BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 19:25 گرينويچ - چهارشنبه 05 ژانويه 2005
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
شاعری حساس در برابر جهان
 

 
 
فروغ فرخزاد (1345- 1313)
فروغ فرخزاد (1345- 1313)
پانزدهم دی ماه 1383 هفتادمين سالروز تولد فروغ فرخزاد است، به همين مناسبت از ضياء موحد، منتقد سرشناس ادبی ايران، درباره ميراث شعری فروغ پرسيديم. او، فروغ را شاعری حساس دربرابر جهان می داند که شعرش بازتاب زندگی است. آنچه در زير می آيد حرفهای موحد در باره شعر فروغ است:

در شعرهای فروغ به خصوص در شعرهای بلند، خط محتوايی شعر طولانی است. برای مثال در شعر "تولدی ديگر" که با مصراع "همه هستی من آيه تاريکی است"، شروع می شود عشق، زندگی، باروری، حديث نفس، گذشته و تصوير پشت تصوير می آيد. مثل اينکه آينه هايی در کنار هم در طول زمان روبروی زندگی گذاشته باشيم و بازتاب همه زندگی را در آنها ببينيم. ساختارهای اين چنينی مجالی به پرداختها و ايجاد روابط، ميان تصويرها و ساختن مجموعه ای يکدست و يکپارچه نمی دهند.

از اين لحاظ شعر فروغ بازتاب زندگی است پر از محتوا و مضمونهای پراکنده که خط ارتباطی آنها زمان و تصادف است. جای تصوير ها در شعر فروغ، همانند جای حوادث و برخوردها در زندگی است. برای مثال از خانه که بيرون که می آييم ممکن است اول حسن رابينيم و بعد حسين را؛ اما اشکالی هم ندارد که اول حسين را ببينيم و بعد حسن را.

نقاشی از فروغ فرخزاد
شعر فروغ شکل زندگی را به خود گرفته است. بيش از آنکه متاثر از ارزشهای زيباشناختی باشد، متاثر از انديشه ها و احساسهای لحظه ای است. احساسی که من از خواندن شعر فروغ می کنم مانند احساسی است که در بازگشتن از سفر کوتاهی دارم.

شعر فروغ چنان پر از لحظه ها و مناظر کوتاه و جدا جداست که خواننده هميشه تعدادی از آنها را جا می اندازد.

اين شگرد شعری فروغ است. شگردی که عذرخواه بی پيوندی تصويرهای شعر اوست. در هر بار که شعر فروغ را می خوانيم به تصوير تازه ای توجه پيدا می کنيم که در قرائت قبلی از نظر پنهان مانده بوده است.

در شعر فروغ هم، مانند شعرهای بزرگ متشکل، می توان چيزی کشف کرد، اما اين چيز، کشف رابطه نيست، کشف تصوير است.

در شعرهای شکل گرفته تصوير ها هم زيبا هستند و هم لازم. نمی توان يکی از آنها را حذف کرد و يا جایش رادر شعر تغيير داد. نظم مجموعه بهم می خورد.

اما در شعر فروغ تصويرها اغلب زيبا هستند اما لازم نيستند. در شعرهای فروغ لطمه ای که حذف يک تصوير به آنها می زند مانند لطمه ای است که کندن درخت سر کوچه، به کوچه می زند. وجود اين درخت ضروری نيست، اما وقتی وجود داشت بريدنش کوچه را از چيزی محروم می کند.

سخن کوتاه، اگر درست معنی اين حرف را بفهميم که هنر از سويی حساسيت در برابر جهان و از سويی ديگر بيان اين حساسيت در قالب رابطه های تازه است که در اساس فرهنگی هستند و عناصری که هنرمند به طبيعت و فرهنگ، و به فرهنگ پيش از خود اضافه می کند، بايد قبول کرد که فروغ به اندازه ای که شاعر است هنرمند نيست.


از يدالله رويايی، شاعر پيشکسوت ايرانی و از دوستان فروغ نيز خواستيم که مطلبی درباره فروغ برای وب سايت بخش فارسی بی بی سی بنويسد. او ترجيح داد که به جای آن، متن زير را که به مناسبت ششمين سالمرگ فروغ نوشته بود، برای چاپ در اختيار ما بگذارد:

در تعاون عظيم مرگ

در لحظه ای که به او فکر می کنم او را بيشتر دوست دارم، و او از آدم هايی بود که فکر کردن به آنها، ديدن آنهاست.

آخرين باری که بر سر خاکش رفتم، تنها ماندم و تنها آنجا، منتظر حضور انسان ماندم. همان چهره ای که روحش شکل زندگی داشت، و آن چهره را همان زندگی به من می داد.

آن روز وقتی که آستينش در رود تکان می خورد، در زير نور او شب انسان را از سايه ساخت، که زير نگاه من گيسوی ماهيان را شانه می کرد، يا آستينش را در رود می تکاند.
حيرت که کردم، خطابم کرد:
- حضور مضاعف!

حضور مضاعف ؟ پس درست است که آدمی طاقت توقف در عدم را ندارد.
من در تعاون عظيم مرگ بودم که با من می گفت:
- من از معاشرت دو قفس می آيم.

قفسش را که نشانم داد قفس خويش را شناختم، سرم را روی قبر نهادم و بر زمين دراز کشيدم.

شرم ستاره با من، وقتی که مرگ با فکر مرگ تطبيق می کند، می گفت:
- روی بالش ، جمجمه ها مهربان ترند.

بهمن 1351
يدالله رويايی



فروغ در يک نگاه

فروغ فرخزاد در پانزدهم دی ماه و يا آن گونه که پوران فرخزاد، خواهرش می گويد در هشتم دی ماه 1313 در تهران به دنيا آمد. در شانزده سالگی با پرويز شاپور، نويسنده، ازدواج کرد که حاصل آن پسری به نام کاميار(تنها فرزندش) که در سال 1331 به دنيا آمد. اين ازدواج در سال 1334 به طلاق انجاميد.

آشنايی فروغ با ابراهيم گلستان، نويسنده و فيلمساز، پای او را به دنيای فيلم و سينما کشانيد و تا پيش از مرگش در بهمن 1345 در "کارگاه فيلم گلستان" به عنوان تدوينگر فيلم مشغول بود. حاصل کار او از دوران "کارگاه فيلم گلستان"، فيلم مستند "خانه سياه است" (1341) بود که از بهترين های سينمای مستند ايران محسوب می شود. اين فيلم از جشنواره فيلم کوتاه اوبرهاوزن به جايزه نخست دست يافت.

فروغ نخستين دفتر شعرش را با عنوان " اسير" در سال 1331 منتشر کرد. پس از آن مجموعه شعرهای "ديوار" و "عصيان" به چاپ رسيد.

در ۱۳۴۲ فروغ در نمايش "شش شخصيت در جستجوی نويسنده" نوشته لوئيجی پير اندلو و به کارگردانی پری صابری بازی کرد و در اواخر همان سال مجموعه "تولدی ديگر" با تيراژ بالای سه هزار نسخه توسط انتشارات مرواريد منتشر شد.

ايمان بياوريم به آغاز فصل سرد، کتاب شعر ديگری از فروغ است که در سال 1343 منتشر شد.

فروغ فرخزاد در روز 24 بهمن 1345 در سانحه رانندگی جان سپرد و در قبرستان ظهيرالدوله دفن شد.

 
 
فروغ فرخزادشعر
قطعه 'تولدی ديگر' سروده فروغ فرخزاد
 
 
مطالب مرتبط
 
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران