BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 17:52 گرينويچ - جمعه 08 آوريل 2005
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
دون کيشوت در سينما
 

 
 
رمان دون کيشوت و ماجراهای نجيب زاده شوريده و خيال باف آن، همواره يکی از منابع غنی و جذاب سينما بوده است. قديمی ترين برداشت سينمايی از دون کيشوت به سال ۱۹۰۳ بر می گردد.

دون
دون کيشوت در يک فيلم عروسکی

بر پايه داستانهای دون کيشوت دهها فيلم کوتاه و بلند سينمايی و تلويزيونی، فيلم های عروسکی و نقاشی متحرک در کشورهای گوناگون ساخته شده است.

در اينجا تنها به فيلم هايی اشاره می شود که اهميت بيشتری داشته و جايگاه بلندی در هنر سينما داشته اند.

کشمکش واقعيت و خيال

گئورگ ويلهلم پابست (۱۸۸۵-۱۹۶۷) کارگردان اتريشی فيلم دون کيشوت خود را در سال ۱۹۳۳ در فرانسه ساخت. در اين فيلم فيودور شالياپين خواننده بزرگ اپرای روس، نقش دون کيشوت را ايفا می کند. او قبلا نقش "شهسوار سرگردان" را در اپرای معروف ژول ماسنه آهنگساز فرانسوی، ايفا کرده بود.

پابست که در دهه ۱۹۲۰ در آلمان کار می کرد، آثار مهمی آفريده بود مانند اپرای سه پولی (کار مشترک برتولت برشت و کورت وايل) و رفاقت (يا فاجعه معدن). او در دوره وايمار و شکوفايی سبک اکسپرسيونيسم، مدافع پی گير واقع گرايی به شمار می آمد. در فيلم دون کيشوت نيز اين ديدگاه او آشکار است.

دون کيشوت که به واقعيت پشت کرده، گرفتار تخيلات و اوهام جنون آميز شده است. ماجراجويی های او هيچ ارزشی ندارد و تنها مايه خنده است. اما او سرانجام از خواب اوهام بيدار می شود، و آن لحظه فرخنده ايست که او به دنيای واقعيت بر می گردد، که خاستگاه تمام خوبی ها و زيبايی هاست. در آخرين صحنه فيلم دون کيشوت شاهد صحنه ای تراژيک است: داستان هايی که او را به دنيای سلحشوری کشانده بود، در لهيب آتش می سوزند. اين لحظه بيداری اوست و به نظر پابست "درمان" اين قهرمان نگون بخت.

در ستايش آرمان خواهی

دون کيشوت
دون کيشوت محصول موسفيلم - سال 1957

سينماگر نامی اتحاد شوروی گريگوری کوزينتسف (۱۹۰۵-۱۹۷۳) که به ويژه با فيلم های هملت و شاه لير شهرت جهانی يافته است، در سال ۱۹۵۷ دون کيشوت را کارگردانی کرد. اين اثر از فيلمنامه ای استادانه برخوردار است با ساختی استوار و منسجم. يکی از مشکلات سينماگران در برخورد با دون کيشوت، تنوع عظيم رويدادهای رمان و ضرورت انتخابی درست از درونمايه های روايی و تصويری آن است.

فيلم دون کيشوت نقد جامعه ای قرون وسطايی است که بی عدالتی و شکاف طبقاتی آن را از گوهر انسانی تهی کرده است. دون کيشوت قهرمانی است که از نابرابری ها و ناروايی های اجتماعی به ستوه آمده است. می توان او را از تبار "عقلای مجانين" دانست که جنونش در واقع اعتراضی است به نابسامانی هايی که دنيای او را فرا گرفته است.

فيلم کوزينتسف تجليلی از آرمان خواهی بشر است. دون کيشوت می داند که در برابر غولهای نيرومندی که بر دنيای او چيره هستند، ناتوان است و اميدی به پيروزی ندارد، و با وجود اين از نبرد با آنها روی نمی گرداند، زيرا شوق حق طلبی و عدالت خواهی در نهاد انسان است.

در فيلم کوزينتسف، نيکلای چرکاسف بازی دارد، يکی از برجسته ترين بازيگر سينمای شوروی که با ايفای نقش ايوان مخوف در اثر بزرگ سرگئی آيزن شتاين به شهرت جهانی رسيد.

شاهکاری که کامل نشد!

اورسن ولز سينماگر بزرگ آمريکايی (۱۹۱۵-۱۹۸۵) تنها به خاطر خلق فيلم سينمايی همشهری کين، که برخی آن را بهترين فيلم تاريخ سينما می دانند، شهرت ندارد. شهرت ديگر او به خاطر آن است که توليد برخی از فيلم های او سالها طول کشيد (مانند اتللو) و برخی هرگز به پايان نرسيد (مانند داستان فناناپذير). يکی از آرزوهای او که تحقق نيافت ساختن فيلمی از دون کيشوت بود.

ولز
اورسن ولز در تدارک صحنه ای از فيلم سينمايی دون کيشوت. در اين فيلم فرانسيسکو ريگوئرا و آکيم تاميروف نقش های دون کيشوت و سانچو پانزا را ايفا کردند

او ساختن اين فيلم را در سال ۱۹۵۵ شروع کرد و در سالهای بعد در هر فرصتی بخشی از آن را جلوی دوربين برد. طی اين سالها چه بسا دکورها، فضاها، ايده ها عوامل فنی و هنری عوض شدند. طی فيلم هفت فيلمبردار عوض شدند و برخی از هنرپيشه يا کنار رفتند يا به عالم باقی شتافتند! بازيگر اسپانيايی فرانسيسکو ريگوئرا ايفاگر نقش دون کيشوت نيز سرانجام درگذشت.

از فيلم ولز جز تصاويری پراکنده چيزی در دست نيست، اما از همين اندک نيز ديد ژرف و تخيل غنی سينماگر آشکار است. ولز از کنار هم نشاندن نمايه های ناهمزمان به طنزی درخشان می رسد: دون کيشوت و سانچو پانزا از اسپانيای قرون وسطی به دنيای امروز رسيده اند و با پديده های مدرن روبرو می شوند: اتومبيل، راديو و تلويزيون، موشک، هواپيما و سرانجام دوربين فيلمبرداری، که طبعا پشت آن شخص اورسن ولز قرار گرفته است. ولز با دو مرد آواره برخورد می کند و به آنها می گويد که برای ساختن فيلمی از رمان دون کيشوت به اسپانيا آمده و از ديدن آنها خوشحال است، چون آن دو برای ايفای نقش های اصلی فيلم او جان می دهند!

در جشنواره سينمايی کان سال ۱۹۹۲ فيلمی عرضه شد از خسوس فرانکو به نام "دون کيشوت اثر اورسن ولز" که بيشتر تکه فيلم های استاد را گردآوری کرده بود. ولز در سراسر زندگی خلاق خود از شرايط ناهموار توليد سينمايی رنج کشيد. او به ندرت برای فيلم های خود بودجه کافی در اختيار داشت. بارها ساختن يک فيلم را رها کرد، تا با بازی در فيلم های کم اهميت برای ادامه فيلم خود سرمايه تهيه کند. اين شگرد وقت و انرژی او را به باد داد و نتيجه ای به همراه نداشت. در عالم سينما می توان ولز را دون کيشوتی ديگر ديد که در مصافی نابرابر يک عمر با غولهای سينمايی جنگيد!

تلاش های ناکام

ژان روشفور بازيگر فرانسوی در تلاشی ناکام برای ايفای نقش دون کيشوت

در اواخر دهه ۱۹۹۰ رؤيای تری گيليام نيز در تهيه برگردانی سينمايی از رمان دون کيشوت به کابوسی تلخ بدل شد. او که برای کارگردانی فيلم "چه کسی دون کيشوت را کشت؟" به اسپانيا رفته بود، از اولين روزهای شروع فيلمبرداری با انواع و اقسام دشواری ها و بدبياری ها روبرو شد و ناگزير شد فيلم را ناتمام رها کند.

در فيلم گيليام که اقتباسی مدرن از رمان سروانتس بود، قرار بود ژان روشفور و جانی دپ نقش های دون کيشوت و سانچو پانزا را ايفا کنند. در سال ۲۰۰۲ از گرفتاری های تهيه و مشکلات پشت صحنه اين پروژه، فيلمی عرضه شد به نام "گم شده در لامانچا".

فيلم مردی از لامانچا (۱۹۷۲) ساخته آرتور هيلر برگردان سينمايی يک نمايش در نمايش است. در اين فيلم پيتر اوتول هم نقش سروانتس را ايفا می کند و هم نقش قهرمانش دون کيشوت را. فيلم در زندان شروع می شود. سروانتس به خاطر نوشتن نمايشنامه های هجوآميز توسط انکيزيسيون به سياهچال افتاده است. (سروانتس در واقع به زندان افتاده بود، اما به دليل رشوه خواری!)

لامانچا
پوستر فيلم مردی از لامانچا ساخته آرتور هيلر

نويسنده که از رنج زندان و آزار زندانيان موذی به ستوه آمده، برای سرگرم کردن هم زنجيران خود، آخرين اثر خود را به کمک آنها، و با بازيگری آنها به اجرا می گذارد. راهزنی مفلوک نقش سانچو پانزا را در نمايش او ايفا می کند و يک فاحشه (سوفيا لورن) نقش دولسينه را... در يک نمای زيبا و گويا، سوارکار اندوهگين حصار تنگ زندان را ترک می کند و به دشتهای فراخ اندلس رکاب می کشد...

آخرين دون کيشوت ها

در سال ۲۰۰۰ پيتر ييتس کارگردان انگليسی ورسيون تازه ای در سه قسمت برای تلويزيون آمريکا ساخت. در اين فيلم تأکيد بر پيام اخلاقی رمان است. دون کيشوت که تحت تأثير رمانهای سلحشوری وجدانش بيدار شده، پا در رکاب می گذارد و به استقبال حوادثی می رود که بيشتر زاده تخيل خودش هستند تا اعمالی واقعی.

در اين فيلم بازيگر آمريکايی جان ليث گو نقش دون کيشوت را ايفا کرده است.

در سال ۱۹۹۱ سريالی در اسپانيا ساخته شد که در آن فرناندو ری نقش دون کيشوت را ايفا می کرد.

تازه ترين برداشت معروف از اين رمان فيلم سينمايی "شهسوار دون کيشوت" است به کارگردانی مانوئل آراگون که پيشتر سريالی از اين اثر برای تلويزيون اسپانيا ساخته بود. ساختار اين فيلم نوعی رمان در رمان است، زيرا قهرمانان دون کيشوت در دنيای معاصر به زندگی خود ادامه می دهند.

دون
فرناندو ری، يکی از بهترين دون کيشوت ها

دون کيشوت و سانچو پانزا در اوايل قرن هفدهم به لطف کتاب سروانتس به شهرت فراوان رسيده اند. آنها اينک به دنبال ماجراجويی های خود در کوه و کمر سرگردان هستند، که با خبر می شوند ترکها از دريا به اسپانيا حمله آورده اند. دو سوارکار کمر همت می بندند و در دفاع از شرف و ناموس به مصاف دشمنان موهوم می روند.

با وجود اين فيلم ها می توان با اطمينان گفت که رمان دون کيشوت آکنده از روايت های بديع و درونمايه های نغز و دلنشین است، که در آينده نيز همچنان الهام بخش سينماگران خلاق خواهد بود.

 
 
دون کيشوت پيشقراول دنيای مدرن
مجموعه مطالبی به مناسب چهارصدمين سالگرد انتشار رمان دون کيشوت
 
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران