BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 19:36 گرينويچ - جمعه 29 آوريل 2005
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
گفتگو با عباس کيارستمی به مناسبت بررسی آثار او در لندن
 

 
 
عباس کيارستمی
از روز 27 آوريل تا 19 ژوئن مجموعه برنامه های گوناگونی به منظور معرفی و بررسی آثار عباس کيارستمی فيلمساز مطرح ايرانی در سينماها و گالری های مختلف لندن برگزار می شود.

با عباس کيارستمی در محل برپايی اينستاليشن (چيدمان) جديدش با عنوان "جنگل بدون برگ" موزه ويکتوريا و آلبرت لندن به گفتگو نشستيم. کيارستمی در ميان اين جنگل بر درختی تکيه داده بود و با حوصله به پرسش هايمان پاسخ داد.

ايده برگزاری معرفی و بررسی کل کارهای شما در زمينه های مختلف با چنين وسعتی از کجا آمد و شما برگزاری چنين بزرگداشتی از آثار و خودتان را چگونه می بينيد؟

عباس کيارستمی: من واقعا بايد بگويم که حد و حدود اين برنامه را نمی دانستم و چون قبلا هم برنامه هايی در معرفی کارهای من در کشورهای ديگر برگزار شد بود، اصلا تصور نمی کردم که اين برنامه با ابعادی به اين اندازه باشد. خودم به تدريج با وسعت آن آشنا شدم ابتدا فکر می کردم که فقط در حد نمايش فيلمهايم باشد و بعد برگزاری يک کارگاه فيلمسازی برای دانشجويان سينما که در جاهای ديگری هم داشتم بود و کم کم به اين وسعت رسيد.

من عنوان بزرگداشت را چندان برای اين مجموعه برنامه نمی پسندم. به نظر من عنوان بزرگداشت را بايد بگذاريم بعد از مرگ يک هنرمند که زمان مناسبتری برای برگزاری بزرگداشت آثار اوست. زمانی که فعاليت هنری او به هر دليلی متوقف می شود بايد بزرگداشت او را برگزار کرد.

با توجه به برگزاری برنامه هايی از اين دست در معرفی آثار شما در خارج از ايران، چرا چنين برنامه هايی در عرضه آثار شما در ايران برگزار نمی شود؟

همينقدر که ما می توانيم در ايران زندگی کنيم من خوشحالم. انتظار برگزاری چنين مراسمی را هم در ايران ندارم. شرايط اجتماعی کشور ما امکان چنين نگرشی را نه بيننده و نه به دولتش می دهد. به هر حال در خارج از ايران شرايط بهتری برای ديده شدن وجود دارد. ما در شرق زندگی می کنيم و متاسفانه بايد يک نوع قوانينی را بپذيريم. بودا می گويد خردمند هرگز نمی درخشد و من با تعديل می توانم بگويم هنرمند بهتر است در کشور خودش ندرخشد.

عباس کيارستمی در جنگل بدون برگ

به هر حال خيلی از اين بابت متاسفم. نه به دليل اينکه کارهای من را نشان نمی دهند به اين دليل که کارهای ديگران را به من نشان نمی دهند و ما بايد کارهايمان را جای ديگری عرضه کنيم. من اين انتظار را ندارم که چنين مراسمی در ايران برای من برگزار شود ولی حداقل انتظارم اين است که هر فيلمی که می سازيم را بتوانيم در داخل ايران به نمايش بگذاريم که بدانيم واکنش کسانی که به زبان ما به فيلم نگاه می کنند چيست ولی اين شانس نه تنها از ما دريغ شده بلکه از تماشاگران آثار ما نيز دريغ شده است.

بسياری از جوانان ايران که هيچگونه شناختی روی کارهای من ندارند زمانی که مطالبی مانند اين گفتگو را می خوانند و يا می شنوند نسبت به ديدن آثار من کنجکاو می شوند. ولی دسترسی به اين آثار ندارد و بايد فيلمها را با کيفيت بسيار بدی از روی نسخه هايی که در بازار سياه تهيه و در شرايط بدی نگاه کنند.

يکی از برنامه های معرفی مجموعه آثار عباس کيارستمی در لندن، برگزاری يک کارگاه فيلمسازی برای دانشجويان کارگردانی سينماست. شيوه کار در کارگاه چگونه است؟

اين نخستين کارگاه فيلمسازی نيست که من برگزار می کنم. تقريبا هر سه - چهار ماه يکبار کارگاهی در کشورهای مختلف برگزار می کنم. شيوه کار همه جا يکسان است و هدف اين است که شرکت کنندگان در اين کارگاه ياد بگيرند که بتوانند فيلمی را با بودجه ای اندک و امکانات محدود، در يک روز بسازند. هدف من در اين کلاسها آموزش فيلمسازی نيست چرا که من مدرس فيلمسازی نيستم و هيچ شناختی نسبت به اين حرفه ندارم من در اين کارگاه سعی می کنم تجربياتم را در فيلمسازی به ديگران منتقل کنم.

اين کارگاه ده روزه، " فيلمبرداری در يک روز" نام دارد و در لندن 25 نفر که بسياری شان فارغ التحصيلان فيلمسازی هستند در اين کارگاه شرکت می کنند. اين شرکت کنندگان از ميان دو هزار درخواست کننده انتخاب شده اند.

شکلهای مختلفی از هنرهای گوناگون در آثاری که به لندن آورده ايد، ديده می شود؛ از فيلم گرفته تا عکس و اينستاليشن (چيدمان) اما با توجه اينکه شما فارغ التحصيل رشته نقاشی هستيد چرا در اين مجموعه هيچ نقاشی ای از شما به چشم نمی خورد.

من سالهاست که نقاشی نکرده ام و با اينکه رشته تحصيلی ام نقاشی بوده ولی هرگز نقاش خوبی نبودم و در واقع هيچگاه نقاش نشدم. شايد بتوان گفت که بخشی از توانايی های من در رشته های هنری ديگر مربوط به عدم توانايی من در نقاشی باشد.

به هر حال کار اصلی من فيلمسازی است اما خودم را محدود به فيلمسازی نمی کنم هر دو - سه سال يکبار شانس ساختن فيلمی را دارم. اما اين فرصت عملا جوابگوی آن بی قراری ای که هر روز صبح آدم را از خواب بيدار می کند، نيست و هر بار به شکلهای مختلف، گاهی عکاسی، گاهی اينستاليشن، گاهی شعر و گاهی حتی نجاری بروز می کند. و قصد بر اين نيست که من کارهای متعدد ديگری در ديگر عرصه های هنری از خود نشان دهم. اينها حاصل بی قراری های مداوم من در دوران بيکاری من در طول سال است.

در برنامه نمايش آثار شما در لندن، دو نمايشگاه وجود دارد: يکی نمايشگاه عکس "درختان در برف" و ديگری چيدمان "جنگل بدون برگ". درخت در برخی از فيلمهای شما هم نقش چشمگيری داشته، از درخت مشهور خانه دوست کجاست گرفته تا عنوان فيلم زير درختان زيتون. اين علاقه شما به درخت از کجا آمده است.

رابطه من با درخت مربوط به اين سالها نيست و اين يکی دو نمايشگاه نيست. رابطه من با درخت به 28-27 سال پيش بر می گردد که از درختان عکاسی می کردم. البته آن هم به خاطر علاقه ام برای عکاسی از درخت نبود بلکه علاقه ام به درخت برای گذراندن وقت در طبيعت و بودن در طبيعت آن هم غالبا در تنهايی بود. اما گاهی ديدن يک منظره در يک نور خارق العاده به حدی زيبا و دل انگيز بود که تماشای اين منظره را به تنهايی دشوار می کرد و دوربين عکاسی برای من وسيله ای شد برای ثبت اين زيبايی ها. به هر حال رابطه من با درخت رابطه من است با طبيعت. نمايشگاه های "درختان در برف" و "جنگل بدون برگ" محصول سالهايی است که من در طبيعت گذراندم و رهاوردی است برای کسانی که وقت بودن در طبيعت را ندارند.

حتما در طول اين سالها که به عنوان يک فيلمساز بين المللی شناخته شده ايد بارها با پيشنهادهای مختلفی برای ساخت يک فيلم بلند غير ايرانی با امکانات سينمای غرب مواجه بوده ايد. آيا تا بحال فکر کرده ايد که چند سالی در خارج زندگی کنيد و به شيوه غربی به صورت حرفه ای فيلم بسازيد؟

جنگل بدون برگ

سال گذشته با ساخت يکی از قسمتهای فيلمی سه اپيزودی با عنوان بليت اين تجربه را داشتم که در خارج از کشور يک فيلم غربی به زبان خارجی بسازم. اپيزود ميانی اين فيلم که داستان کل فيلم در يک قطار اتفاق می افتد را من ساختم و دو اپيزود ديگر را کن لوچ انگليسی و ارمانو اولمی ايتاليايی.

فيلم بليت به زبان ايتاليايی و فرهنگ ديگری ساخته شد و به من ثابت شد که هرگونه ترسی برای ساختن فيلمی به زبان خارجی بی دليل است چرا که زبان سينما يک زبان جهانی است.

اما با وجوديکه اين فيلم تجربه موفقی بود اما لذتی که من در هنگام فيلم ساختن در کشور خودم و به زبان خودم می برم هنگام کارگردانی اين فيلم تکرار نشد و صرفا لذت يک تجربه تازه بود.

اما در واقعيت به هرحال همانطور که می گويند بازيکنان فوتبال در زمين خودشان بهتر بازی می کنند، هنرمند هم در کشور خودش بهتر کار می کند. اميدوارم که شرايط در ايران آنقدر دشوار نشود که مجبور به کار کردن در کشور ديگری شوم.

ساختن فيلم چند اپيزودی توسط چند فيلمساز مطرح در غرب امری عادی است. اما در ايران کمتر چنين اتفاقی می افتد، به استثنای مجموعه "قصه های کيش". آيا تا بحال به فکر اين بوده ايد که تجربه ای در زمينه ساختن فيلم مشترک با فيلمسازان ديگر ايرانی داشته باشيد؟

فيلم بليت اولين فيلم مشترک من با يک فيلمساز ديگر است و هر چند تجربه خوبی بود، اما آنقدر اين تجربه سخت بود که فکر می کنم اگر من اين فيلم را در داخل ايران با کارگردانان ايرانی می ساختم شايد اين فيلم به سرانجام نمی رسيد و شانس ديدن همکارانم را نيز از دست می دادم. کارگردانان هميشه عادت کرده اند تنها سر صحنه بروند و خدای صحنه باشند برای همين همکاری شان با کارگردانان ديگر برای ساخت يک فيلم مستقل کار سختی خواهد بود. برای همين ترجيح می دهم به تنهايی کار کنم.

مرز باريکی ميان فضاهای مستندگونه و داستانی فيلمهای شما ديده می شود. گاهی بيننده قسمتهای مستند و داستانی را از هم تشخيص نمی دهد. تا بحال سعی کرده ايد که اين دو بخش را کاملا از هم جدا کنيد و يک فيلم صد در صد داستانی و يا کاملا مستند بسازيد؟

تلاش من در تمام سالهای فيلمسازی ام اين بوده که حتی آن مرز باريک را هم بردارم و هميشه سعی کردم که داستان را به مستند نزديک کنم و مستند را به داستان. من تعريف مشخصی برای فيلم داستانی و مستند ندارم. تصور می کنم تمام فيلمهای مستند هم ساختگی هستند حتی فيلمهای مستندی هم که از طبيعت ساخته می شود. زيرا به محض اينکه شما دوربين را برای فيلمبرداری آماده می کنيد از آن پس شما در ساخت آن فيلم چه مستند و داستانی دخيل هستيد و دارای قدرت تصميم گيری هستيد. هميشه تلاش من اين بوده که چگونه می توان سينمای مستند و داستانی را کاملا با هم ترکيب کرد و چگونه می توان يک تعريف واحد از سينمای مستند و داستانی ارائه داد.

برای من تعريف سينما محدود می شود به فيلم خوب و فيلم بد. فيلم بد، فيلمی است که باور پذير نيست. و فيلم خوب فيلمی است که باور پذير باشد. باور پذير نه به اين معنی که حتما بايد سبک و سياق رئال را در نظر بگيريم. در سينما فلينی را باور می کرديم با اينکه در سبک رئال کار نمی کرد و در ادبيات آثار مارکز باور پذيرند با اينکه بسياری از آنها کاملا سوررئال اند. شرط اول اين است که تماشاگر بايد آن چيزی که ما به او ارائه می دهيم را باور کند.

بعد از فيلم "باد ما را خواهد برد" سبک فيلمهای شما به تدريج تغيير کرد. با اين تغيير شما هم از يک فيلمساز به هنرمندی تبديل می شويد که برای بيان حرفهايش و انتقال هنرش، از ابزار و امکانات سينما استفاده می کند. اين تغييرات از کجا ناشی می شود؟

 من هيچ گاه با سانسور کنار نيامده ام بلکه هميشه از روی آن پريده ام. من هيچ کاری را که برخلاف ميلم و باورم باشد انجام ندادم و نخواهم داد. در هيچ فيلمی از من شما زنی را نمی بينيد که در خانه در کنار شوهر و فرزندش به روسری بر سرش باشد. نه بخاطر اينکه من مخالف حجاب باشم به هر حال، حجاب در کشور ما يک قانون اجتماعی است و با اعتقاد يا بی اعتقاد رعايت آن الزامی است و من هيچ مخالفتی با آن ندارم.
 
عباس کيارستمی

دلايل متعددی برای اين تغييرات وجود دارد. يکی از اين دلايل اين بود که پس از اينکه فيلم باد ما را خواهد برد در ايران به نمايش در نيامد، فکر کردم خودم را از قيد اين سانسور رها کنم. و در واقع بازهم بر روی کار ديگری سرمايه گذاری نکنم که شايد اجازه نمايش پيدا نکند. بنابراين يک جور قهر کردن با سينمای 35 ميلی متری، توليد وسيع فيلم و سرمايه گذاری بيشتر بود.

برای مثال فيلم ده در ايران به نمايش در نيامد و بعيد می دانم که مجوز پخش بگيرد. اما با توجه به اينکه فيلم کم هزينه ای بود و به صورت ديجيتال ساخته شد من چندان از نظر اقتصادی ضرر نکردم. هرچند که وقت زيادی صرف ساختنش کردم اما پس از اينکه اجازه نمايش نگرفت چندان مانند گذشته ناراحت نشدم. اين يکی از جنبه هايی بود که در تغيير سبک فيلمسازی من بی تاثير نبوده است.

علتی که من در خارج از کشور بر روی فيلم 35 ميلی متری فيلمبرداری کردم اين بود که من اين سرمايه را در قيد تصميم و رضايت عده ای که به دلايل نامشخص اجازه نمايش را نمی دهند نمی ديدم. من بليت را در شرايطی ساختم که مجبور به اخذ مجوز از کسانی نبودم که نمی دانم چه کسی هستند چون هيچ گاه چهره ندارند و هيچ وقت دليلی برای سانسور و توقيف فيلم ارائه نمی دهند.

سانسور و يا مميزی چه تاثيری در روند کار شما داشته است؟ به هر حال شما هر يکی - دو سال فيلمی می سازيد. ولی هستند کارگردانان ايرانی که سالهاست فيلم نساخته اند و همواره از سانسور گله مندند. آيا شما با سانسور کنار می آييد و يا از کنار می گذريد؟

من هيچ گاه با سانسور کنار نيامده ام بلکه هميشه از روی آن پريده ام. من هيچ کاری را که برخلاف ميل و باورم باشد انجام ندادم و نخواهم داد. در هيچ فيلمی از من شما زنی را نمی بينيد که در خانه در کنار شوهر و فرزندش روسری بر سرش باشد. نه بخاطر اينکه من مخالف حجاب باشم، به هر حال حجاب در کشور ما يک قانون اجتماعی است و با اعتقاد يا بی اعتقاد رعايت آن الزامی است و من هيچ مخالفتی با آن ندارم. اما من هرگز باور نمی کنم که زنی در خانه اش با روسری در رختخواب از خواب بيدار شود. به همين دليل عقيده دارم تماشاگر فيلم من هم باور نخواهد کرد. اين يکی از دلايلی است که من از روی سانسور پريده ام و اين امتياز برای فيلمسازی است که در کشوری مانند ايران کار می کند.

من چندان موافق گله مندی همکاران نيستم. به هر حال بايد ما راه حلی پيدا کنيم که بتوانيم فيلمهايمان را بسازيم. آيا زمانی که به مانع بر می خوريم بايد فيلمسازی را کنار بگذاريم؟ ممکن است مدتی شما گله کنيد که نمی شود فيلم ساخت و پس از ده سال از گله کردن هم راضی می شود. اما پس از 15 سال شما به عنوان چه کسی داريد گلايه می کنيد. چون ديگر فيلمساز نيستيد اول بايد فيلمساز باشيد بعد از شرايط نامساعد فيلمسازی گله کنيد. به نظر من هر مانعی نمی تواند سد بزرگی بر مسير فيلمسازی کارگردانی باشد. بالاخره بايد چاره ای جست که بتوان کار کرد.

 
 
66ديدگاه
کيارستمی، تصوير يک استثنا
 
 
66کيارستمی در لندن
عباس کيارستمی: منظرهايی از يک هنرمند
 
 
66گفتگو با کيارستمی
فستيوال کيارستمی در پاريس برگزار شد
 
 
66معرفی فيلم
پنج ساخته عباس کيارستمی
 
 
66صفحه ويژه فيلم
تازه های فيلم و سينمای ايران و جهان
 
 
مطالب مرتبط
 
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران