BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 13:44 گرينويچ - يکشنبه 06 مارس 2005
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
کانون نويسندگان: بخش واقعی، بخش پندارين
 

 
 
کاظم کردوانی
کاظم کردوانی
دکتر کاظم کردوانی، جامعه شناس و عضو کانون نويسندگان ايران که از زمان تشکيل کنفرانس برلين در سال ۱۳۷۹ در اين شهر به کار تحقيق مشغول است، روز چهارشنبه دوم مارس در يک سخنرانی در جامعه پژوهش های اجتماعی ايرانی برلين به بررسی اهداف کانون نويسندگان از ابتدای تشکيل آن پرداخت و به يک بررسی جامعه شناختی درباره کانون دست زد.

وی سخنان خود را با اشاره به کنگره نويسندگان در سال ۱۳۲۵ که در زمان نخست وزيری قوام با همکاری انجمن فرهنگی اتحاد جماهير شوروی در تهران تشکيل شد و در آن گروهی از برجسته ترين روشنفکران آن روزگار گرد هم آمدند، آغاز کرد و گفت کنگره نويسندگان در دوره ای تشکيل شد که وزيران توده ای آرام آرام وارد کابينه قوام می شدند. تشکيل کنگره در آن زمان نوعی همکاری فرهنگی به حساب می آمد که می توانست روابط سياسی دو کشور را مستحکم تر کند.

آقای کردوانی با اشاره به موادی از سند نهايی کنگره نويسندگان ياد آور شد که کنگره نويسندگان در واقع خواستار همان چيزی بود که در کشورهای - به اصطلاح - دمکراسی توده ای آن زمان وجود داشت و هنگامی که ماه عسل دولت قوام السلطنه و حزب توده پايان يافت، موضوع کنگره نيز به فراموشی سپرده شد.

دکتر کردوانی گفت گفتگوهای تند ميان احسان طبری و عبدالحسين نوشين از يک سو و علی اصغر حکمت از سوی ديگر در کنگره نويسندگان سال ۲۵ نشان از آن داشت که به نظر روشنفکران چپ گرای آن دوره، ادبيات برای ادبيات مفهومی نداشت و ادبيات می بايست در خدمت طبقه زحمتکش می بود.

دکتر کردوانی گفت درست است که گروه بزرگی از برجسته ترين روشنفکران ايران در کنگره نويسندگان در سال ۱۳۲۵ شرکت کردند و بحث های مهمی هم در آن جريان يافت، اما آن کنگره به ابتکار روشنفکران ايرانی شکل نگرفته بود، بلکه به کوشش روس ها سامان يافته بود و پشت پرده آن هم حزب توده قرار داشت. در حالی که کانون نويسندگان ايران اولين نهادی است که به دست خود روشنفکران و نويسندگان ايران در سال 1347 تاسيس شده است.

دکتر کردوانی با استفاده از مثال کنفدراسيون دانشجويان ايران که در سالهای پيش از انقلاب در کشورهای اروپا و آمريکا فعاليت داشت گفت اگر سازمان دانشجويان ايران در خارج از کشور را اولين نمونه سازمان دمکراتيک ايرانی فرض کنيم که پانزده شانزده سال، گرايش های مختلف سياسی توانستند در آن در کنار هم زندگی و فعاليت کنند، کانون نويسندگان تنها سازمان فرهنگی ايران است که با گرايش های دمکراتيک در داخل ايران پا گرفته است.

او با اشاره به دو وقفه هفت ساله خاطرنشان ساخت که کانون اکنون نزديک ۲۷ سال است که در ايران فعاليت می کند و زندگی آن کماکان ادامه دارد.

دکتر کردوانی آنگاه به نکات قابل تامل درباره کانون نويسندگان ايران پرداخت و گفت:" نخست آنکه کانون يک سازمان فرهنگی است اما شرايطی که کانون در آن شکل گرفت، و نيز نحوه تکامل، مطالبات، اعضا و جايگاهی که در ميان اهل قلم يافت، همه و همه به آن خصوصيتی فراتر از يک سازمان فرهنگی بخشيد".

 کانون نويسندگان تنها سازمان فرهنگی ايران است که با گرايش های دمکراتيک در داخل ايران پا گرفته است. کانون يک سازمان فرهنگی است اما شرايطی که کانون در آن شکل گرفت، و نيز نحوه تکامل، مطالبات، اعضا و جايگاهی که در ميان اهل قلم يافت، همه و همه به آن خصوصيتی فراتر از يک سازمان فرهنگی بخشيد
 
کاظم کردوانی

"ديگر مفهوم نويسنده در کانون نويسندگان ايران است. در اروپا وقتی حرف از نويسنده به ميان می آيد، منظور نويسنده رمان و داستان است، اما در کانون نويسندگان ايران، از بدو تشکيل، مفهوم بسيار وسيعی برای نويسنده در نظر گرفته شد. نويسنده، شاعر، مترجم و محقق همه به عنوان نويسنده در کانون مطرح شدند. چنانکه مطالعه ترکيب هيئت دبيران کانون از اولين دوره تا به امروز گويای همين امر است. در دوره های مختلف کانون جمعاً ۹۶ تن به عنوان اعضای هيئت دبيران خدمت کرده اند که در ميان آنها ۲۰ داستان نويس، ۳۰ شاعر، ۱۳ مترجم، پنج محقق، پنج نمايشنامه نويس، چهار جامعه شناس، چهار حقوقدان، سه اقتصاد دان، دو پزشک و ده نفر اهل قلم ( بی آنکه خيلی روشن باشد ) وجود داشته اند ."

بايد توجه داشت که طی اين سال ها، برخی از اين افراد به صورت تکراری به عضويت هيئت دبيران کانون انتخاب شدند.

دکتر کردوانی از اين بخش از سخنان خود نتيجه گرفت که:"مفهوم نويسنده در کانون نويسندگان با مفهومی که امروز در غرب از نويسنده می فهميم يکی نيست."

موضوع ديگری که دکتر کردوانی مطرح کرد اين بود که کانون نويسندگان از اقليتی از اهل قلم تشکيل شده است که کنشگر اجتماعی يا معتقد به کار اجتماعی اند:" کانون نماينده اکثريت اهل قلم نيست. منتها خصوصيت آن اين است که از برجسته ترين چهره های ادبی ايران همواره در آن حضور داشته اند."

او تاکيد کرد که منظورش اين نيست که همه کسانی که در کانون حضور داشته اند، از برجسته ترين نويسندگان ايران اند، بلکه مقصودش اين است که هيچگاه کانون از برجسته ترين ها خالی نبوده است.

"بحث ديگر اين است که از صد سال قبل به اين سو، در بين روشنفکران ايران سه طرح ( پروژه ) وجود داشته است. يک طرح عرفی، يک پروژه سوسياليستی و يک طرح مذهبی. کانون اگرچه خود صاحب طرحی نبوده اما گفتمان غالب آن در حوزه عرفی قرار می گيرد. کانون برای من نمونه کوچکی است از تضاد و تقابل ميان سنت و مدرنيسم، و اصولا نمونه زنده ای است از نوع رفتار روشنفکران با حکومت و حکومت با روشنفکران در صد سال گذشته."

 در اروپا وقتی حرف از نويسنده به ميان می آيد، منظور نويسنده رمان و داستان است، اما در کانون نويسندگان ايران، از بدو تشکيل، مفهوم بسيار وسيعی برای نويسنده در نظر گرفته شد. نويسنده، شاعر، مترجم و محقق همه به عنوان نويسنده در کانون مطرح شدند
 
کاظم کردوانی

دکتر کردوانی حيات کانون نويسندگان را به سه دوره تقسيم کرد و به بيانيه های اساسی کانون در اين سه دوره پرداخت و گفت: "بيانيه اول کانون که به امضای چهل و اندی نفر رسيده و در خانه جلال آل احمد امضا شده تاکيد دارد که 'آزادی بيان تجمل نيست، ضرورت است'. عنوان بيانيه هم در باب يک ضرورت است. سند مربوط به دوره دوم موضع کانون نويسندگان مصوب مجمع عمومی کانون در ۳۱ فروردين ۱۳۵۸ است. مواضع کانون نويسندگان ايران در دوره دوم - شايد تحت تاثير انقلاب ايدئولوژيک ايران - بسيار ايدئولوژيک به نظر می رسد، اما نمی دانم مواضع ايدئولوژيک، برای کانون تا چه اندازه قابل قبول است. من درباره عملکرد صحبت نمی کنم. از جمله مثلاً درباره رفتن کانونيان جلو سفارت آمريکا و اعلام پشتيبانی از دانشجويان اشغال کننده سفارت نمی گويم که خود ماجرای بحث برانگيزی است. بيشتر قصدم اين است که از مواضع کانون بگويم. در همين سند نوشته شده است 'با الهام از آرمان های دمکراتيک انقلاب ايران در جهت حراست از آزادی های فردی و اجتماعی و کمک به رشد و اعتلای فرهنگی جامعه و تحکيم پايه های وحدت ملی از امکانات خلاقيت فرهنگی همه گروههای ايرانی... ' که به نظر من قابل بحث است که انقلاب ايران آرمان دمکراتيک داشت يا نه. شايد بتوان گفت که انقلاب ايران انگيزه های ضد استبدادی داشت ولی اينکه آرمان های دمکراتيک داشت، مورد سوال است. همين سند سپس اعلام می کند که کانون به 'دفاع از آزادی انديشه و عقيده برای همه افراد و گروههای عقيدتی و قومی بدون هيچ حصر و استثنا' بر خواهد خاست."

کاظم کردوانی در ادامه سخنرانی خود گفت: "ملاحظه می کنيد که 'عقيده' را بنا به ملاحظاتی، جای 'ايدئولوژی' گذاشته اند. منتها دفاع از 'آزادی انديشه و عقيده' برای کی؟ 'برای همه افراد و گروههای عقيدتی و قومی'. در واقع برای سازمان ها و احزاب است که آزادی می خواهد. همچنين در اصل ديگری که مربوط به تبعيض و استثمار فرهنگی است آمده است 'در اجرای اين اصل، کانون نويسندگان هر گونه تجاوز آشکار يا پنهان به حقوق فرهنگی گروههای عقيدتی و خلق های ايران را مانع اعتلای فرهنگی جامعه و عامل تضعيف پايه های وحدت خلاق ملی می داند و با آن مبارزه می کند'. يعنی باز کانون نويسندگان ايران يک گفتمان چپ را که ارتباطی به کانون نويسندگان ندارد طرح می کند."

 در هيچ دوره ای از کانون، مفهوم روشن و معينی به معنای فلسفی - سياسی کلمه از کانون وجود ندارد. هيچ برداشت معين از اين موضوع وجود ندارد که يک کانون نويسندگان چگونه بايد عمل کند. برای همين است که درباره اين موضوع که کانون بايد رسمی شود يا نشود، اينهمه بحث وجود دارد. به نظر من اين يکی از مشکلات کار است. ديگر اينکه کانون نويسندگان يک بخش واقعی دارد و يک بخش پندارين ( ايماژينر ) . به نظر من بخش پندارين کانون در بسياری از موارد بيشتر از بخش واقعی آن حضور داشته است. به همين علت باری بر دوش کانون گذاشته شده که کانون نمی توانسته آن را بردارد. اين بخش پندارين اگرچه در مواردی نقش مثبت داشته، اما برداشت نادرست از آن به کانون ضرر زده است
 
کاظم کردوانی

دکتر کردوانی درباره دوره سوم فعاليت کانون به دو سند پرداخت که از نظر او واجد اهميت بيشتری است. يکی متن ۱۳۴ نويسنده و ديگر منشور کانون نويسندگان:"در دوره سوم اتفاقی می افتد که با دوره اول و دوم فرق می کند. در حوزه روشنفکری ايران از سالهای ۶۳ به بعد ما به يک معنايی شاهد يک نوع باز انديشی در خود هستيم. جنبش روشنفکری بخصوص جنبش روشنفکری عرفی ايران، دو شکست را در پنجاه سال اخير پشت سر گذاشته است. يکی کودتای ۲۸ مرداد و ديگری بعد از سالهای ۶۰. منتها تفاوت هايی وجود دارد. تفاوت در اين است که در سال ۳۲ گناهان شکست تماماً به گردن رهبری جريانات سياسی افتاد. اگر مربوط به حزب توده بوده می گفتند که رهبری حزب خائن بوده و اگر مربوط به جبهه ملی بود می گفتند اين جبهه چنين و چنان.... در واقع رهبری مورد اتهام بود و ظاهراً خود اعضا و شرکت کنندگان در ماجرا، عموماً گويا تقصيری نداشته اند. در حالی که در سالهای ۶۰ به بعد مساله رهبری مطرح نيست. جريان روشنفکری ايران به اين نتيجه می رسد که شکست خورده است. ديگر آرام آرام خودش را از ايدئولوژی کنار می کشد و به جای ياس پس از کودتای ۲۸ مرداد، يک دوران تامل در بين روشنفکران ايران پيش می آيد. اين تامل را ما در جنبه های مختلف می توانيم ببينيم. از جمله در محفل هايی که در سالهای شصت به وجود آمد. مثلاً در محفل هايی که به سه شنبه و پنجشنبه موسوم شد و نيز در جريانات مطبوعاتی و کتابهای منتشر شده در اين دوره. متن 'ما نويسنده ايم' تمام تاکيدش بر اين است که به ما به عنوان نويسنده نگاه کنيد. همچنين جمع مشورتی و بحث های منجر به منشور کانون نويسندگان که از زمان شروع بحث تا تصويب آن در مجمع عمومی حدود يازده سال طول کشيد، با استناد به نامه 'ما نويسنده ايم' به اين موارد اشاره می کند که 'آزادی انديشه و بيان و نشر در همه عرصه های حيات فردی و اجتماعی بی هيچ حصر و استثنا حق همگان است'."

دکتر کردوانی افزود: "در منشور دوره دوم راجع به 'خلق ها' صحبت شده بود که ترمی کاملاً سياسی و چپگراست. اين بند در منشور دوره سوم به صورت زير تغيير کرده است: 'کانون رشد و شکوفايی زبان فارسی و ديگر زبان های متنوع کشور را از ارکان اعتلای فرهنگی و پيوند و تفاهم مردم ايران می داند و با هرگونه تبعيض و حذف در عرصه چاپ و نشر و پخش آثار به همه زبان های موجود مخالف است.' يعنی کانون از حوزه خلق و طبقه به حوزه فرهنگی نقل مکان کرده است. می توانم بگويم آزادی انديشه و بيان که کانون آن را شعار خود قرار داد، امروزه شعار مجموعه روشنفکری و جنبش دانشجويی ايران است. اين را به عنوان دستاورد کانون می توان بيان کرد."

به نظر دکتر کردوانی، نکته ای که در هر سه دوره حيات کانون، به صورت مشترک ديده می شود اين است که "در هيچ دوره ای از کانون، مفهوم روشن و معينی به معنای فلسفی - سياسی کلمه از کانون وجود ندارد. هيچ برداشت معين از اين موضوع وجود ندارد که يک کانون نويسندگان چگونه بايد عمل کند. برای همين است که درباره اين موضوع که کانون بايد رسمی شود يا نشود، اينهمه بحث وجود دارد. به نظر من اين يکی از مشکلات کار است. ديگر اينکه کانون نويسندگان يک بخش واقعی دارد و يک بخش پندارين ( ايماژينر ) . به نظر من بخش پندارين کانون در بسياری از موارد بيشتر از بخش واقعی آن حضور داشته است. به همين علت باری بر دوش کانون گذاشته شده که کانون نمی توانسته آن را بردارد. اين بخش پندارين اگرچه در مواردی نقش مثبت داشته، اما برداشت نادرست از آن به کانون ضرر زده است."

 
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران