BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 21:34 گرينويچ - جمعه 12 اوت 2005
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
50 سال پيش بزرگترين نويسنده قرن بيستم آلمان درگذشت
 

 
 
توماس مان
توماس مان، نويسنده روزگاری پرآشوب
امروزه بيشتر استادان و پژوهشگران ادبيات هم عقيده هستند که توماس مان بزرگترين رمان نويس آلمان در قرن بيستم بوده است.

توماس مان در سال ۱۸۷۵ در خانواده ای مرفه در شهر لوبک در شمال آلمان به دنيا آمد. او از برادرش هاينريش مان که او نيز نويسنده ای سرشناس شد، چهار سال کوچکتر بود.

پس از مرگ زودهنگام پدر در سال ۱۸۹۱ خانواده به شهر مونيخ (پايتخت باواريا) در جنوب آلمان اسباب کشی کرد. توماس که هنوز دانش آموز دبيرستان بود، يک سال بعد به مونيخ رفت و به خانواده اش پيوست.

در مدرسه به درس و مشق رغبتی نداشت و نمره های بدی می گرفت. در زندگی نامه اش اين را ناشی از بی علاقگی به نظام آموزش اجباری دانسته است. در آثار ادبی توماس مان دانش عميقی از تاريخ، روانشناسی و هنرهای زيبا به چشم می خورد، که همه را مرهون خودآموزی و مطالعات شخصی دانسته است.

در سال ۱۸۹۴ نخستين داستان کوتاه خود را در نشريه ای به چاپ رساند، که نخستين طعم موفقيت ادبی را به او چشاند.

پس از پايان مدرسه مدت کوتاهی در يک شرکت بيمه به کار اداری پرداخت، اما به زودی دريافت که طبع او با چنين اشتغالاتی سازگار نيست. به زودی تصميم گرفت که به ارث پدری قناعت کند. پس به جای زندگی کارمندی، خود را وقف نوشتن کرد.

در سال ۱۸۹۷ به همراه برادرش هاينريش به ايتاليا رفت. آنها بيش از يک سال در شهرهای گوناگون ايتاليا اقامت کردند.

ورود به دنيای ادب

توماس مان
توماس مان (نشسته) در کنار برادرش هاينريش

توماس مان در سال ۱۹۰۱ نخستين رمان خود را منتشر کرد: سقوط خانواده بودن بروکس. رمان مورد استقبال فراوان قرار گرفت، به زبانهای گوناگون ترجمه شد، و نام توماس مان جوان را به عنوان يک استعداد ادبی درخشان به سر زبانها انداخت. به خاطر همين رمان بود که او هشت سال بعد (۱۹۲۹) جايزه ادبی نوبل را از آن خود ساخت.

در سال ۱۹۰۳ مجموعه داستان کوتاهی منتشر کرد به عنوان "تريستان" که يکی از داستان های نسبتا بلند آن به نام "تونيو کروگر" اهميت و شهرت فراوانی پيدا کرد، و سالها بعد از آن فيلمی هم ساخته شد.

توماس مان در سال ۱۹۰۵ با دختری به نام کاتيا از خانواده ای سرشناس ازدواج کرد که از او صاحب شش فرزند شد: سه دختر و سه پسر، برای بيشتر فرزندان آينده ای تراژيک رقم خورد.

توماس مان به "خانواده" اهميت فراوان می داد. اين نهاد هم در زندگی شخصی او و هم در تمام آثارش نقشی برجسته ايفا کرده است.

در اين سالها دو برادر نويسنده، هاينريش و توماس مان با هم رابطه ای نزديک داشتند، اما راه آنها به خاطر اختلاف در علايق اجتماعی و سلايق ادبی به تدريج از هم جدا می شد.

مرگ
نمايی از فيلم مرگ در ونيز ساخته ويسکونتی

توماس مان در سال ۱۹۱۳ داستان "مرگ در ونيز" را منتشر کرد، که از نظر پرداخت ادبی فشرده ترين و احتمالا پرخواننده ترين اثر اوست. سينماگر ايتاليايی لوکينو ويسکونتی بر پايه اين اثر در سال ۱۹۷۱ فيلمی درخشان ساخت.

ملت آلمان و رسالت هايش!

با نزديک شدن ابرهای تيره جنگ جهانی اول در آسمان اروپا دو برادر در دو جبهه مقابل قرار گرفتند. هاينريش که جای خود را در اردوی چپ يافته بود، مانند تمام نويسندگان پيشروی اروپا جنگ را محصول جاه طلبی و آزمندی نيروهای کهن می دانست و با آن ستيز می کرد. توماس مان در اين دوران، بيشتر به اردوی راستگرايان جنگ طلب گرايش داشت.

او از ديدگاهی ملی گرا، جنگ را فرصتی می ديد که می تواند سلطنت فرسوده آلمان را بر شالوده ای نو و برتافته از ارزش های اصيل ژرمن احيا کند.

توماس مان که در اين سالها سخت از انديشه های فريدريش نيچه تأثير گرفته بود، به ضرورت احيای "هويت آلمانی" و رسالت های جهانی آن فکر می کرد.

اما توماس مان در اصل به دنيای سياست علاقه زيادی نداشت. روابط متنوع انسانی و روان پيچيده آدمی بود که پيش از هر چيز ذهن و خلاقيت او را مشغول می داشت.

مان
توماس مان، بالاترين افتخارها در جوانی

او طی جنگ مجموعه مقالاتی نوشت به عنوان "تأملات يک آدم غيرسياسی"، که می توان آن را پاسخی دانست به برادرش هاينريش و نويسندگانی که برای ادبيات وظيفه و نقشی برتر قائل بودند. توماس مان در اين مقطع به عنوان فردی "غيرسياسی" عقيده داشت که نويسندگان و هنرمندان می توانند به هشياری مردم و رشد فرهنگ عمومی جامعه کمک کنند، اما وظيفه آنها دخالت مستقيم در سياست نيست.

گذر از ملت گرايی به انسان گرايی

اما پيامدهای فاجعه بار جنگ برای بسياری از افراد صادق درس هايی آموزنده در بر داشت. جنگی که با شعارهای والای ميهن پرستانه شروع شده، و به ملت آلمان وعده سروری بر جهان را داده بود، جز ذلت و نکبت و ماتم چيزی به بار نياورد.

توماس مان پس از پايان جنگ (۱۹۱۸) هرچه بيشتر از سنت گرايی و ناسيوناليسم فاصله گرفت و جايگاه واقعی خود را در ميان نويسندگان مترقی و انسان دوست به دست آورد.

ترور والتر راتناو سياستمدار سوسيال دموکرات آلمان، نشان داد که ناسيوناليسم آلمان اعمال قهر و خشونت را حربه اصلی خود برای کسب قدرت ساخته است. اين رويداد برای توماس مان ضربه ای بيدار کننده بود. از آن پس او مدافع پرشور جمهوری شد و در هر گام از ارزش های دموکراتيک جامعه مدنی دفاع کرد.

فروغ "کوه جادو"

در سال ۱۹۱۲ همسر توماس مان به بيماری سل ريوی دچار شد و مدتی را در آسايشگاهی سپری کرد. توماس مان که پيوسته از همسر خود ديدار می کرد، به وضعيت آسايشگاه علاقه مند شد و در روابط جاری درون آن به مطالعه پرداخت.

مشاهدات و تأملات او زمينه ای شد برای رمان دو جلدی "کوه جادو" که در سال ۱۹۲۴ منتشر شد. اين رمان معروف به بسياری زبانها، از جمله زبان فارسی، ترجمه شده است.

توماس مان به آيين های رمزآلود و رازهای جادويی علاقه ای خاص داشت. افسون و شيدايی را با سرشت آدمی نزديک می ديد و آن را در کار ادبی خود نشان می داد. در خانه فرزندانش او را "جادوگر" می خواندند.

مان
توماس مان با همسرش کاتيا و فرزندانشان کلاوس و اريکا در برابر خانه شان در مونيخ

شايد بتوان رمان "کوه جادو" را برگردانی تمثيلی از شخصيت خود مان دانست. گفته اند که توماس مان در ادبيات آلمان سيمايی يکه و يگانه بود. خود را پيرو هيچ نويسنده و مکتبی نمی دانست. از طرف ديگر کمتر نويسنده آلمانی هست که بپذيرد از او تأثير گرفته است. او کوهستان نبود، يک قله زيبا و پرشکوه بود، مثل کوه جادو.

بر کرانه آتشفشان

در کوران پرتلاطم جمهوری وايمار که بر ويرانه جنگ و "معاهده ورسای" شکل گرفت، آشکار بود که آلمان در آستانه آتشفشان بزرگی است که اروپا از گدازه های آن در امان نخواهد ماند. نيروهای کهن جامعه، در تبليغات آتشين خود از نظمی آهنين و نو سخن می گفتند، که بايد به خفت و خواری "نژاد برتر" پايان دهد و آلمان را بر جهان چيره سازد.

در آغاز دهه ۱۹۳۰ نيروهای دست راستی افراطی زير پرچم ناسيونال سوسياليسم متحد شدند و در آلمان نيرو گرفتند. هدف آنها تأسيس سامانی تام گرا بود که خودکامگی در داخل را با سلطه جويی و جنگ افروزی در خارج تکميل می کرد.

شيوع بيماری نازيسم

در سال ۱۹۳۳ با تشکيل حکومت نازی و به قدرت رسيدن آدولف هيتلر فرهنگ زنده و انديشه آزاد در هر شکل و قالبی زير فشار قرار گرفت. در آلمان در کنار "پرشکوه ترين جشن کتاب سوزان" تاريخ بشر، عظيم ترين موج فرار روشنفکران و آزاديخواهان از کشور شروع شد.

کتاب
نازی ها و پايکوبی در جشن کتاب سوزان!

در اين زمان توماس مان در سفر خارج بود. او که نخستين امواج اين "طغيان جهل و وحشيگری" را در آلمان ديده بود، در سخنرانی های بيشمار خود در کشورهای گوناگون، نسبت به خطری هشدار می داد، که نه تنها فرهنگ آلمان، بلکه سراسر تمدن بشری را تهديد می کرد.

توماس مان نازيسم را به يک "بيماری" تشبيه می کرد، که به درمانی درازمدت نيازمند است. اما او از دخالت آشکار در سياست خودداری می ورزيد. نازی ها نيز، با توجه به مقام بين المللی او، از درگيری مستقيم با او پرهيز داشتند.

دو فرزند توماس مان، پسر بزرگ او کلاوس مان (نويسنده) و دختر بزرگش اريکا مان (بازيگر تئاتر) که به صف پيکار با رژيم نازی پيوسته بودند، به پدر توصيه کردند به آلمان برنگردد. خانواده مان نخست به جنوب فرانسه رفت و سپس در سويس اقامت گزيد.

او در تبعيد از تمام افزارها برای مبارزه با رايش سوم استفاده کرد. نازی ها در سال ۱۹۳۶ از او سلب تابعيت کردند. با نزديک شدن خطر نازی ها، که مرز به مرز اروپا را تهديد می کردند، مان به همراه خانواده در سال ۱۹۳۸ به آمريکا رفت.

هرجا من باشم، آلمان همانجاست!

در نيويورک در پاسخ به غوغای نازی ها که می گفتند نويسنده بزرگ به آلمان پشت کرده و به آغوش "دشمنان آلمان" پناه برده است، با غروری بی پايان چنين پاسخ داد: "تبعيد سخت است، ولی زندگی در فضای مسموم آلمان سخت تر بود. اما من چيزی از دست نداده ام. هرجا که من باشم، آلمان همان جاست. من فرهنگ آلمان را با خود به همه جا حمل می کنم. من با دنيا رابطه دارم و خود را تنها حس نمی کنم."

توماس مان از سال ۱۹۴۰ پخش رشته گفتارهايی از راديو بی بی سی را خطاب به "شنوندگان آلمانی" شروع کرد. گفتارهای او که برای نخستين بار لحن مبارزه جويانه گرفته بود، در محافل آلمانی بازتاب وسيع و سازنده داشت. در يکی از برنامه های خود چنين گفت:

راديو
نبرد با هيتلر از تريبون راديو

"کاش اين جنگ تمام شود. کاش آدم های بيرحم و شروری که آلمان را به اين روز انداخته اند، گور خود را گم کنند. آنگاه می توان بنای زندگی تازه ای را شروع کرد، می توان کثافت و آلودگی را از درون و بيرون جامعه زدود، و آينده آلمان را از نو پايه ريزی کرد، در تفاهم و آشتی با ملتهای ديگر و در همزيستی شرافتمندانه با تمام مردم جهان. آيا شما همين را نمی خواهيد؟ آيا با من همزبان نيستيد؟ می دانم: همه ما از مرگ و نيستی، از ويرانی و آشوب خسته شده ايم...."

توماس مان در آمريکا روی دو رمان ديگر کار کرد: تا سال ۱۹۴۳ رمان بزرگ چهار جلدی "يوسف و برادرانش" را تکميل کرد، و در سالهای ۱۹۴۳ تا ۱۹۴۷ رمان دکتر فاوستوس را برای چاپ آماده ساخت.

در برابر "زمانه شياد"

با مرگ فرانکلين روزولت و پايان جنگ جهانی دوم چندی نگذشت که جنگ سرد دو اردوگاه تازه آغاز شد. شرايط سياسی تازه ای در آمريکا پديد آمد که با پيشروی و تهاجم نيروهای دست راستی همراه بود. در تمام سطوح جامعه بازگشتی به ايده های سنتی و محافظه کارانه شروع شد، که هدف اصلی آن دور کردن جامعه از ارزش های دموکراتيک و مترقی بود.

سناتور جوزف مک کارتی هجوم همه جانبه ای عليه روشنفکران مترقی شروع کرده بود. تمام روشنفکران و آزادانديشان، به خاطر "گرايش های ضدآمريکايی" در مظان اتهام قرار گرفتند.

انشتين
توماس مان در آمريکا با دوستش آلبرت انشتين

کارزار "شکار جادوگران" سرانجام دامان توماس مان را هم گرفت و او نيز مثل دهها هنرمند ديگر و به دنبال دو هم ميهن پرآوازه خود برتولت برشت (نمايشنامه نويس) و هانس آيسلر (آهنگساز) برای "ادای پاره ای توضيحات" به کميسيون ويژه کنگره به واشنگتن احضار شد.

توماس مان که عروج فاشيسم اروپايی را در ميهن خود از نزديک مشاهده کرده بود، نسبت به خطرات اين موج تازه اختناق و سرکوب هشدار داد: "اين نفرت کور و جنون آميز از کمونيستها خطرش از خود کمونيسم بيشتر است."

توماس مان با دفاع پی گير از آرمانهای صلح، حرمت انسانی و عدالت اجتماعی، دشمنی شديد جبهه ارتجاع را برانگيخته بود. سفر او به آلمان راستگرايان را در حاکميت آمريکا بيش از پيش به خشم آورد.

توماس مان در سال ۱۹۴۹ برای شرکت در مراسم دويستمين سالگرد تولد شاعر بزرگ آلمان گوته عازم ميهن خود شد. راستگرايان انتظار داشتند که او تنها به بخش غربی آلمان سفر کند. اما او به هر دو بخش آلمان سفر کرد. توضيح او نتوانست محافل افراطی را آرام کند: "برای من مناطق نفوذ وجود ندارد. من به آلمان سفر کردم، به تمام آلمان و نه تنها به کشوری تقسيم شده."

تحريکات و جوسازی محافل و مطبوعات دست راستی آمريکا، عليه توماس مان و خانواده اش به جايی رسيد که آنها ناچار شدند آمريکا را ترک و بار ديگر به سويس مهاجرت کنند.

گور توماس مان
گور توماس مان در زوريخ

توماس مان در آخرين سال زندگی کار روی رمان بزرگ "اعترافات فليکس کرول حقه باز" کار کرد که از روان ترين کارهای اوست. مان به اين رمان خود، که تنها يک جلد آن را به پايان برد، دلبستگی خاصی داشت و آن را خصوصی ترين اثر خود می دانست.

توماس مان در ۱۲ اوت ۱۹۵۵ در زوريخ درگذشت.

آلمان و آن "گناه مشترک"

توماس مان از نويسندگانی بود که پس از خاتمه جنگ رابطه ای تنش آلود با ميهن خود پيدا کرد. ميان او و هم ميهنانش نوعی کدورت و نقار پديد آمده بود، که به سادگی برطرف نمی شد. نويسنده بزرگ اينجا و آنجا از "گناه مشترک" آلمانی ها سخن می گفت و گاه تمام ملت را در جنايات هيتلر و جلادان زير فرمان او شريک می دانست.

اين واقعيت که او پس از پايان تبعيد نخواست به ميهن خود برگردد، بر برخی از هم ميهنانش گران آمد.

توماس مان نويسنده ای پرکار بود و طی شصت سال فعاليت ادبی نزديک ۴۰ مجلد بزرگ داستان و نمايشنامه و خاطرات و مکتوبات به جا گذاشت؛ بيش از صد هزار صفحه که هر برگ آن شاهدی بر خلاقيت شگرف و قريحه پرمايه اين نويسنده است.

ارزش ارثيه ادبی توماس مان بارها در معرض شک و ترديد قرار گرفته است. در اوايل قرن بيستم آثار او پرفروش بود، اما در همان زمان برخی از همکاران مشهور او مانند روبرت موزيل و آلفرد دوبلين آثار او را دوست نداشتند. معروف است که برتولت برشت حتی يکی از آثار توماس مان را کامل نخوانده بود. توماس برنهارد (نويسنده سرشناس اتريشی) آثار او را "مشتی اراجيف خرده بورژوايی" می دانست.

جوانان امروز آلمان آثار توماس مان را کمتر می خوانند و آنها را خسته کننده و ملال انگيز می دانند. سبک نگارش او پيچيده و گاه سرشار از صنعت های کلامی است. زبان او در اغلب آثارش کهنه و پراطناب است. جمله بندی های او گاه زيادی طولانی، پيچيده و نفس گير است.

اما همين امروز هرجا از ادبيات محکم و استوار آلمانی سخنی باشد، بی شک توماس مان در بالاترين مقام است، شايد تنها اندکی پايين تر از گوته.

 
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران