BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 15:16 گرينويچ - جمعه 16 سپتامبر 2005
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
هنر مدرن، قربانی نگاه ايدئولوژيک؛ گفتگو با عليرضا سميع آذر
 

 
 
سميع آذر اکنون پس از استعفا از سمت خود قصد دارد که به دانشگاه بازگشته و به تدريس هنر و معماری بپردازد.
سميع آذر اکنون پس از استعفا از سمت خود قصد دارد که به دانشگاه بازگشته و به تدريس هنر و معماری بپردازد
جنبش هنر مدرن نامی است که عليرضا سميع آذر رئيس سابق مرکز هنر های تجسمی و مدير موزه هنر های معاصر تهران برنمايشگاهی از گنجينه های هنر مدرن که در آخرين روزهای مسئوليت اش برپا کرده، نهاده است.

مجموعه ای بسيار ديدنی و ارزشمند از آثاری که پيش از انقلاب توسط مسئولان وقت موزه هنرهای معاصر تهران خريداری شده و پس از انقلاب به دليل فضای فرهنگی و سياسی غرب ستيزانه ايران که هرگونه گرايش به هنر مدرن را غرب زدگی و مخالفت با ارزش های انقلابی و اسلامی می دانست، سالها در انبار موزه هنرهای معاصر ماند و در معرض ديد شيفتگان هنر مدرن قرار نگرفت.

سميع آذر اکنون پس از استعفا از سمت خود قصد دارد که به دانشگاه بازگشته و به تدريس هنر و معماری بپردازد.

وی در طول هفت سال رياست مرکز هنرهای تجسمی و مديريت موزه هنرهای معاصر تهران، در زمينه معرفی و شناسايی هنر مدرن ايران و جهان اقداماتی کرد، از جمله برگزاری نمايشگاههايی از هنر معاصر جهان، بزرگداشت نقاشان و هنرمندان معاصر ايران مثل حسين زنده رودی، پرويز تناولی، مسعود عربشاهی و منصوره حسينی.

در طی ساليان مديريت او، موزه هنرهای معاصر تهران از رکود و انفعال درآمد و به قلب پر تپش هنر مدرن جهان در تهران تبديل شد. نمايشگاه هنر مدرن جهان که هم اکنون در موزه هنرهای معاصر تهران برپاست و در آن 170 تابلوی نقاشی، 15 مجسمه و اثر حجمی و سه اثر مفهومی (Conceptual) از دوره امپرسيونيسم گرفته تا کوبيسم و مينی ماليسم به نمايش گذاشته شده و درميان آنها آثاری از بزرگترين نقاشان و مجسمه سازان جهان مثل پيکاسو، گوگن، اندی وارهول، جکسون پولاک، من ری، فرنان لژه و سالوادور دالی به چشم می خورد، از اقدامات سميع آذر در اين زمينه است.

با سميع آذر در دفترش در موزه هنرهای معاصر که بر ديوار آن نقاشی های سهراب سپهری نصب شده به گفتگو نشستيم:


پرويز جاهد: از چه زمانی و چگونه به وجود اين تابلوهای ارزشمند در زيرزمين موزه هنرهای معاصر پی برديد؟

عليرضا سميع آذر: البته تمام کسانی که با تحولات هنری کشور آشنا بودند از وجود چنين مجموعه عظيمی در موزه ما باخبر بودند ولی اطلاع دقيقی در مورد تعداد آثار و نام هنرمندانی که در اين مجموعه وجود دارند نبود تا اينکه من اين فرصت را داشتم که اين مجموعه را از نزديک ببينم و پس از ديدن آن در همان روزهای اوليه حضورم در موزه به عظمت آن که يکی از بی نظيرترين مجموعه های هنر مدرن در جهان است پی بردم و بلافاصله تصميم گرفتم که آن را به نمايش عمومی بگذارم.

به نظر شما چرا اين آثار مدت 27 سال در زيرزمين موزه هنرهای معاصر ماند و خاک خورد؟ چه عوامل سياسی و اجتماعی باعث شد که اين آثار در اين مدت به نمايش درنيايد و اينک چه شرايطی پديد آمده که امکان نمايش اين آثار را بوجود آورده است؟

27 سال در انبار موزه نبوده بلکه تا حدود 6 سال پيش در انبار بوده يعنی چيزی نزديک به 22 سال. پيش از اين در خلال 5 نمايشگاه موزه ای تحت عناوين: بيان و انتزاع، پاپ آرت، امپرسيونيست و پست امپرسيونيست، از کوبيسم تا مينی ماليسم و اکسپرسيونيسم انتزاعی بخش عمده ای از آثار کلکسيون موزه در طول پنج سال گذشته به نمايش درآمدند.

اما در طول آن 22 سال بعد از انقلاب، قطعا معرفی هنر غرب يا هنر مدرن در الويت سياست فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و به تبع آن مديريت وقت موزه هنرهای معاصر تهران نبود. بنابراين هيچ توجه جدی به اين قضيه نشد و شايد هم مسئولان وقت موزه از اهميت چنين مجموعه ای باخبر نبودند که در اين صورت حتما تلاش می کردند که مسئولان عاليرتبه کشور را متقاعد کنند که اين ثروت بزرگ، به شکلی حداقل ناقص و محدود به نمايش دربيايد.

من می توانم انگشت خودم را برای توجيه عدم نمايش اين مجموعه در طول بيست سال بعد از انقلاب تا حدی روی شرايط سياسی اجتماعی و فضای به شدت ضدغربی که در ايران وجود داشت، بگذارم.

آيا می توان گفت که تحت تاثير نگاه ايدئولوژيک به هنر که در طول اين سالها در ايران نگاهی غالب بوده، به اين آثار بی توجهی شده است؟

بله، فکر می کنم مديران قبلی موزه، تحت تاثير خواسته مقامات عاليرتبه کشور به نوعی هنر ايدئولوژيک که در خدمت تبليغات سياسی بود بيشتر توجه نشان دادند. يعنی آنچه از طرف برخی مقامات، تشويق و توصيه می شد، تا اينکه بخواهند هنر ارزشمند و برجسته را که دارای اعتبار جهانی است نشان دهند.

به عنوان مدير يک دستگاه فرهنگی، به نظر شما هنر در ايران تا چه حد قربانی سياست و اعمال نظر ايدئولوژيک شده و از اين بابت لطمه ديده است؟

حدش را نمی توانم به طور دقيق تعيين کنم. ولی هنر در ايران قطعا از اعمال نظر سياستمداران و يا سياست زدگی هنرمندان آسيب های کيفی ديده اما اين فقط ايران نيست که دستخوش چنين خسرانی شده، در طول تاريخ هنر در همه جای دنيا و حتی در سراسر جنبش هنر مدرن، هنرمندان در کشورهای غربی از فشار و انحرافاتی که از طرف سياستمداران برهنر تحميل می شد رنج برده اند.

با توجه به تحول نسبی که در چند سال اخير پديد آمده، يعنی همين شرايطی که فراهم شده تا بتوان کارهای مدرن هنرمندان اروپايی و آمريکايی را به نمايش گذاشت، آيا چنين چرخشی می تواند به رشد هنر مدرن در ايران کمک کند؟

بله حتما. به خصوص که شرايط عوض شده. هنر بعد از هر انقلابی شکل ايدئولوژيک به خود می گيرد. انقلاب به يک نيروی عظيم فکری و برانگيزاننده نياز دارد که ايدئولوژی می تواند تامين کننده آن نيرو باشد. بعد از اينکه از شرايط انقلابی فاصله می گيريم و شدت و غلظت ايدئولوژيک کاهش پيدا می کند، طبعا هنر ايدئولوژيک هم کمتر خواستنی می شود و بنابراين نوعی تحول در آن به وقوع می پيوندد.

بنابراين هنرمندان ما که زمانی آثاری توليد می کردند که مستقيما در خدمت ايدئولوژی انقلابی بود، الان به گونه ديگری از آفرينش هنری می پردازند. در بخش های ديگر حيات فرهنگی اجتماعی ما هم اين گرايش را می بينيم. کسانی که تا ديروز انقلابیون دوآتشه بودند، امروز از روش های اجتماعی غير انقلابی، مسالمت جويانه، مدبرانه و گاها سازشکارانه طرفداری می کنند و ديگران را به انقلابی گری کور و آکنده از هيجان متهم می کنند.

با توجه به جو ضد غربی و آنارشيستی که در اوايل انقلاب حاکم بوده، اين خطر وجود داشت که اين آثار از بين بروند. چگونه اين آثار حفظ شده و از بين نرفتند؟

نقاشی از ترينداد فرناندز

می دانم که برخی مقامات عاليرتبه در شور و هيجان انقلابی سالهای اوليه انقلاب توصيه های اکيدی مبنی بر حفظ اين آثار کردند که در نگهداری آنها بسيار موثر بود اما از سوی کسانی که هيچ دانش و آگاهی نسبت به ارزش اين آثار نداشتند، می توانست در اين مدت خطراتی متوجه اين آثار بشود که بايد بگويم مديريت وقت موزه در آن سالها کار بسيار ارزشمندی در نگهداری اين آثار انجام داده به نحوی که اين آثار معجزه وار حفظ شدند.

اين آثار در چه شرايطی در انبار موزه نگهداری می شدند؟

بزرگترين مزيت نگهداری آثار هنری در موزه، حفظ شرايط ثابت آب و هوايی آنهاست. چون در بيست و چند سال اخير اين آثار در يک شرايط ثابتی نگهداری شدند، تقريبا سلامت نسبی خود را حفظ کردند. خصوصا اينکه انبار موزه جای بسيار خنکی است و اين باعث شده که خيلی از اين کارها کيفيت بيست و پنج سال پيش خود را حفظ کنند. برخی از اين آثار که دارای آسيب های جزيی هستند، به نظر می رسد که اين آسيب ها متعلق به زمانی است که اين آثار به موزه آورده شدند.

آيا اثری بوده که مفقود شده باشد؟

نه هيچ اثری مفقود نشده. برخی آثار بودند که قبل از انقلاب خريداری شدند ولی بعد در طول دوران انقلاب به کشور نيامدند. ما پی گيری هايی کرديم که اين آثار وارد شدند. آثار نه چندان مهم ديگری هم هست مثل نمونه نقشه های چند آرشيتکت بزرگ دنيا که پولش هم پرداخت شده و الان در آمريکاست و در پرونده حقوقی ايران و آمريکا متعاقب قرارداد الجزاير سرنوشت مبهمی دارد.

قبلا شايعاتی مبنی بر فروش برخی از اين آثار در حراجی های بزرگ کشورهای اروپايی بر سر زبان ها بود و برخی رسانه ها نيز اخباری در اين زمينه منتشر کردند. به نظر شما تا چه حد اين شايعات صحت داشت؟

نه هيچکدام از اين شايعات صحت نداشت. حداقل نمايشگاه حاضر نشان می دهد که هيچ شايعه ای در مورد فروش، معاوضه و يا حتی آسيب ديدن تابلوها در خلال امانت سپاری ها صحت نداشته. ولی البته من خودم شاهد برخی از اين شايعات بودم. اين را هم اذعان دارم که وجود شايعات يکسر برای مجموعه زيان آور نبود، چون گاه برخی شايعات يک اثر را مشهور می کند و باعث افزايش قيمت آن می شود.

آيا آثار به نمايش درآمده تمام دارايی های ارزشمند موزه است يا کارهای ارزشمند ديگری هم هست که به نمايش درنيامده؟

مجسمه 'بيضی با نقاط تيز' اثر هنری مور

نه اين تمام آثار مجموعه ما نيست ولی با توجه به ظرفيت ديواره های موزه و 9 گالری که در اين ساختمان است، مهمترين کارهای مجموعه را به نمايش گذاشتيم. به غير از سه اثر که به دلايل ديگری در اين نمايشگاه شرکت نکردند. يکی تابلوی فرانسيس بيکن با عنوان« پيکرهای لميده و ملازم» است که الان در گالری ملی هنر ادينبورگ روی ديوار هست و قرار است پس از اينکه نمايشگاه پرتره های فرانسيس بيکن به هامبورگ رفت همراه با اين نمايشگاه به هامبورگ برود و بعد از اتمام نمايشگاه هامبورگ به ايران بازگردد.

دوم دو اثر از دو هنرمند بزرگ فرانسوی يعنی تابلوی "گابريل با تور" اثر اگوست رنوار و تابلوی "دوران طلايی" اثر آندره دوران است که به دليل داشتن تصاوير مغاير با شئون اخلاقی اسلامی، از نمايش آنها به طور عمومی خودداری کرديم.

آيا در اين مورد خودتان تصميم گرفتيد يا مرجع خاصی اين آثار را غير قابل نمايش اعلام کرد؟

يکی از سه نقاشی تابلوی سه لته ای 'آراميدن دو نفر بر تخت، در حضور ديگران'

خير. مقامات ذيربط در وزارت ارشاد که عمدتا حراست وزارت ارشاد است اين آثار را غير قابل نمايش اعلام کردند. البته اين تشخيص، تشخيص مديريت موزه نيز هست منتهی تقاضای ما از آنها اين بود که حداقل در يک فرصت خصوصی صرفا برای هنرمندان و دانشجويان هنری اين امکان فراهم شود که آنها بتوانند اين آثار را مشاهده کنند، خصوصا اثر آندره دوران که به لحاظ تاريخی، تابلوی بسيار بسيار مهمی است و شايد بتوان گفت به بهترين وجهی جنبش فوويسم را نمايندگی می کند.

اما مسئولين وزارت ارشاد گفتند که در شرايط حاضر حتی نمايش خصوصی اين دو اثر مناسب نيست ولی من اميدوارم که در آينده با آرام شدن فضای فرهنگی اجتماعی کشور اين امکان بوجود بيايد که حداقل هنرمندان و دانشجويان هنر اين دو اثر را ببينند.

شما در اين نمايشگاه، جای تابلوی وسط را در تابلوی سه لتی(Triptych) فرانسيس بيکن که دو مرد را در رختخواب نشان می دهد خالی گذاشتيد. ممکن است در اين باره توضيح دهيد.

در روز افتتاح نمايشگاه تابلوی وسط هم بود ولی پس از آن با توجه به توصيه مقامات ذيربط، آن تابلوی وسط هم که گفته می شد حاوی تصاويری مغاير با شئون اخلاقی است، از روی ديوار برداشته شد.

شما در جايی گفته ايد که اين مجموعه يکی از 10 گنجينه برتر هنر مدرن جهان است. برچه اساس و چگونه به اين نتيجه رسيديد؟

اين چيزی است که در باره اين مجموعه گفته می شود. فراتر از آن گفته می شد زمانی که اين کلکسيون گردآوری شد يعنی حدود 27 سال پيش، جزو 4 کلکسيون برتر دنيا بود منتهی نه از حيث ارزش کلی مجموعه بلکه از نظر جامعيت و فراگيری آن که دربرگيرنده مهمترين چهره های هنری و تقريبا تمام جريان ها و سبک ها و نقاط عطفی است که در تاريخ هنر مدرن از زمان امپرسيونيست ها تا مينی ماليست ها به وقوع پيوست.

کمتر مجموعه ای در دنيا پيدا می کنيد که از اين جامعيت برخوردار باشد. به نظر من شمار چنين مجموعه فراگيری در دنيا قطعا کمتر از ده تاست.

در مقدمه کاتالوگی که در باره اين نمايشگاه منتشر کرديد از زحمات مهندس کامران ديبا موسس و نخستين مدير اين موزه تشکر کرديد. به نظر شما نقش کامران ديبا در گردآوری اين آثار تا چه حد بوده است؟

نقشی محوری و تعيين کننده بود. شايد اگر فرد ديگری جای ايشان مدير وقت موزه بود، نسبت به گردآوری اين کلکسيون آنقدر جدی نمی انديشيد. و من می دانم که در همان زمان خيلی ها بودند که اين کار را زائد و با توجه به هزينه آن کاملا گزاف می پنداشتند و خيلی ها بودند که فکر می کردند داشتن چنين مجموعه ای برای ما کاملا غير ضروری است.

ولی ايشان عليرغم انتقادهايی که در آن زمان بود، اين مجموعه را جمع آوری کرد و اکنون اين مجموعه يک افتخاری است برای ملت ايران که دارای گنجينه بزرگی است از آثار هنرمندان غربی که در خارج از جهان غرب اگر نگوئيم هرگز يافت نمی شود بلکه به ندرت نمونه های مشابهی پيدا می شود.

آيا اين تابلوها، پيش از انقلاب هم در موزه به نمايش گذاشته شده بود؟

بله در چند نمايشگاه موضوعی مختلف از جمله نمايشگاهی که تحت عنوان پاپ آرت بود اين آثار به نمايش درآمد.

يک نوع تداوم زمانی و دوره ای از نظر تحول سبک های هنری مدرن در اين مجموعه ديده می شود. به نظر شما آيا اين مجموعه، تصادفی فراهم شده يا بر اساس انديشه و برنامه ريزی خاصی خريداری شده است؟

اثری از پابلو پيکاسو

البته توجه اصلی آنها اين بود که يک کلکسيون بزرگ برای موزه تهيه شود. ظاهرا آثار هنری بعد از جنگ جهانی دوم مورد توجه بيشتر آنان بوده است.

ما از کثرت آثار جريان هايی چون اکسپرسيونيسم انتزاعی، پاپ آرت و مينی ماليسم که بعد از جنگ جهانی دوم به ظهور رسيدند می توانيم پی ببريم که نقطه اصلی توجه آنها جريان هايی هستند که در آن زمان معاصر قلمداد می شدند، يعنی جريان های بعد از جنگ جهانی دوم، اما به دليل اينکه تمام جنبش های بعد از جنگ جهانی دوم به شکلی ريشه در جريان های قبل از جنگ دارند، برخی از هنرمندانی که در فاصله بين دو جنگ به ظهور رسيدند هم در اين کلکسيون جای داده شدند از جمله هنرمندانی که ما در سبک های کوبيسم، اکسپرسيونيسم و سوررئاليسم سراغ داريم.

فکر می کنم علاقه خاصی هم از بالا به مديريت موزه توصيه کرده که آثار امپرسيونيست ها هم به اين مجموعه اضافه بشود. چون در يک موزه هنرهای معاصر وجود آثار امپرسيونيست ها و حتی پست امپرسيونيست ها چندان ضروری به نظر نمی رسد.

منظور شما از اين گرايش ويژه در بالا به طور مشخص کيست؟

به طور مشخص بايد به علاقه شخص فرح ديبا در تهيه چنين مجموعه ای اشاره کرد.

اين مجموعه از نظر نمايش سير تحول هنر مدرن تا چه حد دقيق است و احيانا چه کمبود هايی در آن ديده می شود؟

 چهره های شاخصی که در اين سالها مطرح بودند مثل سزان، موندريان و ماتيس نيز در اين مجموعه غايب هستند. اگر از اين هنرمندان آثاری در اين مجموعه می آمد، در آن صورت اين مجموعه جزو 3 مجموعه بزرگ دنيا درمی آمد.
 
عايرضا سميع آذر

تقريبا تمام تحولات دوره مدرن از ظهور امپرسيونيست ها که انقلابی را در استفاده از نور و رنگ در نقاشی پايه ريزی کردند تا کوبيست ها که در پی کار بر روی تکنيک و همينطور ادراک نوين از زمان و فضا بودند و سوررئاليست ها که به دنبال اشارات و تداعی معانی و نوعی ناهشياری خودآگاه بودند، را می توانيد در اين مجموعه ببينيد.

همينطور از همه چهره های مهم جريان اکسپرسيونيسم انتزاعی و پاپ آرت و مينی ماليسم حداقل يک اثر مهم در اين مجموعه جای داده شده است. در حاليکه چهره های شاخصی از بين سوررئاليست ها همانند بنيانگذار آن آندره برتون، روبرتو متا، آشيل گورکی آثاری در اين مجموعه ندارند و برخی از چهره های مهم ديگر آن مانند سالوادور دالی هم کار چندان مهمی در اين مجموعه ندارند.

همينطور از بين اکسپرسيونيست ها هم جز دو سه اثر متعلق به روئو و آنسور دگروز، آثار بسيار مهمی در اين مجموعه نداريم. در کنار آنها بايد از جريان بسيار مهم کنستراکتيويست ها و چهره های شاخصی چون مالوويچ ياد بکنم که در اين مجموعه جای ندارند و به نظر من به خوبی نشان می دهد که توجه اصلی آقای ديبا و مشاورانش جريان های بعد از جنگ جهانی دوم بوده است.

چهره های شاخصی که در اين سالها مطرح بودند مثل سزان، موندريان و ماتيس نيز در اين مجموعه غايب هستند. اگر از اين هنرمندان آثاری در اين مجموعه می آمد، در آن صورت اين مجموعه جزو 3 مجموعه بزرگ دنيا درمی آمد.

اين ها حلقه های مفقوده ای است که مجموعه ما را عليرغم همه عظمتی که دارد در جامعيت کامل و مطلق اش متزلزل می کند و در صورت وجود آنها می توانست آن را به يکی از کامل ترين مجموعه های هنر مدرن در دنيا تبديل کند.

به عنوان مدير اين موزه آيا هيچگاه تلاش کرديد که اين کمبود ها را با خريد آثار جديد رفع کنيد؟

بله تلاش بسيار زيادی کردم. اين يکی از رويا های من بود که متاسفانه تا روزهايی که در آستانه ترک اين موزه هستم تحقق پيدا نکرد. شما می دانيد که خريد آثار هنرمندان مهم، نه چهره های بزرگی همچون موندريان، کاندينسکی، ماتيس، سزان، يا ون گوگ بلکه چهره های متاخرتری که در سالهای دهه های هشتاد و نود به ظهور رسيدند، نيازمند صرف ارقام دهها ميليون دلاری است.

امروز اگر شما بخواهيد از چهره های مهم و متاخری که در اين مجموعه جای ندارند مثل پلکه، ريشتر، بازليتس و کيفر از بين آلمانی ها و همينطور بوری، فونتانا يا جريانات موسوم به آرته پوورا در ايتاليا...

يا هنرمندان انگليسی مثل لوسين فرويد و فرانک اوئرباخ يا هنرمندان آمريکايی مثل جف کونز و غيره آثاری را خريداری کنيد حتما به دهها و بلکه صدها ميليون دلار پول احتياج داريد و اين تصميمی بود که به يک اراده بزرگ در عالی ترين سطح کشور ما نيازمند بود.

تلاش های من و همکارانم بيشتر از طريق نمايندگان مجلس ششم جلو رفت اما در عمل نتيجه ای نداشت. امروز هم فکر می کنم شرايط برای اين کار از گذشته نا اميد کننده تر است يا حداقل در آينده نزديک چنين شانسی وجود ندارد.

اميدم اين بود که اولا تلاش کنيم حلقه های مفقوده ای را که در اين کلکسيون هست با خريد آثار جديد پر کنيم و ثانيا آن را که تا دهه هفتاد جلو آمده پيش تر آورده و تا سال 2000 برسانيم.

استقبال مردم از نمايشگاه هنر مدرن چگونه است؟

فوق العاده است، خيلی بيشتر از هر نمايشگاهی که قبلا داشته ايم. در هفته اخير، بعضی روزها بيش از 2000نفر به موزه مراجعه کردند که اين رقم برای تهران در شرايط موجود، رقم کاملا بی سابقه ای است. تقريبا تمام بازديدکنندگان ما جوان هستند و اين نشان می دهد که آنها مايلند که اين آثار را ببينند و از رهگذر ديدن اين آثار به درک دقيق تری نسبت به تحولات هنر مدرن برسند.

 
 
66گزارش تصويری
گزيده ای از آثار معاصر غربی در موزه هنرهای معاصر تهران
 
 
66هنر معاصر
نمايش عمومی گنجينه موزه هنرهای معاصر تهران
 
 
مطالب مرتبط
 
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران