BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 20:27 گرينويچ - يکشنبه 31 اکتبر 2004
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
منظرهای 25 گانه اروپا
 

 
 
دولت نامرئی/ آيزلينگ والش/ ايرلند
يکی از زيباترين قسمت های اين مجموعه که با نگاهی به سنت تئاتری بکت پرداخت شده است: صحنه ای خالی با يک صندلی
يکی از فيلم های قابل توجه و بحث برانگيز فستيوال فيلم لندن امسال، فيلم منظرهايی از اروپاVisions of Europe ساخته مشترک 25 فيلمساز اروپائی است.

ايده ساختن فيلمی اپيزوديک با مشارکت چند فيلمساز بين المللی، ايده تازه ای نيست. پيش از اين نيز فيلم هايی چون يازدهم سپتامبر2001 با مشارکت يازده فيلمساز و صد سالگی سينما با مشارکت بيش از چهل فيلمساز از سراسر جهان، پيرامون موضوعی واحد ساخته شده بود.

اينک موضوع اتحاد اروپا، دستمايه 25 فيلمساز معتبر از کشورهای عضو اتحاديه اروپا شده است تا هر يک، برداشت و ديدگاه شخصی خود را از زندگی در فضای فرهنگی، اجتماعی و سياسی جديد اروپا، ارائه دهند.

نکته مهم اين است که فيلمسازان، جز محدوديت زمان (هر قسمت پنج دقيقه) و بودجه، هيچ محدوديتی از نظر انتخاب موضوع و شيوه پرداخت آن نداشتند. مهاجرت، پناهندگان، نهادهای قانونی و رسمی، سنت ها و آداب ملی، مرزهای جغرافيائی، قدرت و زندگی روزمره و عادی مردم، برخی از مهمترين تم هائی است که در فيلم های کوتاه اين فيلمسازان بازتاب يافته است.

اتحاديه کشورهای اروپائی ( EU ) در ساليان اخير، يکی از بحث انگيز ترين موضوع های سياسی در ميان سياستمداران، متفکران و رسانه های گروهی اروپا بوده است و مخالفان و موافقان زيادی داشته و دارد، اما عليرغم همه اين بحث ها و جنجال ها، اتحاد اروپا اکنون از ايده به واقعيت پيوسته است، اگرچه تفاوت های فرهنگی و ساختاری عظيمی بين کشورهای عضو وجود دارد که می تواند اين واقعيت را متزلزل و خدشه دار سازد.

بچه ها چيزی از دست نمی دهند / شاروناس بارتاس/  ليتوانی
بچه ها چيزی از دست نمی دهند / شاروناس بارتاس/ ليتوانی

مرزهای جغرافيائی محو ، پول ملی به پول واحد تبديل، و قوانين و مقررات مشترک اروپائی، جايگزين قوانين ملی می شود، اما اين تغييرات سبب ساز مشکلات بسياری نيز بوده است که مورد توجه فيلمسازان اين مجموعه قرار گرفته است. مسائلی چون هويت، ريشه های فرهنگی و قومی، غرور ملی و ميراث فرهنگی که به شدت آسيب ديده و خواهند ديد و اين امری ناگزير است.

ويژگی مهم اين فيلمها آن است که در مورد پذيرش يا تکذيب اتحاديه اروپا موضع نمی گيرند بلکه هر يک از سازندگان، بسته به تجربه شخصی و شرايط کشوری که در آن زندگی می کنند، با اين موضوع مواجه شده و رويکرد هنری ويژه خود را از پديده ای به نام اروپا با تمام جلوه های آن ارائه کرده اند. اکثر فيلمسازان اين مجموعه جوان و فارغ التحصيل مدارس سينمائی اند و نخستين کارهای مستند، کوتاه يا بلند داستانی شان در مجامع سينمائی بين المللی درخشيده است. در کنار آنها فيلمسازان قديمی تر وصاحب نامی چون پيتر گريناوی، يان تروئل و آکی کوريسماکی نيز قرار دارند:

مارس/ باربارا آلبرت/ايتاليا

آيريس، دختر جوانی است که در يک دادگاه محلی به عنوان ماشين نويس کار می کند. هنگام رفتن به محل کار، او را در حال خواندن يادداشتهای دوران کودکی اش می بينيم. وقتی به محل کارش می رسد، دادگاه مربوط به يک پناهنده سياه پوست آفريقائی در جريان است. جوان آفريقائی بيهوده تلاش می کند که قاضی را متقاعد کند. زمانی که او سرگرم تشريح داستان زندگی خود برای قاضی است، آيريس دفترچه يادداشت خود را از کيف بيرون می کشد و شروع به خواندن می کند و خاطرات گذشته در نظرش مجسم می شود. به اين ترتيب، فيلمساز با تدوينی موازی، تقارنی زيبا بين موقعيت يک شهروند اروپائی( ميزبان) و يک مهاجر آفريقائی( ميهمان) که هر دو با گذشته خود درگيرند، برقرار می کند. گذشته ای که يادآوری آن برای يکی شيرين و مطبوع است و برای ديگری تلخ و رنج آور است.

خانه من روی نوار ويدئو / کريستوس گئورگيو/ قبرس

اين فيلم نيز به مسئله مهاجرت از زاويه ای ديگر می پردازد. گئورگوس و کوليس سرگرم تماشای اخبار مربوط به بازگشائی « خط سبز» اند. خط اشغالی که از زمان حمله ترکيه به قبرس در 1974 آنها را از خانه شان دور کرده است. آنها تصميم می گيرند که از اين خط عبور کرده و به خانه شان بروند، اما گئورگوس نمی خواهد پاسپورتش را نشان دهد. کوليس با او موافق نيست. او تنها به ديدن خانه اش فکر می کند و نشان دادن پاسپورت برايش اهميتی ندارد. برای همين سعی می کند گئورگوس را متقاعد کند که با او برود، اما درست در سر مرز، هنگام کنترل مدارک، گئورگوس پشيمان می شود و باز می گردد، اما کوليس تنها به راهش ادامه می دهد و در طول سفرش حسی از آزادی را تجربه می کند. او پس از بازگشت، فيلم ويدئويی ای را که از خانه گيورگوس تهيه کرده به او نشان می دهد و هر دو در حسرت خاطرات شيرين گذشته آه
می کشند.

تصويری از خود / استين کونينکس/ بلژيک

سوفی و پيتر سراسر کشور را به دنبال پاسخ پرسش های بی شماری که در باره شرايط زندگی آنها برايشان مطرح شده، زير پا می گذارند، ولی هر چه بيشتر سفر می کنند، پرسش های بی شمار ديگری در ذهن آنها شکل می گيرد و سرانجام عشق تنها چيزی است که می تواند صلح و آرامش برايشان بياورد.

استين کونينکس علاوه بر فيلمسازی، استاد دانشگاه RIDS بروکسل و عضو آکادمی فيلم اروپا است و فيلمهای قبلی اش جوايز زيادی کسب کرده است.

بيکو / آکی کوريسماکی/ فنلاند

کوريسماکی در زمان محدود پنج دقيقه ای که در اختيار داشته است، تصويری مستند از روستائی کوچک در کوههای شمال پرتغال ارائه کرده است. دهکده ای که بيشتر اهالی آن در جستجوی رفاه و زندگی بهتر آنجا را ترک گفته و تنها اقليتی کوچک، متشکل از پيران و کودکان هنوز در آنجا باقی مانده اند.

کوريسماکی، مطرح ترين فيلمساز سينمای فنلاند است که در ژانر های متفاوتی چون فيلم های جاده ای، فيلم نوار، و موزيکال فيلم ساخته است. آخرين فيلمش، مرد بدون گذشته، اثری فراموش نشدنی و زيبا در باره مردی است که حافظه اش را بر اثر يک ضربه مغزی مهلک از دست می دهد و هنگامی آن را باز می يابد که زندگی تازه ای را با زنی ديگر آغاز کرده است.

Euroflot / آروو آيهو/ استونيا

آن، دختری جوان از استونيا می خواهد به بروکسل، پايتخت اتحاديه اروپا سفر کند. در فرودگاه، پس از مراجعات مکرر به قسمت های مختلف و عبور از يک سيستم اداری پيچيده و فرساينده، سرانجام گيرماموران بازرسی آمريکائی می افتد که او را با دقت مورد بازرسی قرار می دهند و در نهايت به زندان مخوف ماگادان در شمال شرقی سيبری می فرستند.

نگاه انتقادی و طنزآميز فيلمساز به سيستم بوروکراتيکی است که انسان را بازيچه خود ساخته و شخصيت او را تحقير می کند.

پاريس در شب / تونی گاتليف/ فرانسه

فيلم با تصوير تکان دهنده ای از دو پسر و يک دختر جوان عرب شروع می شود که زير کاميونی که با سرعت در دل شب به سمت پاريس در حرکت است، مخفی شده اند. در نزديکی پاريس، کاميون قبل از ايستگاه بازرسی می ايستد و راننده از آنها می خواهد هر چه زودتر از آن منطقه دور شوند. يکی از پسران از آن دو جدا شده و خواهر و برادر، بيمار، تنها و بی پناه در خيابان های پاريس سرگردان می مانند.

پاريس با نئون ها و انعکاس نور چراغها بر سطح رود سن در تصاوير سياه و سفيد تونی گاتليف، درخشندگی و خيره کنندگی خاصی يافته است که با موقعيت تراژيک پسر و دختر عرب به شدت در تضاد است. فضا سازی و لحن تلخ فيلم، يادآور آثار درخشان رئاليسم شاعرانه فرانسوی (مارسل کارنه و رنه کلر) است.

ترانه های قديمی شيطانی / فتی آکين/ آلمان

هاينريش هاينه در 1840 « عشق يک شاعر» را نوشت تا يک رابطه عاشقانه ناموفق و تلخ را ترسيم کند. رابرت شومن، آهنگساز آلمانی که از شکست در عشق رنج می برد، بر اساس اشعار هاينه، آهنگی ساخت به نام « ترانه های قديمی شيطانی» که سالها و در جنگهای بی شمار قاره اروپا، سربازان آلمانی و ديگران آن را زير لب زمزمه می کردند.

اين ترانه های شيطانی هنوز در ذهن مردم اروپا طنين انداز است و برخی حتی آن را زير لب زمزمه می کنند. برای فتی آکين، فيلمساز ترک تبار آلمانی، اين ترانه ها، زمزمه گر شوم جنگ های ديگری است که در پيش است. زن جوانی بر پرده ظاهر می شود و با آهنگی که از گرامافون پخش می شود، رقصی را شروع می کند. در پس زمينه سربازان آلمانی را می بينيم که يک صدا و با شور و هيجان می خوانند. تصاوير سياه و سفيد با نورپردازی «های کنتراست»، حرکات پيچيده دوربين و بازی های تئاتريکال و اغراق شده، همگی نشانه هائی است از تاثير پذيری فيلمساز از سينمای اکسپرسيونيستی آلمان.

جا برای همه / کنستانتين گيا ناريس/ يونان

اين فيلم، روايت تازه ای از مهاجران درون قاره ای عرضه می کند. شکستن مرزها، جا به جائی نيروی کار از يک کشور اروپائی به کشور ديگر و ايجاد يک هويت فرهنگی جديد.

فيلمساز با تمرکز بر جامعه يونان، به انتقاد از سياست اتحاديه اروپا می پردازد. او با استفاده از تکنيک split screen، پرده را به چند قسمت تقسيم کرده و در هر قسمت يکی از شهروندان اروپائی و غير اروپائی که در يونان کار و زندگی می کنند، احساسات و افکار خود را در باره اين کشور و اتحاديه اروپا بيان می دارند.

پرولوگ (درآمد) / بلا آتار/ مجارستان

صفی دراز از زنان و مردان گرسنه، فقير و بی خانمان در يکی از خيابان های بوداپست. دوربين آرام از روی آنها حرکت می کند و به پنجره بسته ای می رسد که آنها در مقابلش صف کشيده اند. پنجره باز می شود و زن جوانی در قاب آن ظاهر می شود. آنگاه افراد، يکی يکی جلو رفته و زن به هر يک از آنان يک نوشيدنی گرم به همراه دو عدد کيک می دهد. تصويری از نابرابری اقتصادی و بی عدالتی اجتماعی در کشورهای فقير عضو اتحاديه اروپا و چشم اندازی بد بينانه، تار و مبهم از آينده اين اتحاد.

بلا تار از 16 سالگی فيلمسازی را شروع کرد و بعد جذب استوديوی فيلمسازی بلا بالاش، تئوريسين برجسته سينمای مجارستان و صاحب نظرياتی محکم در باره مونتاژ، شد. در 1979، آشيانه خانوادگی را ساخت که به طور آشکار تحت تاثير کارهای جان کاساواتيس بود. فيلم مهم ديگر او، تانگوی شيطان (1994) يک کار 435 دقيقه ای درخشان در باره پايان عصر کمونيسم است.

دولت نامرئی/ آيزلينگ والش/ ايرلند

يکی از زيباترين قسمت های اين مجموعه که با نگاهی به سنت تئاتری بکت پرداخت شده است: صحنه ای خالی با يک صندلی. جرارد مانيکس فلين، رمان نويس و نمايش نامه نويس برجسته و شاخص ايرلندی وارد می شود و روی آن می نشيند و شروع می کند به بازگوئی روايت تلخ و تکان دهنده اش از وضعيت پناهندگان در اروپای امروز:

« آنها می آيند، ولی هيچکس به استقبالشان نمی آيد. تنها کسانی که از ديدن آنها شادمان می شوند، قاچاقچيان انسان اند. دولتی نامرئی در اروپا است که از هزاران فرد بی نام، فاقد دولت و شهر وندان فاقد حقوق شهروندی تشکيل شده است. پناهجويان. پناهندگان. آنها زندانی اند. آنها هيچ هويتی ندارند. آنها هيچ حقی ندارند. آنها هيچ آزادی ندارند.»

لابلای حرفهای جرارد، تصاوير تکان دهنده ای از جسد های پناهندگان که چون لاشه های گوشت يخزده از قلاب های ماشين مخصوص حمل گوشت آويزان اند، نشان داده می شود.

همه چيز روبراه خواهد شد/ ليلا پاکالنينا/ لتونی

دوربين، در مکان های مختلف در يک وضعيت ثابت قرار می گيرد و هر بار يک مرد يا زن و يا خانواده ای از مقابل آن عبور کرده و ناگهان بر می گردند و مدتی در مقابل آن می ايستند و به آن خيره می شوند. گاهی بی تفاوت و خونسردند، گاهی لبخند می زنند و گاهی دست تکان می دهند و بعد به راه خود می روند.

آنها می خواهند يادآوری کنند که « ما نيز آدميم، همانند شما، از ما نترسيد، ما نيز نبايد از شما بترسيم. ما همه انسانيم و شما نيز انسانيد.».

آنا در مارگرا زندگی می کند/ فرانچسکا کومنچينی/ ايتاليا

فيلم، يک روز از زندگی آنا را دنبال می کند، دختری 26 ساله که در دانشگاه درس شيمی می خواند. او يک دختر معمولی است با تمام تلقی ها و نقطه نظر های سياسی شخصی اش که در مارگرا زندگی می کند، شهری با آلودگی بيش از حد که حتی نفس کشيدن و بيرون آمدن از خانه را برای مردم دشوار ساخته است.

فيلم بر آلودگی شهر های صنعتی، افزايش جمعيت و تهديد محيط زيست تاکيد دارد اما فاقد هر گونه عنصر جذاب و تاثير گذار است و به راحتی می توان آن را از ياد برد.

اروپا / کريستوفر بو/ دانمارک

کريستوفر بو استعدادی جوان در سينمای دانمارک است. می گويد پرسش اين نيست که در 5 دقيقه چه می توان گفت، بلکه اين است که چه نمی توان گفت. تو نمی توانی بگوئی « اروپا». نه حتی هنگامی که در ماموريت به سر می بری و در کنار يک زن زيبا نشسته ای. فراموش کن. تو نمی توانی واژه « اروپا» را به زبان بياوری.

هم نوائی/ ساسا گدئون / جمهوری چک

فيلمساز با تاکيد بر توانائی خواندن سرود ملی چک، اين سوال را پيش می کشد که آيا نمايندگان رسمی کشورهای اروپائی که در چک زندگی و کار می کنند، می توانند به طور هماهنگ و يک صدا، سرود ملی چک را بخوانند؟

ايده ای سمبليک که هراس از آينده و تهديد هويت ملی را منتقل می کند.

بچه ها چيزی از دست نمی دهند / شاروناس بارتاس/ ليتوانی

يک چشمه به تدريج به يک رودخانه تبديل شده و به دريا می ريزد اما يک قايق کاغذی در دستان يک پسربچه هرگز به دريا نخواهد رسيد. او بارها اين کار را تکرار می کند اما موفق نمی شود. در اين ميان دخترکی هست که پسرک به او عشق می ورزد. پسر بچه ديگری از راه می رسد و او را به باد کتک می گيرد. دخترک صورت زخمی او را نوازش می کند.

بيان استعاری فيلمساز و تلاش او برای ايجاد رابطه عشق و نفرت مبتنی بر ايده محوری فيلم بسيار ناشيانه و ناموفق است.

مدرسه زبان / اندی باوش / لوکزامبورگ

دسته ای از فواحش غير لوکزامبورگی که از کشور های ديگر اروپا آورده شده اند توسط يک پا انداز به مدرسه تعليم رانندگی برده می شوند. در آنجا معلمی به آنها زبان لوکزامبورگی را آموزش می دهد.

در اين ميان مامور ترافيک از را می رسد و در راهروی مدرسه با يکی از فاحشه ها به نام لودميلا روی هم می ريزد. زمان معاشقه آن دو، بقيه فواحش از آنها در مقابل پا انداز حمايت می کنند. در نهايت پا انداز مجبور می شود که بدون لودميلا آنجا را ترک کند.

تم فيلم بسيار نزديک به تم فيلم اتوپيا سهراب شهيد ثالث است با اين تفاوت که فضای اين فيلم شاد و ريتم آن تند است.

جزيره / کنت شيکلونا / مالتا

يک عکاس خارجی به مالتا می آيد تا از بناها و عمارت های کلنگی و زهوار در رفته عکس بگيرد. او به دنبال شباهت هائی بين بناهای اين جزيره و « جزيره مردگان» باکلين می گردد. بعد با يکی از دختران جزيره آشنا می شود و عشقی بين آنها بوجود می آيد. جوان از پيکر برهنه دختر عکاسی می کند ولی اين کار او تعصب و غيرت خانواده دختر و اهالی منطقه را بر می انگيزد و در صدد قتل او برمی آيند.

فيلمساز بر ريشه دار بودن ارزش های اخلاقی و فرهنگی در جوامع سنتی و ستيز آنها با اخلاقيات مدرن در عصر اتحاد اروپا انگشت می گذارد.

دوش اروپائی / پيتر گريناوی / بريتانيا

فيلم پيتر گريناوی، فيلمساز پست مدرنيست انگليسی، از نظر موضوع و فرم، در ميان کارهای اين مجموعه اثری شاخص و برجسته است که به شکلی نمادين، موقعيت بی ثبات و متزلزل اتحاديه اروپا را ترسيم می کند.

در مرکز صحنه و در فضائی کاملا آبستره ، يک دوش آب ديده می شود. به تدريج پانزده زن و مرد که هر کدام با نقاشی کردن پرچم يکی از کشورهای اروپائی بر روی بدن برهنه خود، آن کشور را نمايندگی می کنند و پيری وجوانی يا چاقی و لاغری آنها قدمت تاريخی و يا قدرت اقتصادی آنها را بيان می کند، زير دوش آب گرم می آيند و حرکتی دوار و رقص گونه را زير آب آغاز می کنند. آنها در حالی که شوخی می کنند، می خندند و با هم لاس می زنند، در همان حال سعی دارند با هل دادن يکديگر جای بيشتری برای خود باز کنند.

به دنبال آنها زمانی که بقيه نمايندگان کشورهای ضعيف تر و فقيرتر اتحاديه اروپا می خواهند به زور خود را زير دوش بکشانند، آب دوش به تدريج کم و بعد کاملا قطع می شود. کورئوگرافی، حرکت دوربين و نماهائی از دستها، پاها و بدن های لخت که در هم ديزالو می شوند، ريتم موزونی را پديد آورده و زيبائی خيره کننده ای به فيلم بخشيده است.

کودکان ما / ميگوئل هرموسو/ اسپانيا

ميگوئل هرموسو کارگردان و فيلمبردار کهنه کار اسپانيائی کودکان را محور کار خود قرار داده است. در فيلم، کودکان 5-6 ساله را در راه رفتن به مدرسه مالاگا در کوستا دل سول می بينيم. آنها که از سرزمين های مختلف اروپا آمده اند، فارغ از مسائل دنيای بزرگسالان، اينک در اسپانيا زير نظر معلم اسپانيائی خود آموزش می بينند و در محيطی گرم و صميمی بازی می کنند.

شايد بسياری از مشکلات امروز جامعه اروپائی، در فردای آنها معنی نداشته باشد.

منگوله های زرد / يان تروئل / سوئد

يان تروئل که هميشه در فيلم هایش به طبيعت و محيط زيست نظر داشته است، در اين فيلم کوتاه خود نيز به طبيعت و دنيای حيوانات توجه کرده است. فيلم با تصوير زيبائی از يک چراگاه آغاز می شود که گاوها و گوسفندان در آن سرگرم چريدن اند. با نزديک شدن دوربين، منگوله هائی پلاستيکی را می بينيم که از گوشهای بره های کوچک آويزان است. بر اساس قوانين جديد اتحاديه اروپا در بروکسل و دستور وزارت کشاورزی سوئد، تمام دام ها می بايست ثبت، علامت گذاری و کنترل شوند. در 1999 شش گاو که در نهايت آرامش در مزرعه سرگرم چريدن بودند، به دليل نداشتن علامت ويژه، مورد شليک واقع شدند.

تضاد بين تصور سنتی و شاعرانه از زندگی شبانی و نيازهای بی رحمانه زندگی مصرفی، الهام بخش يان تروئل در اين کار بوده است.

Evropa / داميان کوزول/ اسلوونی

اين فيلم در باره مرزهای جغرافيائی است که با شکل گيری اتحاديه اروپا کم کم ناپديد می شوند. اما فيلمساز نشان می دهد که مرزهای جديدی سر بر می آورند.

فيلم همچنين رقابت و چشم وهمچشمی بين اسلووانيائی ها و کروآت ها را به نمايش می گذارد و اين حقيقت ساده را بيان می کند که مردم هيچگاه به آن چه که دارند قانع نيستند. داميان کوزل نيز از اعضای آکادمی فيلم اروپا است.

معجزه / مارتين ساليک/ جمهوری اسلوواک

پدر و مادر دختری شانزده ساله که حامله است او را پيش کشيش دهکده می برند تا اعتراف کرده و پدر بچه را معرفی کند. کشيش يک فنجان چای در مقابل دختر می گذارد و از او می خواهد پدر بچه ای را که در شکم دارد معرفی کند. دختر وجود هر گونه رابطه جنسی را انکار کرده و ادعا می کند که مريم باکره بر او ظاهر شده و او را باردار کرده است. کشيش حرف او را باور نمی کند و او را از کليسا بيرون می اندازد و به والدين او می گويد دخترشان لکه ننگی برای کليسای کاتوليک است.

دختر با خفت و خواری همراه پدر و مادر راهی خانه می شود. وقتی کشيش به داخل کليسا بر می گردد، در کمال ناباوری می بيند که فنجانی که دختر از آن چای نوشيده، در هوا شناور است. ناقوس کليسا به نشانه وقوع يک معجزه به صدا در می آيد.

مارتين ساليک با رئاليسم جادوئی خود جايگاه ايمان را در دل اروپای مدرن امروز به چالش می طلبد.

چهار راه / مالگورزاتا ژومووسکا / لهستان

بيشتر فيلمسازان اروپای شرقی سابق در منظرهايی از اروپا، به نقش و جايگاه مذهب در اروپای امروز توجه کرده اند.

در يک چهار راه خارج از شهر، در مقابل يک تک درخت، مجسمه ای از مسيح بر روی صليب ديده می شود. در ساعت های مختلفی از روز و شب، افراد گوناگونی از مقابل آن می گذرند و واکنش های متفاوتی نشان می دهند. دهقانی مست که در پای آن می افتد و فکر می کند که خداوند دارد او را مجازات می کند. دسته موسيقی محلی که هنگام عبور از برابر آن، از نواختن دست می کشند. کشيش محل که با عده ای از بچه ها از آنجا می گذرند و در مقابل صليب دعا می خوانند. دو مرد همجنسگرا از اتومبيل خود پياده شده و يکی از آنها کنار درخت مقابل صليب خود را راحت می کند، در حاليکه آن ديگری سرگرم عکاسی از صليب است.

شب، اتومبيلی در کنار صليب توقف می کند و يک زوج جوان درون اتومبيل مشغول عشقبازی می شوند. صبح فردا، وانتی از راه می رسد و دو نفر از آن پياده شده و مجسمه مسيح را پائين کشيده و مجسمه رنگی تازه ای از مسيح را که لبخند بر لب دارد جای آن نصب می کنند. در نمای بعد، صحنه را از بالا می بينيم که عده ای از زنان محلی پای صليب جمع شده اند و با حيرت به مجسمه مسيح نگاه می کنند. آنچه که از بالا به چشم می آيد، منظره صليبی است که درست در چهارراه واقع شده و کنتراست غريبی با فضای سفيد و برفی پيرامون خود دارد.

ژومووسکا، فارغ التحصيل آکادمی فيلم لودز لهستان است و فيلم کوتاه مستند سکوت اش مقام بهترين فيلم مستند را در تاريخ آکادمی لودز، کسب کرده است.

جنگ(آب) سرد Cold Wa(te)r /ترزا ويلاورده / پرتغال

فيلم با تاکيد بر مساله مرزها و عبور غير قانونی پناهجويان از آن، اين پرسش را مطرح می کند که آيا کسی در جهان وجود دارد که محل تولد خود را انتخاب کرده باشد؟

فيلمساز با استفاده از نماهای آرشيوی مربوط به پناهجويانی که با دلهره و هراس در تاريکی شب خود را به آب می افکنند تا از مرز عبور کنند و در بسياری از موارد جان خود را از دست می دهند، می خواهد توجه دوباره مخاطب را به تصاويری که هر روز از تلويزيون می بيند و تکرار آن تاثير خود را از دست داده و به يک عادت تبديل شده است، جلب کند.

 
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران