BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 01:32 گرينويچ - يکشنبه 24 ژوئيه 2005
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
بتهوون روزهفتمی
 

 
 
بتهوون
بتهوون
رادیو 3 بی بی سی (رادیو داخلی بریتانیا) از 5 تا 10 ژوئن یک گیر اساسی به بتهوون داد و یک سری برنامه ویژه به اسم "تجربه بتهوون" پخش کرد که در این برنامه‌ها ضمن معرفی بتهوون، معروفترین سمفونیهای بتهوون که ارکستر سمفونیک بی بی سی اجرا کرده را هم پخش کرد.

ما هم تصمیم گرفتیم که بنوبه خودمون به بتهوون و در کل هم به موزیک کلاسیک گیر بدیم و به بتهوون بند کنیم و کاری کنیم که بدون بتهون زندگی بی معنا بشه!

قسمت اول، اندکی از تاریخ موسیقی می گیم. در قسمت دوم سراغ آقای بتهون می ریم و در قسمت سوم درباره بتهوون مصاحبه‌ای انجام می دیم با امیر مهیار تفرشی پور، که هم جوونه هم آهنگسازه و هم خدای موسیقی کلاسیکه واز همه مهمتر توی آپارتمان بتهون هم قدم زده!!!

قسمت اول - موسیقی کلاسیک یعنی چه؟

رهبر گروه موسیقی
 

برای خیلی از ما هر موسیقی که نشه باهاش قر داد و خسته کننده باشه، می شه موسقی کلاسیک!

بعضی‌ها عبارت موسیقی کلاسیک رو با موسیقی سنتی و اصیل اشتباه می گیرن. مثل کلاسیک ایرانی، چینی، ژاپنی و. . .

ولی عبارت "موسیقی کلاسیک" تعریف مشخص‌تری داره و مربوط می شه به موسیقی ای که در سالهای 1750 تا 1820 میلادی در اروپای غربی ساخته و نواخته شده.

برای اینکه تعریف دقیقتری از موسیقی کلاسیک داشته باشیم باید این نوع موسیقی را با موسیقیهای قبل و بعد از خودش باید مقایسه کنیم

در تقسيم بندی دوره های هنری - از جمله موسيقی - بعد از دوران رنسانس (زمانی که تفکر علمی شکوفا می شه) چهار دوره اصلي در نظر گرفته ميشه:

دوره اول - سبک باروک (Baroque) بين سالهای 1600 تا 1750

باخ
باخ

لغت باروک در عالم هنر(نه فقط موسيقی) تقريباً معادل "استادانه زينت دادن و يا ماهرانه درست کردن" به کار مي ره که از مشخصات بارز هنر اين سالها بوده.

موسيقي اين دوره همانند ساير هنرهای هم عصر خودش يکسره بيانگر اشرافيت و قدرت حکومتهای اروپايي بوده. نیاز کلیسا برای جذابتر کردن نیایش هم در گسترش این سبک خیلی تاثیر داشته.

یکپارچگی در حالت موسيقی ازويژگي های موسيقی اين دوره است. موسيقي دوران باروک اگر شاد شروع بشه تا آخر، شاد هست يا اگر آروم و ملايم باشه تا آخرهمونجوری می مونه.

باخ یکی از معروفترین موسیقیدانان این سبکه.

دوره دوم - سبک کلاسيک بين سالهای 1750 تا 1820

از قرن 17 به بعد در اروپا کم کم " مخ بازی" (خرد گرائی) جای سنت و مذهب را می‌گیره و استدلالهای مذهبی به تدریج کمرنگ می شه. زندگی در اروپا رنگ و حال تازه ای می گیره و دوران روشنگری (Enlightenment) آغاز می شه.

این تغییر باعث شد که آدمها دیدشون نسبت به زندگی عوض بشه و بازتابش در هنرجلوه کنه. بعد از این دوران بود که موسیقی کلاسیک متولد شد و این تغییرات را می‌توان در موسیقی کلاسیک نسبت به سبکهای موسیقی قبل از اون مشاهده کرد.

هنر در اين دوران بيشتر متوجه سادگیه تا تزئينات ماهرانه دوران باروک، ولی در زمینه موسیقی تقریبا برعکس می شه! مثلا يک قطعه موسيقی دوران باروک یک حس يگانه را به شنونده القا ميکنه، ولی در دوران کلاسيک حالت های مختلف و متضادی در ارائه احساس در موسيقی وجود داره. نه تنها در يک قطعه ممکنه چند احساس القا بشه بلکه حتی حالت يگانه‌ای وجود نداشته باشه و برعکس پر باشه از حالات و تم‌های متضاد.

موتزارت
موتزارت

شما در آثار باروک حس پيوستگی داريد ولی در آثار دوران کلاسيک اينجوری نيست، فراوانی سکوت ها و ضربه های غير منتظره، چيزی است که به ندرت در موسيقی باروک ديده مي شه.

بافت موسيقی کلاسيک بيشتر هموفونه تا پلی فن. يعنی شنونده مجبور نيست که حواس خودش رو جمع کنه تا بفهمه چی به چیه!

از هنرمندان این دوره میشه از هايدن، موتزارت و بتهوون نام برد.

دوره سوم - سبک رمانتيک (سالهای 1820 تا 1910)

دراین دوره، احساسه که حرف اول را می‌زنه و هنرمندان این دوره برای شناخت دنیای به رويا و خيال پناه می‌برن و در اين ميان هنری که از اونها خلق ميشه هنریه که به دنیای واقعی ربطی نداشته و به دنيای روياها تعلق داره.

موسیقی در این دوره بصورت ابزاری در دست آهنگساز در می‌ یاد تا بوسیله اون احساسات شخصی خودش را مطرح کنه و بقول معروف واسه دل خودش بنوازه!

معروفه که بتهوون بارها گفته بوده که " هر چی در قلبم بود را می‌نواختم" و اینجوری شد که بتهوون را به عنوان یکی از نخستین آهنگسازان متعلق به این عصر میشناسن. از دیگر آهنگسازان معروف این دوران، میشه از شومان و شوپن نام برد.

دوره چهارم - موسيقی مدرن

اگر دوران رمانتیک دوران بیان احساسات باشه، قرن 20 دوران آزمایشه. آهنگسازان این دوره هرچه بیشتر سعی کردن کارهای خودشون را از سبکهای گذشته متمایز کنن و از باورها و قانونهای گذشته عبور کردن. آهنگسازان دوران مدرن تا به امروز به نوآوری و شکستن روشها و عادتهای قدیمی ادامه دادن.

قسمت دوم – نگاهی سطحی به یک زندگی عمیق!

بتهوون
بتهوون

لودويک فان بتهوون (Ludwig van Beethoven) در سال 1770 در شهر بن، آلمان به دنیا آمد. پدر بتهوون هم یک موسیقیدان بود که با کار در دربار زندگیش را می‌گذرونده.

از همون کودکی پدر بتهوون به پسرش موسیقی یاد می ده. بتهوون در سن چهار سالگی با پيانو آشنا می‌شه وتا 9 سالگی، پدر تمامی چیزهایی را که از موسيقی بلد بوده به پسر خودش یاد می‌ده.

در سال 1787 ميلادی در سن 17 سالگی به وين می ره و در آنجا پیش موتزارت مشغول تحصیل می شه.

چندی بعد، به دلیل فوت مادرش درس و مشقش را ول می‌کنه به بن برمی‌گرده ولی بار دومی که بتهوون به وين برمی‌گرده، موتزارت مرده بوده و پیش هايدن مشغول تحصيل موسيقی می‌شه که بعد از موتزارت بزرگترين آهنگساز وين بوده.

پای بتهوون به مجلس اشراف باز می‌شه و پرنس ليچنوسکی (Lichnowsky) او را به قصرش می‌بره و مورد حمایت عده‌ای از اشراف قرار می‌گیره. ولی محيط اشرافی و تشريفات معمول آن زمان به نظر بتهوون زیادی بوده، با اينکه از کلیه رسوم درباری آگاهی داشته، ولی اونها را کمتر رعايت می کرده.

بتهوون در یک دقیقه!
‏در سال 1770 در شهر بن آلمان بدنیا آمد.
در کلیسای بن، نوازندگی رو شروع کرد و در نتیجه اش با طبقه اشراف بانفوذ آشنا شد.
در سال 1792 برای آموزش آهنگسازی پیش هایدن (آهنگساز معروف اون زمان) رفت.
در اوایل سده 1800 ، معروفترین آثار خودش را خلق کرد.
در سال 1818 کاملا ناشنوا شد ولی تا 10 سال بعد از ناشنواییش تا زمان مرگش به کار موسیقی ادامه داد!

آهنگسازان قبل از بتهوون، بیشتر کارهای فرمایشی برای دربار و اشرافیان می ساختن. ولی بتهوون به علت پشتوانه مالی ای که از طرف برادرش داشت کارهاش رو برای دوستان، بخصوص دوست دختراش می‌ساخت.

بزرگترين حادثه عاشقانه زندگی بتهوون در سن سی سالگی اتفاق می افته. دراون سن حسابی عاشق می شه و قطعه معروفی رو در وصف معشوقش می سازه که بعدها به قطعه مهتاب معروف می‌شه.

بتهوون از سن 20 سالگی دچار ناراحتی شنوایی می‌شه و به مرور زمان قدرت شنوایی خودش را از دست می‌ده و در سن 33 سالگى كاملاً ناشنوا می‌شه.

بتهوون از اون مردهایی بوده که احساساتش رو تو خودش می ریخته! ولی پس از ناشنوا شدن، بتهوون بيشتر به موسيقى‌اش اجازه می ده كه از هيجاناتش، خشم‌هاش و سرخوردگی هاش صحبت كنه.

نخستين اثر بزرگ بتهوون سمفونی شماره سه بود. در سال 1804 نخستين اپرای بتهوون به نام فيدليو با موفقيت روبرو شد، سمفونی چهارم و پنچم و ششم را در همين سالها خلق کرد تا اينکه در سال 1819 به کلی کر شد.

ناپلئون و نتی که پاره شد

بتهوون قبل از اینکه نام سمفونی سوم خودش رو اروييكا بگذاره ميخواسته اسمش را "بناپارت" بگذاره، به دلیل اینکه فكر مي كرده ناپلئون بناپارت سمبل شجاعت و قهرمانيه. اما وقتی كه مي شنوه ناپلئون نام امپراتور روی خودش گذاشته صفحه اول سمفونی خودش رو پاره می كنه و بعد از دوباره نويسي اسم اونو به "اروييكا" عوض می کنه.

در سمفونی شماره پنج اولين دفعه است كه ويولن ملودى اصلى را مى نوازه و پيانو با آن همراهى مى كنه.

با وجود همه مشکلات ، بتهوون سمفونی نهم (کورال) و ميساسولميسيس دو اثر بزرگ خود را در موسيقی سمفونيک و آوازی خلق کرد که تاامروز جزو افتخارات بتهون حساب می شه.

بتهوون در 26 مارس 1826 چشم از جهان فرو بست.

قسمت سوم – مصاحبه با یک بتهوون شناس

برای قسمت سوم و پایانی، مصاحبه‌ای انجام دادیم با امیر مهیار تفرشی‌پور،آ هنگساز و موسیقی دان برجسته ایرانی که درحال حاضر به اروپا برگشته. وقتی که درباره بتهوون ازش پرسیدیم تازه قدر بتهون رو فهمدیم .

امیر مهیار تفرشی پور
امیر مهیار تفرشی پور (نفر سمت راست)

امیر مهیار تفرشی‌پور، تحصیلات دانشگاهی خودش را در زمینه موسیقی در کشورهای دانمارک و انگلستان به پایان رسونده، در خیلی از کشورهای اروپایی برنامه اجرا کرده و جایزه برده.

متن زیر، بخشی از حرفهایی امیر مهیار درباره بتهوونه:

"یکی از دلایل موفقیت بتهوون ناشنواییش بود. چون که تقریبا در 20 ساله آخر عمرش ، مشکل شنوایی داشت و در 10 سال آخر کاملا ناشنوا شد و این باعث شد که بتهوون موسیقی را در روح خودش بشنوه و هیج آهنگساز ناشنوایی نتونست این همه شاهکار خلق کنه."

"بتهوون در آخرین کار خودش از کر (Choir) (همخوانی صدای انسان با ساز) استفاده کرد، که یک سنت شکنی بزرگ در موسیقی کلاسیک بود. اینکارش مثل بمب اتم صدا کرد!"

"بتهوون در ایران آهنگساز شناخته شده‌ایه و معروفترین رهبر ارکستر معاصر دنیا هربرت فون کارايان سال 1354 به تهران اومد و این سمفونی رو اجرا کرده."

"یکی دیگه از عوامل موفقیت بتهوون را اوضاع خوب مالیش می دونن. چون وضعش خوب بود ( البته برادرش حمایتش می کرد) این اجازه رو داشت که فقط اثر خلق کنه، در ضمن بتهوون از معدود آهنگسازاییه که زمان مرگش خیلی معروف بود و مثل خیلی ها ی دیگه بعد از مرگش معروف نشد. گفته می شه هزاران نفر برای تشییع جنازه اش آمده بودن."

پیانوی بتهوون
پیانوی بتهوون

مثل هر مریدی که به خانه مرادش می ره، امیرمهیار هم به خانه بتهوون که الان به صورت موزه در آمده سرزده و می گه که "آپارتمان بتهوون، یک آپارتمان شیک و مجلله و درمنطقه خوب شهر نزدیک قصر شاه اون زمان قرار داره و مشخصه که این آپارتمان متعلق به کسی بوده که می خواسته در یک جای آروم و خلوت بشینه و فقط کار کنه!"

از وسایل منزل بتهوون، پیانوش خیلی نظر امیرمهیار را جلب کرده و خیلی هم وسوسه شده که یک دستی بهش بزنه ولی تنها کار غیر مجازی که تونسته انجام بده، عکس گرفتن از این پیانو بوده، که عکسش را برای ما فرستاده.

امیرمهیار می گه: "یک اتفاق عجیب دیگه هم افتاد. بعد از دیدار از خانه بتهون متوجه شدم که کلاهم رو اونجا جا گذاشتم! فرداش هم تعطیل بود خلاصه دو روز بعد برگشتم اونجا و دیدم که کلاهم روی پیانو هستش !"

 
 
سايت های مرتبط
 
بی بی سی مسئول محتوای سايت های ديگر نيست
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران