BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 20:23 گرينويچ - جمعه 04 مارس 2005
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
گفتگو با دريا دادور، خواننده اپرا
 

 
 
دريا دادور
دريا دادور


برای کسانی که علاقه ای به اپرا ندارن شديدا توصيه می کنم که به گفتگويی که با دريا داشتم توجه کنن.

دريا به دو زبان ( فارسی و فرانسه ) و چند لهجه (کردی و گيلانی و . . ) آواز می خونه و محاله کنسرتی اجرا کنه و سالن پر نشه .

من که اصلأ اهل اپرا نيستم ( تقصير مادرمه که همه اش می گفت: سرم رفت) لحظه شماری می کنم که صدای دريا رو به طور زنده بشنوم و از ابتکاراتی که در کار اپرا کرده لذت ببرم.

"دريا دادور" چندی قبل در ونکوور کانادا برای زلزله زدگان بم يک کنسرت اجرا کرد. خوشبحتانه قبل از اينکه برگرده پاريس (محل اقامتش) اومد لندن و چند ساعتی، قبل از اينکه قطارش لندن رو ترک کنه در استوديو مهمان ما بود.


خلاصه گفتگو

بهزاد: يادته سه سال پيش توی جشنواره هنر پاريس برنامه اجرا کردی و من همه اون رو ضبط کردم؟ بعد رفتيم توی کافی شاپ نشستيم و کلی صحبت کرديم. يادته؟

دريا: بله يادمه.

خوب من اون گزارش رو گم کردم!!! در نتيجه اين اولين مصاحبه با تو است که داره از بی بی سی پخش ميشه!


پس به خاطر اين بود که من يک مدتی ديگه هيچ خبری از شما نداشتم!!!؟؟؟

هيچ خبری نداشتی که هيچ! من همش از دستت فرار می کردم! به هر حال خيلی خوشحالم که پيش مايی. اخيراً هم کنسرتی داشتی برای زلزله زدگان بم. من خودم زياد طرفدار اپرا نيستم. اما با تنظيم ها و آهنگ های تو خيلی کيف کردم. به خصوص اينکه فقط يک نوازنده پيانو با تو همراهی می کنه، ولی با اين حال انگار چيزی کم نداره!

به خاطر اينکه ما می خواستيم کمترين بودجه استفاده بشه، و تنها سازی که من فکر کردم جوابگو و مکمل صدای منه پيانو بود، بنابراين اون رو انتخاب کرديم. اين بود که با همکاری يکی از نوازنده های پيانوی خيلی خوبی که در پاريس می شناسم، آقای "نيما سرکشيک "، اين برنامه رو اجرا کردم.

من سبک اپرا رو در واقع در کارهای محلی خودم استفاده می کنم. در اصل در اين آهنگ ها از صدای خودم به عنوان يک ساز استفاده می کنم. يا اينکه بعضی وقت ها اين سبک رو با سبک محلی و موسيقی اصيل ايرانی که خودم خيلی گوش می دم تلفيق می کنم. شما می تونين تکنيک موسيقی رو تغيير ندين ولی حس بيان رو در هر موسيقی که دوست دارين تغيير بدين.

البته بزرگترين نکته همينه. يعنی موسيقی محلی ما پر احساسه، در حاليکه اپرا خشک جلوه می کنه! نمونه های زيادی شنيديم که خواننده اپرا عالی می خونه، ولی اون حسی که يک خواننده سبک محلی داره می خونه رو نميده. به نظر من تو اين حالت رو متوجه شدی.


بله دقيقاً. شما وقتی آهنگ های مقامی ايران رو گوش ميدين، می بينين يک نفر که حتی نمی دونه "نت" اصلا چيه! مثلا تو کوهستان با يک "دو تار" از ته دل فرياد می زنه و انقدر از لحاظ حسی قوی می خونه که موسيقی اصيل فلامنکو، هند و جاز رو برای آدم زنده می کنه. من خيلی از اين حس و حال خواننده های محلی الهام می گيرم.

من از آهنگ "می خوام برم کوه" که در ونکوور اجرا کردی خيلی خوشم اومد.

بله در اين اجرا خيلی اپراتيک شروع می کنم. من با انجام اين کار يک جوری صدايم رو در معرض خطر قرار می دم، چون اين کار تلفيقی از اين دو تکنيکه که از حس اپرا خارج می شه.

البته من ده سالی صبر کردم که اين تکنيک انقدر در من جا بيفته که الان هيچ خطری برای صدمه زدن به تار صوتی خودم نمی بينم.


من خيلی دوست دارم که آهنگ ها رو هم تلفيق کنم. ولی به طور کلی بعضی وقت ها چهار- پنج تا آهنگ رو، پشت سر هم با هم تلفيق می کنم! يا اينکه حتی آهنگ ها به زبان های مختلف رو با هم تلفيق می کنم. مثلاً ممکنه يک آهنگ فرانسوی رو با آهنگی از "دلکش" تلفيق کنم!

خيلی کار جالبيه. چون تو در فرانسه درس خوندی و اين کار تو نشون دهنده روحيه نسلی است که می تونه فرهنگ ها رو با هم بياميزه.

بله. مسلمه و من مطمئن هستم که خيلی ها اين کار رو می کنند. اصلاً من توی دنيايی زندگی می کنم که تلفن همراه رو بر می دارم انگليسی صحبت می کنم، دو دقيقه بعد از اون با يک نفر فارسی حرف می زنم، بعد می رم توی مدرسه فرانسوی صحبت می کنم! پس اين حس رو توی تنظيم هام به کار می برم.

مثلاً وقتی می خوام آهنگ "Summer Time" رو با صدايم بداهه سازی کنم، اول عادی می خونم ولی دفعه دوم با حس ايرانی می خونم! يا مثلاً يک آهنگ دشتی ايرانی رو بعد از اون می خونم!


وقتی روی صحنه اينطوری آواز می خونم، شنوندگان اروپايی و انگليسی زبان يک حس نزديکی با ما پيدا می کنن و يک جور ديگه به فرهنگ ما نگاه می کنن. وقتی بعد از آهنگ های تلفيقی، سه تا آهنگ ايرانی هم می خونم ديگه براشون فرق نمی کنه که آهنگ به چه زبونيه!

من همش توی اين فکر بودم که اپرا چطور می تونه جوان پسند بشه و دارم می بينم که سبک کار تو می تونه در اين کار موفق بشه.

بله. برای اينکه شما خيلی از کارهای World Music رو می بينين که از اپرا استفاده می کنن، چون اپرا خودش يک تکنيکه و می تونه يک ساز محسوب بشه.

من شاگردهايی دارم که به من می گن که ما نمی خوايم اپرا بخونيم و فقط دوست داريم آواز خوندن ياد بگيريم! به هر حال تکنيک و سبک اجرا، نگه داشتن دست و اندام روی صحنه، نگه داشتن درست صدا از تکنيکهای اپراست که برای هر سبکی آموزنده است و حکم يک راهنما رو داره. تکنيک اپراتيک مانع شما نمی شه، بلکه کمک هم می کنه.


من قبلاً که با تو مصاحبه کرده بودم ( همونی که گمش کردم! ) يادمه تو به تکنيک حفظ سلامت خواننده هم خيلی وارد هستی! مثلاً گاهی اوقات اتفاق می افته که خواننده می خواد بره روی صحنه، يک دفعه شب قبلش سرما می خوره! تو جزو خواننده هايی هستی که فوری می تونی خودتو شفا بدی و فرداش بری روی صحنه !!!

بله. زمانی که ما درس می خونديم، "مواظب خودمون بودن" هم جزو درسهای ما بود. بعد از يکی دو سال اول که تارهای صوتی شما حساس می شه و ممکنه زود آسيب ببينه، بايد خيلی مواظب بود. بنابراين من با استفاده از داروهای هوميو پاتی و رسيدگی فوری به سلامتيم، ظرف چند ساعت خوب می شم.

حالا اينکه جای خودش خيلی ها به خاطر ترسی که از رفتن به صحنه داشتند کنسرت هاشون رو لغو کردن! حتی يادم هست يک شب تو مريض بودی و فرداش خوب شدی و رفتی روی صحنه!


خوب نشدم، اما خوندم! تار صوتی کوچکترين ماهيچه بدنه و خيلی حساسه! اين تارها با يک سرفه می تونن آسيب ببينن. اينه که من يک سری تکنيک هايی رو بلدم که کمکم می کنه. مثل يوگا!

وقتی برای اجرای کنسرت به يک کشور ديگه می رم، با چند ساعت يوگا و تمرکز خودم رو با آب و هوا و حس اون کشور وفق می دم و جوری می شه که انگار سالها اونجا زندگی کردم.

دريا درباره کنسرت هايی که اخيراً داشتی توضيح بده.

خيلی ها می خواستن برام کنسرت بذارن، اما نميشه به همه اونها اعتماد کرد. من قبول کردم که در سه کنسرت شرکت کنم. اين کنرست ها به نفع بم اجرا شد. دو کنسرت در نيويورک آمريکا و يکی هم در ونکوور کانادا.

از سابقه خودت بگو...

سابقه من ... دو سال زندان بودم، چهار سال فراری بودم و سه سال هم اعدام شدم!!!

نه نه! از سابقه اپرا و خوانندگی منظورمه!

من درسم رو در تولس (فرانسه) تموم کردم. در رشته اپرا مدال طلا گرفتم که به اون ديپلم آواز هم گفته ميشه که بالاترين رتبه آواز هست. تخصص خودم رو در رشته آواز "باروک" گرفتم و سه- چهار سال در سبک آهنگ های قرون وسطی کار کردم. فوق ليسانس هنرهای تجسمی هم دارم که توی کارهای هنری من از نظر خلاقيت خيلی کمکم می کنه. نمی خوام اسم خودم رو امروز خواننده اپرا بگذارم. من فقط می گم خواننده هستم. چون فعلاً دارم تلفيقی از سبک های مختلف انجام می دم و به هر حال حسی که به مردم ميدم از همه چيز برام مهم تره.

 
 
سايت های مرتبط
 
بی بی سی مسئول محتوای سايت های ديگر نيست
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران