BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 12:37 گرينويچ - چهارشنبه 18 ژانويه 2006
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
تاريخچه مميزی فيلم در ايران
 

 
 
از آغاز تا انقلاب

به گواهی تاريخ سينمای ايران نوشته مسعود مهرابی، اولين شکل سانسور فيلم در ايران با تحريف زيرنويس آثار وارداتی اوليه آغاز می شود.

اشکال ابتدايی مميزی بسيار ساده است. چيزی همچون صحنه ای از فيلم سينما پاراديزو که در آن کشيش محله با تماشای مستقيم فيلم، دستور قيچی کردن صحنه های مختلف را می دهد. در دوره رضا شاه مميزی و نظارت فيلم ها بر عهده شهرداری و اداره سياسی وزارت کشور بود.

پوستر فيلم آرامش در حضور ديگران ساخته ناصر تقوايی

ظاهراً اولين قانون مدون نظارت آثار سينمايی در ايران به سال ۱۳۰۹ و لايحه نمايش ها و سينماها باز می گردد:

«هر سينما مکلف است مدير مسئول تعيين و کتباً به شعبه معارف بلديه معرفی کند ... هر قسمت از فيلم را که بلديه منافی اخلاق و عفت بداند قطع نموده، با حضور مدير سينما در قوطی گذارده، لاک و مهر کرده، در مقابل رسيد کتبی تحويل و تسليم مشاراليه خواهد شد.»
[ از کتاب تاريخ سينمای ايران ـ مسعود مهرابی]

در سال ۱۳۲۹ شمسی آيين نامه مفصلی برای سينماها و مؤسسات نمايشی ارائه می شود. ماده ۵۵ اين آيين نامه ۱۵ مورد مشخص موارد ممنوعه در فيلم ها را اعلام می کند.

در سال ۱۳۴۷ قاعده جديدی با عنوان آيين نامه نظارت بر نمايش فيلم و اسلايد تدوين می شود که شورايی مرکب از کارشناسان سياسی و هنری بر آن نظارت می کنند. برخی موارد اين آيين نامه به اين ممنوعيتها اشاره دارد:

- اهانت به توحيد پروردگار و اديان و کتب آسمانی و پيغمبران و مقدسان و مقدسات و ائمه اطهار
- اهانت به دين مبين اسلام و کيش شيعه اثنی عشری
- هتک حرمت و اهانت به مذهب ومعتقدات اقليت های مذهبی
- اسائه ادب نسبت به مقام شامخ سلطنت و خاندان جليل او
- اهانت نسبت به مقام های دولتی اعم از کشوری و لشکری
- صحنه هايی که حاکی از سوءقصد عليه رئيس و اعضای يک دولت بوده و قصد تحريک در آن آشکار باشد
- صحنه هايی که حاکی از شورش عليه نيروهای انتظامی و امنيتی و دفاعی باشد
- تبليغ برای هرگونه مراسم و مسلکی که به موجب قوانبن و مقررات کشور ايران غيرقانونی باشد
- ارائه مناظر جزئيات روابط جنسی
- به کاربردن عبارات و اصطلاحات و اصوات وقيح و رکيک
- نشان دادن مناظر مخروبه و افراد پاره پوش به منظور تخفيف حيثيت ايران
- صحنه هايی که در آن جزئيات يک قتل نشان داده شود...

چنان که ديده می شود محدوده های سخت گيرانه ای وضع شده بود و در عمل به ويژه در حيطه مسائل سياسی، بسيار فراتر از چهارچوبهای آيين نامه ای عمل می شد، اما دست کم قوانين تا حدی جزئی نگر بود و تکليف فيلمساز مشخص می شد. با اين همه آثار بسياری در آن دوران، سانسور، توقيف و حتی نابود شدند.

بهروز وثوقی در نمايی از فيلم گوزنها ساخته مسعود کيميايی

بسياری آثار مستند و تجربی پيش از انقلاب تا سال ها توقيف بودند. از جمله چند مستند مهم از کامران شيردل: اون شب که بارون اومد و تهران پايتخت ايران است، و يا فيلم کوتاه چنين کنند حکايت محمدرضا اصلانی.

عمده راش های توقيف شده فيلم قلعه شيردل محو و نابود می شود، تا اينکه در سال ۱۳۵۹ با اتکا به صدای فيلم و عکس هايی از کاوه گلستان، شيردل فيلم ديگری را از آن رقم می زند.

بسياری آثار مطرح آن روزگار با حذف و اصلاحات زياد به نمايش در آمدند: رگبار و غريبه و مه (بهرام بيضايی)، گاو و آقای هالو و پستچی (داريوش مهرجويی)، گوزن ها (مسعود کيميايی)، شازده احتجاب (بهمن فرمان آرا) و ...

دايره مينا مهرجويی چند سال در توقيف باقی می ماند و در سال ۱۳۵۶ با بازتر شدن فضای سياسی، با حذف و مميزی زياد اجازه اکران می يابد. آرامش در حضور ديگران (ناصر تقوايی) پس از چهار سال توقيف در سال ۱۳۵۲ بعد از حذف حدود بخشهايی از فيلم بر پرده می رود.

ملکوت خسرو هريتاش و شطرنج باد محمدرضا اصلانی با سد مميزی دچار تاخير نمايش می شوند و پس از انقلاب نيز به دليل تغيير ضوابط هرگز امکان نمايش نمی يابند. سايه های بلند باد بهمن فرمان آرا و جنگ اطهر محمدعلی نجفی، تنها پس از انقلاب بر پرده می روند.

پس از انقلاب

مرگ يزدگرد ساخته بهرام بيضايی

سال های اول انقلاب، دوران گذار است. فيلمسازان رها شده از محدوده های نظام شاهی ابتدا هيجان زده می نمايند، اما در عمل رو در رو با روزگار نوين و ضابطه های تازه، متحير و گرفتار برزخ می شوند.

سريعاً محدوده ها با اتکا به نظام مذهبی تازه پا دگرگون می شود، چنان که شتاب اين تغييرات چنان است که فيلمسازان را يارای همراهی آن نيست. اين است که شصت درصد از ۵۰ فيلم ساخته شده در سال های اول پس از انقلاب برای هميشه توقيف می شوند.

دلايل توقيف در بسياری از آنان بسيار ساده است: مثلاً حجاب زنان که در جامعه جديد و ضوابط فرهنگی تازه، رعايت آن الزامی شده است. در همين ايام بسياری از فيلمسازان بازاری دوران سپری شده، با جابه جا کردن عناصر فيلمفارسی: رقاصه، لات کلاه مخملی، کافه... با عناصر و شعار های رايج دوران، آثاری رقم می زنند که در مدتی بسيار کوتاهی آنان نيز از گردونه فيلمسازی نيز خارج می شوند. در اين دوران بسا که حضور ستارگان و حتی فيلمسازان دوران پيشين خود عاملی بر توقيف آثار آن زمان می شود.

از طرفی از ميان برخی آثار آن زمان می توان بيان سياسی منشعب از فضای باز آن سال ها را يافت که در گذر زمان و تنگ تر شدن تنگناها ديگر امکان نمايش نمی يابند. از جمله فيلم حرف بزن ترکمن رضا علامه زاده که اساساً با بودجه سازمان فدائيان خلق ساخته می شود.

اما در آن ميان هستند آثاری که تهيه کننده دولتی، خود راضی به نمايش آن ها نمی شود. در اين عرصه تلويزيون ايران نقش موثر و پر دوامی دارد. اين سياست تلويزيون و برخی نهادهای دولتی ديگر که فارغ از دغدغه بازار به توليد فيلم می پردازند - توليد فيلم و توقيف خود خواسته آن- روشی است که بعدها و تا همين امروز نيز ادامه داشته است. از جمله چندين اثر ابوالفضل جليلی که محصول تلويزيون ايران است همچنان امکان نمايش عمومی نيافته اند.

از نمونه های اين ساخته ها در آن دوران مرگ يزدگرد بهرام بيضايی، حاجی واشنگتن علی حاتمی و بند غلامحسين طاهری دوست را می توان نام برد.

از ديگر آثار ممنوعه آن سال ها انفجار ساموئل خاچيکيان، گفت هر سه نفرشان غلامعلی عرفان، خط قرمز مسعود کيميايی، مسافر شب منصور تهرانی و ۱۹۳۶ محمد بزرگ نيا و حسن قلی زاده قابل ذکر است.

دهه شصت ـ سالهای رخوت

در دهه ۱۳۶۰ کم کم نظام فرهنگی جمهوری اسلامی شکل می گيرد. سينما و فيلمسازی جايگاه ويژه ای می يابد و مديران فرهنگی تأکيد ويژه ای بر آن می گذارند. پس قواعد و چهارچوب های تازه شکل می گيرد. در آغاز، اين قوانين مدون چيزی نيست جز شکلی تغيير يافته از آيين نامه های ايام ماضی. اما گام به گام ابن قوانين نو می شوند و بيان و لحن نظام نوين را می يابند.

نوبت عاشقی از ساخته های محسن مخملباف همچنان توقيف است

در اين سال ها کشور در حال جنگ است، پس طبيعی است که در وادی فرهنگ نيز نگاه بسته تر و سخت گيرانه تری حاکم است. نگاهی که تا سال های پايانی اين دهه دوام می آورد.

فضای فرهنگی دهه ۶۰ فضايی است بسته و رخوتناک. فيلمفارسی سازان ورشکسته اند، کارگردان های فرهيخته دوران گذشته مظنون و نامحرم اند، نسل تازه هنوز شکل نگرفته اند و فيلمسازان تازه پای مورد اعتماد حکومت مشغول سعی و خطا اند. تازه در اواخر اين دهه و سست شدن شرايط جنگی، فضای فرهنگی رنگ و بوی تازه و شاداب تری می يابد.

در خرداد سال ۱۳۶۷، ظاهراً برای اولين بار در سينمای پس از انقلاب، شرايط تصويب فيلمنامه برای ساختن فيلم حذف می شود. اما همچنان فيلمسازان و تهيه کنندگان جسارت لازم برای پرداختن به آثار غير مصوب را ندارند. چرا که حتی زمانی که با طرح و فيلمنامه مصوب کار آغاز می شود باز در پايان اطمينانی به اکران و برگشت سرمايه وجود ندارد و حالا آنان چگونه بی هيچ گدار و دست آويزی از اين آب عبور کنند؟

از جمله بندهای قوانين نظارت در نيمه دوم دهه ۶۰ می توان به موارد ممنوعه زير نظر داشت:

- هتک حرمت مقدسين ومقدسات اسلامی و ساير اديان شناخته شده در قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران.
- نفی برابری انسان ها از هر رنگ و نژاد و زبان و قوم و انکار ملاک برتری که تقوا است و تحريک اختلاف نژادی و قومی يا استهزاء و تمسخر آن ها.
- نفی يا مخدوش نمودن ارزش والای انسان.
- اشاعه اعمال رذيله و فساد و فحشاء...
- تشويق و ترغيب و يا آموزش اعتيادهای مضر و خطرناک و راه های کسب درآمد نامشروع...
- بيان و يا عنوان هرگونه مطلبی که مغاير با منافع و مصالح کشور بوده و مورد سوء استفاده بيگانگان قرار گيرد.
- نشان دادن صحنه هايی از جزئيات قتل، شکنجه، جنايت و آزار که موجب ناراحتی و بدآموزی گردد.
- بيان مخدوش حقايق تاريخی و جغرافيايی...
- نشان دادن تصاوير و اصوات ناهنجار، اعم از نقص فنی و يا غير آن...
- نمايش فيلم های نازل تکنيکی و هنری و يا آثاری که ذوق و سليقه تماشاگر را به انحطاط و ابتذال بکشاند.

باشو غريبه کوچک در سال ۱۳۶۵ ساخته می شود، اما مضمون آن ضد جنگ تشخيص داده می شود، از اين رو تا پايان جنگ در توقيف باقی می ماند

چنان که ديده می شود اين قوانين بسيار کلی وتفسيرپذير هستند و درباره بسياری از جزئيات تکليف فيلمساز را مشخص نمی کنند. مثلاً اجبار در استفاده از تصاوير زنان با حجاب شرعی و يا روابط زن و مرد که از مسائل و ويژگی های سينمای پس ازانقلاب ايران است در اين قوانين نمود مشخصی ندارند. مشکل کلی و تفسير پذير بودن قوانين نظارت در دوره های بعدی نه تنها رفع و يا حتی تعديل نمی شود، که بيشتر می شود.

اما آن چه در گذر ايام بيش از قوانين مدون مميزی تعيين کننده است، مرور زمان و شرايط اجتماعی و سياسی حاکم است، مثلاً بعد از پايان جنگ، ديد بازتری نسبت به محصولات فرهنگی اعمال شد و شرايط کار برای فيلمسازان سهل تر شد.

از مشهورترين آثاری که در اين دهه با مميزی و توقيف روبرو شدند، می توان به حياط پشتی مدرسه عدل آفاق داريوش مهرجويی، باشو غريبه کوچک بهرام بيضايی، شب های زاينده رود و نوبت عاشقی محسن مخملباف نام برد.

حياط پشتی مدرسه عدل آفاق در سال ۱۳۶۰ ساخته می شود و در سال ۱۳۶۷ با تغييرات وسيع در ساختار و قصه فيلم، حذف فراوان و حتی افزوده شدن صحنه های جديد، با نام مدرسه ای که می رفتيم موفق می شود که بر پرده برود.

باشو غريبه کوچک در سال ۱۳۶۵ ساخته می شود، اما مضمون آن ضد جنگ تشخيص داده می شود، از اين رو تا پايان جنگ در توقيف باقی می ماند و در سال ۱۳۶۸ به نمايش در می آيد. شب های زاينده رود و نوبت عاشقی در سال ۱۳۶۹ در جشنواره فيلم فجر عرضه، اما بلافاصله توقيف می شوند.

دهه هفتاد ـ پيش از خاتمی

توقيف اين دو فيلم نقطه عطفی می شود بر تغيير نگرش در حوزه نظارت سينمای ايران. از پی مخملباف ديگر فيلمسازان پرورده نظام اسلامی نيز هوس عبور از خط قرمز به سرشان می افتد.

آدم برفی ساخته داود ميرباقری

دهه ۷۰ هنگامه عيان شدن اختلافات جناح های گوناگون درون حاکميت است. اوج تلاطم اين امواج تا پيش از دولت خاتمی در عرصه فرهنگی، در حوزه هنری سازمان تبليغات اسلامی است. نه تنها مخملباف که فرزند ياغی اين دستگاه است، که محمدرضا هنرمند، داود ميرباقری، بهروز افخمی، کمال تبريزی و ديگران نيز از اين هياهو بيرون نمی مانند.

آدم برفی داود ميرباقری و ديدار محمدرضا هنرمند از ساخته های مشهوری هستند که در اين دوره چند سالی در محاق توقيف می مانند. از طرفی آثار ابراهيم حاتمی کيا و رسول ملاقلی پور و کمال تبريزی و ابوالفضل جليلی نيز محملی برای اعتراض و هياهو است. طريق تازه اين سينماگران به مذاق برخی محافظه کاران خوش نمی آيد.

بهروز افخمی ديگر فيلمساز برآمده از دستگاه حکومتی ايران، اعتراض خود را به ساز و کار فراگير مميزی چنين بيان می کند:

«تاريخچه سينمای خودمان نشان می دهد که سينما بدون سانسور به سرعت به سمت انحطاط ميل می کند و بيشتر از هر چيز موضوع سکس و نوعی از خشونت بيمارگونه که معنای جنسی دارد و مربوط به انحرافات روانی و جنسی می شود در کار فيلمسازی تبديل به محور می شود...»

« اما مميزی که امروز در ايران عمل می کند نه تنها مفيد و سازنده نيست بلکه يک سياست خود آزار در جهت عقب نگه داشتن دائمی سينمای ايران است. سياستی که نه دلايل شرعی دارد، نه توجيه عقلی.»
[نشريه سينما - شماره۴۳ - ۲۸ بهمن ۱۳۷۱]

در اين دهه به رغم بازتر شدن دريچه ها، قوانين نظارت گاه خشن تر و سخت گيرانه تر رخ می نمايد. کم کم در قوانين نا نوشته و ثبت نشده ای، نظارت بر آثار سينمايی در حد اسامی شخصيت های خوب و بد، نوع و اندازه نماها، به ويژه تصاوير زنان، و برخی نماها ومکانهای ممنوعه جلوه می کند.

کار چنان بالا می گيرد که در سال ۱۳۷۴، نامه ای به امضای ۲۱۴ سينماگر در اعتراض به ضوابط دست و پاگير نظارت به مطبوعات داده می شود. به رغم لحن بسيار ملايم نامه، اين نوشته با اعتراض ها و تهاجم های زيادی روبرو می شود، چنان که تعدادی امضای خود را پس می گيرند و حتی تعدادی از امضا کنندگان در ضم تدوينگران اين نامه بيانيه می دهند.

نمونه برخی از موارد مدون و کلی ممنوعه در اين دوران چنين است:

- انکار اصل توحيد و ديگر اصول دين و يا سست کردن و اهانت به آن ها...
- تحريف و يا اهانت به فروع دين...
- اهانت به پيامبران و ائمه و مقام معظم رهبری، شورای رهبری، مجتهدان و فقها...
- هتک حرمت مقدسين و مقدسات اسلامی و ساير اديان الهی...
- نفی برابری انسان ها...
- نفی ارزش والای انسانی: حجاب، ايثار...
- به کار بردن الفاظ رکيک، فحاشی، نمايش استعمال دخانيات ...
- اشاعه فحشاء و بدحجابی...

دوران خاتمی

در دوره اصلاحات گرچه دريچه ها کمی بازتر و مدارای مديران بيشتر می شود، اما جسارت برآمده از اين گشايش و شرايط اجتماعی دوران، منجر به ساخت آثار فراوانی می شود که انگار قصد مقابله با قوانين مدون و نا مدون مميزی و فرا رفتن از مرزهای ممنوعه را دارند. اين می شود که در اين دوران شايد تعداد آثار توقيف شده و ممنوعه از تمام دوره های ديگر حکومت اسلامی ايران بيشتر باشد.

حميد فرخ نژاد در به رنگ ارغوان ساخته ابراهيم حاتمی کيا

دو فيلم مهم جعفر پناهی، دايره و طلای سرخ با وجود مضمون صريح اجتماعی آن توقيف می شود. دايره حتی پروانه نمايش می گيرد، اما با دستور مستقيم سيف الله داد، اولين معاون سينمايی وزارت ارشاد دولت خاتمی و در بازترين دوره سينمايی پس از انقلاب، جزو آثار ممنوعه می رود.

به دليل رشد تکنولوژی و سهل الوصول و ساده شدن ابزار فيلمسازی، بسياری از فيلمسازان آثار کوتاه ومستندسازان به حوزه های به ظاهر ممنوعه وارد می شوند و همين، تعداد زيادی آثار غير قابل نمايش روی دست فيلمسازان باقی می گذارد.

در اين دوران بيش از هر دوره ديگری دستگاه ها و نهادهای غيرفرهنگی وارد عرصه مميزی شده و خود به طور مستقيم بر اصلاح و يا منع آثار اثر می گذارند.

به رنگ ارغوان ابراهيم حاتمی کيا مجوز نمايش می گيرد، اما در برخورد با حساسيت های وزارت اطلاعات و قوه قضاييه و نيروهای امنيتی کشور از نمايش در جشنواره فجر و نمايش عمومی انصراف می دهد.

پيش از آن، ابراهيم حاتمی کيا در جلسه مطبوعاتی فيلم موج مرده در سال ۱۳۷۹ چنين گفته بود: «وقتی که جنگ بود ما برای ورود به جبهه از اين نظاميان اجازه می گرفتيم، ولی آن ها برای ورود به عرصه فرهنگ از ما اجازه نمی گيرند.»

مارمولک اثر جنجال آفرين کمال تبريزی، پس از کش و قوس فراوان و برخی اصلاحات و تعوبق زمان نمايش عمومی، در ارديبهشت ۸۳ اکران می شود. در هنگامه اکران آن، هياهو و جنجال فراوانی حول آن به راه می افتد و اعتراض های خشم آلودی به آن می شود، که اين همه باعث رونق بيشتر آن و استقبال بی نظير تماشاگران می شود. در نهايت فيلم پس از سه هفته، در اوج استقبال از پرده پايين کشيده می شود.

از ديگر آثار به نمايش در نيامده اين دوران می شود به ده عباس کيارستمی، جزيره آهنی محمد رسول اف، ابجد ابوالفضل جليلی، رأی باز مهدی نوربخش و آبادان مانی حقيقی اشاره کرد.

 
 
مميزیميوه ممنوع
کاوشی در پرونده غبار گرفته مميزی فيلم در ايران
 
 
درجه بندیپرونده مميزی فيلم در ايران
چرا يک فيلم ' سانسور' می شود
 
 
دايرهپرونده مميزی فيلم در ايران
اهداف و انگيزه های مميزی
 
 
مميزیپرونده مميزی فيلم در ايران
نگاهی به 10 فيلم ممنوعه سينمای ايران در سالهای اخير
 
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران