BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 18:18 گرينويچ - جمعه 15 آوريل 2005
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
گفتگو با حبيب و محمد
 

 
 
حدود چهارماه ميشه که آلبوم " جوونی" حبيب و محمد بيرون آمده. آلبوم شامل ۱۵ آهنگه و يک dvd. آلبوم جوونی از آلبومهای قوی پاپ ايرانی در ماه های اخير بوده و کار تازه و متفاوتی از هنرمند پاپ ايران حبيب به حساب مياد.


به بعضی از آهنگهای اين آلبوم بايد با دقت گوش کرد. چون ملودی گيتارها و صداهايی که استفاده شده واقعا شنيدنيه. چند ماهی بود که منتظر فرصتی بودم که بتونم رو در رو با حبيب درباره اين آلبوم صحبت کنم و درعين حال با محمد که تا حالا از زير مصاحبه در رفته بود گپی بزنم.

اين آرزوی نوروز امسال مابين کنسرتهای نوروزی شهر منچستر و لندن برآورده شد. البته ساعت های يک صبح مابين مينی بوس و آسانسور هتل!


بهزاد: محمد جان چندمين بار هست که روی صحنه ميری؟
محمد: فکر کنم ششمين يا هفتمين باری هست که روی صحنه ميرم.

فکر کنم دفعه بعد که ببينمت بگی شصت هفتاد باره !( خنده زورکی محمد) توی اين کنسرت ها که توی منچستر انگلستان بود، خيلی از بچه ها می خواستن بپرن روی صحنه و محمد رو بگيرن، محمد هم جاخالی نمی داد! موضوع چيه؟
حبيب: محمد هم مثل خود من خجالتيه. ضمناً اين چيزها براش تازگی داره و خودش اين عکس العمل ها و محبت های مردم رو دوست داره.

خوب درباره آهنگ و آلبوم " جوونی " صحبت کنيم.
حبيب: راستش شعر آهنگ " جوونی " رو خودم گفتم. "جوونی و سادگی و خوشگلی" بيشتر موقع ها خانم من وقتی صحبت می کرد می گفت: "جوونی يک زيبايی به خصوصی داره." حالا چه جوری اين شعر به مغز من خطور کرده خدا داند!

حتماً آينه کمک کرده! ( خند ه دسته جمعی ولی از روی نيت خير) نظر خودتون درباره آلبوم " جوونی " چيه؟
حبيب: اگر قرار باشه من خودم از ۱۰ به اين آلبوم نمره بدم، نمره ۶ ميدم! از نظر من آلبوم ضعيفی هست و اون چيزی نيست که خودم ميخوام! آهنگهای آينده من خيلی از اين آلبوم قوی تر خواهد بود.


اين آلبوم چطوری شکل گرفت؟
حبيب: از ماه مارچ دو سال پيش تا ژانويه امسال، تقريبا دو سال طول کشيد تا اين آلبوم ضبط بشه. خيلی روی اين آلبوم وقت گذاشتيم و زحمت کشيديم. البته اون آلبومی که من می خوام نيست ولی فروش زيادی داشته. آلبوم بعدی اونی خواهد بود که من خودم ميخوام!

من خودم آهنگ " ناز نکن " رو از اين آلبوم خيلی دوست دارم.
حبيب: اتفاقاً من دوست داشتم اين آهنگ رو محمد بخونه. چون توی سن من نيست که بگم " تو چشمام زول نزن اينطور جون من ". اين مال جوون هاست و من پيرمرد نبايد ميخوندم. اما به هر حال خوندم و مردم هم خوششون اومده. البته توی اين آلبوم سعی کردم آهنگ هايی بخونم که با آهنگ های محمد جور بشه. آهنگ ها همه طبق سبک و استايل خودم هستند اما يک مقدار ريتميک و سريع تر. ضمنا شاعر آهنگ " ناز نکن " هم داوود بدخوانی از فاميل های خودمونه.

کنسرتها و " شهلا"

امسال سال پر کاری برای حبيب و محمد و خيلی از خواننده های پاپ ايرانی خارج از کشور بود و به نظر می ياد که اکثر کنسرتهای بزرگ نوروزی در اروپا برگزار شد و خبر زيادی در آمريکا نبود. خواننده ها سه تا چهار هفته در سفر و کنسرت گذروندن.


مردم بيشتر کدوم آهنگهاتون رو در کنسرتها درخواست کردند ؟
حبيب: اکثراً هم آهنگ های قديمی رو دوست دارن بشنون.

ولی نيت شما توی اين سفرهای اخير اين هست که آلبوم جديد رو بخونين، درسته؟
حبيب: بله. اما به دنبال اون آهنگ ها، آهنگ های قديمی رو هم می خونم.

توی منچستر شما آهنگ قديمی " شهلا " رو هم خوندين! حالا می خوام شيطنت کنم و از محمد بپرسم که آيا می دونه موضوع اين آهنگ چيه؟
محمد: ميگن اين آهنگ رو بابام واسه خانم قبليش خونده. اما اسم خانم قبليش " شادی " بوده. پس مردم اشتباه می کنن و تا اونجائی که من می دونم پدرم دو تا آهنگ ديگه برای زن سابقش خونده بوده " هميشه نگاهم " و " امشب شب جداييمونه ".
(استناد به مصاحبه های قبلی : حبيب آهنگ شهلا رو زمانی که در آذربايجان برنامه اجرا می کرده از خواننده ديگری می شنوه و اينکه شاعر و آهنگساز اصليش کی بوده ، فعلا خبر نداريم )

محمد، برای من جالبه که بدونم آيا از آهنگ های آقای حبيب ( بابا ) که قديما می خوندن ، خاطره داری يا نه ؟
محمد: يادمه از بچگی هميشه بابام آهنگ های " مرد تنهای شب " و " شهلا " رو می خوند و مردم هم اين آهنگها رو خيلی دوست داشتن. اين چند شب هم ديدم که مردم هم صدا با بابام ترانه های قديمی شو زمزمه می کردن. بنابراين خاطرات خوبی از اين آهنگها دارم.


"قسم به جون مادرم !"

محمد رو پارسال تو آمريکا ديدم. خيلی خجالتی بود و يک سلام عليک تو راهروی تلويزيون "طپش" کرديم . اون روزهای اولی بود که داشتن ويديوهای آهنگهای آلبوم جوونی رو ضبط می کردن. حالا که ديدمش خيلی فرق کرده بود. خجالتش ريخته بود و بعد از اينکه از روی صحنه پائين اومد نوجوونای ايرانی دورش رو گرفتن و ازش امضا خواستن. اينبار که ديدمش خيلی زود جوش خورديم و فهميدم که ديگه اين محمد اون محمدی که من ديده بودم نيست!

محمد درسته که تو خجالتی هستی؟
محمد: بله. اما من روی صحنه راحت هستم. وقتی انرژی رو از مردم بگيرم و ببينم اونها خوشحال هستند، راحتم.

دلهره های کنسرتهای اولت رو يادت مياد؟
محمد: آره آره! دو سال پيش تو اولين کنسرتم تو لاس وگاس خيلی ترس داشتم و کلی با بابام هم دعوا داشتم!
( استناد به حرفهای سر شام با حبيب و محمد: آخه محمد قبل از کنسرت گم شده بوده و تلفن همراهش هم جواب نمی داده ! حبيب نگران که محمد از ترس صحنه يک جائی قايم شده! ولی واقعيت اين بوده که تو يک هتلی پرسه می زده که آروم بشه که بياد روی صحنه و اونجا تلفنش آنتن نمی داده.)


حبيب: ترس ورش داشته بود! چون ميخواست بره بالای صحنه و من گفتم اگر بترسه و دير بره بالا خوب نيست. به اين دليل من عصبانی بودم. اما ديدم که اومد و بالاخره به خوبی و خوشی گذشت.

محمد جان تجربه خوانندگی چطور بوده؟ يعنی ديگه قراره همين رو ادامه بدی مگه قرار نيست مهندس يا دکتری چيزی بشی؟
حبيب ( به دفاع از محمد ): به اندازه کافی دکتر داريم، مخصوصاً توی لس آنجلس! هر کسی می بينی دکتره! خوب محمد هم ميتونه دکتر باشه و هم خواننده!

محمد: من موسيقی رو از بچگی خيلی دوست داشتم. اما به خاطر سختی هايی که بابام حدود ۱۵ سال پيش توی لس آْنجلس کشيد يک مقدار دل زده شده بودم. اون موقع بازار خوانندگی يک مقدار بد بود. البته الان موقعيت عوض شده و من هم راضی هستم. و می خوام به خوانندگی ادامه بدم.


آهنگ " قسم" يکی از آهنگهای خوب و تک آلبومه. کاملاً روحيه و سبک حبيب توش هست و اجرای محمد هم تو اين آهنگ خيلی خوبه، درسته؟
حبيب: شعر آهنگ قسم از پاکسيما ست. ايده اين آهنگ رو محمد به من داد و گفت سعی کن آهنگ ها ريتميک باشه. من وقتی شعر می گم بعضی وقت ها يک ماه طول ميکشه تا آهنگی برای اون بسازم. ولی وقتی شعر " قسم " رو گرفتم انقدر قشنگ بود که خودش خود به خود ملودی رو به من داد و من همون ساعت اول، اولين ملودی رو ساختم.

اولين ملودی رو وقتی می سازم، ميزارمش کنار تا استراحتی بکنم. بعد شروع می کنم بقيه ملودی رو کم کم ساختن. بعد از يکی دو هفته انقدر می زنم و می خونم تا خود به خود آکورد ها عوض ميشن و آهنگ کامل ميشه.
خلاصه قسم اينجوری ساخته شد.

توی اين آهنگ يک تکه هست که ميگه " قسم به جون مادرم ". فکر نکردين که اين قسمت ريسکيه!؟
محمد: بله درسته. حتی يک قسمت ديگه هست که ميگه " قسم به قرآن مجيد ".


"فرياد دردناک"

روی صحنه حبيب کمی مکث کرد و بعد ادامه داد!

آقای حبيب، شما در کنسرت های منچستر وقتی که روی صحنه بودين مثل اينکه در هنگام اجرای يکی از آهنگ ها، گلوی شما آسيب ديد، درسته؟
حبيب: کلاً صدای آهنگ های من خيلی بالا هست. امشب وقتی آهنگ " مادر " رو می خوندم گلوم زخم شده و خونريزی کرد! آهنگ رو شروع کردم و بعد از خوندن اول اون ديدم گلوم گرفت. اما وقتی ديدم مردم به من انرژی زيادی ميدن، ادامه اون رو هم خوندم.

برای بار صدم درباره آهنگ "مادر" برامون ميگين؟
حبيب: حدود ۲۸ سال پيش، در همون شبی که مادر من فوت کرد، من يک معر ( شعری که هنوز کامل نشده ) گفتم و بلافاصله بالای صحنه اون رو خوندم.

"شميران يا ارگ تبريز ؟"

با اينکه ده بار از حبيب پرسيديم که متولد کدوم شهره ، زندگيش در آذربايجان باز هم من رو به شک انداخت.

شما متولد کجا هستين؟
حبيب: من متول شمران هستم. البته سه سال در رضاييه و چند سالی هم در تبريز زندگی می کردم که اونجا توی چاله افتاديم و مجبور شديم زن بگيريم !!! ( پاورقی بهزاد: وقتی حبيب اين رو گفت محمد کلی خنديد! )


محمد چند سالته و کجا دنيا اومدی؟
محمد: ۲۴ سالمه و توی تهران متولد شدم. ۳ سالم بود که از ايران اومديم بيرون.

خاطره ای از ايران داری؟
محمد: از بچگی خاطره های خوبی ندارم، چون موقع جنگ بود. اما حدود سه چهار سال پيش با بابام رفتيم ايران. ايران خيلی فرق کرده بود اما مردم خيلی گرم بودن.

"پدر و پسر"

به روش بازجويان زندان، مصاحبه رو ادامه دادم.

آقای حبيب به نظر شما آيا محمد توی اين يک ساله اخير موفق بوده؟
حبيب: خدا رو شکر خيلی خوب بوده. خود محمد خيلی توی اين آلبوم نقش داشته و بيشتر موفقيت اين آلبوم به خاطر محمد هست.

خوب محمد، حالا که تو انقدر نقش داشتی اصلاً يک مقدار از خودت برامون بگو. چی کار می کنی، چرا، کی و کجا ... !!!
محمد: من در لس آنجلس و در بيرون شهر با مامان و بابام زندگی می کنم. الان چند وقتی هست که کار موسيقی رو شروع کردم و تمام توجه ام روی همينه. البته بعضی مواقع ترس دارم که چی ميشه و چه اتفاقی در آينده ميافته. البته شايد هيجان الکی هست که دارم.

آقای حبيب، از زندگی الان خودتون راضی هستين؟
حبيب: راستش من از زمانی که از ايران بيرون اومدم از زندگيم راضی نيستم. زندگی خيلی زود ميگذره و من هر چی فکر می کنم می بينم که زندگی در آمريکا همش مشکل بوده. غربت چيز بديه!


محمد تو چی فکر می کنی؟
محمد: ممکنه بابام خيلی بد ديده و اينجوری جواب ميده. اما من اميدوار هستم. هميشه بايد نصفه پر ليوان رو ديد وگرنه همه چيز بدتر ميشه.

محمد مثل اينکه توی کنسرت ها تو رو يک بار کشيدن توی جمعيت، درسته؟
محمد: آره. کشيدن و يکی از دستبند هام رو کندن که مديرم به من هديه داده بود! خانمی که دستبند رو کند دوباره دستش رو دراز کرد که منو بکشه پائين، من هم گفتم "اين يکی دستبند رو هم ميخوای!!!؟؟؟"

"اول کدوم بود، مرغ يا تخم مرغ ؟"

سوال تکراريه ولی حبيب چی فکر می کنه .

آقای حبيب، يک سوالی که هميشه مردم از من می پرسند اينه که اول شعره بعد آهنگه يا که اول آهنگه و بعد روش شعر ميگذاريد! دقيقاً مثل حکايت مرغ و تخم مرغ! ميشه برامون يک مقدار از کارهای خودتون توضيح بدين؟
حبيب: بعضی وقت ها من توی خونه نشستم و شعری ندارم. برای خودم شروع می کنم به کيبورد و گيتار زدن. خود به خود بعضی از آکوردهايی که می زنم من رو ميگيره! بلافاصله يک ملودی توی سرم می افته و شروع می کنم اون رو ادامه دادن. آکورد رو ادامه ميدم تا يک ملودی قشنگ بسازم. بعد روی اون معر ( شعری که هنوز کامل نشده ) ميزارم تا ملودی رو روش پياده بکنم.

ولی اگر اول شعر رو بگيرم و بعد از اون ملودی رو بسازم خيلی راحت تره. اگر شما به موسيقی خواننده های ديگه گوش بدين، خود به خود ملودی اونها رو می دزدين. اما وقتی شعر رو داشته باشين مجبورين ملودی رو بر روی شعر پياده بکنين. شعر رو می بينين و خط به خط اون رو می خونيد. يکی از اون خط ها فرم خوندن مصرعش با بقيه فرق داره. اون خط ملودی اصلی رو به شما ميده. من معمولاً شعرهای زيادی می گيرم و روشون کار می کنم و روی يکی از اونها ملودی می سازم. بعد اگر لازم باشه بعضی قسمت های شعر رو عوض می کنيم.

"بيا ، يک بوسه دروغه! "

راستشو از محمد و حبيب بشنويم.

محمد جان درباره آهنگ " بيا " بگو.
محمد: اين آهنگ ساخته بابامه و شعر از خانم پاکسيما هست. تنظيم اون هم کار آقای شوبرت آواکيان هست. ويديوی اون رو هم کوجی ساخته. يکی از دوستهای من که اهل ترکيه هست در اين آهنگ هم ساز زده. اکثراً دوست های خودم هستند که توی اين آهنگ ساز می زنند.

آقای حبيب، آهنگ " دروغ " من رو کلافه کرده! واقعاً شعرش حرف دل ما رو می زنه!
حبيب: آهنگ " دروغ " ابتدا اين فرمی نبوده که من ساختم. اين آهنگ رو خيلی ساده تر ساخته بودم. وقتی با شوبرت نشستيم و صحبت کرديم گفت می خوام اين آهنگ ريتم سالسا ( ريتم اسپانيايی ) داشته باشه. من تعجب کردم و گفتم با کار من جور در نمياد! اما شوبرت خيلی قشنگ اين آهنگ رو بسته بندی کرده و خيلی جالب شده. اين آهنگ جزو آهنگ هايی هست که مردم خيلی دوست دارند و حسابی گرفته.

شما اخيراً در آلبوم " يک بوسه " ليلا فروهر هم آهنگ ساختين، درسته؟
حبيب: بله. البته قرار بود اين آهنگ رو محمد برای آلبوم بعدی بخونه. همين جا هم بگم که آلبوم بعدی تا حدود هفت ماه ديگه بيرون مياد. به هر حال ليلا فروهر اون رو خوند و البته خيلی هم قشنگ خونده.

"ناگهان اتوبوس رسيد . . ."

. . . و خواننده ها و سازها و چمدونها از منچستر عازم کشور های بعدی و کنسرتهای بعدی نوروز امسال شدن. ولی مصاحبه به وقت اضافه کشيد!

آقای حبيب، چه نيتی برای سال ۸۴ دارين؟
حبيب: اميدوارم اين سال جوری باشه که همه راحت و با آسايش زندگی کنند و برای همه برابری باشه.

محمد تو چی؟
محمد: هميشه انسان به فردا اميدوار باشه.

مثل اينکه يکی دوتا آهنگ جديد هم بيرون دادين، درسته؟
حبيب: بله. يک آهنگ به اسم " زندونی" هست و يکی هم به اسم " شيرين و فرهاد ". يکی از اين آهنگ ها به سبک پاپ هست و محمد اون رو خيلی خوب اجرا کرده.

فکر کنم کلی سوال موند، ولی ديگه چاره ای نبود . اتوبوس ساعت ۲ صبح به قصد فرودگاه هيثرو حرکت کرد و دو روز بعدش کنسرت نوروزی در دوبی اجرا شد .

 
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران