BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 16:00 گرينويچ - چهارشنبه 06 آوريل 2005
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
سرگذشت کم شناخته واژه های زبان فارسی
 

 
 
روی جلد فرهنگ ريشه شناختی زبان فارسی
فرهنگ ريشه شناختی زبان فارسی
دکتر محمد حسن دوست
زير نظر دکتر بهمن سرکاراتی
جلد اول: آ – ت
فرهنگستان زبان و ادب فارسی، ۱۳۸۳
هشتاد (از جمله ۱۸ صفحه فهرست منابع)+ ۳۶۰+ نمايه لغات فارسی (۹۰ صفحه)

فرهنگ ريشه شناختی زبان فارسی تازه ترين کوشش در حوزه نشر فارسی برای پر کردن جای خالی يک نياز قديمی است. کافی است توجه کنيم که بزرگترين فرهنگ لغت فارسی يعنی لغتنامه دهخدا از مباحث ريشه شناختی تقريبا خالی است. حال آنکه تمام فرهنگ نويسان می دانند که نياز به شناخت تاريخ واژه ها بخش مهمی از شرح واژه در يک فرهنگ جامع لغات است.

دشواريهای مطالعات زبانشناسی تاريخی در ايران که در۲۵ سال اخير تشديد شده موجب کم رشدی در زمينه ريشه شناسی هم شده است. با اينهمه نسل پيشگام زبانشناسان تاريخی در ايران هنوز به پرورش معدود شاگردان مستعد خود ادامه می دهند. کتاب حاضر نيز در واقع حاصل کوشش های شش ساله کسی است که خود در محضر يکی از استادان مسلم زبانشناسی تاريخی يعنی دکتر بهمن سرکاراتی پرورش علمی يافته است. از استاد، مقاله مفصلی هم در آغاز اين کتاب همچون مقدمه آمده است که يک مقاله جامع در معرفی دامنه مباحث ريشه شناسی و نيز تاريخ اين علم است.

دکتر سرکاراتی که کتاب زير نظر او تدوين شده و چنين پيداست که استاد راهنمای رساله دکتری مولف بوده است (گرچه روشن نيست که اين کتاب را بايد صورت ويراسته همان رساله دکتری مولف دانست يا تاليفی مستقل)، در بحث خود در باره مکتب های ريشه شناسی توجه می دهد که ريشه شناسی امروز از سويی به معنی شناسی (سمانتيک) پيوند خورده است و از سوی ديگر به شناخت تاريخی واژه ها و تحولات آوايی آنها و در عين حال از باستانشناسی و ساير علوم شناخت دنيای کهن بی نياز نيست. روش پيشنهادی او برای بررسی های ريشه شناختی در کتاب آقای حسن دوست بازتاب مناسبی يافته است.

فرهنگ نويسی برای ريشه ها

فرهنگ نويسی در زمينه ريشه شناسی به دانش گسترده در زبانهای گويا و خاموش ايرانی نياز دارد و چون تحصيل اين زبانها دشوار است و آينده روشنی هم در ايران برابر دانشجوی اين زبانها وجود ندارد شمار کسانی که به اين تحصيلات رو کنند يا از آن موفق بيرون آيند و در رشته تحصيلی خود به توليد برسند بسيار کم است.

از اين رو، کوشش دکتر محمد حسن دوست را بايد ارج نهاد که بخشی از عمر را در اين کار پرزحمت و کم فايده از نظر مادی سرمايه کرده است. اما حاصل کار او گنجينه ای است از فرهنگ و زبان که همه علاقه مندان به مباحث ريشه شناسی را سودمند می افتد.

مولف با اين کتاب اولين جلد از فرهنگ ريشه شناختی زبان فارسی خود را منتشر کرده است. در تاريخ نشر ايران دست کم دو فرهنگ نامدار ديگر نيز در اين زمينه منتشر شده که متاسفانه انتشار هر دو در همان جلد اول متوقف شده است. يکی اساس اشتقاق فارسی که دکتر جلال خالقی مطلق ترجمه کرد و بنياد فرهنگ ايران در زمان رياست شادروان خانلری منتشر ساخت و ديگری کار بزرگی که تاليف آن را پژوهشگران همين بنياد شروع کردند و با نام فرهنگ تاريخی زبان فارسی در اواخر رژيم پهلوی انتشار يافت. هيچ يک از اين دو ترجمه وتاليف ادامه نيافت. گرچه کار فرهنگ تاريخی با تجديد نظر در روش تاليف ظاهرا تحت سرپرستی دکتر تقی پورنامداريان بيش از ده سال است ادامه دارد ولی هنوز از آن چيزی منتشر نشده است.

دامنه و روش کار

جلد اول تاليف آقای حسن دوست از الف تا ت، يا از آب تا تيهو را در بر دارد. مولف خود در مقدمه کوتاهی می گويد که کوشيده است "در حد امکان همه لغات فارسی اصيل را که مطلبی قابل توجه در باره وجه اشتقاق آنها به دست آمده است" در اين فرهنگ گرد آورد. بنابرين اصل کار او پژوهش و گردآوری مطالب ريشه شناسان و سپس تنظيم روشمند آنها و افزودن تحقيقات خود بر اين مجموعه است.

در عين حال، بجز لغات اصيل فارسی "برخی از لغات دخيل از زبان های ترکی، يونانی، عربی و زبان های ديگر که برای فارسی زبانان شناخته و مانوس است" نيز در اين فرهنگ مورد بحث قرار گرفته است.

روش کار مولف چنين است که ابتدا معنی لغت را می آورد، يعنی تعريفی را که فرهنگ های معروف فارسی از لغت دارند با ذکر شواهد از متون کهن نقل می کند، سپس به اشتقاق لغت می پردازد و سير معنايی آن را روشن می سازد و سرانجام به منابعی اشاره می کند که در آنها درباره لغت مورد نظر ( مدخل ) حرف و سخنی به ميان آمده است.

گردشی در مدخل های " آ"

با تورقی در مدخل های "آ" در اين فرهنگ به نکات جالبی برمی خوريم که برای آشنايی خوانندگان اشاره به آنها خالی از لطف نيست:

مولف ذيل آب تذکر می دهد که "رود" نيز از معانی "آب" است و برای آن واژه ای را در زبان پروسی کهن نشان می دهد:"اپه" apa که نزديکی اش با واژه آب در خورد توجه است. از طريق همين مدخل در می يابيم که واژه هايی نزديک به آب در برخی از زبانهای اروپايی نيز به همين معنا وجود دارد. چنانکه در زبان لتونيايی "اوپه" upe به معنای مطلق آب به کار می رود.

آبخوست (خشکی و جزيره ميان دريا) نيز دارای روابط جالبی از نظر زبانی با واژه "خون" است که در شبيخون به کار می رود ( يا در واژه کم کاربردتر روزخون که شبيخون روزانه باشد!). هر دو در ريشه اوستايی "خوه" xvah به معنای کوفتن و فشردن مشترک اند.

معنای تاريخی آبستن دارای ملاحظات اجتماعی در خور تاملی است زيرا اين واژه اصلا به معنای باردار بودن به پسر است: از واژه اوستايی اپوچه تنو a-puca-tanu . واژه ميانی در ترکيب اوستايی همان است که در طبری پوس/ پوث (به معنای پسر) تلفظ می شود. و روی هم معنی می دهد: آنکه تنش حامل فرزند پسر است. در بسياری از مواقع هنوز هم معادل آبستن در فارسی "بچه دار بودن" است. البته بسياری از ايرانی ها امروز ممکن است ندانند که بچه يعنی پسر! اما مثلا در گويش فارسی تاجيکی همچنان "بچه" به معنای رفيق و مرد و پسر جوان به کار می رود.

آزرم در معنای قديم خود که غم و اندوه و تنگی و سختی باشد با واژه آزار همريشه است و هر دو از ريشه اوستايی زر zar به معنای تحريک کردن و خشمگين کردن.

در آژير کلمه زيرک را هم می توان ديد. معنای اول آژير اصولا زيرک و هوشمند است. در صورت ديگر واژه که "آزير" است می توان سايه زيرک را پررنگ تر ديد. در اوستايی "جيره" jira (ژيره/ ژيره / زيرک) به معنای سرزنده و زيرک آمده است.

به همين ترتيب، در واژه آستين هم می توان واژه "دست" را يافت زيرا که صورت کلمه در فارسی باستان "آدستينه" a-dastaina يا "آدستنيا" a-dastanya است.

طبقه بندی تحولات واژه ها

واژه های اين فرهنگ را می توان از جنبه های مختلف تحولات واژگانی بررسی و طبقه بندی کرد. مثلا گروهی از واژه ها هستند که در طول زمان دراز تغييرات اندکی داشته اند و تقريبا به همان صورت باستانی –يا دقيق تر: به يکی از صورتهای باستانی خود- امروز نيز به کار می روند. از اين دست واژه ها بايد به آفتاب اشاره کرد که در فارسی متون مانوی هم مثلا به همين صورت به کار رفته است. واژه ديگر آهسته است که گويی هيچ شتابی برای تغيير نداشته و از صورت فارسی باستان خود که "آهستک" a-hastaka است تغيير چندانی نکرده است.

يک گروه ديگر از واژه ها که معمولا مورد توجه دانشجويان ايرانی در هنگام آموختن زبانهای خارجی قرار می گيرد، واژه هايی است که بين زبان خود با زبانی که می آموزند مشابه می يابند. از اين دست واژه ها مثلا آواز قابل توجه است زيرا ريشه آن "آواکه" a-vaca است که با واژه های مربوط به خواندن در زبانهای اروپايی همريشه است ( ووکال vocal در انگليسی مثلا به معنی موسيقی آوازی است). در زبان لاتينی "ووکاره" vocare به معنای صدا کردن و خواندن به کار رفته است. صورت سانسکريت آن يعنی "واکه" vaka نيز به معنای سرود و ترانه است.

کاری طاقت فرسا برای يک تنه انجام دادن

با وجود زحمت طاقت فرسايی که مولف بر خود هموار کرده است تا کلمه به کلمه 360 صفحه فرهنگ خود را از اينجا و آنجا گردآورد و سازمان دهد، اما اين نوع کارها در زمان ما ديگر نه کار يک تن که کار يک گروه ورزيده است که به حمايت سرمايه و سازمان لازم نيز پشتگرم باشند.

اين چيزی است که می توان حدس می توان زد مولف از آن بهره ای نداشته و يک تنه کار خود را پيش برده است. گرچه تا همين جا حاصل کار فردی او با نظمی در خور تحسين در اختيار علاقه مندان قرار گرفته است اما حاصل کار جمعی ديگران هنوز انتشار نيافته باقی مانده است. قابل توجه است که کارهای موفق گروهی در اين زمينه ها در ايران نمونه های زيادی ندارد.

مشکل کتاب در ارتباط با خواننده عمومی

برای چنين کتاب هايی يک مشکل عمده، ايجاد ارتباط و تسهيل آن برای خواننده عمومی است که به شوق يافتن ريشه واژه ای به آن مراجعه می کند.

اگر از اين منظر بنگريم، يکی ازعيب های ظاهری کتاب اين است که برخلاف فرهنگ های ديگر در سطرهای کوتاه حروف چينی نشده است. معمولأ کتابهای فرهنگ واژگان را به صورت دو ستونی حروف چينی می کنند تا خواننده راحت تر سطرها را دنبال کند. فرهنگ ريشه شناختی زبان فارسی فاقد اين نوع ستون بندی است و به صورت کتابهای عمومی حروف چينی و ستون بندی شده است.

از اين که بگذريم، کتاب بر ريشه شناسی "لغات اصيل فارسی" تکيه دارد اما منظور از لغات اصيل فارسی را مولف روشن نکرده است. واژه اصيل يکی از بحث انگيزترين مباحث قرن گذشته در ايران هم در حيطه تخصصی اهل آکادمی و هم در حيطه عمومی ميان مردم بوده است. شايد به همين دليل در فرهنگ ريشه شناختی زبان فارسی همه واژگان اصيل فارسی نيامده است چنانکه واژه آسيب در مدخلهای "آ" مدخل مستقل ندارد.

ساکت بودن کتاب در باره زبانهای خاموش و کم آشنا

مشکلات ديگری نيز از نظر خواننده عمومی وجود دارد. برای مثال وقتی به لغت انوشه می رسيم، مولف نخست، فارسی ميانه آن "انوشگ" را می آورد و سپس جزء جزء آن را به قياس هايی به زبانهايی مانند زبانهای هند و اروپايی و اوستايی و فارسی ميانه ترفانی و پارتی و سغدی و سکايی و آسی و مانند آن معرفی می کند.

برای خواننده غير متخصص که با زبانهای خاموش يا ناآشنا آشنايی ندارد، چنين قياس هايی ممکن نيست. مولف به خوانندگانی نسبتا حرفه ای نظر دارد چرا که برای مثال "فارسی ترفانی" معنايش برای خواننده غير متخصص روشن نيست، چه رسد به "فارسی ميانه ترفانی". از همين قبيل است سغدی و پارتی و خوارزمی و ديگر زبانها.

دشواری کار برای ارتباط برقرار کردن کتاب با خواننده / مراجعه کننده غير متخصص در اين است که مولف اساسأ بنا را بر اين نگذاشته که درباره زبانها توضيح دهد. مثلأ بگويد که زبان خوارزمی چطور زبانی بوده، در کجا و در چه محدوده جغرافيايی رواج داشته، کدام مردم در چه دوره يا دوره هايی به آن سخن می گفته اند، آثار مکتوب در آن زبان وجود دارد يا نه، امروزه رواج دارد يا از ميان رفته است و از اين قبيل.

درست است که حرف خ در اين جلد نيامده که بتوان انتظار داشت زبان خوارزمی توضيح داده شده باشد اما در باره زبانهايی که نامشان با حروف چاپ شده در فرهنگ شروع می شود هم توضيحی وجود ندارد. چنانکه حرف پ در همين جلد آمده اما کلمات پارت و پارتی در آن ديده نمی شود. حتی کلماتی مانند "پهلو" و "پهلوان" در زير همين حرف توضيح داده شده اما پهلوی نيست که بتوان از زبان پهلوی اطلاعی کسب کرد. چنين است ترفانی که در باره آن توضيحی ذيل مدخلهای حرف ت نيامده است.

علاوه بر اينها در ريشه شناسی لغات مدام به اشاراتی بر می خوريم که اسم زبان يا گويش ناحيه ای در ايران زمين است مانند يزغلامی و سريکلی و پراچی و شغنی و وخی (گويش ها / زبانهای بدخشانی) و مانند اينها. اما نويسنده درباره آنها نه در پانويس و نه در پايان کتاب توضيحی نمی دهد. خوشبختانه دکتر سرکاراتی در پيشگفتار کتاب که در واقع مقاله و سخنرانی جداگانه ای است، اين واژه ها را تا حدی توضيح داده وگرنه خواننده با مبهمات بيشتری رو به رو می بود.

افزودن يکی چند نقشه زبانی به کتاب و نوشتن فصلی در باره زبانهای مرجع (در قياس های ريشه شناختی) در چاپ بعدی، می تواند کمک مهمی به عمومی تر کردن حوزه خوانندگان کتاب و طبعا گسترش دامنه اين دانش در بين عموم باشد.

کم توجهی به نمايه سازی

فرهنگ ريشه شناختی آقای حسن دوست از نظر نمايه پردازی هم کاستی هايی دارد. در پايان کتاب نمايه تمام واژه های مورد بحث يا اشاره شده در ضمن بحث ها آمده است اما نمايه واژه های زبانهای مختلف مثلا کردی، پشتو، ارمنی، سغدی، فارسی باستان و مانند آنها وجود ندارد. انواع ديگر نمايه سازی را هم می توان برای واژه های ريشه شناسی شده به دست داد که طبقه بندی آنها از نظر نوع تحول يکی از آنهاست - کاری که در نشان دادن نظام تحولات واژه ای بسيار مهم است.

گرچه نمايه سازی کاری وقتگير است اما کار مراجعه به فرهنگ را آسانتر و بازيابی مطالب انبوه آن را راحت تر می کند. اين کار را يک دستيار جوان و دقيق و علاقه مند حتما می تواند زير نظر مولف به انجامی مطلوب برساند.

اگر ادامه يابد...

البته وجوه مثبت کار آقای حسن دوست، بسيار بيش از خرده هايی است که می توان بر کتاب گرفت. راهی که او طی می کند آغازگر دوباره راهی در زبان فارسی است که سرانجام روزی بايد رفت و اگر ادامه يابد و مانند اسلافش به جلد اول ختم نشود می تواند نام او را در شمار خدمتگزاران نامدار زبان فارسی قرار دهد.

-----------------------------------
* تمام تلفظ های قديمی که به خط فارسی نوشته شده تقريبی است. در اصل کتاب تنها صورت آوانگارانه تلفظ ها به خط لاتين ثبت شده است.

 
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران