار آلبوم زمان می برد و من بايد در لس آنجلس می موندم.

هنگامه جديد در دوبی

برامون از خط مرز بين هنگامه پيش از آلبوم و بعد از آلبوم بگو ...

الان خيلی خوشحال هستم. مثل اين ميمونه که يک بچه ای متولد شده ولی شناسنامه نداشته باشه. وقتی شما يک آلبومی رو درست می کنيد ، اون ميشه شناسنامه بچه. دقيقاً اين مسئله در مورد کار من صدق می کنه. اين کار من سر و سامونی گرفته و من يک شخصيت خوانندگی با صدای خودم پيدا کردم.

يعنی مردم من رو الان به نام هنگامه می شناسند. من اين کار رو برای دلم و با عشق انجام ميدم و نه برای پول و شهرت. هميشه از خدا می خواهم که توی راه درست قدم بردارم و اگر کسی از من تعريفی يا انتقادی می کنه ، به خودم نگيرم و همونی که هستم باشم ، چون من فکر می کنم هر کسی اگر واقعی باشه مردم خيلی بهتر ميتونن اون رو بپذيرن.

احساست درباره کنسرت دوبی چيه چون الان تقريباً ۲۴ ساعتی به شروع اون مونده ...؟

فکر می کنم اين موهبت بزرگی برای من هست. به خاطر اينکه من اين آلبوم رو تازه به بازار دادم و جای خوشبختی داره که به اين زودی اين کنسرت رو اجرا می کنم.

مسلماً قبل از کنسرت به دخترت هم زنگ ميزنی؟
صددرصد.

اسمش چيه ؟
سوگند.


 
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران