BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 18:21 گرينويچ - جمعه 14 اکتبر 2005
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
هارولد پينتر و دلهره های او
 

 
 
هارولد پينتر
تئاتر پينتر از دلهره های دوران ما می گويد
هارولد پينتر تنها سه روز پس از ۷۵مين سالگرد تولدش جايزه نوبل برای ادبيات را دريافت کرد.

روز دوشنبه ۱۰ اکتبر شبکه سوم راديو بی بی سی زادروز اين نمايشنامه نويس نامی را با پخش تازه ترين اثر او گرامی داشت.

آخرين نمايشنامه هارولد پينتر به نام "صداها" پرداختی تازه برگرفته از پنج نمايشنامه پيشين اوست که با همراهی موزيک و آواز ضبط شده است.

پنج نمايشنامه ای که خميرمايه "صداها" را ساخته اند، درونمايه سياسی دارند. مضمون محوری آنها افشای دستگاه رعب انگيز سرکوب و اختناق است.

هر نمايشنامه برشی است از ددمنشی و خشونت رژيم های خوکامه، که مردم را از ابتدايی ترين حقوقشان محروم کرده اند و کمترين اعتراض آنها را با شکنجه و کشتار جواب می دهند.

دفاع پی گير از حقوق بشر

نمايشنامه های يادشده از آثار نسبتا تازه پينتر هستند:

"باز هم يکی ديگه" ظاهرا در يکی از حکومت های نظامی آمريکای لاتين (خونتا) می گذرد. برخورد قهرآميز شکنجه گر با قربانی اش، نمودی از چيرگی سبعيت حيوانی بر احساس انسانی است.

هارولد پينتر
صحنه ای از اجرای نمايش جشن تولد

شکنجه گر تقريبا تنها کسی است که در طول نمايش، با قدرت و اعتماد به نفس سخن می گويد: "به نظر شما اين چيه؟ اين انگشت منه. اين هم انگشت کوچکه منه. اين انگشت اشاره منه، و اين انگشت کوچکه. من انگشت اشاره را جلوی چشم شما تکان ميدم. اين جوری. حالا همين کار را با انگشت کوچکه می کنم.... ببينيد، می تونم هر دو را با هم تکان بدم... خوب، من هر کاری که دلم بخواد می تونم بکنم.... نظرتون چيه اگر من به جای انگشتهام، کفشم را جلوی چشمتون تکان بدم... يا چيز ديگرم را؟ نمی دونم چرا اينقدر از چشم خوشم مياد؟ اما نه از چشم خودم، بلکه از چشم آدمهای ديگر. از چشم آدمهايی که اينجا پيش من می آيند. اينها بدنشان آنقدر ظريف است که می شود روحشان را از دور ديد..."

در "زبان کوهستان" سخن گفتن مردم به زبان ولايات ممنوع است. مأموران به پيرزنی روستايی فشار می آورند تا به زبان رسمی مملکت سخن بگويد، درحاليکه زن بی نوا جز زبان بومی خود زبان ديگری بلد نيست، پس محکوم است تا ابد لال بماند.

به نظر می رسد که اين گونه برخورد سياسی با زبان در آثار پينتر، که هميشه به وجه افزاری زبان توجه داشته، مضمون تازه ايست.

در "نظم نوين جهانی" دو شکنجه گر با انبساط خاطر فوت و فن های خود را برای درهم شکستن قربانيان به رخ می کشند. چون دو کرکس بالای سر قربانی بی گناه و زبان بسته نشسته اند و لاف می زنند: "ما هنوز کارمان را تمام نکرده ايم، ما هنوز حتی شروع نکرده ايم."

در "مهمانی" چند زن و مرد تازه به دوران رسيده به ضيافت آمده اند و در مجلس شبانه سرگرم عيش و نوش هستند. در سراسر نمايش از بيرون صدای شکنجه و کشتار می آيد. مهمانها خود را به نشنيدن می زنند تا با اين "امور بی اهميت" عيش آنها منغص نشود! مجلسی کابوس زده که از آن دلهره ای بی نام منتشر می شود.

خاکستر به خاکستر (۱۹۹۶) روايت زنی است که در حضور همسرش ژرفای ناخودآگاه خود را می کاود و به تصاوير هولناکی از قهر و خشونت می رسد.

بايد به ياد داشت که سمت گيری پينتر در اين آثار بيش از آنکه سياسی باشد، انسانی است. او به سرشت و انگيزه فعاليت مبارزان علاقه خاصی نشان نمی دهد. اين ماشين سرکوب است که خشم او را برمی انگيزد.

در برابر مراجع اقتدار

هارولد پينتر
صحنه ای از اجرای نمايش جشن تولد

هارولد پينتر در گستره جامعه و فرهنگ و سياست هميشه مخالفت خود را با مراجع اقتدار و اهرم های سلطه گری نشان داده است.

هارولد پينتر به سال ۱۹۳۰ در هکنی در شمال شرق لندن به دنيا آمد. پدرش خياطی يهودی بود و مادرش نيز برای کمک به معاش خانواده کار می کرد. او در شرايطی نسبتا سخت بزرگ شد.

در طول جنگ جهانی دوم که لندن هدف بمب افکن های آلمانی بود، مدتی با خانواده به شهرهای ديگر رفت. خاطره آن دوران هنوز در ذهن او زنده است: "وحشت بمباران هنوز مرا ترک نکرده است."

هارولد پينتر پس از پايان تحصيلات دبيرستان، از رفتن به خدمت نظام، سرباز زد و به جريمه نقدی تن داد.

او که از اوان جوانی به ادبيات علاقه داشت، در سال ۱۹۵۰ به نشر نخستين شعرهای خود دست زد.

در سال ۱۹۵۷ اولين نمايشنامه خود را به نام "اتاق" منتشر کرد.

هارولد پينتر
پينتر نمايشنامه مهتاب را برای راديو ضبط می کند

در سالهای بعد به رغم ناکامی ها و بدبياری های آغازين، درهای تئاتر به روی او باز شد. او به نوشتن نمايشنامه در کنار بازيگری و کارگردانی در تئاتر ادامه داد. برای تئاتر و تلويزيون و سينما و راديو آثار بسياری آفريد، جوايز بی شماری برد و به عنوان يکی از مهمترين چهره های تئاتر معاصر در بريتانيا و سراسر جهان شناخته شد.

تولد يک نمايشنامه نويس بزرگ

هارولد پينتر مدتی کوتاه پس از نمايشنامه تک پرده ای "اتاق"، نمايشنامه "جشن تولد" را نوشت که خود در سال ۱۹۵۸ به روی صحنه برد. نمايشنامه نخست در کمبريج و آکسفورد با موفقيت روبرو شد، اما وقتی به لندن آمد، رسانه ها به سختی در برابر آن جبهه گرفتند.

هارولد پينتر تا سالها شکوه داشت: "منتقدان کار مرا قتل عام کردند." و مخالفت خود را آشکارا با نقد تئاتر ابراز می کرد: "منتقدها موجودات بی خاصيتی هستند... ما به منتقدان نياز نداريم تا مثلا به تماشاگران بگويند که چطور فکر کنند."

واکنش منفی منتقدان به کار پينتر احتمالا به خاطر نوآوری های او در برخورد با شگردها و فنون تئاتری بود. نخست آنکه اکسيون دراماتيک در کار پينتر از ضبط و ربط "واقعی و منطقی" دور شده بود. ديگر آنکه برخورد پينتر با گفتگوی تئاتری، حتی با در نظر داشتن بدعت های انقلابی ساموئل بکت سخت تازه بود.

پينتر گفتگوی تئاتری را از سويی به نهايت اختصار، تا مرز ايجاز شعری، رسانده بود. اما از اين فراتر کارکرد گفتگو در نمايشنامه او از ريشه دگرگون شده بود.

هارولد پينتر
صحنه ای از نمايش بازگشت به خانه

گفتگو به سادگی ابزار ارتباط و تنها تظاهر بيرونی ذهنيت شخصيت ها نبود، بلکه ماهيتی متفاوت داشت با کارکردی ظريف تر. گفتگو چه بسا در خلأ ادا می شد و چيزی بيان نمی کرد. منظوری اگر هم در نمايش بود، همان نبود که از زبان آدمها گفته می شد. بيش از خود گفتگوها، فضای ميان آنها، مکث ها و سکوت ها، وزن و اهميت داشتند.

از اينجاست زبان بسيار غنی و پربار نمايشنامه ها، آکنده از کنايه ها و مجازهای گوناگون که کلام را رنگين می کنند، و به همان اندازه تفسير و ترجمه و اجرای صحنه ای آن را دشوار می سازند.

رگه ها و بنمايه های تئاتر نو

ويژگی ها و عناصر اصلی نمايشنامه جشن تولد با شدت و ضعف در طول کار تئاتری هارولد پينتر ادامه يافته است.

شخصيت اصلی نمايشنامه هنرمندی حساس به نام ستنلی است که برای اقامتی موقت به يک خانه شبانه روزی، که زوجی سالمند آن را اداره می کنند، وارد می شود.

پس از استنلی دو آدم بيگانه و شرور به خانه می آيند که معلوم می شود به دنبال استنلی هستند و قصد دارند او را با خود ببرند. ميان آنها و استنلی نبردی نابرابر در می گيرد، بی آنکه خود او يا تماشاگران از انگيزه آنها به روشنی چيزی بدانند.

هر نوع تلاش استنلی برای گريز از اين موقعيت "کافکايی" با شکست روبرو می شود. بدين ترتيب فضای بسته خانه به دامگاهی تبديل می گردد.

موقعيت "گروتسک" استنلی از فرط پوچی، مضحک جلوه می کند. ديگران نه تنها به خطری که هستی او را تهديد می کند، توجه ندارند، بلکه برای او جشن تولد هم می گيرند، آن هم در روزی که تولد او نيست! همه بی اعتنا به فريادهای خشم او در جشن دروغين شرکت می کنند! جشن تولد عملا به مراسم نابودی او تبديل می شود.

موقعيت های ديگر نمايش هم به همين اندازه غيرمعقول، توجيه ناپذير و البته تکان دهنده هستند، در عين حال ديناميسم نمايش با قدرت تمام جريان می يابد و در پايان استنلی را زير سازوکار نامعقول خود نابود می کند.

به علاوه می توان بر چند پی رنگ يا موتيف ديگر هم تأکيد کرد:

مهمترين ويژگی اثر رويکرد خلاق آن به زبان گفتاری است. زبان با کارکردی تازه به صحنه می آيد. آنچه شخصيت ها انجام می دهند يا در روابط ميان آنها می گذرد، ارتباط مستقيمی با گفته های آنها ندارد. اين بيان کنايی با طنزی پرابهام اما عميق، از موقعيت های روانی، به ويژه تمايلات غريزی و جنسی، پرده بر می دارد.

پيشخدمت
درک بوگارد و جيمز فاکس در نمايی از فيلم پيشخدمت به کارگردانی جوزف لوزی از فيلمنامه هارولد پينتر

بيشتر آثار هارولد پينتر ساختاری پيچيده دارند. تار و پود هر اثر معمولا از چند تم گوناگون تنيده شده، که به موازات هم پيش می روند، و تمی بيان نشده را نيز با خود حمل می کنند. گفتار نه در جهت برملا کردن محتوای هر تم، بل برای پر کردن شکاف ميان آنها شکل می گيرد. فضای مرموز "پينتری" ترفندی مصنوعی نيست، بلکه محصول طبيعی همين پيچيدگی تماتيک است.

غالب منتقدان از دشواری اجرای گفتارها و به ويژه "بيان" سکوتهای هارولد پينتر سخن گفته اند. هر سکوتی، چقدر حس، وزن و بار دراماتيک به همراه دارد؟ از آميزش رنگين اين سکوت های پرتنش، ریتم موزونی شکل می گيرد که مارتين اسلين آن را "باله کلام" خوانده است.

کارهای مهم هارولد پينتر: تئاتر تهديد و ارعاب

با وجود عدم اقبال از "جشن تولد"، هارولد پينتر به نوشتن نمايشنامه ادامه داد. کار بعدی او به نام "يک درد خفيف" (۱۹۵۸) اولين نمايشنامه راديويی اوست.

زوجی در خانه ای ييلاقی هستند، با زندگی آسوده و به ظاهر آرام. با آمدن مردی غريبه رنج های روحی و زخم های عاطفی کهنه سر باز می کنند. "واهمه های بی نام و نشان" از همه طرف سر ريز می کنند و "خوشبختی" را به توهمی دروغين بدل می سازند.

نمايش سرايدار (۱۹۶۰) هم با استقبال تماشاگران روبرو شد و هم موقعيت هارولد پينتر را به عنوان نمايشنامه نويسی جوان و پرتوان تثبيت کرد. دو برادر در خانه ای آبرومند با هم زندگی می کنند. يکی از برادران مردی خانه به دوش را به خانه می آورد. ورود مرد غريبه به رقابت های شخصی دو برادر بعدی تازه می دهد.

بازگشت به خانه (۱۹۶۵) جانمايه جشن تولد را تداعی می کند: گرفتاری در موقعيتی تحميلی که خلاصی از آن ناممکن است. تدی پس از تحصيل فلسفه در دانشگاهی آمريکايی به همراه همسرش روث به خانه پدری خود در لندن می آيد. به جای آغوش گرم خانواده، با بستگانی روبرو می شود که با نفرتی نامفهوم کمر به نابودی او بسته اند، و از همه بدتر پدر خودش. گفتگوهای نمايش از طنزی سياه سرشار است که کنايه های جنسی در آن موج می زند. دست آخر تدی خانه پدری را ترک می کند، درحاليکه همسر او پيش آنها جا خوش می کند!

پينتر
صحنه ای از اجرای نمايش روزگار گذشته

روزگار قديم (۱۹۷۰) روايت رابطه يک مرد و دو زن است. نمايش با زبانی کنايی و سخت دوپهلو مرزهای عشق و دوستی را می کاود. پيوند عشقی چيست و چه نسبتی دارد با رابطه جنسی؟
در بعدی ديگر، مرز شکننده واقعيت و خيال است که طی نمايش مدام در هم می ريزد. سويه واقعی يک رابطه کجاست و تا کجا می توان به آن تکيه کرد؟ آيا هر رابطه ای بهره ای از توهم به همراه ندارد؟

سرزمين متروک (۱۹۷۴) از تنهايی و خلأ ارتباطی ميان آدميان می گويد، اما برهوت واقعی از درون است که آدمها را تصرف می کند. دو نويسنده، زبان را تا مرز تجاوز کامل به شخصيت و هويت يکديگر "تکامل" می دهند. تهديد و ارعاب، در پوشش ظريف ترين شگردهای زبانی، جای روابط انسانی را گرفته است. با ورود دو شخصيت ديگر، که انسانهای عامی هستند، ارتباط دستکم از راه زبان، به امری ناممکن تبديل می شود.

خيانت (۱۹۷۷) برش ديگری است از روابط متقابل انسانی در جوامع مدرن، با پرسش هايی که هيچ پاسخ قطعی بر آنها متصور نيست: وفاداری تا کجا ادامه دارد؟ مرز خيانت از کجا شروع و به کجا ختم می شود؟

در اين نمايش هم باز با بازی فريبناک واقعيت و خيال روبرو هستيم. افراد به سادگی جا به جا می شوند و نقش های خود را با هم عوض می کنند، بی آنکه خود يا ما از نقش "اصلی" و "بدلی" سر در بياوريم. در بعدی ديگر، خاطرات گذشته است که به زمان حال تاخت می آورد، اما خود نيز از دستبرد "حافظه" در امان نيست. در نهايت اين زمان است که ضربه نهايی را فرود می آورد.

در مهتاب (۱۹۹۴) يکی از آخرين و تلخ ترين کارهای بلند هارولد پينتر، با همين امروز سروکار داريم. کارمندی در پايان زندگی با ناتوانی و بی نوايی روبروست. او در طول زندگی با خودخواهی ها و بدخلقی های خود همه را آزار داده است. فرزندانش که خود زندگی نابسامانی دارند، حتی در دم مرگ حاضر نيستند به بالين پدر بروند و با او آشتی کنند.

هارولد پينتر
استنلی بيکر در صحنه ای از فيلم تصادف

فيلمنامه های هارولد پينتر

هارولد پينتر بيش از سی نمايشنامه، چند داستان و حدود ده فيلمنامه نوشته است. از فيلمنامه های او به ويژه "زن ستوان فرانسوی" (۱۹۸۱) معروفيت زيادی دارد.

هارولد پينتر در نگارش فيلمنامه برای جوزف لوزی (۱۹۰۹-۱۹۸۴) کارگردان آمريکايی که از تهديد مک کارتيسم به انگلستان پناه آورده بود، همکاری پرباری داشت. سه فيلم زيبا و ماندگار ثمره همکاری آنهاست: پيشخدمت (۱۹۶۳)، تصادف (۱۹۶۷) و واسطه (۱۹۷۱).

هارولد پينتر چند ماه پيش اعلام کرد که ديگر به نوشتن نمايشنامه علاقه ای ندارد و مايل است خود را وقف کارهای شعری کند، و بيشتر به مسائل سياسی بپردازد: "من به شکلهای هنری تازه ای رسيده ام.... در سالهای اخير در مناسبت ها و مراسم گوناگون درباره سياست سخن گفته ام. اين کار انرژی زيادی می طلبد، اما گريزی از آن ندارم، زيرا اوضاع جهان را بسيار نگران کننده می بينم."

 
 
66نوبل ادبيات
هارولد پينتر برنامه جايزه نوبل در ادبيات
 
 
66خاکستر به خاکستر
بريده ای از يک نمايشنامه
 
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران