BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 21:09 گرينويچ - جمعه 14 ژانويه 2005
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
بهادر خوارزمی و آهنگهای داغش
 

 
 

من چند ماهی طول کشيد تا که با اسم بهادر آشنا بشم. بعد هم ای ميلشو پيدا کردم و يک تماسی گرفتيم و بعد ۶ ماهی گمش کردم تا اينکه بالاخره پيداش کرديم. بهادر جوون شاد و از دنيا رنجيده ايه و بی نهايت پرکاره. فکر کنم اگه واکسن افسردگی بخوان بسازن بايد از پودر بهادر استفاده کنن! تو اين ۵ سال گذشته برای بهادر اتفاقاتی افتاده که شنيدنيه. داستان اجراهای جديدش و درگيريش با بعضی خواننده ها .


بهزاد بی بی سی: دروود بهادر. ما خيلی دنبالت بوديم. شايد باورت نشه اما يک سالی می شد که دنبالت می گشتيم که باهات صحبت کنيم!
بهادر خوارزمی: ممنونم بهزاد جان. من هم سلام عرض می کنم به شما. البته اين مطلب رو هم بگم که من زودتر از اين ها منتظر شما بودم که کم سعادت بودم.

بهادر جان از نوع کارهات بگو. مثل اينکه عاشق کارهای تکنو و الکترونيک هستی، درسته؟
اونجوری نه. ولی خوب سبک هايی که من خودم بيشتر گوش می کنم، سبک های Gospel و New Age هست. البته همه جور آهنگی گوش می کنم.

يکی از آهنگهات که خيلی صدا کرده آهنگ " تو اين زمونه " است که تو خاورميانه و هر جای که فارسی زبان هست اين آهنگ رو می شناسن و زمزمه می کنن. البته اين آهنگ قبلا خونده شده بود ولی اجرای تو يک جون تازه ای بهش داد.
اين آهنگ در اصل ارمنی هستش اسمش هم "آراوای". البته خيلی دنبال اسم خواننده اصلی و آهنگسازش گشتم ولی سرم به سنگ خورد و تازه شنيدم که سازنده اش چند سالی می شه که فوت کرده.


اين آهنگ رو شهرام شب پره هم خونده بوده؟
قبل از آقای شب پره، خانم نوش آفرين اين رو با يک شعر ديگه خونده بود که بعد از اون آقای شب پره يک شعر ديگه ساخت و اجرا کرد. البته قسمت مشترک اين دو آهنگ، همون تکه "وای وای" هستش.

تازه از ای ميلهائی که از افغانستان به بهت زدن معلوم می شه که بعضی ها فکر می کنن که اون قطعه "الله وای وای" هستش.

آخر آهنگ هم که همه دسته جمعی می خونن " حالا وای وای " داستان جالبی داره. من دو سال طول کشيد که آهنگ رو تموم کنم و تو اين دو سال هر کی که دم دستم می رسيد رو می کشيدم پای ميکروفن تا اين جمله رو بخونه . بابام مامانم خواهر همسايه و دوست و خيلی ها صداشون اونجا هست. جمعأ ۴۶ با هم می گن " حالا وای وای "

اين آهنگ " تو اين زمونه "رو که داريم حرفشو می زنيم يک خواننده ديگه در لس آنجلس خونده .
بله. کامبيز پورهادی.

جريانش چی بوده، چون دقيقأ همون آهنگ تو هستش که با صدای يکی ديگه شنيده می شه. يعنی گاهی ترانه ای که تو خوندی و کامبيز خونده بسختی تميز داده می شه؟
شما اگر حتی ثانيه های آهنگ رو نگاه بکنيد، از همون ثانيه ۵۰ که من شروع به خوندن می کنم، اون هم شروع می کنه به خوندن. تنظيم همون تنظيم منه. اينها فقط صدای من رو برداشتن و روش لب می زنند.


بعد از اينکه بدون اينکه اسمی از من بيارن چند بار آهنگ من رو پخش کردند ، من به تمام تلويزيون ها زنگ زدم. همه هم با من برخورد بدی داشتن. تا اينکه شماره محمد ستاری ( که می گه تنظيم آهنگ رو انجام داده و آهنگ کار اونه ) رو پيدا کردم و بهش زنگ زدم. وقتی صحبت می کرديم هی تکذيب می کرد و کم مونده بود به من بگه تنظيم آهنگ رو تو انجام ندادی، من انجام دادم!

خلاصه بعد از کلی جر و بحث و اينکه گفتم صدای مکالمه تلفنی مون رو ضبط کردم، فکر کنم نگران شدن و خواستن از دل من در بيارن و گفتن يکجوری با هم کنار می آييم و وعده های تو خالی دادن. سر اين موضوع بحدی ناراحت شدم و صدمه روحی ديدم که چند روز تو بيمارستان بستری شدم.

حالا اگه شد يک روزی بتونيم با کامبيز و محمد صحبت کنيم و ببينيم اونها چه حرفی برای گفتن دارن! درباره آهنگ " مسافر " برامون توضيح ميدی؟
حتماً. آهنگ " مسافر " گويا از ساخته های آقای جهانبخش پازوکی و شعرش هم از خود ايشون هست، آهنگی که من به سبک Gospel ( سبک کليسايی ) تنظيم کردم و يک سری شعر و ملودی هم خودم بهش اضافه کردم که قدرت حالت کليسايی بودن اون رو بيشتر کنه. موضوع شعر هم درباره مشکلاتی هست که در عشق زمينی وجود داره.

به نظر مياد که تو بيشتر اجرای جديد آهنگ های قديمی رو انجام می دی، چرا خودت آهنگ نمی سازی يا اينکه بيشتر ترجيح می دی اين آهنگ ها به سبک امروزی بيان بشن؟
اونجوری نيست که فقط بخوام کار بازسازی آهنگ رو انجام بدم. چون من در حال حاضر ۱۱ تا آهنگ دارم که خودم ساختم.


اول اين کار رو به صورت تفريحی می کردم و دوست نداشتم آهنگ هايی که خودم ساخته بودم رو مردم از اينترنت بگيرن. ما در بچگی هر جا که با خانواده می رفتيم، همه دسته جمعی اين آهنگ ها مثل مسافر، گل گلدون و ... رو می خونديم.

اين ها توی ذهن من مونده بود. وقتی وارد کار موسيقی شدم، ديدم دوست دارم که اين آهنگ ها رو بازسازی کنم که اگر کسانی مثل من خاطره داشتند، با شنيدن اين آهنگ ها، خاطراتشون زنده بشه و همين که بدونند در قديم اين آهنگ ها وجود داشته. چون الان اين آْهنگ ها رو زياد پخش نمی کنند.

خوب حالا بريم سر اصبل مطلب ، سوال نه چندان مهمی که ۹۰ درصد خواننده های لس آنجلس از زيرش در می رن و اصلأ نمی دونم چرا!!!؟ بهادر الان چند سالته؟
من ۲۰ سالمه. متولد ۱۷ ارديبهشت ۱۳۶۳

خيلی جالبه. ولی قيافت بيشتر می زنه!
به خاطر ريش و سيبيلمه. اگر اونها رو بزنم می شم مثل بچه های ۱۵ ساله!

به غير از کار موسيقی، چيکار می کنی ؟
من دانشجوی رشته مديريت بازرگانی هستم و تحصيل می کنم.

بچه ها توی دانشگاه تو رو می شناسن و ميدونن که تو کار موسيقی هستی ؟
آره. تک و توک می شناسن.

حالا اين نگرانت نمی کنه ؟ چون تو ايران زندگی می کنی و آدم نمی دونه آهنگ هاش رو می تونه خارج از کشور بيرون بده يا نه! تا حالا برات دردسری پيش نيومده؟
فعلاً نه. حالا ببينيم تا بعد چی ميشه.


خوب حالا بعد از اين مصاحبه يک کاريش می کنيم!
خيلی ممنون !!!

خوبی آهنگهای بهادر اينه که هر وقت برای خارجيا پخشش می کنم فوری حسشو می گيرن و باهاش می رقصن. بهادر، تو تنظيمهائی که می کنه و صداهائی که تو آهنگها استفاده می کنه يکجور روحيه شاد و پر انرژی موج می زنه. برای همين ازش پرسيدم. . .
بهادر آهنگ هات يک ريتم انرژی زا داره، تو ريتم های بخصوصی رو انتخاب می کنی؟

بله. همه اينها با برنامه هست و اين سبک منه. اگر کسی آهنگ های منو بشنوه و سبک من رو بدونه، می فهمه که اون آهنگ منه. ساخت هر آهنگ برای من حدود چهار تا پنج ماه طول می کشه و من خيلی روی اون وقت ميذارم.

اصولأ قبل از اينکه آلبوم بيرون بدم ( با شرکت آونگ ) هر سال يک آهنگ تنظيم می کردم و می گذاشتم روی اينترنت تا ديگران استفاده کنن. برای اين خيلی رو آهنگها کار می کردم که باحال دربياد.

از سابقه هنری خودت برامون بگو. کی ؟ چون و چرا ؟
من از ۷ سالگی تا ۱۰ سالگی پيانو کار کردم. همون موقع تنبک و دف رو شروع کردم که تا الان چيزی در حدود ۱۰ سالی هست که کار می کنم. از سن ۱۳ سالگی ويولون کلاسيک رو شروع کردم که بيشتر از ۳ سال نتونستم دوام بيارم ( وقتی می زدم صدای اره می داد) . پنج سالی هم هست که گيتار کار می کنم.

سابقه پر تلاطمی داری! خانواده دعوات نمی کنه که مثلاً "بهادر بچسب به يک ساز" !؟
چرا اتفاقاً مشوق اصلی من توی کار موسيقی، پدرم هست. يادمه دو سال و نيم پدرم می اومد و در کلاس ويولون من می نشست.


بهادر پس توی آْهنگ هات، از سازی هم به غير از سازهای الکترونيک استفاده کردی؟
بله. آهنگ گل گلدون دو نسخه داشت. در نسخه راک آروم اون ( که در ايران بهش می گن سبک دو پنجم مرده يا شش هشتم لنگ ) گيتار زدم و خوندم که البته توی آلبوم نگذاشتيم. توی يکی از آهنگ های جديدم هم دف می زنم. صدای تنبکها هم کار خودمه.

تو آهنگ " خونه مادربزرگه " رو هم خوندی که مال يک سريال تلوزيونيه، درسته؟
بله. اتفاقاً با همين آهنگ بود که اسم من يک مقداری معروف شد! ( اين آهنگ جزو نامزدهای مسابقه بهترين آهنگ زير زمينی بود که يکسال پيش سايت تهران اونيو، بر پا کرده بود)

حالا يک سوال ضايع : پيام يا پيشنهادی برای هم نسل های خودت داری؟
آره منهم از اين جور سوالهای تنفر دارم و راستشو بخوای در مقامی نيستم که به کسی نصيحتی بکنم ،هنوز به هيچ جا نرسيدم .

حال جون من يک چيزی بگو.
فقط کار خودشون رو بکنند و هر کاری که می کنند، اثر خلاقيت و نوآوری خودشون باشه. يعنی از کسی تقلب يا تقيلد نکنند. ( که شديدأ بين خواننده ها در ايران مد شده) چون اون کاری که تقليد می کنيد قبلاً بوده و هيچ لطفی نداره که دوباره اون رو انجام بدين! در ضمن برای حسن ختام، يک خبر خوب هم می خوام بدم. من امروز با وزارت ارشاد تماس گرفتم، اونها هم تمام شعرهای آلبوم رو رد کردن و بهشون جواز پخش ندادن!!!

مبارک باشه

 
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران