http://www.bbcpersian.com

12:10 گرينويچ - چهارشنبه 10 اوت 2005

علی امينی نجفی

جهودکشان، اثری ناشناخته از ادبيات مشروطه

نهضت مشروطيت، که اين روزها 99 سال از آن می گذرد، بازنگری همه جانبه ای بود در شيوه زندگی ايرانيان. مشروطه خواهان نه تنها در حوزه سياست، بلکه در عرصه انديشه و فرهنگ نيز به دنبال تحول و دگرگونی بودند.

در برخی از آثار پيشروان روشنگری مانند ميرزا ملکم خان، ميرزا فتحعلی آخوندزاده و عبد الرحيم طالبوف تبريزی نه تنها رکود و عقب ماندگی جامعه، بلکه افکار و باورهای کهنه نيز مورد انتقاد جدی قرار گرفته اند. نويسندگان و سخنورانی مانند ميرزا علی اکبر صابر (به ترکی)، سيد اشرف الدين حسينی (نسيم شمال) و علی اکبر دهخدا تعصبات و سنت های جاهلانه را مايه طنز و طعن ساخته، مردم را در برابر فتنه انگيزی کهنه پرستان به هشياری و خردمندی فرا خوانده اند.
جهودکشان
روی جلد کتاب "جهودکشان"

در تمام اين آثار اما، ايراد فشار بر دگرانديشان، به ويژه آزار پيروان اديان و مذاهب ديگر، جای زيادی ندارد. در آن روزگار تعصبات مذهبی در ميان لايه های جامعه چنان نفوذی داشت، که حتی منتقدان جسور نيز در دفاع از حقوق اوليه پيروان اديان ديگر، جانب احتياط را حفظ می کردند.

داستان "جهودکشان" که به تازگی در سوئد انتشار يافته است، از اين نظر اثری يگانه و بی مانند است، زيرا آشکارا رسم پيگرد و آزار پيروان مذاهب ديگر را نکوهش می کند.

نقد تعصبات مذهبی

مضمون اصلی کتاب انتقاد از تعقيب و کشتار کليميان است که دستکم تا دوران مشروطه رواج داشته و هرازگاهی به تحريک ملايان متعصب به صورت حملات غافلگيرانه انجام می گرفته است.

در آن روزگار ايرانيان پيرو آيين يهود که غالبا حقوق مدنی آنها ناديده گرفته می شد، از جان خود نيز بيم داشتند، زيرا به گفته نويسنده کتاب: "مسلمانان ايران برحسب قانون معمولی و رسومات قديم سالی يک دفعه برای رفع زياد شدن اين جماعت ملعون و تحصيل مقداری از دولت و ثروت آنها، جهودکشان را فراهم می آوردند..." (۲۰۲)

اين اثر که برای نخستين بار به چاپ رسيده است، به ظن قوی در حوالی جنبش مشروطه، يا نخستين سالهای پس از آن، به نگارش در آمده است. نويسنده اين کتاب به دلايل قابل فهم، تا امروز ناشناس مانده است.

کتاب در قالب رمان به نگارش در آمده و در ۱۶ فصل تنظيم شده است.

ماجراهای اين رمان در دوران محمد شاه قاجار می گذرد، يعنی پنجاه سالی قبل از زمان نگارش کتاب. شايد نويسنده در اصل از شرايط روزگار خود سخن می گويد، اما برای در امان ماندن از گزند زمانه، داستان را به حدود پنجاه سال قبل نسبت داده است.

خط اصلی داستان، رابطه دختر و پسری جوان از ساکنان محله يهوديان تهران است به نام ايستر و صادوق. آنها با هم نامزد هستند و قصد ازدواج دارند.

دختر که بسيار زيباست در مرکز توجه دو ملای بدنهاد قرار می گيرد. از سويی امام جمعه تهران عزم کرده است که از او کام بگيرد، از سوی ديگر سيد ملايی، با سوء استفاده از بی پناهی دختر، او را به عقد خود در آورده است!

رقابت امام و سيد بر سر تصاحب دختر بالا می گيرد و پای درباريان را نيز به ميان می کشد، و اين بهانه ايست برای رسوا کردن تباهی و فسادی که سراسر دربار را فرا گرفته است.

امام جمعه دختر يهودی را تهديد می کند که اگر به "اميال شهوانی" او تن ندهد، مردم را به "جهودکشان" تحريک خواهد کرد.

دختر بر سر دوراهی دشواری قرار می گيرد: يا بايد عشق خود را زير پا بگذارد و به ميل امام جمعه تن دهد و يا شاهد نابودی قوم خود باشد. اين مضمون در بسياری از اساطير و افسانه های قديمی قوم يهود تکرار شده است، که بی شک نويسنده با آنها آشنايی داشته است.

استر تصميم می گيرد که با نثار کردن جان خود، از نقشه های بدخواهان جلوگيری کند.

نامزد دختر در جريان "جهودکشان" به قتل می رسد، و استر در وفاداری به او، خود را می کشد تا به معشوق بپيوندد: "خنجر خون آلود را به سينه خود فرو کرده و پهلوی صادوق به زمين افتاد و لازمه وفا را به جا آورد." (۳۴۴)

از ديدگاه نقد تا روايت داستان

جهودکشان به عنوان اثری روايی از انسجام کافی برخوردار نيست؛ در پرداخت وقايع داستان و ايجاد رابطه درونی ميان آنها ضعيف است.

از شانزده فصل کتاب، تنها فصل های دوم، سوم، دهم، دوازدهم، چهاردهم و شانزدهم با مضمون اصلی داستان، يعنی سرگذشت دختر يهودی پيوند ارگانيک دارند. فصل های ديگر تنها ارتباطی دور و غيرمستقيم با خط محوری داستان دارند و در نتيجه برای خواننده جذابيت و کشش کافی ندارند.

فصل های چهارم، ششم و هشتم به درباريان و شاهزادگان قاجار، نادانی و تن پروری و فساد بی کران آنها می پردازند. در فصل نهم نفوذ فراوان و دخالت های بی اندازه دولتهای استعماری روس و انگليس در دربار قاجار تشريح شده است.

فصل يازدهم به روابط ناسالم و ظالمانه در حرمسرای شاه پرداخته است. فصل سيزدهم يکسره به دوران قحطی و گرانی، کمبود نان و آذوقه در تهران اختصاص دارد. در فصل پانزدهم فشار و ازار نسبت به يک اقليت مذهبی ديگر، يعنی بابيان، در مرکز توجه قرار گرفته است.

در اين فصلها زندگی نابسامان و نکبت بار عامه مردم طی صحنه هايی دلخراش و غم انگيز توصيف شده است، اما از آنجا که اين وقايع به شکلی مجرد و خام روايت شده و در بستر داستان جاری نشده اند، لاجرم خواننده را جذب نمی کنند.

نويسنده که از حاشيه رفتن های غيرضروری خود آگاه است، نگران است که مبادا خواننده سير وقايع داستان را از دست بدهد: "از مطالعه کنندگان محترم مستدعيم که اين مطالب را تا به اينجا به اذهان سرشار خود سپرده و به همين حالت گذارده، برای تحقيق و تفصيل دختر جهود و ياسمن با ما همراهی نمايند." (۲۳۲)

زبان داستان

در زمانی حدودا مقارن نگارش اين کتاب، نثر روايی در ادبيات داستانی ايران گام بزرگی به پيش برداشته بود. آثار ارزنده ای مانند سياحتنامه ابراهيم بيک (زين العابدين مراغه ای)، مسالک المحسنين (از طالبوف) و به ويژه سرگذشت حاجی بابای اصفهانی (به خامه شيرين ميرزا حبيب اصفهانی) ساده نويسی را رواج داده بودند.

اين پيشرفت در "جهودکشان" نمود اندکی دارد. نثر کتاب يکدست و روان نيست. اينجا و آنجا گرته هايی از زبان گفتاری به صورت تعابير عاميانه به ميان آمده است. اما در کنار آنها ترکيبات ثقيل و عبارت پردازی های "اديبانه" هم فراوان است، که طبعا مانعی است در راه مطالعه راحت و لذت بخش داستان.

"جهودکشان" به عنوان اثری ادبی جايگاه بالايی ندارد، اما در نگاه نقادانه و دردشناسانه به يک دوران تاريخی بی شک اثر قابل توجهی است.

مشخصات کتاب:
جهودکشان
تصحيح: هارون وهومن
ناشر: کتاب ارزان، سوئد
چاپ اول، ۳۴۵ صفحه