BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 17:41 گرينويچ - چهارشنبه 29 دسامبر 2004
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
" محشر" در بم
 

 
 
مهدی شفيعی، مازيار کلاهی و محشر
از راست به چپ- مهدی شفيعی، مازيار کلاهی و محشر

گفتگوی رها از بی بی سی با محشر در تهران:

  • رها : محشر جون خيلی خوشحال هستم که دوباره می بينمت. دو سه ماه پيش هم من اومدم و باهات صحبت کردم و اولين مصاحبه ات رو با بی بی سی داشتی. توی اين دو سه ماه بهت چی گذشت؟

محشر: اول سلام می کنم خدمت شما و تمام خوانندگان عزيز. در اين چند ماه اخير شما با اين عکس های قشنگی که از من گرفته بوديد، يک بلايی سر من آورديد که من اصلاً نمی تونم جايی برم! شور و شوق مردم رو می بينم که امضاء ميخوان، با هم عکس می گيريم و ميگيم و می خنديم. خودم کمتر می تونم تنهايی برم توی خيابون!

  • آره اتفاقاً روزنامه ها و مجله های مختلفی به من نشون دادی که از عکس هايی که ازت گرفته بودم استفاده کردن. عکسهات حتی روی جلد کاست هم چاپ شده!

آره،چند روز پيش کرمان بودم، با پدرم توی بازار گنجعلی خان بوديم که صدای موزيک خودم رو شنيدم! رفتيم جلوتر و ديدم يک آقا پسری CD و نوار گذاشته جلوش و مردم هم دورش جمع شدن دارن اونها رو می خرن. من هم رفتم و گفتم اين چه موزيک قشنگيه! برای جلد روی نوار کاست از عکس هايی که شما گرفته بودين استفاده کرده بودن! جالب اينجاست که اين کاست رو در پاکستان تکثير کردن! به جای اينکه جوونهای خودمون توليد کنن، پاکستان اين کار رو کرده!


  • می دونم وقتی رفتی به سمت کرمان در حقيقت برای بم رفته بودی و يک کار مهم هم اونجا انجام دادی؟

بله. ما می خواستيم يک آهنگ درباره زلزله بم بسازيم. برای اينکه حس قوی تری داشته باشم، پدرم من رو با خودش به بم برد. من با مردم اونجا آشنا شدم و تونستم يک حسی رو برقرار کنم که بتونم آهنگ رو بهتر اجرا کنم.

  • محشر جان از سفرت به بم و تجربه ات از اونجا بگو... چی شد که اصلا رفتی بم؟

پدرم تشخيص داد که برای اجرای بهتر اين آهنگ، من با گروهم برای حس گرفتن به بم بريم. چند وقتی اونجا بوديم که من بتونم با مردم و محيط اونجا ارتباط برقرار کنم و آهنگ رو بهتر اجرا کنم.

  • چند روز توی بم موندين؟

سه چهار روز توی بم بودم و بعد از اون به کرمان رفتم.


  • از تجربه سفرت به بم بگو...
من به صورت ناشناس و با عينک سياه رفتم بم تاشناخته نشم و بتونم بيشتر از مردم حس بگيرم. با مردم اونجا که صحبت می کردم، اکثراً به من می گفتن که ما به غير از مسائل مادی، تمام خانواده خودمون رو هم از دست داديم! با يک خانم که داشتم صحبت می کردم، گريه می کرد و می گفت ما همه روحيه خودمون رو از دست داديم!

  • کار کردن شما در اونجا به چه نحو بود؟

شاعر اين آهنگ "زلزله"، آقای شفيعی بود که همراه ما آمد و تونست با اونجا ارتباط برقرار بکنه.
همين طور آهنگ سازش آقای کلاهی و من تونستيم با اون محيط ارتباط برقرار کنيم من هم حسی گرفتم که وقتی برگشتيم تهران بتونيم اون رو اجرا کنيم.

  • اتفاقاً مازيار، آهنگ ساز "زلزله" هم اينجاست! مازيار جان ميشه برامون از نحوه ساخت آهنگ "زلزله" بگی؟

مازيار: ما که بم بوديم، تمام کوله بارمون انديشه گرايی پدر محشر خانم بود. ما رفته بوديم که نطفه موزيک رو اونجا ببنديم! آقای شفيعی شعر اين آهنگ رو به من دادند و من هم پايه ملودی و ريتمش رو بستم. بعد برگشتيم تهران و من کار تنظيمش رو شروع کردم. در حدود ۴۰ روز توی استوديو بوديم. صدابردار ما سميه جان خيلی به ما کمک کرد. بچه های موسيقی کلاسيک و نواحی فرزند زمين هم به ما خيلی کمک کردند که به خاطر همين ازشون تشکر می کنم.

  • اول اين آهنگ صداهای مختلف مثل صدای حيوانات و لرزش زلزله مياد که واقعاً تاثير خيلی زيادی روی خود من گذاشت. چی شد که به فکرت رسيد اين صداها رو روی آهنگ بگذاری؟

مازيار: يک سری از حيوانات هستن که ۷ دقيقه تا ۷ ثانيه قبل از زلزله اون رو حس می کنن. من خواستم اين رو توی آهنگ نشون بدم. بعد از اون هم سعی کردم صدای زلزله و آوار رو نشون بدم.

محشر در اتاقش

  • آقای شفيعی، شما هم شعر زلزله رو نوشتين. شما هم لطفاً درباره تجربه خودتون از اين آهنگ برامون صحبت کنيد.
شفيعی : در آغاز کار، بيش از صد ترانه از ترانه سراهای مختلف در اختيار پدر محشر خانم، فرزند زمين قرار گرفت ولی هيچ کدوم نتونست ايشون رو راضی کنه.
بنابراين تصميم گرفتيم که با فرمول هميشگی خودمون که يک فرمول اسطوره ای هست وارد کار بشيم.
من هم وقتی متوجه شدم که چه کاری بايد بکنم و چه مفاهيمی رو برسونم، شعرش رو بستم و تقديم گروه موسيقی "فرزند زمين" کردم.
البته تمام مراحل بسته شدن اين شعر در حال و هوای بم بود.
ما اونجا تونستيم وضعيت مردم رو خوب احساس کنيم.

  • چطور اين رو احساس کردين؟ آيا با مردم صحبت کردين يا فضای اونجا روی شما تاثير گذاشت؟

شفيعی : ما با مردم زندگی کرديم. با اونها گريه کرديم و با اونها خنديديم. باهاشون صحبت کرديم و از مصيبت هاشون پرسيديم. اين خيلی به ما کمک می کرد که توی حس کار قرار بگيريم. از آغاز کار همگی با هم گريه کرديم. پايان کار هم، همراه با گريه همگی ما بود. اين رو توی صدای خواننده می تونين بشنوين!

  • يک سری مفاهيمی رو می خواستی از طريق شعرت القاء کنی. ميشه درباره اينها برامون توضيح بدی؟

شفيعی : نکته مهمی که ما می خواستيم بهش اشاره کنيم اين بود که اکثر ملت های کشورهای در حال توسعه، بلايای آسمانی، اتفاقات، تصادفات و اشتباهات رو بعد از وقوع اون به آسمان نسبت ميدن! همه ما ديديم که بعد از يک اتفاق ناگوار ميگن که خدا خواسته! اين توهين مستقيم هست به ذات اقدس و پاک الهی! چون پروردگار هيچ وقت بد بنده اش رو نمی خواد! ما بايد باور کنيم که اين اتفاقات ناگواری که باعث مصيبت ها ميشه، نتيجه مستقيم بی احتياطی های خودمونه!
ما اگر ياد بگيريم که مقاومت محل سکونت خودمون رو برای زلزله با مقياس ۸ ريشتر آماده کنيم، ديگه مصيبت اتفاق نمی افته!


  • محشر جون وقتی اين آهنگ رو می خوندی، چه تصويرهايی توی ذهنت داشتی؟

محشر: من وقتی بم بودم، دخترهای هم سن و سال خودم رو می ديدم که خيلی گريه می کردن، خيلی ناراحت بودن و خانواده هاشون رو از دست داده بودن. وقتی اين آهنگ رو توی استوديو خوندم، هر وقت اون صحنه ها يادم می افتاد گريه می کردم! هر کسی هم که اين موزيک رو گوش کنه، می فهمه که من آخرش گريه کردم!

  • آيا بچه های توی بم تو رو می شناختن و يا کلاً با موزيکت آشنا بودن؟

بله! کسانی هم که توی کرمان بودن از بم اومده بودن و تمام موزيک های من رو حفظ بودن!
من وقتی به اونها امضاء می دادم می گفتن که يک مقدار از موزيکت رو هم برای ما بنويس چون ازش خاطره داريم!

موزيک زلزله رو تقديم می کنم به خانم ها و دختر خانم هايی که توی بم هستن و از اين حادثه ضربه روحی خوردن! اميدوارم آهنگ من تاثير خوبی توی روحيه اونها بگذاره و از اون حال و هوای بد دربيان! در ضمن از تمام کسانی که اين آهنگ رو گوش می کنن، خواهش می کنم که اين آهنگ رو فقط با چشم بسته گوش کنن!
Eworlds.com

  • يک آهنگ جديد ديگه ای هم داری. آهنگ " من محشرم " !
اين آهنگ رو دو ماهه که ساختيم و شما اولين نفری هستين که اون رو گوش می کنين. اين موزيک از ساخته های آقای مازيار کلاهی هست که ريتم ۶ و ۸ و شادی داره.

  • چی شد که تصميم گرفتی اين آهنگ رو درست کنی؟ آيا اين رو درست کردی که خودت رو معرفی بکنی؟

بله. چون همش می گفتن محشر يک نفر ديگه است و DJ Maryam هنوز توی زندانه! برای اين که همه اين ابهامات رو بردارم، توی اين موزيک گفتم که من محشرم! توی اين شعر وقتی می گم من محشرم، منظورم اين نيست که شعر به من ربط داره، بلکه من از طرف تمام خانم های ايرانی اين آهنگ رو خوندم که تقديم کنم به دختر بم. اين موزيک چون ريتم شادی داره، دوست دارم دختران بم باهاش ارتباط برقرار کنن که يک مقدار از اون حال و هوای غم انگيز دربيان و شاد بشن.

محشر در محاصره شايعات

  • دفعه قبل که باهات صحبت کردم گفته بودی که می خواهی آهنگ هات رو بفرستی ارشاد و ببينی که قبول می کنن يا نه.

بله. آهنگ هام رو فرستادم ارشاد. الان هم دنبال اين هستم که برای کنسرت بانوان مجوز بگيرم و بتونم آهنگ هام رو اونجا اجرا کنم.

  • يک سری شايعه ديگه هم درباره آهنگ هات بود. مثلاً می گفتن اگر واقعاً اين آهنگ ها توی کنسرت بانوان دزديده شده، پس چرا صدای همهمه و مردم نمياد؟

توی بعضی از کنسرت های من وقتی Playback می کنيم، من فقط لب می زدم! من CD کارهام رو با خودم می بردم که اون پخش بشه و من لب خونی کنم. احتمال ميدم CD من که در پشت صحنه پخش می شده رو از توی دستگاه برداشتن و دزديدن يا که همزمان ضبطش کردن!
 
 
66محشر
گفتگوی بهزاد با محشر در باره شايعات مربوط به آلبومش
 
 
66اولين مصاحبه محشر
مصاحبه رها با محشر برای بی بی سی
 
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران