BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 18:45 گرينويچ - دوشنبه 20 مارس 2006
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
گذری بر سينمای ايران در سال ۱۳۸۴
 

 
 
صحنه ای از فيلم آفسايد
مهمترين دستاورد بين المللی سينمای ايران برای سال ۱۳۸۴، کسب خرس نقره ای جشنواره برلين برای فيلم "آفسايد" جعفر پناهی بود
بهار ۸۴ با انفعال مديران پيشين آغاز شد. تابستان فصل گذار و تحويل و تحول بود. پاييز اولين آزمون و خطای مديران تازه رسيده بود و در زمستان وزير جديد ارشاد اعلام کرد هرآنچه تاکنون بر پرده رفته است دست پخت مديران گذشته بوده و برخی حتی هم طراز شعارهای دولت جديد نيست.

پس نيمه دوم سال ۱۳۸۴ برای دولت جديد، ايام کاشت بود. شايد سال ۱۳۸۵ اولين برداشت دوران تازه به بازار بيايد.

آغاز دوران جديد

سال ۱۳۸۴ عملا دوپاره شد. شش ماه اول، مديران گذشته خود را آماده اسباب کشی می کردند و نيمه دوم، مديران تازه از راه می رسيدند و اثاث خود را پهن می کردند.

به واقع نيمی از سال، بيش از آن که هنرمندان و سينماگران به حرفه خود مشغول باشند، در گير و دار مبارزات انتخاباتی و يا کش و قوس تحويل و تحول دولت بودند.

چنين نيمی از سال در حيرت و انتظار گذشت. تهيه کنندگان و سينماگران، نگران و حيران از تغيير و منتظر تثبيت شرايط، دست روی دست گذاشته بودند. فعاليتهای تابع دولت نيز بلاتکليف بود. از اين رو تقريبا تمام جشنواره های رنگارنگ نيمه اول سال يا تعطيل شد و يا به نيمه دوم کشيده شد.

در نيمه دوم سال بود که با روشن شدن حساب و کتاب، چرخ توليد تاحدی به حرکت درآمد و از سوی ديگر، جشنواره های متنوع دولتی پاگرفت: کودک اصفهان، فيلم کوتاه، دفاع مقدس، فجر ...

 به رغم افزايش قيمت بليط در پاره ای بخشها، نزول، نه تنها در تعداد تماشاگران و سطح اشغال صندلی سينماها، بلکه حتی در ميزان فروش کل نيز در سال ۱۳۸۴ ادامه يافت
 

با اين همه، اين تحويل و تحول در عرصه سازمانهای غيردولتی (NGO ها)، دست کم تا اين زمان اثر بازدارنده داشته است. اين نهادها که برخی فعاليتهای مؤثری هم در سطح فيلمسازی داشته اند - از جمله برپايی همايشها و جشنواره ها و بعضا حتی کمک به ساخت فيلم، به ويژه آثار کوتاه و مستند - در طول سال ۱۳۸۴ تا حد زيادی به انفعال کشيده شدند و بسياری از فعاليتهای آنان متوقف و تعطيل شد. از ديگرسو به نظر می رسد که بسياری از کمکهايی که از طرف بخشهای دولتی شامل حال اين نهادها می شد، در آينده کم رنگتر و محدودتر شود و در نتيجه وسعت حرکت اين سازمانها را نيز تحت تأثير قرار دهد.

سيری در آمارها

بيد مجنون ساخته مجيد مجيدی

سير نزولی شاخصها، در سال ۸۴ نيز ادامه يافت. سينمای ايران دم به دم و بيش از پيش در دل بحران رفت و دستاوردهای ساليان اخير آن در معرض خطر قرار گرفت. با وجود اين نزول مداوم ساليانه، هنوز نه مديران و نه تحليلگران سينمای ايران اين سير را به حد کفايت جدی نگرفته اند.

در اين سال، ۴۲ فيلم بر پرده رفت. آرش معيريان بار ديگر رکورددار شد و شارلاتان او در سطح کشور بيش از يک ميليارد تومان فروخت، تا در پی توفيق کما در سال پيش، نشان دهد همچنان رگ خواب تماشاگر سينمای ايران را می شناسد. در پی آن آکواريوم ايرج قادری، شاخه گلی برای عروس قدرت الله صلح ميرزايی و بازنده قاسم جعفری ايستاد تا همچنان پويندگان فيلمفارسی فاتح گيشه ها باشند.

در برابر، آثاری چون مکس سامان مقدم و بيد مجنون مجيد مجيدی عرض اندام کردند تا نشانگر آن باشد که فتح گيشه به هر قيمت، هدف غايی سينمای ايران نيست.

با اين حال به رغم افزايش قيمت بليط در پاره ای بخشها، نزول، نه تنها در تعداد تماشاگران و سطح اشغال صندلی سينماها، بلکه حتی در ميزان فروش کل نيز در سال ۱۳۸۴ ادامه يافت، تا به همراه کاهش تعداد آثار به نمايش درآمده و آثار توليد شده در اين سال، افت شاخصها را در تمام ابعاد و عرصه ها شاهد باشيم.

 ساخت و گشايش تالارهای جديد سينما، همچنان از مرز طرح و سخن فراتر نرفته است. چنان که رسانه های ايران از چنين سينماهايی با عنوان سينماهای کاغذی ـ که تنها بر روی اوراق موجود است ـ ياد می کنند
 

به نظر می رسد گروهی از مخاطبان حامی و طرفدار سينمای فرهنگی، در حال شکل گيری است. در برابر حضور آثار پرطرفداری چون شارلاتان ، بازنده و آکواريوم ... در طرف ديگر، آثاری چون خيلی دور خيلی نزديک رضا ميرکريمی، گيلانه رخشان بنی اعتماد و محسن عبدالوهاب، بيد مجنون مجيد مجيدی، کافه ترانزيت کامبوزيا پرتوی، مکس سامان مقدم، چهارشنبه سوری اصغر فرهادی و ... توانستند در اين سال از اقبال مطلوبی در زمان اکران برخوردار شوند.

به نظر می رسد با اتحاد و همراهی سازندگان اين گونه آثار، موجی برای نفوذ اين جريان در بدنه سينمای ايران در حال شکل گيری است. به ويژه در شهر تهران آثاری چون مکس و بيد مجنون و چهارشنبه سوری حتی رکورددار شدند.

با اين همه اين موج هنوز به شهرستانها نرسيده و خارج از تهران، عرصه و ميدان از آن فيلمهای صرفاً عامه پسند است. پرفروشترين فيلم سال در تهران، مکس سامان مقدم با نزديک به نيم ميليارد تومان بود، در حالی که فروش شهرستان اين اثر از نيمی از اين رقم فراتر نرفت. و يا بيد مجنون مجيد مجيدی، در حالی که در تهران فروشی در حد ۳۴۰ ميليون تومان را سپری کرده بود، در شهرستانها نتوانست از رقم ۱۳۰ ميليون تومان بگذرد.

حال آن که شارلاتان آرش معيريان که در تهران به رقم ۴۱۱ ميليون تومان دست يافته بود، در شهرستانها ۶۵۰ ميليون تومان می فروشد تا فروش نهايی آن از يک ميليارد تجاوز کند. و يا بازنده قاسم جعفری که فروش آن در تهران ۲۳۰ ميليون تومان بود، در ساير شهرها به فروشی معادل ۵۴۰ ميليون تومان دست پيدا می کند. ارقام گواه آن است که در شهرستانها هنوز حاکميت بازار از آن آثار عامه پسند است.

اقدامات ساختاری

ساخت و گشايش تالارهای جديد سينما، همچنان از مرز طرح و سخن فراتر نرفته است

پس از وعده های فراوان طی سالهای متمادی، در باره اقدامات زيربنايی، به ويژه ساخت تالارهای سينما، به نظر می رسيد که در دو سه سال اخير، به واقع اين گونه اقدامات می رود که شکل عملی تری به خود بگيرد، که با تغيير مديريت سينمايی، آن امور نيز ظاهراً معوق مانده است.

به رغم تعطيلی پياپی سينماها طی ساليان پس از انقلاب، و با وجود دوبرابر شدن جمعيت کشور، نه تالارهای مهم و مؤثری طی اين سالها افزوده شده است، نه تالارهای موجود بازسازی و نوسازی اساسی شده است و نه حتی همين تعداد باقيمانده، توفيق پذيرايی از جمعيت مخاطبان را داشته است. در همين دوران ضريب واقعی پذيرش سينماها دم به دم کاهش يافته و در دوسه سال اخير به کمتر از ۱۰% سقوط کرده است.

از طرفی ساخت و گشايش تالارهای جديد سينما، همچنان از مرز طرح و سخن فراتر نرفته است. چنان که رسانه های ايران از چنين سينماهايی با عنوان سينماهای کاغذی ـ که تنها بر روی اوراق موجود است ـ ياد می کنند.

در سال ۱۳۸۴ ، باز هم، از همان آغاز و چندين بار، پروژه دوباره سازی سينماهای آزادی و شهرقصه مطرح شد و حتی تاريخهايی هم برای آغاز عمليات تعيين شد. اما تا اين زمان هنوز راه به جايی نبرده است.

سينماهای آزادی و شهر قصه شايد مهمترين و معتبرترين سينماهای تهران بودند که در جوار هم، بالاترين نسبت تماشاگر را نيز جذب می کردند. هشت سال پيش اين سينماها دچار حريق شدند و در پی تخريب ساختمانهای سوخته آن، سالهاست که چاله عميقی در تقاطع خيابانهای بهشتی و خالداسلامبولی به جای آن نشسته است.

عدم ساخت و حتی نوسازی تالارهای سينما را نه تنها بايد در ريزش چشمگير مخاطبان سينما دانست، بلکه حتی شايد در حريمهای فرهنگی و مذهبی برخی جناحهای متعصب حاکم جستجو کرد

طبق آخرين وعده، محمدباقر قاليباف، شهردار تهران، در حول و حوش جشنواره فيلم فجر، نه تنها بازسازی سينماهای آزادی و شهرقصه را يک بار ديگر تعهد کرد، بلکه وعده سرمايه گذاری معادل پنجاه ميليارد تومان برای ساخت چندين تالار جديد سينما را نيز داد. حال بايد ديد در آينده اين وعده نيز چگونه وفا خواهدشد.

عدم ساخت و حتی نوسازی تالارهای سينما را نه تنها بايد در ريزش چشمگير مخاطبان سينما دانست، بلکه حتی شايد در حريمهای فرهنگی و مذهبی برخی جناحهای متعصب حاکم جستجو کرد. شايد هنوز فضای سينما برای برخی، محدوده ای ممنوعه و حرام تلقی می شود.

با اين همه، در يکی دو سال اخير اقدامات ساختاری مطلوبی شروع شده است، از جمله پروژه بلندپروازانه سينماشهر در شهر جديد هشتگرد، که قرار بود در سال ۱۳۸۴ عمليات فاز اول آن آغاز شود که هنوز اين مهم به انجام نرسيده است.

ظاهراً مديران جديد در مواجهه با تحکيم مواضع و منازعه با حوزه های گوناگون، هنوز فرصت چندانی برای پيگيری امور زيربنايی را نيافته اند و لاجرم طرحهای پيشين به جريان نيفتاده است.

در اين ميان معلوم نيست برنامه پنج ساله سينمای ايران، که از سال ۱۳۸۱ آغاز شده بود، اکنون به کجا انجاميده و چگونه دنبال می شود و تا چه حد اهداف تعيين شده آن به مقصد رسيده است.

سينمای ايران رودررو با جهان

شايد مهمترين دستاورد سال ۱۳۸۴، دستيابی جعفر پناهی به خرس نقره جشنواره برلين بود. دستيابی به جايزه اول جشنواره بين المللی هند با فيلم جزيره آهنی محمد رسول اف، حاصل بين المللی ديگری برای سينمای ايران به ارمغان آورد.

از ديگر سو، آثار سينمايی ايران در سال ۸۴ ، در ميانه جشنواره های معتبر، درخشش چندانی نداشت. چند حضور از گيلانه رخشان بنی اعتماد و محسن عبدالوهاب، کافه ترانزيت کامبوزيا پرتوی، يک شب نيکی کريمی، بيد مجنون مجيد مجيدی ... و چند توفيق بين المللی برای برخی آثار کوتاه و مستند ايرانی ديگر دستاوردهای سينمای ايران خارج از مرزها بود.

خيلی دور خيلی نزديک رضا ميرکريمی، به عنوان نماينده ايران برای اسکار معرفی شد، اما در نهايت موفق نشد جايی در ميان فهرست نهايی نامزدهای اسکار خارجی بيابد.

محسن مخملباف نيز در اين سال، دو اثر متفاوت سکس و فلسفه و فرياد مورچه ها را در خارج از ايران رقم زد، که باتوجه به موضوع و پرداخت اين دو، و حريمها و محدوده های فيلمسازی ايران، بحثهای فراوانی را چه در داخل و چه در خارج از ايران برانگيخت.

آنان که رفتند

منوچهر نوذری

در سال ۱۳۸۴ باز هم تعدادی ديگر از هنرمندان سينمای ايران عرصه زندگی را ترک گفتند.

فريدون گله، فيلمسازی که در ساليان پيش از انقلاب گل کرد و آثاری به ياد ماندنی چون زير پوست شب و کندو را به جای گذاشت، پس از سالها بيکاری و دوری از وادی سينما، صحنه زندگی را برای هميشه ترک گفت.

منوچهر نوذری، گوينده و بازيگر راديو، تلويزيون و سينمای ايران نيز در پی يک دوره بيماری، درگذشت. در پی او رضا سعيدی، بازيگر خوش نقش مشهدی هم، زود و دور از انتظار به ديار مردگان رفت.

شهريار پارسی پور، کارگردان سينما، کاظم شهبازی، فيلمبردار و غلامرضا طباطبايی، بازيگر تآتر و سينما هم از ديگر رفتگان سال ۸۴ بودند.

اما داغ بزرگ جامعه تآتر و سينمای ايران، از دست رفتن پياپی مصطفی و مهين اسکويی بود. بسياری از بازيگران سينمای ايران يا به طور مستقيم آموخته مکتب اين دو هنرمند بودند، و يا در کار خود خواسته و ناخواسته از ايشان و تعليماتشان تأثير می گرفتند.

مهين و مصطفی اسکويی، پس از تحصيل علم بازيگری به روش استانيسلاوسکی در مسکو، در سال ۱۳۳۷ به ايران بازگشتند و بازيگران پرشماری را در اين مکتب پروراندند و تأثير سزاواری را در بازيگری تآتر و سينمای ايران برجای گذاشتند.

بهار

پارسا پيروزفر (راست) و امين حيايی در "زن زيادی" اثر تهمينه ميلانی که در بهار اکران شد

بيش از فعاليت توليدی در عرصه فيلمسازی، اين حال و هوای انتخابات رياست جمهوری بود که در بهار ۸۴ بر عرصه های عمومی و فرهنگی سايه انداخت و اين هياهو، جايگزين رخوت و انفعال سينمای ايران در آن ايام شد.

و در اين کشاکش، برخی مشاهير نزديک به حکومت سينمای ايران هم به کارزار سياسی آمدند و اثر مستقيم بر آن بازی گذاشتند.

جواد شمقدری فيلم تبليغاتی محمود احمدی نژاد، رييس جمهور برگزيده را ساخت. احمدرضا درويش عهده دار تهيه برنامه محمدباقر قاليباف بود. بهروز افخمی، به ياری مهدی کروبی رفت. مهدی فخيم زاده ساخت فيلم علی لاريجانی را به عهده گرفت. محرم زينال زاده هم با ساخت فيلم تبليغاتی، به هواخواهی از محسن مهرعليزاده پرداخت. سعيد ابراهيمی فر اثر خاصه پسندی برای مصطفی معين رقم زد. رسول ملاقلی پور برای محسن رضايی فيلم ساخت و سرانجام، کمال تبريزی و رسول صدرعاملی هم آثار تبليغاتی اکبر هاشمی رفسنجانی را تدارک ديدند. در آن ميان، ساخته کمال تبريزی برای رفسنجانی، اثری ماندگارتر از بقيه داشت و تا مدتها ورد زبانها بود.

سينما در نمايشگاه کتاب

جدا از هياهوی تبليغات سياسی در فصل بهار و با وجود رخوت و انفعال فضای فيلمسازی، عرضه کتابهای سينمايی در نمايشگاه بين المللی کتاب تهران، رويداد قابل اعتنای سينمای ايران در بهار بود. کتابهای رنگارنگ سينمايی بر پيشخوان بسياری از غرفه های نمايشگاه جلوه گر بود و نظر بازديدکنندگان را به اين عرصه جلب می کرد.

از سويی ديگر برای نخستين بار، چادر سينما، برای تأکيد ويژه بر اين حوزه برپا شده بود و مردم را به خود فرا می خواند. با اين حال تعداد کتابهای سينمايی جديد و چاپ نخست در نمايشگاه چندان پرشمار نبود و افت شاخص خريد کتاب و کتابخوانی را در عرصه فيلم و سينما نيز مکرر می کرد.

توقف جشنواره ها

انفعال و بی عملی بهار ۸۴ در توقف جشنواره ها هم نمود پيدا کرد و تقريباً تمام جشنواره هايی را که انتظارش را می کشيديم به تعطيلی کشاند: چهارمين دوره جشنواره مستند يادگار برگزار نشد و حتی وعده برپايی آن برای تاريخی ديگر، در طول سال هم محقق نشد. جشنواره دفاع مقدس هم يک بار ديگر به تعويق افتاد. و جشنواره های ديگری نيز همچون آوانگارد کيش و فيلم کوتاه موج، به دليل عدم پشتيبانی حاميان مالی جشنواره ها سرانجامی نيافت و متوليان آن توان برپايی جشنواره را نيافتند.

در عرصه بين المللی نيز سينمای ايران در فصل بهار حضور کم فروغی داشت. با آن که عباس کيارستمی به عنوان رييس هيئت داوران بخش دوربين طلايی در کن حضور داشت، اما سينمای ايران در آن همايش نتوانست حضور چندان مؤثر و درخوری بيابد و تنها دو فيلم يک شب نيکی کريمی و جزيره آهنی محمد رسول اف در بخشهای جنبی آن بر پرده رفت.

اکران بهار

همايون ارشادی در فيلم سيمای زنی در دوردست

سال ۱۳۸۴ با اکران نوروزی شاخه گلی برای عروس قدرت الله صلح ميرزايی، مجردها اصغر هاشمی، دربه درها اميرحسين صديق، گل يخ کيومرث پوراحمد و سيمای زنی در دوردست علی مصفا آغاز شد.

در ادامه امتحان ناصر رفاهی، جايی برای زندگی محمد بزرگ نيا، عاشق مترسک مهدی نوربخش، دانه های ريز برف و کنار رودخانه عليرضا امينی و بازنده قاسم جعفری روی پرده رفت. در اواخر فصل هم، ماهی ها عاشق می شوند علی رفيعی، زن زيادی تهمينه ميلانی و شارلاتان آرش معيريان اکران خود را آغاز کردند و تا تابستان ادامه دادند.

در اين ميان شاخه گلی برای عروس و بازنده اکران موفق و بالنسبه پرفروشی داشتند. در برابر دو فيلم عليرضا امينی، کنار رودخانه و دانه های ريز برف کم فروشترين آثار سال ۸۴ را رقم زدند.

هوانورد ساخته پر سر و صدای مارتين اسکورسيسی هم در بهار برپرده سينماهای ايران رفت، که عليرغم توفيق جهانی آن، اکران چندان موفقی را در ايران تجربه نکرد.

تابستان

در ماه آخر تابستان تحويل دولت انجام شد و در پی آن مديران حوزه فرهنگ و هنر تعيين شدند.

حسين صفارهرندی، معاون مدير مسئول و سردبير روزنامه کيهان، که سابقه نظامی هم دارد، به عنوان وزير فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزيده شد. محمدرضا جعفری جلوه، مدير سابق شبکه اول تلويزيون هم جای محمدمهدی حيدريان را گرفت و بر صندلی معاونت سينمايی تکيه زد.

با آن که با ورود صفارهرندی انتظار می رفت که شاهد تغييرات بنيادی و برنامه های سختگيرانه در حوزه فرهنگ و هنر باشيم، اما وزير جديد، هماهنگ با ساير اعضای کابينه تازه ترجيح داد با ورودی نرم و آرام به حوزه هنر نزديک شود و به تدريج زوايای موضع جديد را به دست گيرد.

هنوز برنامه ها و سياستهای جديد اعلام نشده است، با اين وجود وزير جديد و معاون سينمايی او وعده کاهش تصدی گری دولت را در حوزه فرهنگ و هنر می دهند.

جشنها و جشنواره ها

کافه ترانزيت

در ادامه راه، باز هم جشنواره های داخلی برگزار نشد و برای چندمين بار جشنواره ارزشی دفاع مقدس به تعويق افتاد. گويی هنوز زود است که چه فيلمسازان و چه مسئولان بی گدار به آب بزنند و در عرصه ای گسترده خطر کنند.

نهمين جشن سينمای ايران، که اولين دوره خود را بدون خاتمی و با حضور گروه جديد تجربه می کرد، در شهريور ماه برپا شد. در پی هياهو و حوادث متعاقب جشن سال پيش، و با ورود گروه جديد مديران کشور، جشن نهم با احتياط مفرطی همراه شده بود و بيش از آن که تبديل به نمايشی از نهادی مستقل و غيردولتی شود، دنباله روی و وابستگی بيش از پيش اين نهاد را به رخ می کشيد. خيلی دور خيلی نزديک رضا ميرکريمی، با کسب هشت جايزه، شاخصترين اثر اين همايش بود.

در تابستان و فصل برپايی جشنواره های رنگارنگ بين المللی، سينمای ايران بی حضور پرفروغی خودنمايی کرد. جشنواره ونيز بدون حضور اثری از ايران برگزار شد.

فصل ممنوعه فريبرز کامکاری و گرمای زمين ناهيد قبادی، آثار کوتاهی بودند که در بخشهای فرعی جشنواره سن سباستين اسپانيا شرکت داشتند و سارا داريوش مهرجويی که ۱۳ سال از ساخت آن می گذشت بار ديگر در اين جشنواره به نمايش در آمد. لاک پشتها هم پرواز می کنند بهمن قبادی سال قبل موفق شده بود جايزه اول اين جشنواره را از آن خود کند.

اما در شهريور ماه، پنج فيلم گيلانه بنی اعتماد و عبدالوهاب، بيد مجنون مجيدی، کافه ترانزيت پرتوی، جزيره آهنی رسول اف و دم صبح حميد رحمانيان در جشنواره تورنتو کانادا شرکت کردند.

اکران تابستان

بهرام شاکری (چپ) و مسعود رايگان در نمايی از فيلم "خيلی دور خيلی نزديک" که به عنوان نماينده ايران برای اسکار معرفی شد

هرچند در تابستان مجموعه پرباری برای اکران سينماها فراهم شده بود، اما در رشد آمارها تأثير چندانی نداشت. ارتقای اندکی نيز که در ميزان فروش مشاهده می شود، بيش از آن که ناشی از استقبال بيشتر مخاطبان باشد، منبعث از بالا رفتن بهای بليط سينماهاست.

با اين همه، چند اثر موفق و قابل اعتنای سال؛ خيلی دور خيلی نزديک رضا ميرکريمی، ماهی ها عاشق می شوند علی رفيعی، بيد مجنون مجيد مجيدی و در روزهای آخر تابستان، گيلانه بنی اعتماد و عبدالوهاب موجب رونق کيفی اکران تابستان شدند.

از ديگرسو، شارلاتان معيريان، پرفروشترين اثر سال، اسپاگتی در هشت دقيقه رامبد جوان، سالاد فصل فريدون جيرانی، نوک برج کيومرث پوراحمد، رستگاری در هشت و بيست دقيقه سيروس الوند و به من نگاه کن شهرام اسدی، از ديگر آثاری بودند که در تابستان ۸۴ برپرده رفتند.

پاييز

با فرارسيدن پاييز، چرخهای سينمای ايران کم کم به گردش می افتند. هم نظام توليد با حالت مطمئن تری جان می گيرد و هم يکباره بازار جشنواره های رنگارنگ سينمای ايران گرم می شود.

از طرف ديگر حملات يکباره وزير ارشاد، همراه با مصوبه سختگيرانه شورای عالی انقلاب فرهنگی، فضای فرهنگی کشور را غافلگير می کند. حسين صفارهرندی پس از آن ورود نرم و آشتی جويانه، غافلگيرانه حملات سختی را نسبت به مديران و سياستهای فرهنگی پيشين آغاز می کند.

در همين حال شورای عالی انقلاب فرهنگی، مصوبه عجيبی را عرضه می کند که ضمن تکرار شديدتر مواضع اخلاقی و سياسی گذشته، شامل بخش تازه ای است که حيرت و اعتراض دست اندرکاران سينمای ايران را موجب می شود:

"توزيع و نمايش فيلمهايی که به تبليغ مکاتبی همچون سکولاريسم، ليبراليسم، نهيليسم يا فمينيسم می‌پردازند و فرهنگهای اصيل جوامع شرقی (دينی) را تخريب و تحقير می‌کنند، ممنوع است."

رونق دوباره جشنواره ها

پوستر جشنواره فيلم کودک

در پاييز، جشنواره ها يکباره رونق می گيرند. مهرماه، جشنواره کودک اصفهان را داريم که در پی افت کيفی مداوم آن، امسال نيز باز شاهد نزول سطح کيفی برگزاری و آثار ارائه شده جشنواره بوديم. باز هم موفقترين آثار جشنواره در دايره ای بيرون از ذائقه و پسند کودکان قرار گرفت. ديشب باباتو ديدم آيدا رسول صدرعاملی و مرثيه برف جميل رستمی، موفقترين فيلمهای جشنواره بيستم بودند.

در آبان ماه بيست و دومين دوره جشنواره فيلم کوتاه در تهران برگزار شد. آثار کوتاه و مستند و پويانمايی ۷۰ کشور جهان در جشنواره امسال به نمايش درآمد.

و سرانجام آذر ماه، پس از چندين بار تعويق تاريخ و کشاکشهای فراوان در برگزاری، دهمين جشنواره فيلم دفاع مقدس در تهران برگزار شد. گيلانه بنی اعتماد و عبدالوهاب و اشک سرما عزيزالله حميدژاد موفقترين آثار اين دوره بودند. در همين حال، ابراهيم حاتمی کيا، با وجود غيبت او، به عنوان برترين کارگردان تاريخ سينمای دفاع مقدس شناخته شد.

در آن سوی آبها، در جشنواره غيررقابتی لندن، چهار فيلم ايرانی شرکت داشتند که در واقع تنها دو اثر آن نماينده سينمای ايران محسوب می شدند؛ بيدار شو آرزو کيانوش عياری و سيمای زنی در دوردست علی مصفا.

در عين حال فيلم سکس و فلسفه محسن مخملباف، محصول مشترک ايران و تاجيکستان و فرانسه، و چرخی رامين بحرانی (کارگردان ايرانی مقيم آمريکا) از کشور آمريکا ديگر ساخته های جشنواره بودند که نامی از ايران با خود داشتند.

"حکم" مسعود کيميايی از فيلمهای اکران پاييز و زمستان بود

جزيره آهنی محمد رسول اف، در حالی که هنوز نمايش آن در ايران ممکن نشده است، يک توفيق بين المللی ديگر کسب کرد و جايزه اول جشنواره بين المللی هند را به دست آورد.

برپايی جشنواره فيلمهای باستان شناسی ايران در برلين، از ديگر جلوه های حضور آثار ايرانی در آن سوی مرزها بود؛ جشنواره ای که با توجه به تمدن باستانی ايران، سيری در مستندهای ايرانی و غيرايرانی موضوع داشت.

اکران پاييز

پاييز نيز بالنسبه، مجموعه مطلوبی را برای تماشاگران سينمای ايران دربرداشت. گيلانه بنی اعتماد و عبدالوهاب، ديشب باباتو ديدم آيدا رسول صدرعاملی، يک بوس کوچولو بهمن فرمان آرا و مکس سامان مقدم، از جمله آثاری بودند که با نظر به معيارهای کيفی، بر پرده رفتند. جدا از اينها، نمايش خيلی دور خيلی نزديک و بيد مجنون هم در اين فصل ادامه يافت.

شکلات افشين شرکت، آکواريوم ايرج قادری، حکم مسعود کيميايی و عروس فراری بهرام کاظمی، از ديگر آثاری بودند که در اين فصل به نمايش درآمدند.

روز نهم ساخته فولکر شلوندروف از کشور آلمان، ديگر اثر مهم خارجی بود که در پاييز به نمايش درآمد و همچون تمامی آثار خارجی مشابه، باتوجه به شرايط اکران اين آثار، استقبال ضعيف و کم اثری از آن شد.

زمستان: آغاز سال سينمايی ايران

پوستر بيست و چهارمين دوره جشنواره فيلم فجر

اولين جشنواره فيلم فجر در دوران جديد، به دليل همزمانی با ايام سوگواری محرم در تاريخی غيرمعمول، از ۲۹ دی تا ۹ بهمن، در تهران برگزار شد.

افت کيفی محصولات راه يافته به جشنواره فجر امسال قابل انتظار بود. در برزخی طولانی که از ماههای پايانی دولت قبل آغاز شده بود و چند ماهی نيز در دولت جديد دوام آورد، امکان آن نبود تا فيلمسازان و تهيه کنندگان سينمای ايران، طرح چندان جسورانه ای درافکنند و بی گدار به آب زنند. بايد زمان می گذشت و راه و چاه دوران تازه معلوم می شد.

از اين رو، برآيند آثار جشنواره امسال، محتاطانه و محافظه کارانه می نمود. با اين همه در اين ميان، اولين آثار روشها و سياستهای جديد هويدا می شد. از مشاهدات پيداست که گويی حرف چندان تازه ای نيست و هنوز فعل غريبی رخ نداده است.

در پايان جشنواره، احساس نهايی اين بود که انگار هر دولت تازه رسيده ای، بهترين درودهای خود را نثار ابراهيم حاتمی کيا می کند و در عروسی و عزا او را بر صدر می نشاند. همچنان که در اولين فجر دوران خاتمی، در سال ۱۳۷۶، آژانس شيشه ای ستاره ميدان بود و بيشترين جوايز را به خود اختصاص داد، در بيست و چهارمين جشنواره فيلم فجر هم، به نام پدر حاتمی کيا با ربودن پنج سيمرغ بلورين برترين فيلم اين دوره شد. چهارشنبه سوری اصغر فرهادی با دريافت چهار سيمرغ بلورين در پی به نام پدر ايستاد.

ابراهيم حاتمی کيا برای فيلم "به نام پدر" پنج سيمرغ بلورين در جشنواره فجر دريافت کرد

جشنواره مستند کيش که آخرين دوره آن در اسفندماه سال قبل برگزار شده بود، هفتمين دوره آن امسال اساساً به انجام نرسيد و طبق وعده متوليان جديد جشنواره در بهار ۸۵ بايد منتظر برپايی آن بود.

اين جشنواره که در سال ۱۳۷۸ با همت و پيگيری کامران شيردل، مستندساز کهنه کار و برجسته ايران شکل گرفت و شش دوره پياپی ادامه يافت، با ورود مديران تازه سازمان منطقه آزاد کيش ـ برگزارکننده اصلی جشنواره ـ دچار تحولات وسيعی شد. مديريت تازه، از راه نرسيده ترجيح داد بانی اصلی جشنواره را برکنار کند و در خلاء حضور کامران شيردل و روی کار آمدن مديران تازه جشنواره، فرصت برگزاری آن برای سال ۱۳۸۴ از دست رفت.

اما مهمترين دستاورد بين المللی سينمای ايران برای سال ۱۳۸۴، کسب خرس نقره ای جشنواره برلين برای فيلم آفسايد جعفر پناهی بود. اين فيلم موفق شد به طور مشترک با فيلم ان ساپ ساخته پرنيله فيشر کريستنسن از کشور دانمارک، دومين جايزه جشنواره معتبر برلين را از آن خود کرد.

اکران زمستان

در حالی که اکران فيلمهای مکس ، حکم و يک بوس کوچولو از پاييز به زمستان کشيده شد، هشت پا عليرضا داودنژاد، پيشنهاد پنجاه ميليونی مهدی صباغ زاده، سرتو بدزد رفيق علی عبدالعلی زاده، مرثيه برف جميل رستمی، برباد رفته صدرا عبداللهی، غروب شد بيا انسيه شاه حسينی، ما همه خوبيم بيژن ميرباقری، چپ دست اثر ديگری از آرش معيريان، من بن لادن نيستم احمد طالبی نژاد و کودکانه مسعود کرامتی، آثار ديگری بودند که در اين فصل بر پرده رفتند.

چهارشنبه سوری اصغر فرهادی نيز که حدود يک ماه از شروع نمايش آن می گذرد، به اکران نوروزی سينماها خواهد پيوست تا در فصل بهار اکران موفق خود را ادامه دهد. اين فيلم نيز از آثار موفقی است که به نظر می رسد دست کم در تهران، جزو رکورددارهای فروش امسال باشد.

چشم انتظار سال ۱۳۸۵

فيلم "چهارشنبه سوری" از فيلمهای پرطرفدار سال بود که پس از فيلم "به نام پدر" بيشترين جوايز را در جشنواره فجر گرفت

اگر بپذيريم که برای تربيت هر نسل تازه هنرمندان، هفت هشت سالی زمان لازم است، می توان به همان گونه که، جعفر پناهی و ايرج کريمی و رضا ميرکريمی و بهمن قبادی و سميرا مخملباف و ... را پرورش يافته روزگار رفسنجانی به حساب آورد، نسل تازه ای را هم که در دوران پيش رو به عرصه می رسند، برآمده دوران خاتمی دانست.

و چه حاصل و ترکيب غريبی است جمع اين اضداد. نسل برآمده از دوران بسته سالهای شصت و اوايل هفتاد، فيلمسازان رهاشده دوره خاتمی بودند، و جوانان برآمده از سالهای سرکشی اصلاحات، آستينها را بالا می زنند که در دوران جديد وارد ميدان شوند.

 
 
بهار - عکس از زائور دخدهبهار آمد
صفحه ويژه نوروز 1385
 
 
کلاکتصفحه ويژه فيلم
تازه های فيلم و سينمای ايران و جهان
 
 
بخشی از پوستر بيست و سومين جشنواره فيلم فجرچهار فصل سينما
مروری بر سينمای ايران در سال ۱۳۸۳
 
 
مميزیميوه ممنوع
کاوشی در پرونده غبار گرفته مميزی فيلم در ايران
 
 
موسيقیموسيقی 84
نگاهی به کارنامه موسيقی ايران در سا لی که گذشت
 
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران