BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 15:32 گرينويچ - دوشنبه 03 اکتبر 2005
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
نگاهی به سينمای کودک ايران
 

 
 
جشنواره فيلم های کودک و نوجوان در اصفهان

توسعه سينمای ايران، مديون چند مقطع طلايی، در طول حيات آن است. بی شک يکی از اين مقاطع از اواخر دهه ۴۰ آغاز و تا نيمه اول دهه ۵۰ دوام می آورد. بسياری از بزرگان سينمای پيشرو ايران در اين برهه سربرآوردند.

اما آنچه در آن سالها همچون يک ويژگی جلوه می يابد، پاگرفتن و درخشش سينمای کودک است و بزرگانی که از اين ميان سربرمی آورند و آبروی سينمای ايران می شوند: عباس کيارستمی، محمدرضا اصلانی، بهرام بيضايی، ناصر تقوايی ...

پس سينمای اصيل کودک در ايران با خيز بلندی آغاز می شود و پايه ای محکم بر بنای اين سامان می شود.

نگاهی گذرا به تاريخ سينمای کودک

پيش از انقلاب

تا پيش از دهه ۴۰ رد و اثر قابل اعتنايی از سينمای کودک در ايران به چشم نمی خورد. اوايل دهه ۴۰ کوششهايی برای ساخت آثار پويانمايی (کارتون) صورت می گيرد که به تشکيل واحد انيميشن وزارت فرهنگ و هنر می انجامد.

در همين سالها تلويزيون ملی ايران تأسيس می شود و نياز مبرمی برای توليد آثار ويژه کودکان احساس می شود. اما جدی ترين کوششها با تأسيس کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان آغاز می شود.

کانون پرورش فکری در سال ۱۳۴۴ ، اساساً به منظور انتشار کتاب برای کودکان و نوجوانان تأسيس می شود. ولی بزودی دامنه فعاليت آن به زمينه های ديگر کشيده می شود: نقاشی، موسيقی، تئاتر ... و سرانجام فيلم و سينما.

در سال ۱۳۴۵، اولين فستيوال بين المللی فيلمهای کودکان، با همت کانون پرورش فکری آغاز به کار می کند، بدون آن که فيلمی از ايران در آن حضور داشته باشد. اين فستيوال همچنان بدون حضور فيلمی از ايران به کار خود ادامه می دهد تا تشکيل مرکز سينمايی کانون.

"مرکز سينمايی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به منظور تهيه فيلمهای ارزنده آموزشی و تفريحی برای کودکان و نوجوانان و راهگشايی جهت گسترش اين صنعت در ايران، از ۱۳۴۹ فعاليت خود را آغاز کرد. سرمايه اوليه ايجاد اين مرکز از محل درآمد نمايشات سيرک مسکو، که به ابتکار کانون در آبادان و تهران برگزار گرديد، فراهم شد. کانون پس از تدارک گروه فنی و وسايل و تجهيزات لازم به تهيه فيلم پرداخت."
[کاتالوگ فيلمهای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ـ سال ۱۳۵۰]

نمايی از فيلم مسافر

پس از تأسيس مرکز سينمايی کانون، اولين سری توليدات ايران در فستيوال عرضه می شود.

در ديگر سو، تلويزيون ملی ايران نيز وضع مشابهی دارد. اولين آثار عرضه شده کودک در آن سالها، فيلمها و کارتونهای خارجی است. اما در اواخر دهه ۴۰ توليد و ساخت ويژه برنامه های کودک آغاز می شود. اما سطح کيفی اين آثار کجا و آثار فيلمسازان کانون کجا. برخلاف گام محکم کانون در آغاز راه، در ساير بخشها سالها طول می کشد تا به استاندردهای ساخت نزديک شوند.

به ازای همين اختلاف کيفی، اغلب فيلمسازان جوان و مستعد آن روزگار جذب کانون می شوند: عباس کيارستمی، بهرام بيضايی، ناصر تقوايی، محمدرضا اصلانی، نورالدين زرين کلک، فرشيد مثقالی، علی اکبر صادقی، رضا علامه زاده، پرويز کيمياوی، مسعود کيميايی، مرتضی مميز، ابراهيم فروزش، کيومرث پوراحمد، امير نادری، شاپور قريب، آيدين آغداشلو ...

در اين دوران کانون تنها به ساخت فيلم بسنده نمی کند، بلکه در جوار آن برنامه های ديگری را نيز پيش می برد. دوره های آموزش فيلمسازی را تدارک می بيند که برآيند آن تشکيل مرکز آموزش فيلمسازی برای کودکان و نوجوانان و ثمره آن آثار مقبول و بعضاً درخشانی است که توسط هنرجويان اين مرکز ساخته و عرضه می شود.

به جز اين، کانون يکی از سينماهای تهران، سينما پلازا را برای نمايش آثار برجسته ايرانی و خارجی برای کودکان اختصاص می دهد. و باز در ادامه، مرکز تجربيات نقاشی متحرک را برای ساخت آثار انيميشن راه اندازی می‌کند.

به قولی کانون تا پيش از انقلاب برای سينمای کودک همه کاری می کند، جز ساخت فيلم بلند سينمايی. در کل توليدات کانون پيش از انقلاب تنها سه اثر زمانی بيش از يک ساعت دارند: مسافر عباس کيارستمی، سه ماه تعطيلی شاپور قريب و ساز دهنی امير نادری.

پس از انقلاب

دونده از نخستين فيلمهايی بود که پس از انقلاب به جشنواره های خارجی راه پيدا کرد

ساخت فيلم بلند سينمايی برای کودکان، در واقع پس از انقلاب با فيلم حياط پشتی مدرسه عدل آفاق ساخته داريوش مهرجويی پا می گيرد (۱۳۵۹). اين فيلم در آن زمان توقيف می شود و در سال ۱۳۶۷ با تغييرات فراوان و نام تازه مدرسه ای که می رفتيم اجازه نمايش می گيرد.

به مرور، ساخت فيلم بلند برای کودکان و نوجوانان جای خود را باز می کند و روز به روز رونق بيشتری می گيرد: دونده اميرنادری، ابراهيم در گلستان ايرج امامی، شهر موشها محمد علی طالبی و مرضيه برومند، گلنار کامبوزيا پرتوی و ... چنان که اساساً فيلمسازی برای کودکان خود به گونه ای سودآور و پرطرفدار در سينمای ايران تبديل می شود و بخش خصوصی هم با خيال راحت به آن رو می آورد. تا اين که با رکود و بحران سينمای ايران از دهه ۷۰، توليد آثار کودکان نيز پله پله به پايين کشيده می شود، تا امروز.

کانون پس از انقلاب

اگر حاصل کار کانون در زمينه فيلمسازی پس از انقلاب را بررسی کنيم، دست کم دو دوره مشخص را می توان تشخيص داد: در دهه ۶۰ سعی در ادامه راه و حتی در پاره ای زمينه ها، عليرغم محدوديتهای موجود، توسعه و رونق فعاليت آن را شاهد هستيم (از جمله به راه افتادن خط توليد آثار بلند سينمايی). در اين دهه کانون همچنان سعی در ارائه آثار کيفی دارد و کارهای ماندگاری نيز عرضه می کند. از طرفی، در زمينه توليد فيلمهای کوتاه و مستند و پويانمايی نيز همچنان پيشتاز است.

اما از دهه ۷۰ با تغيير رويه و مديريت، و با محدود و مسدود شدن شيوه های بيان فيلمسازی در کانون، فعاليت اين نهاد و کميت و کيفيت توليدات آن به شکل چشمگيری افت می کند. به نظر می رسد که گرايش خاص روشنفکرانه و برخی هنرمندان مطرح نزديک به کانون، در عين حال که موجب جاذبه و کسب اعتبار اين نهاد شده بود، در مقطعی باعث نگرانيهايی در ميان سياستگذاران فرهنگی حکومت ايران نيز شد و يکباره با تغييرات وسيع، بساط سابق دگرگون گشت. امروزه از بخش فيلمسازی کانون تنها نامی مانده و چندان اثر شايسته قابل اعتنايی از آن بيرون نمی آيد.

انواع فيلم کودک و نمونه هايی در سينمای ايران

فيلم برای کودک

کلاه قرمزی شخصيتی بود که از تلويزيون به سينما راه يافت و به يکی از پرفروش ترين فيلمهای تاريخ سينمای ايران تبديل شد

فيلمهايی است که اساساً برای کودکان (در گروههای سنی مختلف) ساخته می شود. کودکان به راحتی به تماشای آن می نشينند و با آن رابطه برقرار می کنند. ساخت اين گونه فيلمها تخصص ويژه جداگانه ای را می طلبد؛ هرچند بسياری اوقات فيلمهای تقليدی بدون اتکا به دانش خاصی نيز در اين عرصه ساخته می شود.

اصل اين است که کودک جذب اثر شود و آن را دنبال کند. به همين قياس ، هم می توان آثار شاد و کودکانه ای چون شهر موشها محمدعلی طالبی و گلنار کامبوزيا پرتوی را در آن يافت، هم آثار تجربی و خلاقی چون همسرايان و نان و کوچه عباس کيارستمی، هم آثار اجتماعی کودکانه مجيد مجيدی.

فيلم درباره کودک

در اين گروه آثاری قرار می گيرد که دغدغه فيلمساز مسائل و گاه مصائب کودک است، اما الزاماً مخاطب اصلی آن کودک نيست و عمدتاً نظر به بزرگسالان است. بسياری آثار اجتماعی و مستند در اين گروه قرار می گيرند. از نمونه های اين دسته در سينمای ايران، می شود به برخی فيلمهای مجموعه مستند ارزشمند کودکان سرزمين ايران و نيز برخی آثار نخبه گرای سينمای ايران، از جمله: بدبده و چنين کنند حکايت محمدرضا اصلانی اشاره کرد.

در اين ميان هستند آثاری که گرچه بافتی دشوار و عميق دارند، اما از الفبايی برخوردارند که کودک نيز آن را می فهمد. به عنوان نمونه، کودک و استثمار محمدرضا اصلانی.

فيلم با حضور کودک

نمايی از فيلم يک اتفاق ساده ساخته سهراب شهيد ثالث

اما هستند فيلمهايی که کودک در آن بهانه است و با وجود نقش محوری او، فيلمساز اساساً نظر به جای ديگری در سرداشته است. نه می خواسته که برای کودکان اثری خلق کند و نه دغدغه اصلی او اين گروه بوده اند. باز هم نمونه های اين نوع، طيف وسيعی را شامل می شود: از خيل آثار بی ارزش و کم ارزشی که کودک را تنها بهانه قرار می دهند تا آثار برجسته ای چون اونشب که بارون اومد کامران شيردل و پ مثل پليکان پرويز کيمياوی.

تقابل نگاه جشنواره ها و سليقه کودک

اگر به الگوها و آرای جشنواره ها نگاهی شود، نوعی گرايش روشنفکرانه و فاصله گيری از سليقه طبيعی کودک را شاهد هستيم. جشنواره ها به راهی می روند و کودکان به راهی ديگر. و همين است که اغلب تأثير به سزايی را از جشنواره ها در توليدات ويژه کودکان نمی بينيم.

برخی در سينمای کودک ايران، خط روشنفکرانه توليد آثار را به پيش از انقلاب و آثار مشهور به کانونی می کشانند. با اين همه بسياری آثاری از اين دست همچون: نان و کوچه عباس کيارستمی، عمو سيبيلو بهرام بيضايی، هفت تيرهای چوبی شاپور قريب، آثار کودکانه کيومرث پوراحمد ... هرچند از دنيای شاد و شلوغ کودکان جداست، با اين حال در ارتباط با اين گروه و تأثيرگذاری بر آنان ناتوان نيست و مخاطب کودک را اغلب راضی نگاه می دارد.

در برابر، بسيار ديده ايم که برخی آثار تشويق شده در جشنواره ها به کلی برای مخاطب کودک غريبه می ماند.

در سالهای اخير در جشنواره کودک اصفهان سعی شده است با نگاه و زاويه ای هماهنگ با سليقه و طبيعت کودک به دنيای او نگاه شود. از اين رو گروههايی از کودکان و نوجوانان برای داوری آثار جشنواره نهاده شده است و هیأتهای کارشناسی نيز برای اين امر برنامه ريزی کرده اند. با اين همه به نظر می رسد حکم تأثيرگذار نهايی در اين جشنواره همچنان متکی به گروه داوران سرشناس بزرگسال و تابع فضا و سليقه فستيوالهای بزرگ بين المللی است.

بحران در سينمای کودک ايران

عليرغم برگزاری بيست دوره جشنواره اصفهان و در حالی که سينمای کودک جهان دوران رونق و غنای خود را طی می کند، سينمای کودک ايران به شکل بی سابقه ای بی رمق و راکد شده است و در آستانه محو قرار گرفته است.

هرچند موقعيت فعلی سينمای کودک ايران، بی شک نمی تواند جدا از موقعيت کلی سينمای بحران زده ايران باشد، با اين حال عوامل فوق العاده ديگری نيز برای فروپاشی بيش از پيش اين نوع دست به کارند.

سوء تفاهم در باره تقاضای بازار

به نظر می رسد همان گونه که سودآوری و تقاضای بازار، زمانی موجب استقبال تهيه کنندگان در سرمايه گذاری و توليد شتابزده اين نوع شده بود، امروزه همان متغيرها بهانه گريز همان تهيه کنندگان خرده پا از توليد فيلمهای کودکان شده است.

اين در حالی است که در ساليان اخير با اوج گيری دوباره سينمای کودک در سطح جهانی، شاهد رونق اين گونه و گسترش توليد آن در کشورهای صاحب سينما بوده ايم. از طرفی کثرت قابل توجه گروه سنی کودک و نوجوان در جامعه ايران، اين بازار را جذابتر می نماياند.

با اين همه امروزه جدا از بحران فراگير سينمای ايران، توليد در زمينه کودک چنان فروکش کرده است که برخی از دست اندرکاران اين حوزه از آن به عنوان مرگ مغزی ياد می کنند. ظاهراً تهيه کنندگان و فيلمسازان همواره نگران سينمای ايران، در موجوديت مخاطب کودک برای توليدات سينمايی به شدت دچار سوء تفاهم و سردرگمی هستند و در جذب اين گروه ناتوان.

تمرکزگرايی

از ديگر معضلات اساسی سينمای کودک ايران تمرکزگرايی و سياستگذاری بسته و محدود است. متوليان فرهنگی، با نظر به دو مقوله؛ يکی تربيت و مراقبت بنيادين فرهنگی کودکان و نوجوانان، و ديگری حفاظت و حمايت اجرايی با توجه به مؤلفه های اقتصادی اين وادی، دايره بسيار تعريف شده و نظام مندی را برای توليدات سينمای کودک تدارک ديده اند. و به نظر می رسد که در هر دو مقوله ناموفق بوده اند.

بديهی است که در دنيای معاصر، هنگامی که کودک نتواند خوراک فرهنگی مناسبی از رسانه های در دسترسش بگيرد، به آسانی راههای ارتباطی ديگری را جستجو خواهد کرد؛ و اين يعنی نقض غرض.

چنين است که در سالهای اخير دو نهاد مهم تربيت فرهنگی کودکان و نوجوانان ـ وزارت آموزش و پرورش و سازمانها و نهادهای تابعه و کانون پرورش فکری ـ در عرضه آثار تصويری و سينمايی چنين ناکارآمد و دست خالی بوده اند.

تالارهای سينمای کودکان

در حالی که حدود يک دهه پيش، گروه سينمايی کودک و نوجوان به راه افتاده بود و صحبت برسر گسترش اين گروه سينمايی در تهران و شهرستانها بود، امروزه سينماهای مخصوص کودک يکی يکی يا به تعطيلی کشيده شده و يا به نمايش فيلمهای بزرگسالان می پردازند.

حتی سينما کانون، سينمای اختصاصی کانون پرورش فکری، در بيشتر ايام سال فيلمهايی خارج از دايره کودک و نوجوان عرضه می کند و عملاً گروه سينمايی کودک و نوجوان تعطيل شده است. بديهی است زمانی که فيلمی برای نمايش در اين عرصه وجود نداشته باشد، سينماها نيز خالی نمی مانند و رويه خود را تغيير می دهند.

فيلمسازانی که بزرگ شده اند

عباس کيارستمی، که اساساً با فيلمسازی برای کودکان آغاز کرد ديگر مدتهاست که برای کودکان فيلم نمی سازد

رکود سينمای کودک تنها برآمده از بحران سينمای ايران نيست. فيلمسازان معتبر دنيای کودکان همچنان مشغولند و فيلم می سازند، اما ديگر نه برای کودکان.

عباس کيارستمی، که اساساً با فيلمسازی برای کودکان آغاز کرد و به فيلمساز شاخص اين گروه در سطح جهان تبديل شد، ديگر مدتهاست که برای کودکان فيلم نمی سازد و موفقيتهای بين المللی خود را در دنيای بزرگسالان جستجو می کند.

کيومرث پوراحمد، فيلمساز کودکان نيز، مدت زمانی است که قدم به قدم از اين عرصه فاصله گرفته و به دنبال رابطه وسيعتر با بزرگسالان است.

مجيد مجيدی که اساساً الفبای فيلمسازی او همان الفبای ساخت آثار کودک است، فيلم به فيلم بزرگ شده و دنيای کودکان ديگر چندان دغدغه ذهنی او نيست.

ديگر فيلمسازان شاخص اين عرصه نيز جهت فيلمسازی خود را از کودکان گردانده و به سمت و سوی ديگری ميل داده اند: مرضيه برومند، کامبوزيا پرتوی ... برخی نيز همچون ابراهيم فروزش و ابوالفضل جليلی مدتهاست که شرايط فيلمسازی خاص آنان برايشان فراهم نمی شود و با کم کاری خود از اين وادی دور شده اند.

تک و توکی از فيلمسازان اين رشته همچون محمدعلی طالبی هنوز به کودکان وفادار مانده اند.

شايد آنچه در اين ميان تعيين کننده بوده، تغيير فضا و حال و هوای جشنواره های رنگارنگ بين المللی بوده است، در حالی که بزرگترين دستاوردهای بين المللی سينمای ايران در گرو آثار کودک و نوجوان به دست آمده است.

به نظر می رسد اگر زمانی، نوعی نگاه نوستالژيک و اجتماعی به کودکان، برای جشنواره های جهانی جذابيت داشت، امروزه گرايشها و سليقه های ديگری بر آنها حاکم شده است. شايد همين، راه فيلمسازان معتبر سينمای ايران را به مسيری ديگر کشانده است.

 
 
66پروانه های افسرده اصفهان
بيستمين جشنواره بين المللی فيلم و ويدئو کودک و نوجوان
 
 
66جشنواره فيلم کودک
بيستمين دوره جشنواره بين المللی فيلمهای کودکان و نوجوانان در اصفهان آغاز شد
 
 
66جشنواره اصفهان
احمد طالبی نژاد به پرسشهای سينمايی شما پاسخ داد
 
 
مطالب مرتبط
 
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران