http://www.bbcpersian.com

15:57 گرينويچ - دوشنبه 23 مه 2005

ملاقات با ابی زير آفتاب لس آنجلس

برای ملاقات با ابی از " هفت + يک خوان " گذشتم. از يکماه قبل تلفنی ندا دادم که لس آنجلس خواهم رفت و قبل از کنسرتهای کانادا و کاليفرنيا ديدار خواهيم کرد. ولی اصلا فکر نمی کردم که کار به اينجا بکشه.

کلی فکر و ذکر، اينور و اونور، ريسک بزرگ و بعد از کلی تلفنهای بی جواب، پيامهای کوتاه، نشنيدن زنگ تلفن، بالاخره با کمک نويد قرار افتاد به چهارشنبه، يک روز آفتابی و پر باد، ساعت سه بعد از ظهر، طبقه چهارم . شيک و پيک کرديم و با نويد سهيليان ( جورکننده مصاحبه و عکاس ) رفتيم ديدن ابی .

طبقه چهارم و در چوبی

در باز شد و بالاخره سلام و عليک و روبوسی سه تايی مرهمی شد بر تلفنهای بی جواب و پيامهای کوتاه و بی خوابی و نگرانی. بعد از چند دقيقه يک خورده آروم گرفتم و بعد از نوشيدن چايی خوشرنگ و خوش طعمی که ابی جان دم کرده بود، بند و بساط ضبط رو ريختيم رو ميز شيشه ای. در حالی که آفتاب لس آنجلس روی گربه پشمالوی صاحب خونه افتاده بود و با چشمهای آبيش منو نگاه می کرد، دکمه ضبط رو فشار دادم و مصاحبه شروع شد.

ابی بيست سال جوونتر

از نکته های جالب ديگه ای که در برخورد نزديک با ابی متوجه شدم، دکمه سردست قرمز و دستبندهای نقره اش بود که دست جوونای بيست ساله ديدم. با يک گردنبند فلزی که علامت يک نوع دارو روش حک شده بود!

ابی جان ( برخلاف تلفن جواب ندادن هاش ) خيلی صميمی و خودمونيه و وقتی که سوال يکی از شما رو که پرسيده بودين "چرا ابی وبلاگ نداره " ازش پرسيدم زد زير خنده و گفت: " من آخه روزها مگه چيکار می کنم؟ دو ساعتی موسيقی گوش می دم، بعد يک چايی می خورم و يک کمی تلويزيون و بعد راه پيمايی و بعد ديدار دوستان. من اگه هر روز اين رو بنويسم، حوصله همه سر می ره. ( خنده شديد ولی بدون سرفه! )"

ابی، ممنوع

وقتی که رو کف اتاق، کنار ضبط صوت ميزبان ابی، سی دی های منصور و شهريار و آريان و ... رو ديدم و اثری از آلبومهای ابی نبود، شاخ درآوردم. چون منطقی به نظر نمی آمد که صاحب خونه که دوست ابی هستش، مخالف صداش باشه و کلا خونه رو از آلبومهای ابی پاک کنه!

بين مصاحبه متوجه شدم که مقصر اصلی خود ابی هستش! ابی: " شنيدن آهنگهای من در خانه ممنوعه! حتی گاهی با خانمم سر اين موضوع دعوا داريم. خانمم مهشيد به من ميگه که بابا قبل از اينکه همسرت بشم طرفدارت بودم، حالا حق ندارم آهنگهات رو تو خونه بشنوم ؟؟؟!! ( خنده ابی و خنده من و خنده نويد از پشت دوربين )

ابی ادامه داد: " من يک آهنگ رو موقع خوندن و شايد يکی دو بار بعد ، بيشتر نمی شنوم. ديگه می ره کنار تا اينکه در کنسرت اجراش کنم. در سال هم ۴۰ تا ۵۰ تا کنسرت دارم بنابراين يک جورايی دارم دائما آهنگهام رو می شنوم." ( لبخند و يک جرعه آب )

۴۵ دقيقه

ملاقات من با ابی برخلاف تصورم که قرار بود فقط ۴۵ دقيقه باشه، ساعت ۳ بعد از ظهر شروع شد و ساعت پنج و چهل و پنج دقيقه با شنيدن آهنگ " اگه خدا بودم" از روی همين کامپيوتری که دارم براتون می نويسم ، به آخر رسيد.

اين آهنگ در آلبوم آينده ابی خواهد بود و علتی که ابی رضايت نداد تا قسمتی از آهنگ رو برای برنامه کپی کنم اين بود که آهنگ نيمه کاره است و هنوزقسمتهايی داره که بايد بهش اضافه بشه.

به غير از اين آلبوم، ابی با آرش و دی جی عليگيتر خودمون تا آخر تابستان يک آلبوم به سبک رقصی House و Trance بيرون خواهد داد.